ياد ياران ♦ چهار فصل
آيدا کالجي - پنجشنبه 26 اردیبهشت 1387 [2008.05.15]
در هفته هاي گذشته دو بزرگ سينماي ايران را از دست داديم. ابتدا اسماعيل داورفر رفت که بازي اش در نقش دوستعلي در سريال جاودانه "دايي جان ناپلئون" فراموش نشدني است و سپس فرهنگ معيري به ديدار حق شتافت. مردي که به حق از او به عنوان استاد پيشروي چهره پردازي نوين در سينماي ايران ياد مي شود. نگاهي انداخته ايم به زندگي و آثار معيري و ميراث گرانقدري که بر جاي گذاشته است....

به ياد فرهنگ معيري
آرايش مرگ
فرهنگ معيري چهره پرداز نامدار سينما و تئاتر ايران، هفته پيش درگذشت. از وي به عنوان استاد پيشروي چهره پردازي نوين در سينماي ايران ياد شده است که سبک کار او تاثير بسياري بر گريم ايران گذاشت. فرهنگ معيري چند هفته پيش در گردهمايي چهره پردازان تئاتر گفته بود که مي خواهد جوان شود و بار ديگر تجربه هاي تازه اي کسب کند. اما مرگ بر چهره او نقشي ابدي زد و صبحگاه 21 ارديبهشت ماه وي را از تجربه هاي بيشتر بازداشت.
فرهنگ معيري در اول خرداد ماه 1322 متولد شد، در کودکي در نقش کودکي سياووش در فيلم "سياووش در تخت جمشيد" اثر فريدون رهنما ظاهر شد و از همان زمان در سينما ماندگار شد. در جواني در دانشکده تلويزيون پذيرفته شد و به کردستان اعزام شد، حاصل کار چند فيلم مستند از فرهنگ عامه مردم مهاباد بود.
پس از آن در کنار تلويزيون، به چهره پردازي در سينما روي آورد و در فيلم هايي چون خاتون، سمعک عيار، زخمي ها، سفرسنگ، خط قرمز، نفس بريده و موضوع جدي نيست به گريم پرداخت.
کار در سريال دليران تنگستان و گريم هاي موفق اين سريال توجه بيشتري را به سوي وي جلب کرد و از سوي بسياري از فيلمسازان مطرح براي کار دعوت مي شد.
بهرام بيضايي نيز براي ساخت فيلم کلاغ از فرهنگ معيري درخواست همکاري کرد و از همان فيلم همکاري درخشان وي با بيضايي آغاز شد که تا فيلم هايي چون باشو غريبه کوچک، شايد وقتي ديگر، مسافران و سگ کشي نيز ادامه يافت. فيلم هايي که به باور بسياري از منتقدان و اهل فن؛ برجسته ترين و خلاقانه ترين چهره پردازي هاي سينماي ايران را به رخ مي کشند.
فرهنگ معيري خود در تشريح تلقي اش از گريم نوشته است: "در گريم به يک معماري دراماتيکي و اجراي با مهارت و لحظه اي آن اعتقاد دارم و اينکه هر سيماي پرداخت شده اي از ارزش نمايشي معين و ويژه اي بايد برخوردار بوده باشد چرا که انديشه هاي راستين واکنش معيني نمي طلبد."
معيري که پس از انقلاب به عنوان گريمور ارشد صدا و سيما به فعاليت مي پرداخت به آموزش گريم در دانشگاه ها و موسسات آموزشي از جمله دانشکده صدا و سيما، دانشکده سينما- تئاتر و مرکز آموزش فيلمسازي (باغ فردوس) مي پرداخت و بسياري از دانشجويان او هم اکنون در زمره بهترين چهره پردازان ايران به شمار مي آيند.
با اين حال وي همواره صريحا از سانسور آشکار در سينماي ايران انتقاد مي کرد و سياست هاي مسئولان را سبب توليد فيلم هاي بي خاصيت و بي هويت مي دانست، وي خود همواره گزيده کار مي کرد و در فيلم هاي مطرح سينماي ايران در نقش چهره پرداز ظاهر مي شد.
وي در گفتگويي در سال 1384 گفته بود: "تقريبا از نيمه دوم دهه 60 به علت عمكرد نظريهپردازان دولتي و چهرهپردازان بله قربان گو، گريم به سمت كليشهاي شدن و شبيهسازي حركت كرد.
با عملكرد آدمهاي بله قربانگو، چهرهپردازي به انحراف كشيده شده است و ملت ايران حق دارد كه نسبت به اين روند اعتراض داشته باشد. چرا كه زن ايراني به گونهاي كه در سريالهاي امروز تصوير ميشود نيست. علاوه بر آن در كار طراحان گريم بسيار ديدهايم كه ابعاد يا فاصله تاريخي و رويدادها را نميتوانند برآورده كنند."
معيري گفته بود: شناخت اندك برخي از كارگردان و چهرهپردازان، به ويژه ماديجويي و بيپشتوانه بودن مديران توليد و تهيه، كه سابقه آن چنان درخشاني ندارند موجب چهرهپردازيهاي نادرست غليظ وغلط ميشود.
وي درباره آرايشهاي غليظ و نامتعارف بازيگران برخي سريالهاي پرهزينه تلويزيون گفته بود: اين گونه چهرهپردازي، ضد زيبايي است و با ادامه اين روند، مردم به اين شيوه گريم عادت كردهاند. در صورتي كه چهرهپردازي درست، آشكار نيست. چرا كه بر مبناي آناتومي استوار است.
معيري در سال هاي اخير پس از بازنشسته شدن از صدا و سيما، آموزشگاه خصوصي گريم خود را تاسيس کرده بود که با استقبال بسيار روبرو شده بود.
پيکر استاد موج نوي گريم ايران بنا به وصيت خودش در روستاي واريان در جاده چالوس به خاک سپرده شد.
معيري تا آخرين روزهاي زندگي به کار و آموزش گريم مشغول بود و در کارنامه او گريم بيش از 50 فيلم سينمايي نقش بسته است، او در آخرين ديدارش با گريمورها گفته بود: "زندگي ام صرف عشق به آموختن و آموزاندن و گسترش عرصه هاي دانش گريم شد."
برخي از کارهاي اخير گريم فرهنگ معيري را در اين آدرس مي توانيد ببينيد:
http://moayeri.ir/web/index.htm
