Rooz

سياست هاي واشنگتن به افزايش تروريسم انجاميده

نگاه ميدل ايست تايمز به گزارش سالانه امنيتي آمريکا - دوشنبه 23 اردیبهشت 1387 [2008.05.12]


رمزی بارود

اطلاعات موجود در متن گزارش سالانه تروريسم که از سوی ايالات متحده برای سال 2007 منتشر شده، به نتايج ‏جالب و معما گونه ای اشاره می کند. اين گزارش که 30 آوريل بر روی وب سايت وزارت خارجه قرار گرفت، ‏این حقيقت را که القاعده هنوز قدرت خود را حفظ کرده، مخفی نمی کند. گزارش ضمناً می گويد عليرغم اطمينان ‏خاطر دادن های مداوم بوش درباره موفقيتش در "جنگ با تروريسم"، اين خطر اصلاً فروکش نکرده است.

آيا اين گزارش تاثيرات جدی بر سياست خارجی ايالات متحده و نقش اين کشور در وضعيت فعلی برجا خواهد ‏گذاشت؟

بياييد نگاهی به برخی داده های اين گزارش بياندازيم. برای شروع به پاکستان نگاه می کنيم. حملات القاعده يا ‏حملاتی با رنگ و بوی القاعده در اين کشور در فاصله 2006 تا 2007 دو برابر شده است (از 375 به 877 ‏رسيده است). اين حملات در سال 2007، جان 1335 نفر را گرفته که نسبت به 335 نفر سال قبلش، حدود 300 ‏درصد رشد را نشان می دهد. ‏

اما در افغانستان که مدت کوتاهی پس از واقعه يازدهم سپتامبر، به اصطلاح آزاد شده است، تعداد حملات گزارش ‏شده در اين کشور در سال 2007، به اندازه 16 درصد رشد داشته است. کشته شدن 1966 نفر در جريان تقريباً ‏‏1127 حمله خشونت آميز، نشاندهنده بالا رفتن سطح خشونت ها در مقايسه با سال 2006 است که مرگ 1257 ‏نفر را شامل به همراه داشت.‏

خشونت های بسياری در سراسر دنيا رخ داده که دامنه آن به آفريقای شمالی- خصوصاً بمب گذاری تروريستی در ‏الجزاير- نيز کشيده شده است. ‏

همه اينها تنها نيمی ( به عبارت دقيقتر 40درصد) از ماجرا را شامل می شوند. عراق خود به تنهايی در بر دارنده ‏‏60 درصد تلفات تروريسم جهانی بوده است. ‏

با درنظر گرفتن اينکه خشونت های هولناک فعلی در عراق تا پيش از اشغال اين کشور توسط ايالات متحده در ‏سال 2003 وجود نداشت، آيا دولت بوش لحظه ای به ارتباط حوادث با هم فکر می کند؟ حتی يک دانش آموز ‏سال سوم دبستان هم می تواند موضوع را بفهمد: اشغال عراق توسط ايالات متحده يک عامل اصلی، اگر نگوييم ‏تنها عامل، در به راه افتادن حمام خون در اين کشور بوده است. نظاميان ايالات متحده برای اصلاح اشتباهات در ‏عراق، فقط باید به تخليه آن سرزمين پبردازند و بوش يا هر کس ديگری که به کاخ سفيد راه پيدا خواهد کرد، می ‏بايست از توجيه ماموريت فرسايشی در عراق، در قالب عبارت های ساختگی، خوداری کند. ‏

بوش در اول مه 2003، پايان عمليات جنگی اصلی در عراق را اعلام کرد.او ايستاده در عرشه ناو هواپيمابر يو ‏اس اس ابراهام لينکلن و در حاليکه نوشته بزرگ "ماموريت به پايان رسيد" را در پشت سر داشت، اين خبر را ‏داد. روزنامه نيويورک تايمز هم آن زمان خبر داد "دولت بوش در پی کاهش نيروهای عملياتی ايالات متحده از ‏عراق ظرف چند ماه آينده است و قصد دارد حجم نيروها را تا پاييز ، به نصف تقليل دهد".‏

اما اکنون، پنج سال پس از سخنرانی بوش، به نظر می رسد دولت در پی افزايش نيروهای نظامی است و تعداد ‏‏20000 نفر را به نيروهاي مستقر در منطقه افزوده. مقامات بوش بدون اينکه از نقش جنگ در افزايش فعاليت ‏های تروريستی عذرخواهی کنند، به افزايش نيروها در پاسخ به افزايش خشونت ها دست زدند تا به راحتی سهم ‏خود را در بروز اين خشونت ها از صفحه پاک کنند. گزارش وزارت خارجه، مشخصاً به هيچ يک از هزاران ‏قربانی بيگناهی که توسط نيروهای آمريکايی يا ائتلاف و تحت عنوان قربانيان تروريسم جان خود را از دست ‏دادند، اشاره ای نمی کند. ‏

راس ترورز، معاون مدير مرکز ضد تروريسم، همزمان با انتشاراین گزارش گفت: "منصفانه است که بگوييم در ‏صحنه جهانی، مردم در کشتن یکديگر به طور فزاينده ای کارآمدتر شده اند". هرچند اظهارات ترورز بدون شک ‏صحيح است، به نظر نمی رسد هيچ قصدی در برقرار کردن ارتباط ميان تهاجمات مستقيم يا غير مستقيم ايالات ‏متحده با شعله ور شدن خشونت، در عراق و افعانستان و يا در پاکستان، ندارد.‏

اما چيزی که گزارش تروريسم وزارت خارجه فراموش نکرده، تعيين دوباره ايران به عنوان "فعال ترين" دولت ‏حامی تروريسم در جهان است. همانطور که آسوشيتدپرس در اول مه گزارش داد، ايران مسوول "پشتيبانی از ‏تندروهای فلسطينی و ستيزه جويان افغانستان و عراق است، که عوامل سپاه پاسداران ايران در آنجا به آموزش و ‏تامين مالی و تسليحاتی جنگجويان می پردازند".‏

متاسفانه گزارش به موضوع زمزمه های طولانی مدت جنگ ايالات متحده عليه ايران دامن می زند. اين تاسف بار ‏است زيرا اگر يافته های گزارش را مسئولانه تر نگاه کنيم، ادامه سياست های دولت بوش دنيا را ناامن تر کرده ‏است. آيا جنگ عليه ايران منجر به افزايش خشونت ها يا وقايع تروريستی نمی شود؟

اين موضوع هم مشخص نشده که القاعده واقعاً تا چه حد قدرتمند است و توانمندی های آنها تا چه حد برای توجيه ‏ادامه عمليات دولت بوش تحت تاثير قرار گرفته است. ‏

در واقع اگر القاعده هنوز در چنين حجم موثر و گسترده ای در بسياری از کشورها حضور دارد، آيا منطقی که در ‏پشت «جنگ تروريسم» دولت بوش برای تضعيف و انهدام القاعده وجود دارد، زير سوال نمی رود؟

البته ممکن است قدرت القاعده و ميزان نفوذ آن به دلايل سياسی افزايش يافته باشد. زيرا هر مناقشه ای که آمريکا ‏در آن پا می گذارد، ميزبان آن القاعده يا گروه های طرفدار آن هستند و اين خود مداخله نظامی ايالات متحده را ‏همه جا توجيه می کند. ‏

نويسندگان به جای اينکه به نکات برجسته از گزارش تروريسم بپردازند، به دنبال منطقی رفته اند که مشکل را به ‏گردن شرايط خارجی انداخته و دولت را از زير بار مسئوليت اقداماتش رهايی ببخشد. ‏

سرانجام اينکه آيا واقعاً لازم است يک گزارش طولانی با صرف ساعت ها زمان و مقدار زيادی هزينه تهيه شود ‏درحاليکه درس ها هميشه اشتباه هستند و منجر به شعله ور شدن خشونت های بيشتر و به دنبال آن، تهيه گزارش ‏های تروريسم بيشتر می شوند؟ ‏

منبع: ميدل ايست تايمز، 10 مه ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.