اقتدا به شجاعت دولت
مسيح علي نژاد - یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 [2008.05.11]

"شكستن عادات و شالودههاي كهنه، شبيه نوعي خرافهستيزي در عرصه مديريتي است."
كهنهكاران عرصه سياست و تكنوكراتهاي حوزه سياسي را هم مي توان با اين استدلال وادار ساخت تا در برابر ستيز با خرافه در عرصه مديريتي سر تعظيم فرود آورند.
اين استدلال رئيس دولت نهم است آنگاه كه به جاي ايستادن در برابر چشمان ناظر رسانه و زبان گشودن در برابر دوربينها و قلمها و قامت خبرنگاراني كه به رسم پرسشگري مهياي طرح سوال شدهاند به خلوت ميرود تا كليد دنياي مدرن به دست گيريد و با يك كليك ، كليپي از منطق جابجايي در كابنيه نهم را بر صفحه وب سايت شخصياش به نمايش بگذارد.
شايد اعتراضات و انتقادات بسياري يا به زعم خود آقاي رئيس " جيغ هاي بنفش" بسياري براي عزل و نصبهاي مكرر در كابينهاي چنين پر رفت و آمد، بر صفحه رسانه و سياست نقش بست در حالي كه به واقع آنچه رخ داد، ذرهاي فراتر از وظايف تعريف شده رئيس يك قوه در قانون اساسي نبود اما از آنجايي كه بعضي از اصول صريح قانون اساسي در مسيرتصميم گيريهاي صاحبان اختيار رسمي، غريب باقي ميماند و تبديل به عادت مي شود ميتوان باز هم به تعبير آقاي رئيس در نورديدن اين شالود هاي كهنه يا شكستن عادات را ستيز با خرافه دانست و پذيرفت كه اجراي آن اصول پس از سالها، ناخودآگاه موجي از اعتراض را در جامعه سياسي كشور برميانگيزد.
با مروري در ادوار گذشته و بررسي جابجاييها در كابينه دولتهاي پيشين كافيست تا بي سابقه بودن جابجايي نه يا ده عضو كابينه در مدت زمان دوسال و چند ماه از عمر يك دولت روشن شود. بدين ترتيب اصل 135 و 136 قانون اساسي كه بر اساس آن قانونگذار با درنظرگرفتن تبعات جابجايي هاي كابينه، چنين اختياري را بدون در نظر گرفتن حد و حدود به رئيس جمهور داده است ، در فصل رياست جمهوري محمود احمدي نژاد بيش از دوران ديگراني كه آمدند و رفتند به بار نشسته است و چنين است كه او و همراهاني كه هنوز بر مسئوليت ماندهاند نيز در بهار امثال پيش و پس از شنيدن هر صداي اعتراضي به اين همه تكرار طرد ياران، واژه زايش و رويش در بدنه مديرتي كشور را در قاب پاسگويي مي گنجانند و در وب سايت شخصي رئيس جمهور نيز براي اداي توضيح به ملتي كه ذهن پرسشگرشان نظاره گر چرايي اين همه تغيير در تركيب كابينه است، به نقل از خود ايشان چنين پاسخ داده مي شود:
"شكستن عادات و شالودههاي كهنه، شبيه نوعي خرافه ستيزي در عرصه مديريتي است...جهش نوگرايانه در مديريت نياز به شجاعت و حكمت در كنار يكديگر دارد."
حال با پذيرش اين منطق محمود احمدي نژاد و برخاستن ساير قواي كشور به احترام خارج ساختن اصول در انزوا مانده قانون اساسي ، ديگر قوا نيز به جاي اعتراض و شكوه و گلايه، ميتوانند اصول ديگر قانون اساسي را به تبعيت و تاسي از رئيس قوه مجريه از انزوا در آورند و به تعبير ديگر، شجاعت و حكمت را در قاموس ملتي كه اينك نبايد هراسي از شكستن عادات و شالودههاي كهنه به دل راه دهد، مفهومي دگرگونه بخشند.
شايد تئوري پردازان هر جريان و گروهي اعم از اصلاح طلب و اصولگرا، رئيس دولت را توصيه به سعه صدر و تحمل وتعامل با وزيران و مديراني ميكردند كه علي رغم مشترك بودن در اهداف و اصول ، سليقه متفاوتي را در اجرا پيشه كرده اند، اما رئيس دولت از انذار توصيه گران به پيامد تغيرات پياپي نهراسيد و باز هم به تعبير خود، شجاعت پيشه كرد تا حكمت عهد اخوت نبستن با مديران و يا چك سفيدامضاء ندادن به وزرا را نه در زبان كه در عمل نيز اجرا كند. در اين مسير نيز يك روز، به مجلس رفت و در راي اعتماد به تك تك آنان كه اينك از كار بركنار شدهاند، والا ترين توصيفها را به كار برد و روز ديگر نيز هيچ ابايي نداشت از اينكه بگويد در انتخاب همراهان خود اشتباه كرده است و منتخبان ديروز خويش را يك به يك از گردونه كابينه به بيرون رهنمون ساخت.
حال اين بر مجلسنشينان است كه اگر بر اين رفتار رئيس دولت صحه ميگذارند به ياري او بشتابند تا او به روايت خود امور كشور را سروسامان دهد، اما چنانچه غير از اين ميانديشند، رئيس دولت بر آنان خرده نخواهد گرفت اگر به او تأسي جويند تا اگر كساني از انتخاب فرد يا مجموعه اي براي يك دوره چهارساله پشيمان شدهاند هيچ ضرورتي براي منتظر ماندن تا پايان دوره چهارساله او نمانند .بدين ترتيب مجلس مي تواند در راستاي همان " خرافه ستيزي در عرصه مديريتي " كه اقاي احمدي نژاد به آن تكيه كرده است، اصولي از قانون اساسي جمهوري اسلامي را از انزوا خارج سازد تا ملتي را از سردرگمي، بلاتكليفي و محقق نشدن وعدههاي انتخاباتي نجات داد.
مجلسيان نيز ميتوانند به "شجاعت" و "حكمت" رئيس جمهور اقتدا كنند و در برابر كساني كه قرار بود كشتي وعدههاي معيشتي را "چهارساله" به مقصدي آرام نزديك سازند، نه از "شكستن عادات" و "شالودههاي كهنه" بهراسند و نه از قضاوتهاي حاشيهاي كه اين عمل جز با تأسي ازگفتار خود آقاي رئيس نخواهد بود تا مصداق اين توصيه ديني نيز طرح پرسش شود : آنچه براي ديگران مي پسنديم براي خود آيا مي پسنديم؟
