Rooz

هم پيمان براي برابري

هفته اي با کارگران - چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 [2008.05.07]

hampeyman.jpg

کمپين يک ميليون امضا طرحي است براي عمومي کردن خواسته هاي برابري طلبانه حقوقي‎ ‎زنان با تکيه بر جمع ‏آوري يک ميليون امضا از ميان همه اقشار و شهروندان جامعه‎. ‎اکنون اين طرح که مي توان از آن به عنوان فراخواني ‏فراگير ياد کرد وارد دومين سال‎ ‎تولد خود شده، و مسيري پر فراز و نشيب را پشت سر گذاشته است‎.‎

حوزه اجتماعي، حوزه اي است وسيع و متنوع و شامل گروهها و صنوف مختلف‏‎ ‎اجتماعي. هر يک از گروه هاي ‏اجتماعي فارغ از مرزبنديهاي در خود، و يا با ديگران، چه‎ ‎در حوزه نظري و چه در حوزه عملي، خواسته ها و اولويت ‏هايي مشترک با ديگر گروه هاي‎ ‎اجتماعي دارد که طرح و تلاش براي تحقق آنها بر عهده آن گروه ها نيز هست هرچند ‏در‎ ‎اولويت اول يا دوم شان نباشد. اگر براي فعالان کمپين يک ميليون امضا زنان، مسئله‎ ‎زنان و موقعيت فرودست آن ها ‏در قوانين و جامعه ضرورت دارد و در اولويت است به معناي‎ ‎بي توجهي آنان به ديگر خواسته هاي زنان نيست. همه ‏گروه هاي اجتماعي در يک متن واحد‎ ‎با يکديگر زندگي مي کنند و نيازها و خواسته هاي آنان مانند حلقه هايي متصل ‏آنها را‎ ‎در بر گرفته است. بنابراين هر گروهي اعم از کارگري، دانشجويي، زنان، معلمان، پرستاران، هنرمندان و... در ‏کنار پرداختن به مسائل اصلي خود مي توانند در بقيه‎ ‎موارد ضمن همياري با ديگر فعالان اجتماعي، براي عمومي کردن ‏خواسته هاي مشترک شان‏‎ ‎فعاليت داشته باشند‎.‎

تغيير قوانين تبعيض آميز و نابرابر ممکن است به عنوان اولين دغدغه‎ ‎اعضاي کمپين يک ميليون امضا مطرح باشد، اما ‏بدون شک فراخواني اجتماعي است که همه‎ ‎گروهها و افراد اجتماع در آن به ياري خوانده شده اند. اما نقطه اشتراک ‏همه اين‎ ‎حرکتها کجاست ؟ و معناي اصلي که مي توان در آن توافقي جمعي حاصل کرد چيست؟ به نظر‏‎ ‎مي رسد ‏مهمترين مفهوم طرح شده در کمپين يک ميليون امضا، مفهوم برابر خواهي جنسيتي و‏‎ ‎به طور اخص برابري حقوقي و ‏تلاش براي تحقق آن است، هرچند برابري مفهومي بسيار‏‎ ‎گسترده داردو به طور قطع نمي توان نقطه پايان آن را در ‏کمپين ديد، اما فعالين جنبش‎ ‎زنان اين طرح را به عنوان نقطه آغازي براي اين راه در نظر گرفته اند. برابري براي‎ ‎همه ‏فعالان اجتماعي، براي همه اصناف و گروههاي مختلف، مفهوم و موقعيتي ارزشمند و‏‎ ‎مهم است و بنابراين مي تواند ‏نقطه عزيمتي براي همياري و همدلي باشد. به طور مثال‎ ‎اگر مفهوم برابري حقوقي در کمپين يک ميليون امضا ‏دراولويت است، نمي تواند به بحث‏‎ ‎برابري جنسيتي در محيط کار، برابري دستمزد زن و مرد کارگر، برخوردهاي ‏نابرابر‎ ‎جنسيتي با زنان کارگر حتي در درون جنبش کارگري...بي تفاوت باشد. يا اگر رفع‎ ‎نابرابري ها و مشکلات ‏اقتصادي براي يک زن کارگر در اولويت است به معناي چشم پوشي و‏‎ ‎ناديده گذاردن موقعيت نابرابر و وفرودست او ‏در قوانين نيست که حتي توجه به آن ازسوي‎ ‎زنان کارگرو فعالان جنبش کارگري ضروري است. چرا که نابرابري ‏حقوقي مي تواند‏‎ ‎نابرابري اقتصادي و موقعيت فرودست زنان را تشديد کند.‏

ممکن است طرح مطالبه برابري حقوقي زنان، را جمعي از فعالين حقوق زنان‎ ‎بر روي ميز گذاشته باشند و در راه آن ‏از هيچ تلاشي فروگذار نکنند، حتي تا پاي زندان‎ ‎و حکمهاي سنگين و... اما بدون شک نمي توان انتظار داشت که جمع ‏آوري يک ميليون امضا‎ ‎و بردن بحث برابري حقوقي زنان به ميان همه اقشار و گروهها، تنها وظيفه اين گروه‎ ‎محدود ‏باشد. چرخش نگاه به طرح هاي اجتماعي چون کمپين از زاويه ي حمايت از بيرون، به‎ ‎زاويه مسئوليت پذيري و ‏مشارکت از دادن يک امضا تا فعاليت گسترده تر در آن، نوعي‎ ‎اداي سهم در قبال آنچه درست مي دانيم است. اتفاقي ‏است که مي تواند موفقيت طرحهايي‎ ‎همانند کمپين را به دنبال داشته باشد، و نويد بخش به راه افتادن و پيروزي ديگر‎ ‎طرحهاي اجتماعي نيز باشد‎.‎

با اين نگاه مي توان گفت کمپين يک ميليون امضا، طرحي در انحصار‎ ‎فعالان جنبش زنان نيست، بلکه وسعتي بسيار ‏بيشتر از آن دارد و اقبال عمومي از آن نيز‎ ‎تا حدودي گوياي اين نکته است. در واقع مي توان گفت در پايان اين پروژه ‏آنچه سنجيده‎ ‎مي شود، تنها عملکرد فعالان حوزه زنان نيست بلکه تاثير عملکرد اجتماعي آنان و‏‎ ‎همچنين ميزان عملکرد ‏ساير گروههاي اجتماعي در اين ميان نيز هست. موفقيت يا عدم‎ ‎موفقيت کمپين در جمع آوري امضا و عمومي کردن ‏خواسته هاي حقوقي زنان و در نهايت‎ ‎تغيير قوانين مي تواند ميزان الحراره جامعه اي باشد که ظرفيتهاي خود را براي ‏رسيدن‎ ‎به خواسته هاي حقوقي و اجتماعي از راههاي مسالمت آميز و مدني بسنجد‎.‎

با همه اين اوصاف، اکنون زمان مناسبي براي طرح دوباره اين فراخوان‎ ‎براي همه گروههاي اجتماعي است، تا اعضا ‏کمپين فرصت هاي پيش رو را صرف تعامل با‎ ‎گروههاي اجتماعي ديگر بکنند و با تاکيد بر نقاط مشترک و با پرداختن ‏به ديدگاهها و‎ ‎نظرات هر دسته و يا گروه بار ديگر فراخوان خود را به ميان جمع آورند. اين کمپين‎ ‎حرکتي است است ‏که فارغ از مبداء خود در مقصد با بسياري ديگر مي تواند هم نوا باشد‎. ‎برابري، همان نقطه مشترکي است که هر فرد يا ‏گروهي مي تواند بر سر آن با ديگران هم‎ ‎پيمان شود‎.‎

اکنون بر آن شده ايم که هر بار با يکي از گروههاي اجتماعي به گفتگو‎ ‎بنشينيم و طرح خود را بار ديگر با آنان در ميان ‏بگذاريم، از زبان خود آنان بشنويم، مدد گيريم و کاستي ها را چاره جوييم. در اين راه مي توانيم از مناسبت هاي مختلف ‏نيز‎ ‎به مثابه راهي براي بحث و تبادل نظر مدد گيريم. از آن جمله است اول ماه مي روز‎ ‎جهاني کارگر، ما نيز ضمن ‏گراميداشت اين روز به همه کارگران و فعالين کارگري، طرح‎ ‎کمپين يک ميليون امضا را بار ديگر با آنها سهيم مي ‏شويم تا خواسته برابر خواهي را‏‎ ‎گسترش دهيم‎.‎

منبع: تغيير براي برابري

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.