مبارزه با مفاسد اقتصادي از حرف تا عمل
مير حميد سالک dr_h_salek@yahoo.com - چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 [2008.05.07]
از زماني که سازمان بازرسي شاهنشاهي در رژيم گذشته پرچم مبارزه با فساد دولتي را در دست گرفت تا امروز که اين درفش در اختيار سازمان بازرسي کل کشور جمهوري اسلامي قرار گرفته است، حرف هاي زيادي از مسئولين مختلف در جهت ريشه کني اين بلاي خانمان سوز شنيده ايم. اما دريغ و افسوس که نه تنها بنا بر آخرين گزارش کميسيون اصل نود اين مشکل حل نشده است، بلکه بر اساس ادعاهاي سازمان هاي ناظر بين المللي، نظير مؤسسه ترانسپارنسي، بر شدت آن نيز افزوده شده است. هر چند که از زمان روي کار آمدن دولت نهم، تبليغات دولتي، جهت مبارزه با فساد در دستگاه هاي اداري بيشتر شده است.
به رغم اين تشديد تبليغات، آن چه که از ظواهر امر بر مي آيد، دولت در اين کار موفق نبوده است. به ديگر سخن، يا روش هاي اتخاذ شده از سوي قوه مجريه، عملاً قادر به حل مسئله مفاسد اقتصادي نيست و يا اراده اي جدي براي از ميان برداشتن اين مانع بزرگ توسعه کشور، هنوز در بين مسئولين شکل نگرفته است. در اين ميان، نبايد تمام تقصيرها را به گردن دولت نهم گذاشت ومشکل بنيادي را از ياد برد. اين علت پايه اي، که نبايد فراموش شود، همان ساختار سياسي، اقتصادي و اجتماعي کشورمان است. با اين حال در اين فرصت تلاش بر اين است تا دريابيم چگونه آقاي احمدي نژاد با قدم گذاشتن در مسيري پر تنش، به پيچيده تر شدن کلاف سر در گم مفاسد اقتصادي موجود در اين سيستم بغرنج، ياري رسانده است.
با آغاز فعاليت هاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد، مبارزه عليه رانت خواري و سوءاستفاده هاي دولت هاي قبلي، به يکي از کليدي ترين شعارهاي تبليغاتي وي و يارانش تبديل شد. اين بهره برداري سياسي از يک زخم کهنه اجتماعي، کمک بزرگي به جلب آراي دهک هاي پايين جامعه کرد. توده هاي فقيري که از ديدن برخي واقعيات و يا شنيدين بعضي شايعات به جان آمده بودند. همان هايي که رفتار ساده مردي را در مدتي کوتاه در شهرداري تهران ديده، اما به خاطر گمنامي از يک سو و کم بودن زمان از سويي ديگر، فرصتي نيافته بودند تا داستان هاي خود را براي اين سوژه جديد بنويسند. براي اين جماعت محروم از بسياري از نعمات اجتماعي، چه کسي بهتر از رابين هودي که کمر به نابودي پرنس جان هايي بسته بود که هر روز بر تعدادشان افزوده مي شد. مسئولين ستاد تبليغاتي احمدي نژاد با حمله به مافياي نفتي و وعده خوش بردن نفت بر سر سفره هاي مردم، منادي عملي شدن وعده هاي معوق انقلاب، براي اين بخش از جامعه شدند. در آن روزگار اين استفاده ابزاري از مبارزه با فساد به خوبي جواب داده، به همراه ساير اتفاقاتي که خواب کروبي را آشفته کرد و رفسنجاني را براي دادخواهي به درگاه خداوند فرستاد، کم آوازه ترين رقيب نهمين انتخابات رياست جمهوري را بر کرسي رياست نشاند. به اين ترتيب با پيروزي در اين آوردگاه، اين نکته هويدا گشت که، از اين حربه در فرصت هاي ديگر هم مي توان استفاده کرد.
يکي از اين فرصت ها، بعد از دست يابي به قدرت، بهره جستن از اين تيغ برّا، جهت حفظ قدرت بود. از اين رو رئيس دولت در هر نزاعي با رقباي کوچک و بزرگ، با دليل و بي دليل، شمشير مبارزه با مفاسد اقتصادي را از نيام برکشيد و به ميدان رفت. روزگاري در خرم آباد به بهانه افشاي مفسده هاي حاصل از روند خصوصي سازي، به دولت هاي سازندگي و اصلاحات تاخت. زماني ديگر به دليل مخالفت بانک هاي خصوصي با دستوري شدن نرخ بهره هاي بانکي، در مصاحبه با خبرنگاران، بانک ها را متهم به اخلال در نظام پولي کشور کرد. اين اواخر هم که در قم، يکي از رقباي مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم را به دريافت رشوه اي عجيب، پنج ميليارد دلار، در قاچاق سيگار متهم کرد. همان طور که از روز نخست هم مشهود بود، اين هياهوها قرار نيست باعث ريشه کني فساد از عرصه مناسبات اجتماعي اين کشور شود. تنها کارکرد چنين سختراتي هاي آتشيني، استفاده هاي تبليغاتي است. روشي تبليغي که امروز چندان کارآمد نيست و استفاده مستمر از آن منجر به موضع گيري اشخاصي چون آيت الله مهدوي کني و نهادهايي چون سازمان بازرسي کل کشور شده است. هر چند آن ناکارآمدي و اين موضع گيري ها، نتوانسته در اراده نفر اول قوه مجريه براي به کار گيري اين شيوه، اخلالي ايجاد کند.
وجود اين اراده در جمع اعضاي کابينه و در راس آن رياست جمهوري، براي از پرده بيرون انداختن کجروي هاي مفسدين، غير قابل انکار است. اما اين امر حتماً به معناي حضور عزمي راسخ جهت نابودي عوامل ايجاد کننده فساد، در ميان عناصر دولت نيست. اگر قصدي جدي در بين بود، دولت بايد به جاي برخورد با افراد، به عنوان معلول پديده فساد اقتصادي، با علل ابن مشکل مقابله مي کردند. جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه در گفتگو با خبرنگاران چنين مي گويد: "قانون جامع مبارزه با جرايم اقتصادي از ضرورت هايي است كه اميدواريم در مجلس دوره هشتم شاهد به بار نشستن اين قانون باشيم تا از نظرات پراكنده يا تشتت در تلقي كردن نوع عناوين مجرمانه جلوگيري كنيم و لازم به ذكر است كه بستر اقتصادي ما عمدتاً دولتي است و مفاسد اقتصادي ممكن است در اين بستر بيش تر شكل بگيرد بنابراين لازم است اقدامات پيشگيرانه در دولت جدي تر باشد." به عبارت ديگر اگر بپذيريم که اقتصاد دولتي خود ام الفساد و يکي از عوامل اصلي توليد رانت و رانت خواري است، چه تلاش جدي جهت فائق آمدن بر اين مشکل از سوي دولت صورت گرفته است؟ هنگامي که به منظور کاهش تصدي گري دولت و واگذاري امور به بخش خصوصي از سهام عدالت استفاده مي کنيم، منتظر چه دستآوردي هستيم؟ آيا توزيع سهام عدالت، موجود عجيب الخلقه اي به بار نخواهد آورد که به جاي تقويت بخش خصوصي، به عنوان استطاله اي به دولت بچسبد؟ زماني که بخش خصوصي از رقابت در يکي از بزرگترين پروژه هاي نفتي، به مبلغ هفت ميليارد دلار، بي هيچ دليلي، محروم مي شود، چگونه مي توان انتظار داشت از چنان قدرتي برخوردار شود که مانعي جدي بر سر راه سوءاستفاده عوامل دولتي از فرصت ها و توانايي هاي کشور ايجاد کند؟ با اين وجود تنها تقويت بخش خصوصي درمان درد نيست. افزون بر آن بايد نهادهاي نظارتي دولتي و غير دولتي هم به مثابه چشم و گوش ملت مانع از هر گونه انحرافي شوند.
در اين زمينه هم متاسفانه شاهد کارنامه درخشاني از سوي قوه مجريه و ساير قوا نيستيم. گزارش پانصد صفحه اي کميسيون اصل نود به گونه اي در مجلس طرح مي شود که موجبات اعتراض بخش بزرگي از نمايندگان را فراهم مي کند. گزارشي کلي که قادر به روشن ساختن هيچ انحرافي از سوي افراد و يا سازمان ها نيست. هر چند نبايد فراموش کنيم که گزارش مجلس ششم در مورد راديو و تلويزيون هم، به رغم تلاشش براي روشن شدن زوايايي از مفاسد احتمالي در صدا و سيما، نتوانست به مقصود نهايي خود دست پيدا کند. اين دو مثال نشان مي دهد نظارت هاي دولتي عملاً ناکارآمدي خود را به اثبات رسانده اند. اگر دولت به جد قصد دارد مانع از بروز فساد در دستگاه هاي دولتي و غيردولتي شود، بايد با استفاده از نظارتي مستمر، به اين مهم نائل شود. در شرايطي که ارگان هاي حکومتي، عملاً قادر به اعمال نظارت نيستند، اگر دولت بر ادعاهاي خود در مبارزه با ناراستي هاي اقتصادي اصرار داشته باشد، بايد اين مسئوليت را به عهده نهادهاي غير حکومتي بگذارد. اما صد افسوس، نه تنها دولت اهتمامي، حداقل در چهارچوب قوانين موجود، براي تسهيل امر نظارت از سوي سازمان هاي اجتماعي بوجود نمي آورد، بلکه با به خرج دادن مساعي بسيار، دست اندازهاي جدي بر سر راه مطبوعات، احزاب و ساير تشکل هاي غير دولتي ايجاد مي کند، تا کمتر به درون سيستم راه پيدا کنند.
کساني که در اندروني هستند، طبيعي است از آبروي صاحب خانه دفاع کنند. هر از گاهي شنيدن القاب عمومي آقازاده ها و دانه درشت ها و يا اسامي خاص مثل جزايري ها نشانه اي از کوشش جدي نظام براي از بين بردن مفاسد اقتصادي ندارد. تا به حال هيچ چاقويي دسته خود را نبريده است. رسيدن به مناسبات اقتصادي سالم، در بخش دولتي، خصوصي و روابط في مابين، به زمينه هاي عيني و ذهني، نظير اقتصاد بازار آزاد، نهادهاي مدني، مطبوعات مستقل و احزاب پر قدرت دارد. متاسفانه جامعه ما از اين مشخصات فاصله زيادي دارد.آن تيغ به ظاهر برّآن سخنراني هاي هيجاني روزگاران نه چندان دور، عليه غارتگران بيت المال، امروز به شمشيري چوبي بدل شده است که تنها مي تواند به جنگ آسياب هاي بادي برود.
