آقاي خامنه اي! اشتباه مي کنيد
نوشابه اميري n. amiri @ roozonline. com - چهارشنبه 18 اردیبهشت 1387 [2008.05.07]

آقاي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي در آخرين سخنراني خود گفته است:"بعد از گذشت حدود سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي، حركت ملت ايران به ويژه جوانان به سوي آرمان ها و پيشرفت هاي آنان در اين مسير پرشتاب تر شده و همين مسئله موجب درماندگي دشمنان ملت شده است."
از دو کلمه "سي سال" که بگذريم، باقي اين جمله بندي، "درست نيست". آقاي خامنه اي "اشتباه" مي کند. توجه داريد که نمي گويم "دروغ" مي گويد. وارد آوردن اتهام دروغگويي به آقاي خامنه اي، "توهين به مقام رهبري" تلقي مي شود. ضمن آنکه رهبر مستضعفان جهان نمي تواند و نبايد دروغگو باشد که دروغگو دشمن خداست و اتفاقا ما مردمان عادي، دشمني دروغگويان با خدا را، از هم اينان شنيده ايم.
اما غلط هاي اين جمله چند بخشي در کجاست؟فقط با کلمه "پيروزي" شروع کنيم که مقاله، طومار نشود و بپرسيم آيا پيروزي صرفا به معناي آن است که شاه رفت و حکومت اسلامي آمد؟ اگر پاسخ مثبت است و تنها مسئله، جايگزيني شاه و رفتن گوگوش بوده، البته که حق با آقاي خامنه اي و همه ديگر کساني است که کسب مرتبت هاي فردي را با کسب مرتبت ايران و ايراني يکي گرفته اند. بله؛ يکي مرد و يکي مردار شد. بنياد پهلوي شد بنياد مستضعفان و بنياد 15 خرداد و... و جاي "فلاني" را "بهماني" گرفت. با اين تفاوت که حالا اين "بهماني" ها هم در ايران برج و بارو دارند، هم اندروني هاي محترم شان براي "حفظ شئوون اسلامي" ونکوور و نيويورک... و دبي را پر کرده اند با حجاب اسلامي... و البته که اين براي حاج اسدالله ها و حاج محسن ها، پيروزيست.
اما اگر چنين نيست و منظور از پيروزي انقلاب اسلامي، رسيدن به "آرمان ها" و يا حداقل، قرار گرفتن در جهت آنهاست، در آن صورت، اين ادعا، جاي چالش بسيار دارد.
براي آنکه "آيه ياس" نخوانيم، که کساني "به هيچ وجه قبول" نداشته باشند، به مستندات مراجعه کنيم. بله؛ اين حرف درست است که گراني، مسئله اي جهانيست. اما آيا چند برابر شدن قيمت نفت و وجود رئيس جمهوري که "دلار را با ريال اشتباه" مي گيرد نيز مسئله اي جهانيست؟ آيا وجود 15 ميليون شهروندي که زير خط فقر زندگي مي کنند ـ اين را نه دشمنان، که معاون برنامه ريزي آقاي احمدي نژاد گفته. کارشناسان از 35ميليون نفرمي گويند ـ نيز مسئله اي جهانيست؟يک کشور ديگر را نشان دهيد که سرمايه اش در طول سه سال چند برابر شده باشد و شهروندان زير خط فقرش نيز چند برابر. فقط يک کشور.
تنها يک کشور ديگر را نشان بدهيد که کوس آزاديخواهي، رهايي طلبي و داعيه مديريتش بر جهان، گوش دنيا را کر کرده باشد، اما در درون آن هر 36 ساعت يک بار به مطبوعات حمله شده باشد؟يک نقطه ديگر را نشان دهيد که مراجع عاليقدر مذهبي آن ـ که اتفاقا قريب به اتفاق شان حامي حکومت "يکدست"اند ـ يکصدا بگويند گراني کمر مردم را شکسته و مطبوعات وابسته به جناح حاکمش بگويند رئيس جمهور "بي تدبير و موجب تشويش اذهان عمومي" است، اما تنها کسي که به حکم قانون بايد داور مرضي الطرفين باشد بگويد: "من اين آيه هاي ياس را كه برخي دائماً تكرار مي كنند به هيچ وجه قبول ندارم."
يک کشور مدعي اسلام و اسلاميت را نشان بدهيد که سخنران جمع بسيجيانش بگويد: "برخي با شكلگرفتن نظام طبقاتي به منافعي ميرسند كه بايد آنرا تئوريزه كنند و متاسفانه فضايي شكل داده شده است كه معروفها به منكر و منكرها به معروف تبديل شده كه اين عمل واكنشي با همان ضرايب ميطلبد" و همچنين اينکه "براندازي نرم توسط فروعگرايان اصولگرانما انجام ميشود" اما بالاترين مقام آن کشور، همگان را به راي دادن به همان دسته و گروهي بخواند که "فروع گرايان اصولگرانما" يند.
آقاي خامنه اي!من ضد ولايت فقيه هستم. طرفدار جدايي دين از حکومتم. من مي انديشم در اين "سي سال" حکومت اسلامي چنان تيشه بر ريشه ايمان "امتي مسلمان" ـ به قول شما ـ زده که تا دهه ها و دهه ها، کمر ايمان در آن سرزمين راست نخواهدشد. حال آِيا سرکوب من و من ها و نقض حقوق انساني و شهروندي من و ما، تنها به جرم دگر انديشي ، نشانه حرکت پرشتاب به سوي آن مدينه ايست که شما وعده اش را مي دهيد؟ آيا تهديد ما و ماها به مرگ، به بريدن سرهايمان و گذاشتن آن روي سينه هايمان، نشانه اين مدينه است؟
اصلا ما که هيچ؛ آيا واداشتن نمايندگان سابق يک مجلس "اسلامي" به نوشتن ندامت نامه از شرکت در تحصن باورمندان به ولايت فقيه همان مجلس، همان حرکت آرمانيست که شما از آن سخن مي گوييد؟آيا کيش کردن ريزه خواران سفره اين حکومت اسلامي به سوي محمد خاتمي، تنها به جرم گفتن آنچه مي انديشد [ نه انجام عمل بدانچه مي انديشد]طليعه رسيدن به همان جهانيست که شما ديگران را بدان مي خوانيد؟
بستن چشم به روي کلاه مخملي هاي اسلامي و باز گذاشتن دست آنان در تعدي به ناموس دختران ايران در سياهچال هايي قرون وسطايي را نيز "به هيچ وجه قبول" نداريد؟ جواناني که بر اثر فشار، زندگي در "لحظه" را برگزيده اند و از سفره به غايت گسترده مواد مخدر، هر لحظه آتشي بر مي چينند براي افکندن بر جانشان، همان جواناني نيستند که شمااز آنان "به ويژه" سخن مي گوييد؟ سرزميني که روزگاري، تار مويي امانتي، نشان اعتبار اخلاق در آن بود، وامروزدر آن برادر، خصم است برادر را، مي تواند جولانگاه آرمان و فردايي آرماني باشد؟
اگر جواب شما به اين سئوال ها و سئوال هاي فراوان تر، منفي ست، بياييد و موضع خود به داوري مردمان ايران بگذاريد. بياييد و با برگزاري يک انتخابات آزاد، به همه آنان که "آيه هاي ياس" مي خوانند يک بار براي هميشه، پاسخي در خور دهيد. با اين همه بس بسياران که فرياد مي زنند "ما همه سرباز تواييم خامنه اي" هراستان از چيست؟بگذاريد آنان بيايند و سربازي شان را نشان دهند. و نيز بگذاريد آن جوانان و من و ما نيز بياييم. اين همه هزينه مي کنيد، يک بار هم خرج بر جاي نشاندن قانوني مخالفان تان بکنيد. رسيدن به حقيقت و تکرار نکردن اشتباهاتي که مي تواند "دروغ" تلقي شود و دشمني با خدا، ارزش اين هزينه را ندارد؟ بگذاريد قانون نشان دهد "درمانده" کيست؟
