Rooz

روزنامه‌نگاران بي‌روزنامه

مرتضي کاظميان - سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 [2008.05.06]

kazemian.jpg

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران درحالي‌که زير تيغ تهديد و تعطيل قدرت مسلط است، به‌مناسبت روز جهاني آزادي ‏مطبوعات از پنج روزنامه‌نگار برجسته، تجليل کرد؛ و اين در حالي است ‌که غم حرفه و سختي معيشت گريبان ‏ده‌ها روزنامه‌نگار را گرفته است...‏

از آن جماعت کوچ کرده از وطن و خوکرده و نکرده به غربت حتي اگر به اجمال و اغماض بگذري، که اينجا و ‏آنجا، به هر مشقت و ناچاري، اغلب مکاني يافته يا ساخته‌اند که حرفه‌ي خويش را پي‌گيرند؛ حکايت تلخ و اسفناک، ‏داستان روزنامه‌نگاران بيکار و دور از محيط کاري است که در وطن خويش غريب و مهجورند.‏

نسل دوم روزنامه‌نگاري در ايران، حالا دورتر از هميشه، و نه با يک گام، که با صدها گام فاصله، اندک نشريات ‏روي دکه‌ها را نظاره مي‌کند؛ برخلاف جوان‌ترها. نسل سومي که توان کنار آمدن با "وضع موجود" را دارد، به ‏روزنامه‌نگاري "ذيل نظام سياسي" اشتغال ورزيده است. نسلي که به‌گونه‌اي کاملا" متفاوت با همکاران ميانسال ‏خود، عمل مي‌کند و به چيزي به نام "اصول‌گرايي "(به معناي دقيق آن، و نه به مفهومي که اين روزها يک جريان ‏سياسي به شکلي وارونه مال خود کرده است) اعتنايي نمي‌کند. ‏

به اسامي زير دقت کنيد؛ آنها هر يک زماني نه چندان دور، سردبير، عضو شوراي سردبيري يا دبير برجسته‌اي ‏در يکي از روزنامه‌ها و نشريات اين سرزمين بوده‌اند (اسامي را بدون رعايت ترتيب حروف الفبا و به همان ‏ترتيب که به ذهنم مي‌رسد، ذکر مي‌کنم):‏

عمادالدين باقي، محمود شمس، عباس عبدي، عليرضا علوي‌تبار، عيسي سحرخيز، سعيد حجاريان، عليرضا ‏رجايي، حميدرضا جلايي‌پور، علي مزروعي، مقصود فراستخواه، کريم ارغنده‌پور، علي حکمت، محمدرضا ‏زهدي، فيروز گوران, عميد نائيني، رضا عليجاني، رضا تهراني، رامين رادنيا، رسول اصغري، محسن آرمين، ‏هدي صابر، ناصر آملي، محمد صادق جوادي حصار، و…‏

اين فهرست جاي خالي فراواني دارد؛ به همان ميزان که حافظه‌ي نگارنده ضعيف و مخدوش است…‏

اسامي پيش‌گفته - وبسياري ديگر نام‌ها- اين روزها حداکثر به نوشتن يادداشت و انجام گفت‌و‌گويي با نشريات بسنده ‏کرده‌اند؛ آن هم زير تيغ سانسور. تا اطلاع بعدي، اينان را راهي ثابت و پيوسته به روزنامه‌ها و نشريات نيست.‏

علاوه کنيد بر اين فهرست، نام‌هاي پرشماري را که جايي در حلقه‌هاي بسته و قوم و قبيله‌اي -وگاه به‌شدت دور از ‏اصول حرفه‌اي و حتي انساني- نيافته‌اند و لاجرم از دور "شمع" حرفه‌ي خويش را با نوشته‌اي يا "اشکي" روشن ‏نگاه مي‌دارند.‏

آشکار است که وضع زندگي اين ده‌ها روزنامه‌نگار و خانواده‌هايشان چگونه است و در اين زمانه به چه دشواري، ‏قامت خويش ايستاده نگه مي‌دارند و کرامت قلم خويش نمي‌فروشند…‏

روز جهاني آزادي مطبوعات در ايران، به درستي، با يادکرد از مطبوعات توقيف شده و روزنامه‌نگاران دربند و ‏زير حکم، گرامي و بزرگ داشته مي‌شود؛ اما کمتر کسي به ياد روزنامه‌نگاراني مي‌افتد که همچنان مجاز به ‏پي‌گرفتن حرفه‌ي خويش نيستند و با قلمي شکسته، مي‌زييند؛ روزنامه‌نگاراني بدون روزنامه...‏
‏ ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.