تجربه اي براي بعد
حسين باستاني - دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 [2008.05.05]

با قطعي شدن نتايج مرحله دوم انتخابات در هفته گذشته، ترکيب نهايي مجلس هشتم مشخص شد. روشن شدن نتايج اين انتخابات، البته همان طور که انتظار مي رفت بازار اعلام برائت از اصلاح طلبان را نيز يک بار ديگر بشدت گرم کرده است. در چنين شرايطي، شرکت در بازي "منزه طلبي"، کار شجاعانه يا مبتکرانه اي محسوب نمي شود. اما از سوي ديگر، اين واقعت را نيز نمي توان از خاطر برد که تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري دهم، تنها يک سال باقي مانده و اگر قرار است در آن انتخابات، يک بار ديگر همه آن چه در راي گيري اخير به وقوع پيوست تکرار نشود، چاره اي جز آغاز بحث در مورد استراتژي انتخاباتي مطلوب وجود ندارد.
منطقا مي توان اين پيش فرض را پذيرفت که با توجه به يکسان ماندن ترکيب و جهت گيري دستگاه هاي اجرايي و نظارتي انتخابات و ساير نهادهاي دست اندرکار، فضاي برگزاري انتخابات پيش رو، کمابيش شبيه فضاي برگزاري انتخابات مجلس هشتم باشد. در نتيجه، نگارنده مايل است ادامه بحث را، با نقل قول مستقيم پيشنهادات و پيش بيني هاي قبلي خود در مورد انتخابات پارلماني اخير به انجام برساند، که معتقد است اعتبار آنها با درصد خطاي اندکي به انتخابات آينده نيز قابل تعميم خواهد بود.
طبيعتا نخستين مساله اي که با نزديک شدن زمان برگزاري انتخابات آينده مورد توجه گروه هاي سياسي قرار مي گيرد، معضل بررسي صلاحيت هاست. اجازه دهيد نگارنده آنچه را که در همين ارتباط، در زمان جاري بودن رايزني ها براي تاييد صلاحيت کانديداهاي انتخابات مجلس هشتم بر قلم رانده بود، تکرار کند:
"رايزني هايي که با نهادهاي نظارتي در جريان است تا بلکه امکان اندکي رقابت براي کانديداهاي اصلاح طلب فراهم بيايد، قاعدتا به همان دلايلي که تاکنون مذاکرات انجام شده با نهادهاي اجرايي و نظارتي نتيجه بخش نبوده، از اين پس نيز تأثير مهمي را به دنبال نخواهد داشت. در راس اين دلايل آن که: اساسا نتيجه گيري از مذاکراتي که در آن يک طرف دليلي براي جدي گرفتن طرف مقابل نمي بيند، ممکن نيست... سناريوي تکراري تمام انتخابات سال هاي اخير نيز آن بوده که جريانات اصلاح طلب، علي رغم تمام اعتراضات خود به نحوه برگزاري انتخابات، نهايتا در آن حضور فعال دارند. در نتيجه، در ميان محافظه کاران، منطقا کوچکترين انگيزه يا ملاحظه اي براي انعطاف در مقابل مذاکره کنندگان دست بسته اي که در هر شرايطي در انتخابات شرکت خواهند کرد تا در همان چهارچوبي که برايشان تعيين شده به رقابت بپردازند وجود نخواهد داشت." ["حضور بدون خط قرمز"، نوروز، 23 بهمن 86]
و بر مبناي همين معادلات بود که از پيش از برگزاري انتخابات، تعداد کانديداهاي راه يابنده از ائتلاف اصلاح طلبان و اعتمادملي به مجلس، قابل پيش بيني مي نمود:
"با توجه به رد صلاحيت هاي گسترده انجام شده، در انتخابات پيش رو در بهترين شرايط مي توان يک اقليت ۴۰ - ۵۰ نفره... را - که بسياري از آنها تاييد صلاحيت شان را مديون مرزبندي با معترضين "تندروي" ردصلاحيت ها هستند- راهي مجلس کرد، که در هر حال، تأثيري نيز بر سمت و سوي قوه مققنه نخواهند داشت." ["چه بشود تا شرکت نکنيد؟"، امروز، 8 اسفند 86]
حتي اخباري که اخيرا از ترديد آقاي خاتمي براي ادامه فعاليت سازمان يافته سياسي به گوش رسيده (اخباري که احتمال صحت آنها با اظهار نظر اخير ايشان مبني بر تمايل به بازنشستگي از سياست تقويت شده) نتيجه قابل پيش بيني رويکرد اصلاح طلبان به انتخابات مجلس هشتم بوده است:
"با توجه به روحيات خاص رئيس جمهور سابق، خرج کردن زودهنگام او در رقابت هاي مستقيم انتخاباتي، حتي ممکن است بر اثر عواملي مختلف - از جمله، آنچه وي «بداخلاقي هاي انتخاباتي» مي نامد - به سادگي باعث کناره گيري درازمدت وي از عرصه سياست بشود." ["او را به سادگي خرج نکنيد"، نوروز، 1 مرداد 86]
در همين زمينه، اجازه دهيد اين هشدار قبل از انتخابات مجلس هشتم در مورد تبعات يک فضاي انتخاباتي هدايت شده را نيز يادآوري کنيم:
"
يکي از بزرگترين اشتباهات قابل تصور در مقاطع انتخابات (که در گذشته نيز مسبوق به سابقه بوده) خرج کردن «همه» پتانسيل هاي موجود جبهه اصلاحات در صحنه رقابت کوتاه مدت انتخاباتي، بدون در نظر گرفتن ملاحظات دراز مدت خواهد بود؛ ملاحظاتي از اين قبيل که: اگر فضاي انتخاباتي، آن طور که تصور مي شود به پيش نرود - که البته به خاطر وجود عوامل خارج از کنترل نيروهاي سياسي، بسيار هم ممکن است که پيش نرود - در فرداي روز انتخابات، به ازاي هزينه هايي که شده، چه به دست آمده است؟" [همان]
البته، مي توان اين استدلال را نيز فهميد که احتمالا، بخشي از محاسبات هزينه – منفعت مدافعان ارائه فهرست هاي انتخاباتي توسط اصلاح طلبان، پرهيز از متهم شدن به خروج از دايره نيروهاي نظام به خاطر عدم شرکت فعالانه در انتخابات بوده باشد. اما واقعيت آن است که اقتدارگرايان، حتي علي رغم مشارکت جبهه اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم، به وضوح و حتي پيش از برگزاري مرحله اول انتخابات، خط "بيرون از نظام دانستن اصلاح طلبان" را با شدتي بي سابقه و بدون هيچ گونه رودربايستي پي گيري کرده اند؛ و بنابراين، به نظر نمي رسد از اين زاويه نيز منافع مشارکت فعال در انتخابات، قابل توجه بوده باشد.
لازم به تاکيد نيست که مصداق يادآوري هاي فوق، صرفا فعاليني که در قالب "ائتلاف اصلاح طلبان" به فعاليت انتخاباتي پرداختند نيست، و علاوه بر آنها (و بيش از آنان)، مشمول آن اعضاي سابق جبهه دوم خرداد که در انتخابات اخير به مرزبندي با ائتلاف فوق و به ويژه اعضاي به اصطلاح "تندروي" آنها پرداختند نيز مي شود. اجازه دهيد با هم مروري کنيم بر پيش بيني اي که قبل از انتخابات در مورد نتيجه رفتار انتخاباتي همين گروه داشتيم:
"مرزبندي با تشکل هاي عمده اصلاح طلب... که از زاويه محکوم کردن به اصطلاح «تندروي» اين تشکل ها صورت گرفته، در پي تاکيدات قبلي بر کارايي چانه زني با نهادها و شخصيت هاي محافظه کار انجام شده و ظاهرا رويکرد آن، تعامل بيشتر با اين نهادها براي حل مشکلاتي چون تاييد صلاحيت کانديداهاي انتخاباتي است [تا] شايد از طريق گفتگو و چانه زني با عناصر معتدل تر[محافظه کار]، امکان ايجاد تغييراتي در نگرش هاي ضد اصلاح طلبانه فوق وجود داشته باشد. البته اين احتمال، در زمان هايي بي ترديد وجود داشته است، اما شواهد کافي در دست نيست که در زمان حاضر نيز چنين احتمالي وجود داشته باشد. در مقابل، شواهدي قابل مشاهده است که نشان مي دهد در زمان حاضر، نه تنها براي «اصلاح طلبان معتدل»، که حتي براي «محافظه کاران معتدل» نيز فضاي زيادي براي چانه زني باقي نمانده است.... دامنه توقعات يک جناح سياسي خاص، حتي کوتاه آمدن محافظه کاران از ايده هاي معتدل را نيز در بر مي گيرد؛ و طبيعتا تا آنجا که به اصلاح طلبان مربوط مي شود، دعوا بر سر «توبه از اصلاح طلبي» - در هر شکل ممکن- است." ["تعامل ناممکن"، نوروز، 6 شهريور 86]
در آن زمان بود، که در پي نقدهاي شديد برخي شخصيت هاي سابقه دار در جبهه دوم خرداد عليه اصلاح طلبان "تندرو" و پيش بيني "قطعي" ايشان که مجلس هشتم با حضور همفکران "معتدل"، ترکيبي همچون مجلس پنجم يا حتي اول خواهد داشت، تاکيد شد:
"رويکرد تهاجمي ايشان در مورد اصلاح طلبان، وقتي نگران کننده مي شود که با رويکرد ديگري همزمان مي گردد و آن، نزديک شدن به محافظه کاران است. مثلاً، وقتي در کنار مرزبندي هاي خود با جبهه دوم خرداد، بر لزوم تعامل با شخصيت هاي محافظه کار براي تأييد صلاحيت کانديداهاي انتخاباتي مجلس آينده تاکيد مي کنند و به وضوح نسبت به کاربرد اين روش در انتخابات اميدوار به نظر مي رسند؛ تا آنجا که با اطمينان پيش بيني مي نمايند که "مسلم است که مجلس هشتم مشابه مجلس پنجم و اول خواهد بود... حتي "قطعي" دانستن شباهت ترکيب آينده مجلس هشتم به مجلس پنجم (که فراکسيون اکثريت – محافظه کار – تنها اندکي بيش از نصف کرسي هايش را در اختيار داشت) ناشي از نوعي خوش بيني بدون توضيح نسبت به تسامح نهادهاي نظارتي در تأييد صلاحيت کانديداهاي انتخابات آينده است. سوال مشخص اين است که نهادهاي نظارتي، بايد به کدام دليل در مقطع انتخابات آينده که تنها چند ماه ديگر برگزار خواهد شد، رفتاري متفاوت با آخرين انتخابات مجلس را (که در آن، تقريباً تمام اصلاح طلبان معروف را رد صلاحيت کردند) نشان دهند؟... ظاهرا به واسطه اميد بستن به نتايج همين چانه زني هاست که ايشان از هم اکنون، به مرزبندي هاي خبرساز با ساير اصلاح طلبان پرداخته اند. ايشان بدين ترتيب، رويکردي را آغاز کرده اند که اگرچه هزينه اش "نقد" و"قطعي" است (ايجاد شکاف در ميان اصلاح طلبان در آستانه انتخابات مجلس هشتم)، نتيجه آن"نسيه" و به شدت "مبهم" به نظر مي رسد (تغيير سياست انتخاباتي محافظه کاران حاکم)..." ["هزينه قطعي، منفعت مبهم"، روز، 13 شهريور 86]
بر مبناي همين نوع تجربيات به دست آمده از انتخابات اخير، نگارنده مايل است تلقي و پيشنهادي که در آستانه اين انتخابات مطرح کرده بود را به انتخابات بعدي (رياست جمهوري دهم) نيز تعميم دهد:
"لزوم دعوت از مردم براي استفاده از حداقل حق انتخاب خود، به آن معني نيست که شخصيت ها و گروه هاي اصلاح طلب با تلاش از پيش شکست خورده براي ارائه ليست هاي ناقص و ضعيف، به «حريف نمايشي» يک رقابت کاملاً نابرابر تبديل شوند... نتيجه ليست دادن اصلاح طلبان در انتخابات پيش رو... اثبات مکرر اين واقعيت مخرب به جناح مقابل خواهد بود که رد صلاحيت هواداران اصلاحات، ولو «به هر ميزان»، «هيچ هزينه اي» در بر نخواهد داشت. براي گريز از اين دور باطل، ظاهرا راه حلي جز اين متصور نيست که اصلاح طلبان، با خودداري از ارائه ليست هاي انتخاباتي، براي اولين بار به رقباي خود تفهيم کنند که بايد واکنش آنها به رد صلاحيت هاي سياسي را «جدي» بگيرد. تا وقتي اين اتفاق نيفتد، اصلاح طلبان، حتي اگر همچون زمان انتخابات مجلس هفتم، تمام دولت و مجلس را نيز در اختيار داشته باشند، در پاي ميز مذاکره وزن کافي را براي داد و ستد نخواهند داشت. البته، اين تلاش براي جدي گرفته شدن، قطعاً با تحمل هزينه و از جمله از دست دادن کامل مجلس بعدي همراه خواهد بود (البته مجلسي که با توجه به رد صلاحيت انبوه کانديداها، حتي در صورت ليست دادن اصلاح طلبان هم از حضور موثر آنها خالي خواهد بود). اما بي ترديد، به چنين رفتاري تأثير خود را در انتخابات بعدي به جاي خواهد گذاشت". ["حضور بدون خط قرمز؟"، نوروز، 23 بهمن 86]
در حقيقت، راهکار پرهيز از ليست دادن در انتخابات غير رقابتي، در صورت عملي شدن، مي توانست سرمايه اي براي انتخابات رياست جمهوري دهم باشد. اما اکنون، به هر دليل چنين سرمايه اي فراهم نيامده و نتيجه آنکه صاحبان قدرت يک مرحله جسورانه تر از "ردصلاحيت بي هزينه" اصلاح طلبان و تجربه کم نظيري از "تخلفات انتخاباتي بي هزينه" را با موفقيت امتحان کرده اند (و قاعدتا به اين جمع بندي رسيده اند که در انتخابات بعدي تا اينجا ها هم مي توان پيش رفت.)
در نتيجه آنچه گفته شد، اصلاح طلبان در وضعيتي به استقبال انتخابات رياست جمهوري بعدي مي روند که مي توان انتظار داشت که شرايط حاکم بر برسي صلاحيت ها و برگزاري انتخابات، براي آنان سخت تر از هميشه (و مشخصا، سخت تر آخرين دوره انتخابات رياست جمهوري) باشد. در چنين شرايطي، مي توانيم بر نسخه اي به روز شده از پيشنهادي که پيش از انتخابات مجلس هشتم مطرح کرده بوديم پافشاري کنيم: تفهيم "عملي" عزم جبهه اصلاحات براي عدم معرفي کانديدا در انتخابات غير رقابتي يا شبهه دار.
البته احتمال زيادي وجود ندارد که نتيجه اين رويکرد، لزوما تن دادن محافظه کاران به خواست هاي رقبايشان باشد. اما حداقل منفعت آن، يک بار و براي نخستين بار، تفهيم عملي "بي قيد و شرط نبودن" مشارکت فعال در انتخابات "در هر شرايط ممکن" است، که مي تواند در چانه زني هاي اصلاح طلبان در مقاطع انتخاباتي بعدي کاربرد داشته باشد. اين منفعت، در قبال حداقل يک هزينه قطعي (شکست در انتخابات رياست جمهوري) به دست خواهد آمد. اما واقعيت آن است که در يک مبارزه انتخاباتي غيررقابتي و وغيرشفاف، اساسا کوچکترين امکاني براي پيروزي اصلاح طلبان (اعم از تندرو و کندرو و ميانه رو) وجود نخواهد داشت که نگراني از امکان تغيير نتايج انتخابات بر اثر کانديدا دادن يا ندادن آنها، موضوعيت داشته باشد.
انشاء الله که نتايج انتخابات اخير رياست جمهوري و مجلس، حداقل اين خاصيت را داشته است که سرانجام، زمينه ترديد در غيرممکن بودن کسب نتايج راضي کننده از اين نوع مبارزات انتخاباتي هدايت شده را از بين برده باشد.
منبع: نوروز
