Rooz

رالي انتخابات و رقابتها

عيسي سحرخيز ‏ ‏Aftab_iran@yahoo.com - دوشنبه 16 اردیبهشت 1387 [2008.05.05]

saharkhiz.jpg

در حالي كه هنوز زنگ پايان انتخابات مجلس شوراي اسلامي از دوردست ها به گوش مي رسد، رقابت ميان ‏نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري هر دو جناح، اصلاح طلب يا اقتدارگرا، يا حاميان جدي شان كليد خورده ‏و حتي بازي تخريب و حذف رقباي احتمالي به صورت مستقيم و غيرمستقيم آغاز شده است.‏

شايد بتوان طلايه دار اين جريان را محمود احمدي نژاد دانست كه در سخنراني دو هفته پيش خود در قم، با ‏اتخاذ سياست "فرار به جلو" به خيال خود با يك تير دو نشان زد. به نظر مي رسد كه او با اتخاذ اين خط مشي ‏از يك سو با احتمال اجرايي شدن برنامه ي "عدم كفايت" يا اعمال فشارهاي پنهان براي استعفا دادن به مقابله ‏برخاست و از سوي ديگر براي جريان هاي ميانه روي جبهه ي اقتدارگرا كه ديگر ابائي ندارند كه نشان دهند ‏با او مخالفند اين پيام روشن را ارسال كرد كه "من هنوز مرد ميدان دور جديد انتخابات رياست جمهوري ‏هستم". ‏

با اندك فاصله اي، به موازات احمدي نژاد، حداد عادل با تكيه بر مقام اولي نمايندگي مجلس از پايتخت- در ‏انتخاباتي كه نه آزاد بود و نه سالم و همچنين نه عادلانه بود و نه رقابتي- با ناديده گرفتن اين نكته كه در چنين ‏‏"انتصاباتي" چند درصد آراي مردم تهران را نمايندگي مي كند، با به چالش كشيدن رئيس جمهور، علائم لازم ‏را براي مطرح كردن خود به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم به جبهه ي اصولگرايان ارسال ‏كرد. ‏

اين جبهه ي وسيعي است كه در آن طيف گسترده اي از نامزدهاي محافظه كار معتدل و تندرو، در دامنه اي ‏از حسن روحاني و جاسبي گرفته تا توكلي و قالي باف، خود را براي اين رالي سخت آماده مي كنند. در اين ‏ميان زمزمه هايي نيز شنيده مي شود كه علي لاريجاني براي ورود مجدد به عرصه انتخابات رياست جمهوري ‏در حال نظرخواهي، ارزيابي و تصميم گيري است.‏

اما در جناح مقابل، باز اين جريان اقتدارگرا بود كه آغازگر شد و كليد مبارزه انتخاباتي را با حمله به سيد ‏محمد خاتمي به عنوان نامزد بالقوه ي اصلاح طلبان زد. انتخاباتي كه در آن مهدي كروبي حدود سه سال است ‏كه چشم به اين مقام دوخته و براي دربر گرفتن شاهد مطلوب حزب تشكيل داده، يار و ياور جمع كرده و خود ‏نيز روي دو پا نيم خيز ايستاده تا در انتخابات سال 88 ورود فعالانه داشته باشد و اگر زورش رسيد انتقام دو ‏سه ساعت خواب شبانه ي دوره ي قبل را بگيرد. طرفداران او هم چون هميشه آماده اند كه طرف مقابل را ول ‏كنند و از هم اكنون كار رقباي احتمالي را در جبهه ي اصلاحات بسازند- مانند حملاتي كه هفته گذشته در ‏رسانه هاي تحت نفوذشان عليه محمد رضا عارف سامان دادند. ‏

در جبهه اصلاحات هر چند كه اكنون باز خاتمي ساز مخالف سرداده و سخن از "اعلام بازنشستگي از فعاليت ‏در عرصه سياست" به ميان آورده است، اما ياران و حاميانش همچون بار پيش، زماني كه او از اريكه ي ‏قدرت پائين آمد و گفت كه به عرصه ي فرهنگ بازخواهد گشت، گفته ي او را جدي نگرفته اند. آنها به ‏دوستداران رئيس جمهور گذشته كه به مدد خرابكاري هاي آشكار و نهان احمدي نژاد و دارودسته اش، روز ‏به روز مقبوليت بيشتري درملت مي يابد وعده مي دهند كه وي را راضي خواهند كرد تا براي بار سوم ‏درانتخابات رياست جمهوري شركت كند. اين حرفي است كه از سوي بخشي از جناح مقابل "طنز سياسي" ‏ارزيابي شده و ناراحتي گروهي ديگر را كه آبروي سياسي خود را در اين سال ها باخته اند، در پي داشته ‏است!‏

در هر صورت، معاون اول خاتمي، محمد رضا عارف كه عطاي نمايندگي احتمالي مجلس هشتم را به لقايش ‏بخشيد و در حركتي اعتراضي به رد صلاحيت ها و نظارت استصوابي، استعفا داد، در مبارزه ي انتخاباتي ‏پيش هنگام تاكيد كرده است كه "اگرخاتمي نيايد من نامزد انتخابات رياست جمهوري هستم".‏

در اين جبهه، افراد ديگري چون محمد علي نجفي با توجه به عنايت هاي گذشته كه پس از روانه شدن احمدي ‏نژاد به كاخ رياست جمهوري گفته شد اگر او آماده بود امكان اتفاق نظر و ائتلاف صد درصدي ميان اصلاح ‏طبان مي بود، در حال گرم كردن خود هستند. گفته مي شود كه نجفي ماه هاست كه خود را در سكوت براي ‏ورود به اين رقابت ها آماده مي كنند. در اين جبهه، اما اين احتمال كه افرادي چون معين و مهرعلي زاده نيز ‏آماده باشند كه بار ديگر بخت خود بيازمايند اندك يا نزديك به صفر است. همچنين بعيد است كه ميرحسين ‏موسوي عالم هنر را رها كرده و وارد اين كارزار شود يا چهره هاي شاخصي چون محمد رضا خاتمي، بهزاد ‏نبوي، مصطفي تاج زاده، محسن ميردامادي و... روشي متضاد با دور پيشين انتخابات رياست جمهوري اتخاذ ‏كرده و با علم به رد صلاحيت شدن توسط شوراي نگهبان، رضايت دهند هزينه ي چنين اقدامي را به دوش ‏اقتدارگرايان بگذارند- هر چند كه در ميانشان بودند كساني كه در انتخابات مجلس هشتم نشان دادند كه آمادگي ‏ورود به اين بازي را دارند.‏

در جبهه ي گسترده ي اصلاحات، جايي كه جريان هاي سياسي به اصطلاح غيرحكومتي يا بيرون از حكومت ‏فعال هستند، از اهل تحريم گرفته تا مشاركت كنندگان مشروط در انتخابات نيز امكان مطرح شدن چهره هاي ‏نو يا تك چهره هايي با پيشينه ي سياسي، فرهنگي و... - حتي آنان كه در خارج از كشور رحلت اقامت گزيده ‏اند- با اهداف و انگيزه هاي گوناگون دور از انتظار نيست. البته، گروه اول كماكان همچون گذشته بر ساز ‏مخالف خواهند نواخت و از هم اكنون خواهند گفت "ما نگفتيم كه...، پس تحريم". اما گروه دوم كه مشاركت ‏مشروط در انتخابات را بخشي از مشي هاي اصلاح طلبانه مي دانند بعيد نيست كه نامزد اختصاصي خود را ‏حتي با علم به رد صلاحيت شدن معرفي كنند، تا به گونه اي در كارزار انتخاباتي ايفاي نقش كنند. ‏

اما در گام هاي پاياني اين رالي انتخاباتي روش دو جناح با يكديگر كاملا متفاوت خواهد بود. روند تعيين ‏تكليف نامزد نهايي در جبهه اقتدارگرايان روشن است؛ ابتدا دود سفيد بايد از دودكش خاصي در ميانه ي شهر ‏در آسمان به رقص درآيد، تا بعد يك يا چند تشكيلات سياسي اجازه يابند به صورت فرماليته و نمايشي گام هاي ‏بعدي را براي معرفي نامزد ائتلاف... بردارند. اين جناح حتي اگر لازم باشد، چون انتخابات رياست جمهوري ‏گذشته كه طي 48 ساعت احمدي نژاد را جاي قالي باف نشاندند و آراي لازم را برايش ساخت، جا به جايي ‏هاي ضروري را به فوريت سامان خواهد داد. ‏

در جناح مقابل اما وضعيت به گونه اي ديگر رقم خواهد خورد. اگر سيد محمد خاتمي پيش از آنكه فرصت ‏لازم از دست برود كلام آخر خود را پس بگيرد و موضوع "بازنشستگي سياسي" را منتفي شده اعلام كند و به ‏صورت رسمي آغازگر رقابت هاي انتخاباتي شود، تكليف اين جناح تا حد زيادي روشن خواهد شد. تنها مي ‏ماند دو كار، يكي مهدي كروبي را از خر شيطان پائين آوردن و ديگري راه مقابله با نظارت استصوابي ‏احتمالي را يافتن. البته اين احتمال نيز وجود دارد كه جريان هاي خاص كه بخت تداوم يافتن حكومت يك دست ‏را در خطر ببينند و با يادآوري دوران سخت "حاكميت دوگانه" اعصابشان به هم بريزد، از راه هاي ‏غيرمستقيم دست به كار شوند تا راي خاتمي را با روش هاي گوناگون ديگر بزنند و هزينه ي سنگين رد ‏صلاحيت رئيس جمهور پيشين را نبردازند.‏

اگر هر كدام از اين سناريوها تحقق يابد و خاتمي، چه در رودربايستي با كروبي مصر به شركت در انتخابات، ‏چه از طريق مجاب شدن به كناره گيري يا رد صلاحيت نتواند وارد مبارزات انتخاباتي شود، آنگاه اصلاح ‏طلبان چون دوره ي قبل راه سختي را در پيش رو خواهند داشت. راهي كه سرآغاز آن ورود به اين معركه ي ‏سياسي با چند نامزد خواهد بود، و سرانجامش ايستادن در برابر هم و چند پاره شدن آراي اصلاح طبان. مسلم ‏است كه در اين شرايط افق روشني پيش روي اصلاح طلبان وجود نخواهد داشت، مگر اينكه "طرحي نو" در ‏انداخته شود.‏

سوابق گذشته به ويژه روش به كار گرفته شده در انتخابات رياست جمهوري قبل نشان مي دهد كه در جبهه ي ‏عريض و طويل اصلاحات راه اجماع بر روي يك نامزد سنگلاخ است؛ استعفاي نامزدها به راحتي صورت ‏نمي گيرد و با تكيه بر نتايج نظرسنجي ها به دشواري مي توان نامزدي را كنار گذارد. پيشينه ي امر نشان مي ‏دهد كه دست كم شيخ اصلاحات به نظرسنجي هاي مستقل و نتايج آن چندان خوش بين نيست و به آساني تن به ‏آن نمي دهد. اين در حالي است كه افكارسنجي هاي گروه كروبي نيز ديگران را اقناع نمي كند. ‏

در اين ميان راه و روش هاي ديگر هم فاقد تنوع و اطمينان بخشي و اعتماد سازي لازم است، الا اينكه ‏نامزدهاي انتخاباتي بپذيرند بخت خود را در يك رقابت درون جناحي كه به نوعي مبارزه و تبليغات انتخاباتي ‏پيش هنگام نيز به شمار مي رود، بيازمايند. اين راه چيزي نيست جز آن روشي كه در ديگر كشورها به ويژه ‏در جريان انتخابات آمريكا آزمايش شده و در ماه هاي اخير شاهدش بوده ايم. روشي كه در حزب جمهوريخواه ‏با انتخاب مك كين نتيجه اش تا كنون روشن شده، و در حزب دموكرات روزهاي آخرش، در رقابت توانفرساي ‏كلينتون و اوباما، در حال طي شدن است.‏

بر اساس اين روش، حتي فارغ از اينكه حضور سيد محمد خاتمي در ميان نامزدهاي اصلاح طلب قطعي باشد ‏يا نه و بسياري چون محمد رضا عارف تكليف خود را روشن بدانند، مي توان رالي انتخاباتي در ميان اصلاح ‏طلبان را از هم اكنون آغاز كرد. در اين راه و روش مي توان هم زمان آراي مستقيم چهره هاي شاخص ‏سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ديگر نخبگان و گروه هاي مرجع را در تهران، مراكز استان و ‏شهرستان ها در خصوص تك تك نامزدهاي اصلاح طلب دريافت كرد، و به موازات آن نظر حاميان عادي ‏اصلاح طلبان را از طريق نظرسنجي به دست آورد و در نهايت، بر اساس ميزان استقبال اين دو گروه از ‏نامزد يا نامزد هايي خاص به صورت يك مرحله اي يا دو مرحله اي نامزد نهايي و اختصاصي اصلاح طلبان ‏را تعيين كرد. ‏

در اين ميان مي ماند دو نكته، اول اينكه نامزدهاي اصلاح طلب در يك فرصت معين آمادگي خود را از هم ‏اكنون براي اين آزمايش سخت اعلام كنند و تعهد كتبي بسپارند كه به نتايج حاصله، هرچه كه باشد تن خواهند ‏داد. و دوم، اين آمادگي جمعي در ميان اصلاح طلبان وجود داشته باشد كه به هيچ وجه به جز با فرد منتخب ‏نهايي شده، با كسي ديگر در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري دهم شركت نكنند.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.