خالي کردن زير پا!
روزبه ميرابراهيمي - یکشنبه 15 اردیبهشت 1387 [2008.05.04]

در خبر ها خوانديم که علي اکبر هاشمي رفسنجاني، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در جايي سخنراني کرده و خبر داده است که "از اين پس اين مجمع نظارت بيشتري را بر سياستهاي دولت اعمال خواهد کرد."
روزنامه اقتصادي "سرمايه" روز سهشنبه به نقل از رفسنجاني نوشته بود: "در اجراي اصل ۴۴ قانون اساسي و سند چشمانداز بيستساله، تکيه زيادي بر منابع انساني و داناييمحوري صورت گرفته و معناي آن اين است که زمان سعي و خطا به پايان رسيده است و بايد با برنامه و به صورت تخصصي حرکت کرد."
البته به مانند هميشه مخالفان دولت محمود احمدي نژاد از جمله بسياري از اصلاح طلبان از اين خبر استقبال کردند و احتمال نزديک به يقين در خلوت خود کلي ذوق کرده اند که" بالاخره يک نوعي بايد اين دولت را کنترل کرد!"
اما حرف و نکته اصلي اين است که آيا اينگونه استقبال با مبنايي درست تحليلي صورت مي گيرد. يعني حالا چون رفسنجاني مخالف دولت است پس اين اقدام قابل پذيرش است يا بعکس چون مخالف احمدي نژاد هستيم هر عملي در جهت عکس را بايد با آغوش باز بپذيريم و با عناوين درشت منعکس کنيم؟
اول اينکه اصلاح طلباني که استقبال کرده اند آيا فراموش کرده اند که وقتي اقدامي مشابه در دوران دولت اصلاحات در شرف انجام بود چه فريادها سر داديم که مي خواهند دولت را محدود کنند؟ آنهم از سوي يک نهاد انتصابي؟ حالا فرقي هم نمي کند در راس اين نهاد ها چه کسي يا کساني هستند مهم اين است که نبايد از هيچ اقدامي که از قدرت نهادهاي "شبه مردمي" هم مي کاهد استقبال کرد بلکه بايد اين "قدرت" را در مقابل نهادهاي "غير مردمي" فربه تر کرد.
با تمام اشکالاتي که در حوزه حقوقي و حقيقي مي توان بر نهادهايي چون دولت و مجلس در سيستم جمهوري اسلامي گرفت و عيار مردمي بودنشان را به چالش کشيد اما مطمئنا در مقابل نهادهاي کاملا انتصابي چون مجمع تشخيص ارجح ترند.
جاي تعجب است از اصلاح طلباني که براي يک صندلي بيشتر در مجلسي کم اختيار يا بي اختيار سر و دست شکستند و يا از هم اکنون دعواي کرسي رياست جمهوري براه انداخته اند که اين نکته ريز اما روشن را نبينند و با سکوت و همراهي خود در تحديد نهادهاي نسبتا انتخابي از سوي نهادهاي کاملا انتصابي عملا زير پاي آينده "کم سوي" خود در چنين جايگاه هايي را خالي کنند. حالا مي خواهد در راس، احمدي نژاد باشد يا هر کس ديگري....
