باتوم به دستان امروز، قاضيان فردا
نيلوفر گلکار - پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 [2008.05.01]

فرمانده نيروي انتظامي روز گذشته خواستار افزايش اختيارات اين نيرو و از جمله واگذاري اختيار "داوري" و "قضاوت" به ماموران تحت امرش شد.
و اضافه کرد: "افزايش اختيارات پليس و اعطاء نقش داوري به آن در بسياري از منازعات به ويژه منازعات حقوقي و خانوادگي ميتواند ضمن قضا زدايي و كاهش دامنه جرم، افزايش قانون مداري و توسعه فرهنگ نظم و انضباط در جامعه شود".
رئيس مجلس هفتم نيز طي سخناني در جمع فرماندهان نيروي انتظامي از افزايش اختيارات نيروي انتظامي استقبال کرد و با اشاره به صحبتهاي سردار احمديمقدم در خصوص افزايش اختيارات نيروي انتظامي به وي توصيه کرد در اين زمينه با قوه قضائييه هماهنگي هاي لازم را به عمل آورد.
آيا نيروي انتظامي به موارد بي شمار تخلفات خويش و شکاياتي که عليه اين ارگان صورت گرفته پاسخ گفته است که حال به دنبال اعطاي حق داوري و قضاوت نيز هست؟!
ماجراي قتل دکتر زهرا بني يعقوب، موارد تجاوز در بازداشت گاه ها، خشونت ماموران گشت ارشاد با زنان، خشونت ماموران نيروي انتظامي در برخورد با فعالين اجتماعي و اکنون نيز ماجراي بازداشت سردار زارعي با اتهام فساد اخلاقي که خود يکي از بانيان طرح امنيت اجتماعي بود و... موارد بسياري که هر بار عليه اين خشونت در لباس قانون شکايتي هم شد، بي پاسخ ماند.
اسماعيل احمدي مقدم ديروز همزمان با حضور غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس هفتم در سيزدهمين همايش سراسري فرماندهان نيروي انتظامي با اشاره به اينکه "اختيار و اعتماد دو ابزار ضروري براي ايفاي نقش پليس در حل و فصل منازعات و دعاوي است" از وي خواست تا براي افزايش اختيارات نيروي انتظامي تلاش کند.
از اولين اصول مديريت اين است که وظيفه و نظارت يا همان اختيار و اعتماد را هميشه از هم جدا نگه داريم تا در سازمان ها فرصت سوء استفاده به حداقل کاهش يابد. حال که نظارتي نيست که اگر باشد اسمي است، نه عيني، نهايت اجحاف به مردم است که وظيفه ي داوري!!! را هم به نيروي انتظامي که خود در بسياري موارد نشان داده که قانون مدار نيست بسپاريم. به خصوص در حوزه خانواده که درصد بالايي از قربا نيان آن را زنان تشکيل مي دهند و در دادگاه ها با وجود وکيل و اگر شد مشاور و غيره, با مواجهه با قوانين تبعيض آميز شديدترين بي عدالتي ها را تحمل مي کنند و آقاي احمدي مقدم به خصوص خواهان داوري در اين حوزه هستند. چه مي شود اگر داوري به دست يکي از ارگان ها يي باشد که موارد بسيار تخلف در برابر زنان را در پرونده خود دارد که مي تواند نشانه نگرش کلي زن ستيزانه در مسائل حقوقي هم باشد.
آقاي حداد راست گفته اند احتمالا مشکلات حل خواهد شد اما نه به مدد قانون به مدد باطومي که همزمان در دست قاضيان سبز پوش هم هست که اجازه دارند در صورت لزوم از آن استفاده کنند و حال که داوري با خودشان است تشخيص لزوم مي تواند تنها اعتراض ساده محکوم به حکم قاضيان سبز پوش باشد. آن چه که معمولا رخ داده و باعث شکايت به مراجع موسوم به داوري شده. حال اگر داور خودش باشد ديگر شکايت هم نمي توان کرد ولو اين که بداني بي جواب مي ماند.
بايد به طرح اين گونه مسائل نيز اعتراض کرد زيرا مسائلي هستند که مي توانند به سادگي حداقل حقوق شهروندي را نيز از بين ببرند. فرصتها به شدت نابرابر تر مي شوند و آزادي به شدت محدود, موقعيتي را در نظر بگيريد که در يک طرف شهروندي است عادي بي هيچ حقي و در طرف ديگر نيروي انتظامي که همزمان اختيار قدرت، اعمال قدرت و قضاوت را داراست. تنها نتيجه اش نظمي نظامي در سايه ي سرکوب است نه عدالت. اگر عامل نظم زور بود که تمام دنيا را نيرو هاي انتظامي بر مي داشت. عامل نظم در جامعه، رفاه اقتصادي و اجتماعي و آزادي هاي اجتماعي و فردي و برابري حقوقي و... است. حال که روز به روز حداقل ها ي هر کدام از اين موارد از بين مي رود انواع ارتش هاي مسلح با طرح هاي جديد و اختيارات بيشتر وارد خيابان مي شوند. به ازاي هر درصد که تورم بالا مي رود گويا نيروي نظامي جديدي در غالب طرحي زير مجموعه امنيت اجتماعي وارد خيابان ها مي شود.
نظارت بر کار مسئولين براي درست انجام دادن کار است که نظم مي آورد نه دادن حق قضاوت به باطوم به دست براي نظارت بر عکس العمل مردم در برابر مشکلاتي که يکي از اصلي ترين دلايل وجودش متخصص نبودن افراد در مشاغل است.
منبع: ادوار نيوز
