فيلم روز♦ سينماي ايران
کامبيز رحيمي - پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 [2008.05.01]
پابرهنه ها در بهشت نخستين فيلم سينمايي بهرام توکلي سرانجام در تهران به نمايش در آمد. نگاهي داريم به اين فيلم.

پا برهنه در بهشت
کارگردان و نويسنده فيلمنامه: بهرام توکلي. مدير فيلمبرداري: حميد خضوعي ابيانه. موسيقي متن: علي صمدپور. طراح صحنه و لباس: مجيد ليلاجي. تدوين: بهرام دهقاني. تهيه کننده: حبيب الله کاسه ساز. بازيگران: امين تارخ، هومن سيدي، افشين هاشمي، امير کاوه آهن جان، مرضيه وفا مهر و...
يحيي، روحاني جوان، محلي نامتعارف را براي ادامه خدمتش انتخاب مي كند: قرنطينه بيماران لاعلاجي كه علاوه بر درگيري هاي جسمي، دغدغه هاي شديد و بي پاسخ ذهني دارند. يحيي در كنار آنها زندگي کرده و چيزهاي بسياري ياد مي گيرد و سرانجام احساس مي كند زندگي او به عنوان يك روحاني واقعي از روز حضورش در آن قرنطينه آغاز شده است.
دالان هاي خودشناسي
بهرام توکلي سينما را با ساختن فيلم هاي کوتاه شروع کرد و جزو سينماگران مطرح اين عرصه به شمار مي آيد. او تعداد زيادي فيلم کوتاه داستاني و مستند را در کارنامه دارد و سال ها صبر و تلاش کرد تا توانست از سد عبور کند و نخستين فيلم سينمايي خود را بسازد. فيلم پس از نمايش در بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر با اقبال منتقدان رو به رو شد و امين تارخ اذعان داشت که بهترين نقش خود را در اين سال ها ايفا کرده است. اما فيلم آن چنان که مورد توجه منتقدان قرار گرفت از سوي سينما داران با اقبال رو به رو نشد و زمان نمايش آن نيز تا امروز به تعويق افتاد.
فيلم در نگاه نخست تمي آشنا را دنبال مي کند. دغدغه هاي روحاني جوان براي ادامه حضور در اين کسوت و يا ترک آن. تمي که رضا ميرکريمي چند سال پيش در فيلم زيرنور ماه هم آن را به تصوير کشيده بود.
در پا برهنه در بهشت هم با سفر نمادين يک جوان روحاني به محلي رو به رو هستيم که ساختاري پيچيده دارد. در اين محل ظاهرا از بيماران لاعلاج محافظت مي کنند. بيماراني که بسيار آسيب پذير هستند و قدرت تدافعي بدن خود را هم از دست داده اند. مدير اين محل- که تارخ نقش آن را ايفا مي کند-نيز در خفا تيک هايي عصبي دارد که نمي توان چندان وجه تمايزي را بين او و ديگر بيماران در نظر گرفت.

اين شخصيت همه را يکسان مي بيند و حتي در بدو ورود يحيي به اين محل خود او را هم به نوعي بيمار به شمار مي آورد. تم شک اين مدير به مراجعان در کنار دغدغه هاي يحيي يکي از بهترين مسائل مطرح شده در چند سال اخير است. او قرنطينه اي درست کرده که بيماران مشکوک را به آنجا مي فرستد تا بتواند بر آنها نظارت کافي داشته باشد.
يحيي در فيلم پا برهنه در بهشت در فضايي واقع مي شود تا بتواند نوعي برزخ را تجربه کند. برزخي که آدم هاي آن قادر به بازگشت به زندگي نيستند و همين مسئله به قهرمان داستان کمک مي کند تا بتواند وضعيت آنها را از منظري صحيح مورد ارزيابي قرار دهد. تصوير سازي هاي توکلي نيز کاملا بر همين اساس بنا نهاده شده است که در اين ميان نمي توان فيلمبرداري خوب خضوعي ابيانه را نيز از نظر دور داشت. تصاوير عمدتا تاريک و يا با کنتراست هاي ملايم فيلمبرداري شده اند. اين تصاوير دنيايي ذهني را براي شخصيت اصلي فيلم پديد مي اورد تا نتواند به ديدگاهي روشن دست يابد. او خود نيز مرعوب محل شده و گويا ميان ماندن و رفتن مي بايست يکي را انتخاب کند.
البته در برخي نقاط از فيلم ابهاماتي هم نهفته که اين ابهامات شايد براي دقايقي ذهن مخاطب را به خود معطوف کند. فيلم از ابتدا نشاني واضح و روشني از مکاني که يحيي خودخواسته وارد آن شده ارائه نميدهد و به گونهاي ابهام و به تبع آن گزينههاي مختلف را در ذهن مخاطب ايجاد و با اين گزينهها بازي زيرپوستي ميکند. اين وجه به مدد روايت اول شخص و نريشن يحيي از ابتداي فيلم نيز حاصل شده که تجربههاي خاص خود را بسان کابوسي ذهني روايت ميکند و از آنجا که در ابتدا وجه ذهني بودن آن پررنگ است، او کمتر سعي در توضيح واضحات و روشن کردن ابهامات دارد.

در واقع مخاطب نميداند اين شخصيت كيست و به چه مکاني وارد شده و با گزينه هاي ممکن که در ذهن او شکل ميگيرد، مکان را به يک آسايشگاه رواني نسبت ميدهد. هر چند اين اطلاعات در ادامه با دادههاي تدريجي تصحيح ميشود، اما هيچ کدام رد نميشود. به اين ترتيب ذهن مخاطب تکميل پازل نهايي را با تحليل دادهها انجام ميدهد و در نهايت به تصويري تا حدي روشن در ذهن خود و نه به وسعت ذهنيت همه مخاطبان مي رسد.
روحاني بودن يحيي هم يکي از وجوه ديگر است که از ابتدا به آن اشارهاي واضح نميشود و کدهاي ارائه شده نيز در جهت آشنازدايي از اين کاراکتر آشنا هستند. کاراکتري که در فيلمهاي ايراني با توجه به نوع پوشش، حرف زدن، منش و رفتار بدل به تصوير و قالبي از پيش تعيين شده گرديده و هر بار هم بازيگري جديد تنها زحمت پوشيدن اين لباس تکراري را به خود داده بدون آنکه بتواند اين قالب آشنا را ارتقا داده يا مال خود کند.
توکلي بر خلاف لحظات اوليه فيلم در انتها مي تواند پاياني منطقي را براي داستان خود در نظر بگيرد. او يحيي را از پس اين فضاي دهشتناک و کابويس گونه از نو متولد مي کند و يحيي استوار قدم در راهي که انتخاب کرده مي گذارد.
