نمايش روز♦ تئاتر ايران
جمشيد کمالي - پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387 [2008.05.01]
افشين هاشمي متولد سال 1354 در تهران است. ابتدا در رشته شيمي از دانشگاه آبادان فارغ التحصيل شد، اما علاقه اش به نمايش وي را به اين سمت کشاند و هم اکنون دانشجوي کارشناسي ارشد نمايش است. هاشمي در اين سال ها حضوري پررنگ در عالم نمايش و در کنار آن سينما داشته است. در نمايش هاي افرا، پنجره ها، رقصي چنين، بي شيرو شکر به عنوان بازيگر حضور داشته و چند نمايش را نيز کارگرداني کرده که حسن و ديو راه باريک پشت کوه يکي از آنهاست.

حسن و ديو راه باريک پشت کوه
نويسنده، طراح، کارگردان و موسيقي : افشين هاشمي. بازيگران، خوانندگان و نوازندگان: هدايت هاشمي، عليرضا ناصحي، ميثم يوسفي، افشين هاشمي، ستاره امينيان.
حسن براي آزادي چهل گيس از دست ديو مي بايست سفري را آغاز کند. او وادي به وادي مي رود تا طلسم نابودي ديو را بيابد.
حکايت هاي کهن
افشين هاشمي يکي از چهره هاي جوان نمايش در کشور در سال هاي اخير بوده است. تقريبا نمي توان فصلي را در نظر گرفت که او به شيوه اي روي صحنه نبوده باشد. ابتدا با خبرنگاري شروع کرد و از اين راه به درون گروه هاي نمايشي نفوذ کرد. بعدها بازيگري را آزمود و سرانجام کارگرداني چند نمايش را بر عهده گرفت.
از همان زمان آغاز کار علاقه وافر هاشمي به اجراي نمايش هاي سنتي ايراني در کارهايش مشهود بود. چون کمانچه کش قابلي نيز بود و اين ساز را با تبحر مي نواخت، موسيقي ايراني را هم در نمايش هاي سنتي خود به کار گرفت تا بدين وسيله به عرصه هاي تازه اي دست يابد. از آخرين حضور هاشمي بر صحنه نمايش يعني بازي به ياد ماندني اش در افرا به کارگرداني بهرام بيضايي مدت زمان طولاني نمي گذرد و مي توان گفت بلافاصله پس از اين نمايش حسن و ديو راه باريک پشت کوه را به صحنه آورده است. اين نمايش پيش تردر سيزدهمين جشنواره بين المللي نمايش هاي سنتي آييني تهران و جشنواره بين المللي تئاتر فجر نيز روي صحنه رفته بود.

نمايش حسن و ديو..... بر اساس موسيقي ساخته شده است. يعني بار اصلي درام و داستان پردازي اين نمايش بر دوش موسيقي است. هاشمي در اين نمايش چندين ريتم و قطعه آشنا را کنار هم چيده و داستان خود را بر اساس حرف و بيان موسيقايي اين قطعه ها بيان مي کند. به طور مثال هنگام ورود تماشاگران رنگ دشتي از ساخته هاي علي اصغر بهاري به اجرا در مي آيد. گفت و گوي حسن و چهل گيس هم بر پايه آواز دشتي، دستگاه همايون و دستگاه چهارگاه است و اين داستان تا انتهاي نمايش ادامه پيدا مي کند که ما به آزادي مي رسيم که بر اساس تصنيف در قفس ابوالحسن صبا نگاشته شده است.
هاشمي در اين نمايش فرصت مي يابد با سفر اديسه وار شخصيت اصلي خود؛دستگاه هاي مختلف موسيقي ايراني را- با انتخاب هاي درست- در يک ساعت مرور کند. جدا از موسيقي که حجم عمده اي از اجرا را در بر مي گيرد، ديگر نکته اي که در برخورد با اين نمايش توجه را به خود جلب مي کند حضور بارز فرهنگ عامه در شيوه نگارش متن است. اينکه خود داستان بر اساس کهن الگوهاي داستانگويي در ايران نگاشته شده يک سو و شيوه نگارش ديالوگ ها و اصولا همسويي آن با استفاده از ترفند هاي نمايش هاي ايراني از سوي ديگر به نويسنده و کارگردان اين اثر کمک کرده که برخي زواياي پنهان فرهنگ عامه ايران را به مخاطب ياد آوري کند. اين نمايش درحالي که سعي دارد بر کهن الگو هاي روايت هاي ايراني وفادار بماند اما نمي توان نقش الگوي روايتي غربي داستان هاي پريان را نيز در آن ناديده انگاشت. اين شيوه روايت به نويسنده کمک مي کند تا بنابر اصولي معين پاي ديو ها، فرشتگان و... را به نمايش باز کند.
مقبوليتِ اين اثر را نمي توان بدون اجراي خوب بازيگران اين گروه در نظر گرفت. بي شك كسي توقع ندارد بازيگران تيپهاي قصههاي پريان را دروني كنند و بازي كنند. از همين رو بازي بيروني و پرانرژي بازيگران، براي اين اجرا امتياز شمرده ميشود. ضمن اينكه شناختِ تمام بازيگران از موسيقي و تبحّر در اجراي آن، امكانِ ايجاد يك نمايش موزيكال را فراهم آورده است.

نمايش حسن و ديو راه باريک پشت کوه اگرچه بنابر ريتمي که موسيقي در کار ايجاد مي کند اندکي بالا و پايين مي شود اما با درايت کارگردان مي تواند تماشاگر خود را در طول نمايش سرگرم کند. به خصوص زمان سفر حسن اشعار و موسيقي به گونه اي انتخاب شده اند که تماشاگررا در دستيابي با اهداف حسن کاملا با او هم راستا مي سازد.
اين نکته را نيز نمي توان از نظر دور داشت که نمايش به سبک و سياق ديگر نمايش هاي کهن ايراني متلک پراني هايي نيز به سيستم سياسي و اجتماعي دارد که در اين ميان تماشاگران بيشترين واکنش ها را به اين تکه پراني ها نشان مي دهند .
با توجه به اينکه اکثر کارگردان هاي جوان ايراني در اولين اجرا ها متوسل به متن هاي خارجي مي شوند تا نوعي تجربه گرايي آفت بار را عملي کنند، تلاش هاشمي براي تمسک به نمايش هاي کهن ايراني و احياي ژانر هاي فراموش شده آن قابل تقدير است.
