Rooz

از تئوري بافي تا توجيه عملکرد دولت

پويا شوقي - سه شنبه 10 اردیبهشت 1387 [2008.04.29]

pooyashoghi.jpg
‎ ‎
سخنراني اخير احمدي نژاد در واکنش‏‎ ‎به سخنان انتقاد آميز وزير اقتصاد در مراسم توديع خود بار ديگر نمايان‎ ‎کننده نقشه هاي مرد دوم سياست ايران براي جهان بود. نقشه هايي که هر چند‏‎ ‎قيمت گوجه و جيب هاي خالي، آنها ‏را لوس و کم اهميت نموده است، اما مطالعه‎ ‎و بررسي نماي آنها، خالي از لطف و فايده نيست. نکته جالب توجه ‏اما اينکه احمدي نژاد همين فلسفه بافي هاي خود را در خدمت توجيه سياست‎ ‎هاي ناموفق دولت که به بحران هاي ‏اقتصادي قابل توجهي نيز انجاميده است به‎ ‎کار مي گيرد‎.‎

تئوري تحول تاريخي احمدي نژاد را مي توان در قرائت بنيادگرايانه‎(Fundamentalist) ‎‏ او از روايت هاي ‏شيعي ريشه يابي کرد‏‎. ‎اصولا بنيادگرايي مذهبي خواهان قرائت مستقيم و غير تغييريافته دين است‎. ‎نمونه بارز ‏ظهور بنيادگرايي ديني دربطن مدرنيته در دهه بيست‎ ‎در آمريکا ظهور کرد که به ممنوعيت توليد و توزيع ‏مشروبات الکلي و منع‏‎ ‎تدريس تئوري تکامل چارلز داروين در مدارس انجاميد. مدل احمدي نژادي در مورد‏‎ ‎جهان ‏مقصد بشري را رسيدن به نقطه "سراسر اسلامي شدن" مي داند. در اتوپياي احمدي نژاد همه ملت ها مسلمانند و با ‏انديشه هاي اسلامي زندگي مي کنند‎. ‎اين سيماي احمدي نژاد از جهان را مي توان با تئوري مارکس در باره ‏تحولات‎ ‎تاريخي مقايسه کرد. به عقيده مارکس نيز بشريت آنقدر تحول مي يابد تا‎ ‎نهايتا به آرمان و ايده آل کمونيسم ‏دست يابد. ايده آل احمدي نژاد اما‏‎ ‎دنيايي اسلامي است که در آن " فرهنگ، انديشه و منش ملت‏‎ ‎ايران" نقشي ‏اساسي را ايفا مي کند‏‎.‎

نظام مورد نظر احمدي نژاد بر روي خرابه‏‎ ‎هاي سرمايه داري کنوني بنا مي شود. او در بخشي از سخنانش با ‏اشاره به‎ ‎مشکلات جهان، اين مشکلات را عامل فروريزي نظام سرمايه داري "ظالمانه" حاکم‎ ‎بر جهان مي خواند. ‏مخالفت با مدرنيته حاکم بر غرب و داشتن ديد انقلابي‎ ‎نسبت به تحولات پيش روي آن نيز نکته ديگري است که ‏احمدي نژاد با مارکس و‏‎ ‎بسياري از انديشمندان پست مدرن اشتراک دارد‎. ‎

مشکل نظام سرمايه داري غربي را احمدي‎ ‎نژاد غير قابل حل مي داند. از ديد او "هيچ كارشناس اقتصادي و ‏سياستمداري‎ ‎پيدا نمي‌شود كه بتواند اقتصاد امريكا را از حركت به سوي دره سقوط بازدارد‎ ‎و انشاءالله وعده الهي ‏براي انهدام نظام ظالمانه سرمايه‌داري نزديك است". بنابراين نظام سرمايه داري محکوم به فناست و هيچ راه ‏گريزي از اين‎ ‎نابودي نيست‎.‎

پيش بيني احمدي نژاد از ديد خودش با‎ ‎حقايقي قابل اثبات است. با اين حال به عقيده او ضربه نهايي هنوز فرا‏‎ ‎نرسيده ولي نزديک است. وي خبر از کشيده شدن دامنه مشکلات نظام سرمايه داري‎ ‎به اروپا و آسيا مي دهد و آن ‏را نويد دهنده نابودي اين سيستم مي داند. بنابراين او نظام سرمايه داري را در حال حاضر يک نظام رو به فنا مي ‏داند‎ ‎که گذر زمان به شکست اجتناب ناپذير آن منجر خواهد شد‎. ‎

نقش ايران و ايرانيان در جهان فرداي‎ ‎احمدي نژاد نبايد ناديده گرفته است. حرکت جهاني مد نظر احمدي نژاد از‏‎ ‎ايران آغاز شده و به تمام نقاط دنيا منتقل مي شود. وي به صراحت اشاره مي‎ ‎کند: "بايد به سرعت كارهاي داخلي ‏را سامان دهيم تا ملت ما مأموريت اسلامي‎ ‎و تاريخي براي كمك به ملت‌ها و ترويج انديشه اسلامي و ايماني را به ‏خوبي‎ ‎انجام دهد." بنابراين نمايي که او از موقعيت ايران در نقشه جهاني اش دارد‏‎ ‎بسيار شبيه به نقش روسيه در ‏مدل کمونيستي اتحاد جماهير شوروي است. در آن‎ ‎مدل نيز مانند مدل احمدي نژاد، روسيه در مرکز يک فرآيند ‏جهاني به سمت‏‎ ‎کمونيسم قرار مي گرفت.‏‎ ‎

تشريح اين برنامه مفصل براي دنيا اما در‎ ‎نهايت پيش فرضي مي شود براي توجيه مجدد شکست هاي اقتصادي ‏دولت. احمدي نژاد‏‎ ‎ماهرانه، و شايد ندانسته، مشکلات کشور ايران را نتيجه فشاري مي داند که‏‎ ‎زوال نظام سرمايه ‏داري بر ايران وارد مي آورد. بنابراين ملت بايد با "ايمان" بر‎ ‎اين مشکلات پيروز شود زيرا مشکلات عامل ‏خارجي دارند و دولت در آنها بي‎ ‎تقصير است.‏

در ديدگاه احمدي نژاد، دولت نه تنها بي‎ ‎تقصير است بلکه براي برقراري عدالت تمام تلاشش را مي کند. وي در ‏بخشي از‏‎ ‎سخنان خود با اشاره به افرادي که فقر و تبعيض را انکار مي کنند، ساختن‎ ‎ايراني آزاد و آباد را نيازمند ‏پافشاري در عدالت مي داند. اينجا نيز به‎ ‎روال قبل بحث قديمي دشمن داخلي مطرح مي شود. اين دشمنان داخلي به ‏گفته‎ ‎رئيس جمهور افرادي "در نقطه مقابل و مقاوم عدالت" و "بدون جسارت و ايمان‎ ‎و اقتدار لازم براي مقابله با ‏بي عدالتي" هستند که قصد دارند با ارائه‎ ‎ارقام و اعداد به ملت رد گم کني کنند. رئيس جمهور سپس با پيش کشيدن ‏مسئله‎ ‎سود بانکي و نقش آن در استقرار عدالت، علنا انگشت اتهام روي وزير سابق‎ ‎اقتصاد مي گذارد‏‎.‎

‏ در نهايت نتيجه اين مي شود که احمدي‎ ‎نژاد طبق معمول بي گناه است و اين دشمنان خارجي و داخلي هستند که ‏در برابر‎ ‎او و در نتيجه در برابر عدالت ايستاده اند. اينگونه افراد، به عقيده رئيس‎ ‎جمهور، نه تنها در برابر آبادي ‏ايران بلکه در برابر مسير تاريخي استقرار‏‎ ‎اسلام ايستاده اند. جدا از حرف هاي عادي و تکراري احمدي نژاد، اين ‏نکته‎ ‎نيز قابل توجه است که به مرور زمان و در اثر افزايش انتقادها به دولت،استدلال هاي رئيس جمهور براي ‏فرار از اتهامات پيچيده تر،به سمت‎ ‎خودي تر ها نشانه گرفته شده اند. کسي چه مي داند، شايد در سخنراني بعدي ‏احمدي‎ ‎نژاد رهبري را هم جز باند ضد عدالت بداند و خواهان انقلاب اسلامي ديگري در‏‎ ‎ايران براي براندازي ‏حکومت کنوني شود.‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.