انتخابات مجلس هشتم و پرسش هايي در باره آن
امير حسين علوي - یکشنبه 8 اردیبهشت 1387 [2008.04.27]

انتخابات مجلس هشتم با تمامي اما و اگرها و استدلالهاي موافقين و مخالفين حضور در آن سرانجام برگزار شد و بيشتر نمايندگان مجلس که اکثريت قاطع آن را تشکيل خواهند داد مشخص گشته و در برخي از حوزهها نيز انتخابات به دور دوم کشيده شده و به زودي تکليف اين کرسيها نيز مشخص خواهد گشت. ولي آنچه مشخص و مبرهن است اين ميباشد که اکثريت قاطع مجلس در دست جناح به اصطلاح اصولگرا و يا به عبارت دقيقتر در اختيار نمايندگان مورد نظر مقام رهبري خواهد بود و در جهت پياده نمودن خواستههاي ايشان حرکت خواهد کرد.
درست است که رئيسجمهور نتوانست به خواسته خود مبني بر تشکيل مجلسي کاملاً همسو با دولت و شخص خود نايل آيد ولي به واسطه حمايتهاي بيدريغ رهبري از دولت ايشان و شخص رئيسجمهور يقيناً مجلس هشتم مشکل چنداني براي دولت ايجاد نخواهد کرد. چرا که دولت کنوني، در واقع دولت مقام رهبري و کارگزار ايشان بوده و در بيشتر زمينهها و سياستگزاريها مجري دستورات ايشان ميباشد.
بنابراين اگر مجلس بخواهد از حد مجاز و تعيين شده خارج گردد با استفاده از اهرمهايي که در برابر آن آسيبپذير است به عقبنشيني وادار خواهد شد. هر چند امکان و انتظار وقوع چنين جسارتي از مجلس هشتم بعيد و دور از ذهن ميباشد، زيرا مجريان و ناظران انتخابات توانستند با برگزاري انتخاباتي کاملاً مهندسي شده و مورد نظر مقام رهبري، جلوي ورود افرادي را که شايد در برخي موارد ميتوانستند صدايي به اعتراض بلند کنند را به مجلس گرفته و مجلسي همسو با منويات مقام رهبري تشکيل داده، و به تثبيت هر چه بيشتر قدرت ايشان ياري رسانند.
در ضمن انتخابات فوق بيانگر اين موضوع است که مقام رهبري ديگر حتي به کساني که در اين 30 سال عمر جمهوري اسلامي در عمل نشان دادهاند به اين نظام اعتقاد و التزام داشته و منافع آن را بالاتر و برتر از هر چيز ديگري ميدانند، اعتماد و اعتقادي ندارند و تنها کساني را تحمل مينمايند که مطيع بيقيد و شرط اوامر ايشان باشند و التزام و اعتقاد خود را به شخص ايشان به اثبات رسانده باشند.
از سوي ديگر با توجه به اينکه اصلاحطلبان حاضر در صحنه انتخابات مدعي تقلب و جابجايي آرا در هنگام شمارش آن شدهاند و سران قوم اصلاح دادخواهي به شوراي نگهبان که خود يکي از سازمان دهندگان اين انتخابات بود بردهاند، اين سوال اساسي مطرح است که در صورتي که اين جريان توان جلوگيري از برگزاري چنين انتخاباتي را نداشته، اصرار براي حضور در آن بر چه مبنا و به چه معنايي بوده است؟
آيا اين کار به دليل عدم شناخت از ساز و کار قدرت در جمهوري اسلامي بوده است؟ و يا اصلاحطلبان در هر شرايطي حاضر به حضور در چنين انتخاباتي خواهند بود؟ آيا براي آنان خط قرمزي براي شرکت در انتخابات متصور ميباشد؟ آيا آنان با توجه به نحوه برگزاري انتخابات اخير در صورت حضور در انتخابات آتي راهحلهايي براي عدم تکرار چنين وضعيتي انديشيدهاند؟ در صورتي که اصلاحطلبان نتوانند به اين سوالات پاسخ دهند يقيناً در انتخابات آتي دچار مشکلات اساسي در متقاعد کردن مردم براي شرکت در انتخابات خواهند بود.
حال اين سوال اساسي مطرح است که با توجه به وضعيت پيشآمده که به احتمال زياد در انتخابات آينده نيز به روش ديگري تکرار خواهد شد، آيا کماکان راهحل پيشبرد دمکراسي حضور در صحنه انتخابات در هر شرايطي است؟ آيا صرف حضور در قدرت و به دست گرفتن اهرمهاي حکومت خواهد توانست کمکي به پيشبرد اين اهداف و آرمانها نمايد؟ آيا تجربه در دست داشتن قوه مجريه به مدت 8 سال و قوه مقننه به مدت 4 سال ايجاب نميکند که در استراتژيها و تاکتيکها بازنگري صورت گيرد؟
حال اين که استراتژيها و تاکتيکهاي فوق چه ميتواند باشد و چگونه ميتوان آنها را عملي کرد مجالي ديگر ميطلبد.
منبع: ادوار نيوز
