Rooz

مملکت دارد منفجر مي شود

وبگرد - پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 [2008.04.24]


سها سيفي
webgarderooz@yahoo.com

ليلي نيکونظر در "لوليان" معتقد است اوضاع کشور از دست در رفته است:‏

الان كه در تحريريه نشسته‌ايم و نامه‌ي 6 صفحه‌اي "حداد عادل" به "احمدي نژاد" تازه روي خروجي ‏خبرگزاري‌ها قرار گرفته و "بغض گلايه‌ي "دانش جعفري" هم شكسته" (اين خبرگزاري فارس در اين تيترهاي ‏لوس تخصص دارد) احساس مي‌كنيم مملكت خيلي ژورناليستي شده است. واي خدا، ما كه داريم مي‌ميريم از ‏ژورناليسم! متوجه هستيد؟ مملكت دارد منفجر مي‌شود‎.‎

‎نپوتيسم: اداره کشور توسط داداش ها و باجناق ها‎

مجيد جمشيدي در "راپورت هاي يوميه" مينويسد سابقه نپوتيسم يا فاميلگرايي در مناصب دولتي، طولاني تر از آن ‏است که به جمهوري اسلامي محدود شود:‏

يكي از ويژگي هاي حكومت قاجاريه به كارگيري شيوه حكومتي در اداره دستگاه ديواني با استفاده از حكومت ‏پدرسالارانه و پاتريمونيال و واگذاري مناصب به خويشاوندان بود. روشي كه هدف تحكيم مباني نفوذ و حفظ سلطه ‏قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقيب مي كرد. اين رسم در دوران پهلوي هم ادامه يافت و يکي از نکات ‏ضعف اين سلسله نيز محسوب مي شد و باب شدن اصطلاح "هزار فاميل"در اين دوره از نشانه هاي رويکرد منفي ‏مردم نسبت به اين رسم ناپسند بود. و اما در جمهوري اسلامي: اداره يك كشور توسط داداش ها و خواهر ها و عمه ‏و خاله و باجناق در جمهوري اسلامي تبديل به رسمي شده است که ناپسندي آن روزي عامل پيروزي در انتخابات ‏بود و امروز "به شکر اندرش مزيد نعمت"!‏

‎گرفتار در بين انبوهي از فاسدان!‏‎

سعيد در "روز نو" در حاشيه سخنان اخير رئيس جمهور در قم نوشته است:‏

سخنان رئيس جمهور درسفر اخيرش به قم، آن شور وهيجان هميشگي را ندارد. از تهديدهاي ترسناک وانقلابي ‏ورايحه پسند هم چندان رنگي باقي نمانده است ويا کسي آنرا جدي نميگيرد. او مي کوشد خود را خونسرد و مثل ‏هميشه مصمم نشان دهداما نشانه هاي واضحي از قبول شکست وعقب نشيني از برنامه هاو اهداف رابراحتي ‏ميتوان درکلامش ملاحظه کرد. بنظر ميرسد بيش ازاينکه ازجايگاه قدرت با مردم قم سخن بگويد، از درتسليم و ‏نداشتن راه چاره ونيز مظلوم نمايي خود دربين انبوهي از فاسدان که وي را محاصره نموده اند به گلايه گذاري ‏مشغول شده است.‏

‎بحران گوجه فرنگي در آمريکا‎

فواد در "راه من" طنزي درباره بحران گوجه فرنگي در ايران دارد:‏

به گزارش واحد مرکزي خبرسازي اين روزها ايالات متحده بدترين شرايط اقتصادي و سياسي را مي‌گذراند. ‏گوجه فرنگي درچند روز اخير در اين کشور به بالاترين قيمت خود در تاريخ آمريکا رسيده است. طبق تحقيقات ‏صورت گرفته هم‌ اکنون گوجه فرنگي در ايالت‌هاي مختلف آمريکا با قيمت نجومي کيلويي سه دلار و نودونه سنت ‏به فروش مي‌رسد. مفسران اقتصادي بعد از ريشه‌يابي بحران اخير اقتصادي و سياسي ايالات متحده تمام آن را ‏مربوط به گوجه فرنگي دانسته و نام اين پديده را بحران گوجه فرنگي گذاشتند.‏

جرج دبليو بوش در آخرين سخنراني خود در جمع مردم آرکانزاس و حومه با اشاره به اينکه مشاورانش دست‌هاي ‏پشت پرده‌ي بحران گوجه فرنگي را يافته‌اند، گفت: مردم عزيز و مسيحيان گرانقدر آمريکا، من همين جا اعلام ‏مي‌کنم که دست‌هاي پشت پرده‌ي اين بحران اقتصادي و سياسي را که باعث شده‌اند سرمايه‌هاي کلاني که براي وام ‏گوجه فرنگي در اختيار بانک‌ها گذاشته شده بود به سمت انبوه‌سازي مسکن و معاملات ملکي سرازير شود اعدام ‏مي‌کنم. البته اعدام که نه اما پدرشونو در ميارم.‏

‎خاتمي يک انتخابات ازاد به ما بدهکار است‎

علي حسين قاضي زاده در "قاضي نوشته ها" در پاسخ به نامه اخير بابک داد به خاتمي که طي آن به وي پيشنهاد ‏داد که جبهه مشارکت را منحل کند آورده است:‏

با خواندن مطلب ايشان ابتدا گمان کردم که شايد منظور ايشان از جبههء مشارکت همان اعتماد ملي است اما کم کم ‏به اين نتيجه رسيدم که ايشان خاتمي را درست نمي شناسد و نمي داند که آن کس که براي حضور در انتخابات ‏چک سفيد امضاء کرده، خاتمي است و نه جبههء مشارکت. معلوم نيست که "مطهر سازي" آقاي خاتمي و سياه ‏نمايي رفتار حزب مشارکت ناشي از تعلق خاطر ايشان به شخص خاتمي است و يا به ياد نياوردن وقايع سالهاي نه ‏چندان دور. وگرنه يک نگاه ساده به انتخابات مجلس هفتم نشان مي دهد که با وجود عدم حضور جبههء مشارکت ‏در انتخابات، همين جناب خاتمي به برگزاري نمايشي ترين انتخابات بعد از انقلاب همت گمارد. آقاي داد! اين ‏ثروت مردمي (خاتمي) که شما سنگ آن را به سينه مي زني، يک انتخابات رقابتي و آزاد به ملت ايران بدهکار ‏است.‏

‎وزير اطلاعات هم سخنگوي وزارت اقتصاد بود!‏‎

محمد طاهري در "نوشته هاي من" مصاحبه اخير خود با وزير برکنار شده اقتصاد را منتشر کرده است:‏

گفت وگويي که سه شنبه هفته پيش با دکتر دانش جعفري داشتم، حواشي زيادي داشت. وزير سابق اقتصاد دراين ‏گفت وگو حرف هاي زيادي زد که تمايلي به انتشارش در گفت وگو نداشت. دانش جعفري البته ديروز در جلسه ‏خداحافظي اش سنت شکني کرد و خيلي چيزهارا گفت اما يک نکته بامزه باقي مانده که فکر مي کنم مطرح ‏کردنش بد نباشد.‏

از وزيرسابق اقتصاد پرسيدم: با وجودي که به عنوان سخنگوي اقتصادي دولت انتخاب شده بوديد، چرا حتي يک ‏بارهم رودر روي خبرنگاران قرار نگرفتيد؟!‏

دانش جعفري گفت: دردولت نهم همه نقش سخنگوي اقتصادي را بازي مي کردند. حتي وزير اطلاعات و وزير ‏کشورهم به خود اجازه مي دادند دراين مورد اظهارنظرکنند. با رئيس جمهور دراين مورد خيلي صحبت کردم ‏وشرط کردم، درصورتي نقش سخنگوي اقتصادي را مي پذيرم که هيچ عضو کابينه از جمله شخص رئيس جمهور ‏درمورد مسايل اقتصادي اظهارنظر نکند اما احمدي نژاد نپذيرفت و من هم زير بار مسئوليت سخنگوي اقتصادي ‏نرفتم.‏

‎کابينه زاپاترو، زيادي صورتي است‏‎

زيتا در "نگاهي از دور" پست تازه اي دارد که در آن از خورخه زاپاترو به خاطر رعايت عدالت جنسيتي در ‏کابينه اش تشکر کرده است:‏

چند روزي هست که کابينه جديد آقاي زاپاترو شروع بکار کرده. ولي بخاطر داشتن ۹ وزير زن و ۸ وزير مرد، ‏هنوز تازگي خودش را از دست نداده. بخصوص که وزير دفاع يعني خانم کارمه چاکون، هفت ماهه باردار هست ‏و در مطبوعات خارجي هم توجه روزنامه نگاران را جلب کرده. در داخل هم موضوع آسان و راحتي براي کمدين ‏ها و کاريکاتوريست ها شده. ‏

شايد عجيب ترين برداشت از اين بدعت گذاري آقاي زاپاترو (در اسپانيا) توسط همکار ايتاليايي اش، يعني آقاي ‏برلوسکوني انجام شده باشد که گفت: کابينه آقاي زاپاترو زيادي صورتي ست و بعدها از داشتن اين همه وزير زن، ‏دچار مشکل خواهد شد! ‏

آقاي زاپاترو، با اينکه ميدانم هرگز اين صفحه را نخواهيد خواند، اما من به نوبه خودم، از شما سپاسگزارم.‏

‎برايت تجربه مي شود که هر چهار گوشه را بشماري!‏‎

‏"کوپه شماره هفت" عادت دارد اسکناس هاي کهنه را جمع آوري کرده به بانک تحويل داده و به جاي ان پول نو ‏بگيرد. او تعريف مي کند که در آخرين نوبت، با چنين واقعه اي روبرو شده است:‏

پول ها را که به مسئول باجه دادم و پول تازه را گرفتم، ديدم دويست تومان از پول کمه. گفتم آقا اشتباه نکرديد؟ ‏همون دو هزار توماني پاره رو نشونم داد و گفت يه تيکه از اين پول نيست، همونو کم کردم! بعد هم اونو انداخت ‏روي دسته دو هزار توماني که کنار دستش بود. نگاه کردم ميزان پارگي پول به ده درصد مساحت دو هزار توماني ‏هم نبود. ‏

اينو به همون مسئول باجه گفتم. گفت قانون بانکه. بايد کم کنم. دويست تومان اصلا مهم نبود اما برام جالب بود که ‏اين پولي بود که از باند مهر شده بانک شمارش شده گرفته بودم. باند رو نشونش دادم و گفتم اما همکاراتون اين ‏پول را لابه لاي پول ها جا سازي کردند. گفت به من ربطي نداره مي خواستيد پول ها رو بشماريد. گفتم آقاي ‏محترم من شمردم. اما ظاهرا پول چهارتا گوشه داره و من دو گوشه اشو شمردم. با خونسردي تمام گفت اين تجربه ‏مي شه که بعد از اينکه پول رو مي گيرد دو طرف رو بشمري. ‏

‎قربون برم خدارو، يک باو و دو هوا رو‎

محمد الياس در "واژگون" منتقد دوم خردادي هاست که در موضوع مسئله هسته اي مواضع متناقضي دارند:‏
جالب است که وقتي صحبت از دستاوردهاي هسته اي مي شود دوم خردادي ها و خاتمي چي ها براي اينکه اين ‏پيروزي به نام دولت رقيب شان ثبت نشود، آن را سياست کلي نظام معرفي مي کنند ولي وقتي که از هزينه هاي ‏غني سازي بحث مي شود، فرياد سر مي دهند که بي تدبيري و تند روي هاي دولت نهم باعث رفتن پرونده ايران به ‏شوراي امنيت شده است. انگار نه انگار که تا ديروز مي گفتند برنامه هسته اي به دولت ها ربطي ندارد و سياست ‏هاي هسته اي توسط كل نظام تعيين مي شود. از قديم گفتند قربون برم خدا رو يه بوم و دو هوا رو‎.‎

‎مراقب آقازاده ها باشيد نه من!‏‎

عليرضا افشاري در "من نوشت" در واکنش به پخش خبري در رسانه هاي ايران مبني بر آنکه وي حقوق ‏چهارصدهزار دلاري مي گيرد نوشته است:‏

حضرات بهتر است به جاي سر هم کردن اين دروغ هاي شاخ دار که مرغ پخته را هم به خنده مي اندازد، نيم ‏نگاهي به برخي آقا زاده ها بيندازند که بي سر و صدا در ترانزيت ايران و آمريکا، مشغول فعاليت و تجارت ‏سياسي و اقتصادي هستند و هر روز لابي هاي آمريکا مواجه با افراد جديدي مي شوند که مدعي نمايندگي بخشي ‏از حاکميت هستند که توانايي حل مشکلات في مابين را دارند و فضاي سياسي آمريکا متحيرانه به اين جنگ قدرت ‏مي نگرد. فقط کافي است تا به ليست اين آقا زاده ها نگاهي انداحته شود که قريب به اتفاق پدرهاي شان در مسابقه ‏آمريکا ستيزي گوي سبقت را از يکديگر ربوده اند.‏


‎براي يک خطاکار، از نظام هزينه نکنيد‎

محمدرضا زائري روحاني جنجالي سال هاي نه چندان دور در "نمايندگي مجاز" نوشته است که هم ايران و هم ‏امريکا به مردم خود دروغ مي گويند اما هر کدام به شيوه خود:‏

در آمريکا اگر يک سناتور دزدي کند اگر يک کشيش به کودکان تجاوز نمايد اگر حتي رئيس جمهور با کارمندش ‏بخوابد؛ اعتبار و مشروعيت کل نظام شان را براي نجات يک سناتور هزينه نمي کنند و از جيب آبروو حيثيت کيان ‏آمريکا به ماله کشي و رفع و رجوع خطاي او نمي پردازند. اما در ايران اگر يک عضو شوراي نگهبان يا يک ‏نماينده مجلس خبرگان يا حتي يک فرمانده جزء نيروي انتظامي خطايي کند همه حيثيت کشور و اعتبار نظام و ‏آبروي رهبر وبدتر و بالاتر از همه اعتقادات ديني مردم براي نجات احتمالي سردار فلان و حجت الاسلام بهمان ‏هزينه مي شود!‏

‏ همه مردم در کوچه و بازار و اس ام اس موبايل و توي مترو و تاکسي از افتضاح فلان فرمانده نيروي انتظامي ‏حرف مي زنند و آن وقت منابع رسمي نظام جمهوري اسلامي يک روز تکذيب مي کنند و يک روز مي گويند در ‏دست بررسي است و گاهي هم اصلا به روي خودشان نمي آورند!‏

‎طبل و سنج، الگوي موسيقي کشور‏‎

روحاني جنجال ساز ديگر، محمدعلي ابطحي در "وب نوشت ها" به مناسبت شصت هشتمين سالگرد تاسيس ‏راديو آورده است که:‏

من قبل از راديو، مدير تلويزيون شيراز بودم. مسئولان قبلي راديو، مديران شهرستاني را به سميناري دعوت ‏کردند که دستور کار آن حذف هر نوع موسيقي از راديو بود. حتي موسيقي سرودهاي آن روز را هم حذف کرده ‏بودند و به جاي آن طبل و سنج گذاشته بودند و مي خواستند آن را الگوي کل موسيقي راديو اعلام نمايند.‏

‎سرکوب در داخل، سکوت در خارج‎

‏"وحيد عدالتي" از برگزاري يک اجتماع اعتراض آميز دويست نفره، در مقابل نمايندگي سازمان ملل در مشهد، با ‏هدف اعتراض به سکوت نهادهاي جهاني در قبال تماميت ارضي ايران و سکوت و بي کفايتي مسئولان ايراني در ‏همين زمينه خبر داده است:‏

جمعي اعضاي انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه‌هاي شرق کشور وشهر مشهد با دعوت از فعالين مدني، ‏صنفي، دانشجويي و سياسي مشهد عصر روز سه شنبه، سوم ارديبهشت 87 تجمعي اعتراضي مقابل دفتر ‏سازمان ملل در مشهد برگزار کردند. در ابتداي اين برنامه عوامل نيروي انتظامي و امنيتي حاضر در محل با ‏حضور گسترده در دو طرف خيابان سجاد مشهد ( محل برگزاري تجمع ) قصد داشتند تا مانع از برگزاري مراسم ‏به بهانه‌ي نداشتن مجوز شوند که با اصرار و مقاومت برگزار کنندگان مواجه شدند. ‏

دانشجويان حاضر در اين تجمع سكوت دولت در قبال هجوم بي سابقه به ايران را با ايجاد سركوب و خفقان در ‏داخل كشور مرتبط و رفتار دولت فعلي در عقب نشيني و باج دادن به بيگانگان و همزمان سركوب جامعه مدني و ‏خصوصا دانشجويان در داخل كشور را مشابه رفتارهاي دولت هاي قجري دانستند وبه ان اعتراض داشتند‎. ‎

‎انتقاد از دولت در بالاترين سطوح حاکميت‎

بهمن احمدي عمويي در "ما روزنامه نگاريم" از آشکار شدن نارضايتي هاي عمومي و سرايت آن به سطوح ‏بالايي حکومت نوشته است:‏

انتقاداتي كه تا پيش از اين زمزمه هايي درگوشي بود و در محافل خصوصي و مهماني هاي دوستانه به زبان مي ‏آمد، اينك در تريبون هاي مختلف و از سوي مراجع مختلف فرياد زده مي شود. بالاترين سطوح روحانيت سنتي ‏ايران عملكرد دولت را به نقد كشيده اند، در حوزه هاي نظارتي، سازمان بازرسي كل كشور رفتار دولت در حوزه ‏مسكن را به خاطر برخوردهاي سليقه اي غيركارشناسي و برنامه ريزي هاي كوتاه مدت به نقد گرفته است.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.