همه براي محو ايران
نگاه هفته - پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 [2008.04.24]
مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com
همه براي محو ايران دست بدست هم داده اند. از بانوي اول سابق آمريکا که لبخند زنان مي خواهد اولين زن رئيس جمهور اين کشور شود، تا دار و دسته ورشکسته رئيس جمهور طالباني که در حرف ايران راقدرت اول جهان مي دانند و درعمل آب و خاک ونفت و دخترانش را به حراج گذاشته اند.
اگر خانم هيلاري کلينتون بگويد در صورت رياست جمهوري و حمله جمهوري اسلامي به اسرائيل "ايران را محو" خواهد کرد، تلخ است. اما سخن بيگانه است که مي شود با ديپلماسي درست راهش را بست. بيگانه اي که اکنون سخت "دشمن" شده و به تعبير يک سايت ايراني" شمشير را از رو بسته است."
سخنان ديگر سران قدرت جهان معاصر هم در اين چهارچوب است. از بوش و گوردون براون که تحريم گاز ايران را در دستور کار قرار داده اند تا خانم رايس که در کنفرانس مطبوعاتي در واشنگتن مي گويد از کشورهاي عربي خواهد خواست تا روابط اقتصادي، ديپلماتيک و فرهنگي خود را با دولت عراق افزايش دهند تا به حفاظت عراق از "نفوذ شريرانه ايران" کمک کنند.
اتحاد اعراب عليه ايران يعني آماده سازي براي تحريم نفت. درحاليکه گزينه نظامي را نامزد دموکرات ها و سياستمداران ميانه رو آمريکا هم پذيرفته اند. اين هفته رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا، از "تصميم قطعي" دولت ايران براي دستيابي به سلاح اتمي خبر مي دهد و ضمن برشمردن پيامدهاي "فاجعه آميز" جنگ با ايران، بر لزوم حفظ گزينه نظامي به عنوان يکي از گزينههاي برخورد با ايران تاکيد مي کند.
گيتس که در يک دانشکده نظامي در نيويورک سخن مي گويد، ايران را براي دستيابي به سلاح اتمي کاملا مصمم مي داند و مي گويد: "به علت سياست خارجي بحران آفرين اين کشور، گزينه نظامي براي مقابله با ايران بايد همچنان در دستور کار باشد."
در بهاري که آخرين سال استقرار دولت نظامي ـ امنيتي را رقم مي زند، همه هويت کساني که در عملياتي چند لايه بر آمدند تا پول نفت را برسر سفره ها بياورند و ايران را به ژاپن تبديل کنند بر ملاست و نتايج سياست هاي ويرانگرشان آشکار تر از آشکار.
4 سال ديگر است که دارندسرزمين ما راروز روشن و به بهائي ناچيز مي فروشند. گوهر و نفت و طلا و باکرگان ايران را مي دهند تا حکومت خود را حفظ کنند.
در سياست خارجي چنان کرده اند که آدم جلوي صحنه شان چنين اعتراف مي کند: "دكتر احمدينژاد سال گذشته را سال اوج حملات استكبار عليه ايران دانست و گفت: دشمنان با قطعنامههاي سنگين، فضاسازي تبليغاتي پيچيده و تهديد نظامي همه توان و حيثيت خود را به كار گرفتهاند تا ملت ايران را متوقف و تسليم كنند."
و در سياست داخلي، دکتر عبداله رمضان زاده است که فرياد مي کشد: "عده اي چنگال هاي سياه شان را با قدرت در کشورفرو کرده اند و دارند کشور را به لبه تاريکي سقوط مي برند. معتقدم دست هايي براي فروش کشور دركاراست که مي خواهند محرمان که همان مردم ايران باشند در مراکز تصميم گيري حضور نداشته باشند."
اين عده که سخنگوي دولت خاتمي، بدرستي "وطن فروششان" مي خواند، راهي را مي روندکه شاهان قاجار در واگذاري ايالات زرخيز ايران رفتند و رژيم پهلوي در بخشش بحرين دنبال کرد.
دکتررمضان زاده بدرستي مي گويد: "درياي خزردرطول تاريخ متعلق به ايران بود و در سال 1921 که شوروي دومين قدرت دنيا بود، قرارداد داشتيم که اين دريا بين ما وشوروي مشاع باشد. اما بعد از فروپاشي شوروي اختلافاتي پيش آمد که سهم ايران بايد همان ميزاني باشد كه در قرارداد آمده است كه براين اساس با كشور هاي حاشيه دريا اختلاف نظرهايي داشتيم. اما حالادر دولت نهم، فردي که مسئول حمايت از تماميت ارضي کشور در مجامع بين المللي است مي گويد که سهم ايران نبايد بيشتر از 11 درصد باشد، به من بگوئيد وطن فروشي بيشتراز اين هم مي شود ؟"
پاسخ اين پرسش مثبت است. تنها درياي خزر نيست که آماده واگذاري است، جزاير سه گانه خليج فارس، هويت ايراني اين خليج، بسترهاي سر شار گاز و نفت اعماقش، ماهيان بيشمارش در عمل فروخته شده اند. افغانستان هنوز گرفتار، مدعي هيرمنداست وعراق پر آشوب براي اروندرود نقشه کشيده است.
کار خانه هاي کشور نه در اين چهار سال که دراين سي سال يک به يک بسته شده اند. کشوري که درگذشته تاريخي، انبار غله آسيا بود و در روزهاي آغازانقلاب "جهاد کشاورزي" در برنامه اش قرار گرفت تا کشاورزي را نجات دهد، بعد از چاي و مرکبات از اين هفته واردکردن گندم را هم آغاز کرده است.
درآمدافسانه اي نفت را به تروريست هاي عراقي و لبناني و افغاني مي دهند که درمنطقه سر راه آمريکا خاکريز درست کنند، به مصرف حقوق و خانه سازي لبناني ها مي رسانند، در آمريکاي جنوبي پل و جاده و درآفريقا مسجد مي سازند. فقط اين هفته 6/1 ميليارد دلار به سريلانکا مي دهند، تا با اين پول از اسرائيل اسلحه بخرد و ببرهاي تاميل را سرکوب کند.
بدون مجوز از صندوق ذخيره ارزي 840 ميليون دلار ناقابل بر مي دارند. و بعد از همه اين غارت ها70 ميليارد دلار در وسط راه گمشده است که کسي حاضر نيست بگويد کجاست.
بيهوده نيست که حداد عادل و احمدي نژاد با هم مي جنگند، لاريجاني و عادل بر سر تصاحب رياست مجلس قربان گومسابقه گذاشته اند، احمدي نژاد و قاليباف برسر رياست جمهوري آينده کشمکش دارند.
گزارش تکان دهنده دانش جعفري در روزوداع نشان مي دهد که پشت صحنه نمايش مسخره نجات جهان ومديريت امام زماني چه دعواي خونين قدرتي وجود دارد.
دکتر ابراهيم يزدي، اين هفته بدرستي دلايل شکست روحانيت را مي شکافد و مي گويد: "در نتيجهى ناكامىهاى روحانيان، نفوذ ريشهدار آنان در ميان تودهها به ميزان فاحشى كمرنگ شده و اين امر موقعيت اجتماعى و سياسى اين طبقه را متزلزل ساخته است. افزون بر اين، ناسازگارى برداشت آنان از اسلام با اوضاع و احوال روز، به شكل چشمگيرى نوعى احساس ضد مذهبى و يا غير مذهبى و يا هر دو در ميان نسل جديد مردم ما ايجاد كرده است. خشم و عدم رضايت عموم از حكومت روحانيان با شتاب در حال افزايش است."
و تصويري چنين از دولت کنوني مي دهد: "سيمايى ديگر از فرآيند يادگيرى دموكراسى در ايران، سياستها و عملكرد دولت كنونى است. محمود احمدى نژاد معرف علايق و بلندپروازىهاى سپاه پاسداران انقلاب است. سپاه، همراه با ارتش منظم، در جنگ تهاجمى عراق عليه ايران درگير شد و آن دو در دفاع از سرزمين موفق بودند.سپاه پاسداران اخيراً از نظر سياسى بيش از پيش فعال شده و اكنون مدعى حقوقى در اداره كشور است. اكنون بسيارى از اعضاى فعال سپاه پاسداران، بدون داشتن سابقهى مديريتى لازم و يا شايستگى و فراست، پستهاى برجسته و حساسى را در دولت احمدى نژاد اشغال كردهاند. احمدى نژاد از حمايت كامل مقام رهبرى برخوردار است. عملكرد اقتصادى، سياسى و اجتماعى او در حوزهى داخلى و همچنين در روابط بينالملل، با هر معيارى، پايينتر از حد انتظار است و حتى برخى از حاميان او را در ميان راستگرايان تندرو به زحمت تحت تاثير قرار داده است. وى و گروهش آخرين كسانى هستند كه سعى مىكنند آنچه را كه محافظهكاران تندرو در جهت استقرار حكومت اسلامى در سر داشتند، اجرا كنند. از نظر بسيارى از ما در داخل ايران، سياستهاى وى محكوم به شكست است و شكست وى مطمئناً يكى از آخرين گامها در تغيير آرايش سياسى در ايران خواهد بود."
استقرار حکومت اسلامي تا امروز ايران را به گفته عبداله رمضان زاده تا "لبه پرتگاه سقوط" برده است. و اگر مردمي که به گفته آيت اله منتظري" قيم لازم ندارند و حاضر نيستند به افراد فاسد و وطن فروش راي بدهند" همچنان دست روي دست بگذارند، حلقه هاي داخلي و خارجي به هم پيوند خواهد خورد و ايران محو خواهد شد.
و در اين ميان، خانم ها، آقايان، ما ـ ما مردم ايران - از بانوي اول آمريکا و مسگر زاده سمناني گناه بيشتري بر گردن داريم. ميهن ما را مي فروشند و کاري جز نظاره نداريم.
