فضيلت معزول شدن
احمد زيدآبادي - پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 [2008.04.24]

مسئولان كشورهاي دنيا هنگامي كه در موقعيتي رسمي قرار دارند، معمولا بسيار منضبط و محتاط و منطقي اظهار نظر ميكنند، اما هنگامي كه از سمت خود كنار ميروند، ديگر در اظهار نظر خود منضبط نيستند و از همين رو، بيپروا و گاه غير منطقي ميشوند.
در كشور ما ظاهرا وضع به گونهاي معكوس است. تا كسي مسئوليتي بر عهده دارد به ندرت ميتوان حرف منضبط و حسابي از او شنيد اما همينكه از قدرت كناره ميگيرد و يا بركنار ميشود، حرفهاي او جدي و شنيدني ميشود.
نطق توديع آقاي دانش جعفري وزير سابق اقتصاد و دارايي ايران واقعا شنيدني و خواندني بود. او مانند يك كارشناس متعهد به مبناني علم و عقل سخن گفت چيزي كه گويي به تدريج در ساختار سياسي ايران به گوهري ناياب تبديل ميشود.
آقاي پور محمدي وزير كشور در حال كناره گيري نيز روز چهارشنبه در همايش ارتباط بين فرهنگي در جوامع چند فرهنگي گفته بود كه بايد به سمت نظامي حركت كنيم كه قالب (غالب؟) دنيا حركت ميكند.
سخن آقاي پور محمدي هر چند كه ظاهري آرام و بيآزار دارد اما از نقطه نظر فلسفهاي كه تندروها براي وجود نظام جمهوري اسلامي تعريف ميكنند، محتوايي براندازانه دارد! مگر نه اين است كه آقايان، مدعي حركت در جهت مخالف امور جهان در همه ابعاد آن هستند و همراه شدن با نظام جهاني را مباين نظام اسلامي ميدانند؟
به هر حال، تغيير و جابجايي پستها در جمهوري اسلامي اگر فقط همين يك تاثير را داشته باشد، مغتنم است و بايد از آن استقبال كرد و آرزوي آن را داشت تا آن دسته از مسئولاني كه حدود سي سال است در پستهاي مختلف جا خوش كردهاند به هر دليلي صندلي خود را ترك كنند تا بتوان جملهاي هم از آنان شنيد كه اعصاب را خراش ندهد!
سخن اصلي اين مطلب اما اين است كه تعمق در اظهارات آقاي دانش جعفري ضروري است.
او فقط نكتههايي را افشاء نكرده بلكه پرده از ماجرايي برداشته است كه براي يك ناظر بيرون از دولت قابل درك نيست.
در واقع سيمايي كه آقاي دانش جعفري از دولت آقاي احمدي نژاد ترسيم كرده نشان ميدهد كه اين دولت به معناي امروزين آن "دولت" نيست بلكه حلقهاي از افراد است كه تحت نام دولت، منويات خاص خود را دنبال ميكنند.
ساختار دولت مدرن مبتني بر عقلانيت بوركراتيك است و از همين رو رفتار شخص و اشخاص درون آن بايد مبتني بر اين نوع عقلانيت باشد.
به ياد دارم كه در اوايل انقلاب هر نوع بوركراسي تحت عنوان قرطاس بازي محكوم ميشد و نهادهاي انقلابي در پي آن بودند كه با اجتناب از كاغذ بازي كه آن را مخل شتاب لازم براي اداره امورد ميدانستند، طرحهايي را به انجام برسانند.
ديگري نگذشت كه بر آنها فاش شد كه اگر قرار باشد مبلغي در جايي هزينه شود، بايد روند اختصاص و هزينه شدن آن در جايي ثبت شود و گرنه بازار فساد و هرج و مرج رونق شاياني خواهد گرفت.
اين نهادهاي انقلابي پس از آنكه تاسيس شدند، دستگاه بوركراتيك خود را به راه انداختند، اما اين دستگاههاي بوركراتيك به دليل آنكه متاخر بر ايجاد نهاد اصلي بودند، هرگز كارايي لازم را پيدا نكردند و كاغذ بازي و سرگرداني ارباب رجوع را به حد اعلاء رساندند.
من خود براي انجام خدمت سربازي وارد يكي از همين نهادها شدم. جالب اينكه اين نهاد بر اساس قانوني امثال مرا جذب كرده بود كه شامل حال آن نميشد و هنگامي هم كه دوره خدمتمان تمام شد، راهي براي خروج از آن نهاد پيش بيني نشده بود. به عبارت ديگر، بوركراسي آن نهاد راه خروجي نداشت و براي پيدا كردن چنين راهي، به هر صاحب نامي هم كه متوسل شدم، فايدهاي نكرد. دست آخر هم، يك آدم كاركشته در يك نهاد به جا مانده از قبل از انقلاب، قوانيني كه به نحوي ميتوانست شامل حالم شود برايم تشريح كرد. پيگيري اين روند چندين ماه وقت بيارزش مرا گرفت.
خلاصه آنكه بوركراسي به خودي خود نه فقط بد و دست و پا گير نيست، بلكه ضرورت تشكيل دولت مدرن است و بدون آن هرج و مرج و سردرگمي كامل حكمفرما ميشود. آنچه منتقدان امور اداري در مذمت آن سخن گفتهاند بوركراسي فاسد و ناكارآمد است نه اصل بوركراسي.
در حقيقت، از سخنان آقاي دانش جعفري چنين برداشت ميشود كه دولت نهم چندان در قيد و بند منطق بوركراتيك نيست و به جاي آنكه بكوشد تا بوركراسي ناكارآمد و فاسد و دست و پا گير كنوني را اصلاح و متحول كند، در صدد دور زدن و ناديده گرفتن آن است.
همين رفتار است كه امكان حضور دستهاي از افراد به قول آقاي دانش جعفري ناآگاه به منطق امور اجرايي را در دولت نهم فراهم كرده است، افراديكه ميتوانند آزادانه به هر نقطهاي سرك بكشند و بر مبناي علايق و منويات شخصي خود در باره مجريان امور گزارش تهيه كنند، گزارشهايي كه ظاهرا قرار است به صورت كلي در تجمعات عمومي به آنها استناد شود اما به طور مشخص پيگيري نشوند.
با اين شيوه، سرنوشت دولت نهم روشن است. واي به حال دولتي كه پس از آن سر كار آيد!
