Rooz

نمايش روز♦ تئاتر ايران

جمشيد کمالي - پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 [2008.04.24]

نصرالله قادري متولد سال 1339، داراي مدرک کارشناسي ارشد نمايش از دانشگاه تربيت مدرس است. او تاکنون نمايش هاي متعددي از جمله هرا، غم عشق، حديث آصف زخم خورده، افسانه پدر، سرگذشت عجيب و باور نكردني بردار شدن سنساره و.... را نوشته و کارگرداني کرده است. قادري هم اکنون نمايش کريستال تاور اثر رونالد گرتز را بر صحنه دارد.

ghaderi1.jpg


کريستال تاور

کارگردان: نصرالله قادري. نويسنده: رونالد گرنز. موسيقي متن: محمد فرشته نژاد. طراح صحنه: سپيده نظري پور. بازيگران: محسن حسيني، مهرخ افضلي، محمود هندياني.

داستان به انفجار 11 سپتامبر مي پردازد. يکي از اين برج ها کريستال تاور نام دارد که بزرگترين تصميمات اقتصادي در آن مکان گرفته مي شود. ما در اين نمايش با 30 روح رو به رو مي شويم که جان خود را در اين انفجار از دست داده اند و ماجرا را براي مخاطب تعريف مي کنند.

تنهايي آدم هاي مدرن

نمايش کريستال تاور مي کوشد با مبناي سياسي که براي داستان خود بر مي گزيند به حادثه 11 سپتامبر بپردازد. اما نويسنده نمايش در اين ميان تنها به بيان نظريات يکسويه نپرداخته و از ارائه بيانيه سياسي در قالب يک نمايشنامه پرهيز مي کند. او سعي دارد تا با دراماتيزه کردن روابط ميان شخصيت ها روحيات آنها را به نمايش گذاشته و تنها واقعه 11 سپتامبر را دستاويزي قرار دهد تا به کنه وجود اين شخصيت ها دست يابد.

محور اصلي نمايشنامه گرنز يک آسانسور چي زن به نام آنا پومر است که به واسطه شغل خود اين امکان را پيدا مي کند تا با مقامات رده بالا ارتباط داشته باشد. اين زن داراي روحيات پيچيده اي است. اين پيچيدگي روي روابط او و ديگران نيز تاثير مي گذارد و در نهايت هزار تويي را پديد مي آورد که تماشاگر را به تامل وا مي دارد. از منظر نشانه شناسانه متن نيز ما با انساني رو به رو هستيم که پا و جايگاه مشخصي بر زمين ندارد. او دائم معلق و در رفت و آمد ميان زمين و آسمان است. او بدون اينکه اختياري داشته باشد از روي وظيفه اين مسئوليت را نيز داراست که آدم ها را از پايين به بالا ببرد.

ghaderi2.jpg


پرسوناژهاي نمايش "کريستال تاور" اثر "رونالد گرنز" به تناسب محيط شغلي‌شان تا حد زيادي پيچيده و خاص بوده و به آساني قابل پيش‌بيني نيستند. از اين رو، براي تماشاگرقابل توجه و حتي تا حدي غير منتظره به نظر مي‌رسند. اين آدم‌ها با آن که در زندگي روزمره‌شان بازيچه يکديگر و ديگران هستند، اما هم‌زمان قربانيان نقشه‌ها و طرح‌هاي پيچيده‌تري اند که در کل وجود دو "گره" نمايشي تعليق‌زا را براي مخاطب باورپذير مي‌سازد؛ بنابراين خود آدم‌هايي که ابزار شکل‌گيري چنين موقعيت پيچيده و خلاصه شده‌اي هستند براي تماشاگر جذابيت دارند.

نمايش کريستال تاور به راحتي مي توانست تبديل به داستاني پيرنگ محور تبديل شود. همه اسباب تعليق براي دست يابي به گره ها و تعليق هاي داستاني براي مخاطب باز است. اما نويسنده راه را ديگري را مي پيمايد تا بتواند به اثري مدرن دست يابد و ذهنيت تماشاگررا با خود درگير کند. او شخصيت محوري را براي ارائه نمايشنامه خود برگزيده است.
نمايش کريستال تاور در بسياري از لحظات خود به ابزورد نزديک مي شود تا تنهايي و انزواي انسان مدرن را بهتر به نمايش بگذارد. تنهايي که در هر کجاي دنيا قابل پي گيري است. حال انفجار برج ها سبب مي شود تا اين تنهايي و تک کلوني دن جامعه در نهايت به يک فاجعه ختم شود. ما در نمايش با سه شخصيت رو به رو هستيم که دائم در حال صحبت کردن هستند. آنها دائم سخن مي گويند و گاهي اوقات صحبت هايي که ميان آنها ردو بدل مي شود کاملا بي ربط به نظر مي رسد. اين شخصيت ها سخن نمي گويند تا ارتباطي برقرار کنند. آنها سخن مي گويند تا از تنهايي خود فرار کنند. همين مسئله يکي از ابزار نشانه شناختي آبزورديته در نمايش است.

ghaderi3.jpg


قادري به همراه دراماتورژ خود محسن حسيني تلاش کرده اند ابعاد مختلف اين نمايشنامه را براي مخاطب تصوير کنند. البته در برخي لحظات به دامي که نويسنده خود به ان تن نداده در مي غلطند اما در نهايت اجرايي قابل قبول را از متن براي مخاطب خود تصوير مي کنند. ميزانسن هاي پرتحرک، نور شفاف صحنه در عمل موقعيت سيال آدم ها را ياد آور مي شود و جنس طراحي صحنه در برخي از فصول نمايش به سورئال شدن فضا کمک زيادي مي کند.

جنس بازي بازيگران نيز به گونه اي طراحي شده که از ابتدا تا انتهاي نمايش شاهد نوعي تولد تازه در آنها هستيم. در ابتدا آنها روح هستند و در ادامه که نمايش به پيش مي رود ما اين امکان را پيدا مي کنيم که در قابل بازي واقعگرايانه بيشتر با ابعاد زندگي آنها آشنا شويم.

تنها يک آرزو باقي مي ماند که اي کاش قادري کمي از ابعاد سياسي کار مي کاست. کاري که نمايشنامه نويس نيز خود آن را انجام داده است و بيشتر تمرکز خود را روي شخصيت ها متمرکز داشته است. اين توجه هم کمک مي کرد داستان انسجام بيشتري داشته باشد و هم نگره هاي انسان شناختانه بيشتري را در کار بارز مي کرد.

نمايشنامه کريستا تاور از يک سوي ديگر نشان مي دهد که هنر نمايش چگونه مي تواند به وقايع واکنش صحيح و انساني نشان دهد و در عين آنکه وجوه علمي خود را در زمينه ادبيات دراماتيک حفظ مي کند به سند دوران خود نيز بدل شود.


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.