Rooz

چاپ دوم♦ سينماي ايران

گيسو فغفوري - پنجشنبه 5 اردیبهشت 1387 [2008.04.24]

‏‏دايره زنگي، دايره سرگرداني آدم‌ها است. تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيت‌هايي ‏كه آنها را از نزديك مي‌شناسيم، شايد آيينه‌اي است روبه‌روي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن مي‌بينيم و شايد ‏همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند. با زوج هنرمند سازنده اين اين تصوير زنده و جاندار از ‏وضعيت فرهنگي و اجتماعي ما به گفت و گو نشسته ايم...‏

dayerezangib.jpg

‎دايره سرگرداني آدم‌ها‎

‏ دايره زنگي، دايره سرگرداني آدم‌ها است. تصويري است از زندگي ما در شهر بزرگي به نام تهران، با شخصيت‌هايي ‏كه آنها را از نزديك مي‌شناسيم، شايد آيينه‌اي است روبه‌روي ما كه جامعه خود را و حتي خود را در آن مي‌بينيم و شايد ‏همين آينگي است كه باعث شده تماشاگران از آن استقبال كنند. اما اين فيلم چگونه شكل گرفته است و اين تصوير زنده و ‏جاندار از وضعيت فرهنگي و اجتماعي ما از كجا پيدا شده است؟ دوست داشتيم اين بحث را در نشستي مشترك با پريسا ‏بخت‌آور كارگردان و اصغر فرهادي فيلمنامه‌نويس اين فيلم در ميان بگذاريم، اما چنين نشستي ممكن نشد و ما ناگزير ‏شديم در دو گفت‌وگوي جداگانه به اين موضوع بپردازيم، دو گفت‌وگو با زوج هنرمندي كه در يك نكته تفاهم كامل داشتند ‏و آن هم بي‌علا‌قگي به انجام گفت‌وگو بود.با اين حال اصرارهاي ما را بي‌پاسخ نگذاشتند و آنچه در اين صفحه مي خوانيد ‏حاصل اين اصرارها است.‏


‎خودتان فيلم را در كنار مردم ديديد؟ استقبال چطور بود؟‎
بله من سه بار فيلم را در سينما و كنار مردم ديدم. واكنش مردم در حين ديدن فيلم خيلي خوب بود. من دوبار فقط قصد ‏داشتم صداي فيلم را در سينما چك كنم و بعد بروم، ولي واكنش مردم در حين ديدن فيلم آنقدر برايم جذاب بود كه هر ‏دوبار تا آخر فيلم نشستم.‏

‎شما سريال‌هاي موفق تلويزيوني داشتيد، چي شد كه آمديد سراغ سينما؟‎
از نظر كارگرداني خيلي فرقي بين اين دو قاب نمي‌بينم. از طرفي براي من هميشه انجام تجربيات جديد جذاب است و ‏نكته مهمتر شايد اين باشد كه براي ساخت يك فيلم وقت بيشتري در اختيار كارگردان است و مي‌توان با دقت و تمركز ‏بالا‌تري آنچه را كه در ذهن است، به اجرا درآورد.‏

شما براي ساخت يك فيلم با تايم 90 تا 100 دقيقه در سينما، دو ماه وقت داريد، ولي در تلويزيون همين تايم را بايد در ‏شرايط توليد عادي در مدت 10 تا 15 روز بسازيد كه هميشه اين فشار براي ساخت سريال مرا اذيت مي‌كرد، ولي ‏تلويزيون يك امتياز بزرگ دارد و آن مخاطب گسترده‌اش است.‏

‎چقدر تجربه سريال‌ها در ساخت اين فيلم تاثير داشت؟ اگر آن تجربه ها نبود به نظرتان دايره زنگي چه ‏سرنوشتي پيدا ميكرد؟‎
خيلي زياد. اگر تجربه ساخت آن سريال‌ها را نداشتم، ممكن نبود در اولين ساخته‌ام فيلمنامه‌اي مانند دايره زنگي را ‏انتخاب كنم. فيلمنامه "دايره زنگي" را هر كسي مي‌خواند، به من مي‌گفت كه بسيار كار سختي است، خصوصا براي كار ‏اول، ولي تجربه ساخت آن سريال‌ها چيزهاي زيادي مثل كار با بازيگر زياد، دكوپاژ صحنه‌هاي پر از حركت و مهمتر ‏از آن شناخت مخاطب را به من آموخته بود و همان بود كه به من اطمينان مي‌داد كه از ساخت اين فيلم با تمام ‏توصيه‌هايي كه مي‌شد، نترسم.‏

‎موضوع ديگر در اين زمينه اين است كه شما در اولين تجربه‌تان ساخت يك فيلم اجتماعي را دنبال كرديد.با ‏مسائل و مشكلا‌تي كه اين نوع فيلم در ايران دارد، چرا در اولين تجربه سينمايي سراغ موضوع هاي سادهتري نرفتيدو ‏سراغ اين موضوع رفتيد؟‎
فيلم‌هاي اجتماعي هميشه فيلم‌هاي مورد علا‌قه من بودند. هميشه به‌عنوان تماشاگر، فيلم‌هاي اجتماعي را مي‌پسندم، حالا‌ ‏چه لحن جدي داشته باشد و چه لحن طنز. بنابراين خيلي مشخص است كه وقتي خودم هم مي‌خواهم فيلم بسازم، سراغ ‏چنين ژانري بروم.‏

‎اين نوع فيلمسازي هميشه با موانع زيادي روبه‌رو بوده است. چه تصوري از اين موانع داشتيد؟‎
چون اصولا‌ آدم خوش‌بيني هستم، هيچ تصور خاصي نداشتم و فكرمي‌كردم همه چيز به خوبي و خوشي پيش مي‌رود!‏

‎اما اين موانع از همان زمان دريافت پروانه ساخت، خود را به شما نشان داده بود.‏‎
گرفتن پروانه ساخت خيلي طول كشيد، ولي بعد از اينكه پروانه ساخت صادر شد يك جلسه براي صحبت راجع به ‏فيلمنامه تشكيل شد كه ظاهرا اين جلسه براي اكثر فيلم‌هايي كه پروانه ساخت مي‌گيرند، تشكيل مي‌شود. نظراتي كه داده ‏شد، خيلي جنبه مميزي نداشت و نظرات كساني بود كه فيلمنامه را خوانده بودند. به هر حال فيلمنامه‌اي كه پروانه ساخت ‏گرفت، همين فيلمنامه الا‌ن دايره زنگي است.‏

‎اين مسائل در زمان جشنواره و پروانه نمايش هم وجود داشت. چطور آنها را پشت سر گذاشتيد؟‎
مسائل جشنواره را كه پشت سر نگذاشتيم! ولي قضيه پروانه نمايش فرق مي‌كرد. در وزارت ارشاد با كساني طرف ‏بوديم كه اهل گفت‌وگو و ديالوگ بودند. نظراتشان را مي‌گفتند و حرف شما را مي‌شنيدند و يك تعامل دوطرفه بود.‏
من و آقاي ساداتيان حاضر نبوديم به قيمت رسيدن به يك فيلم بي‌سروته فيلم را اكران كنيم و براي گرفتن پروانه نمايش ‏فكر مي‌كنم يك يا دو جلسه با آقاي اربابي جلسه داشتيم.‏

‎يعني آن حذف و تغيير هايي كه قرار بود در جشنواره اعمال شود، الا‌ن اعمال نشده است؟‎
آقاي اربابي نظرات شوراي پروانه نمايش را گفتند و تعدادي از آن موارد با صحبت‌ها و توضيحاتي كه داديم، حل شد و ‏تعدادي از آنها با اينكه باعث حذف چند پلا‌ن بسيار جذاب مي‌شد، ولي لطمه‌اي به داستان فيلم نمي‌زد. با وجود اينكه حذف ‏آن پلا‌ن‌ها برايم سخت بود، ولي جزو بخش‌هايي نبود كه حيات فيلم را به‌خطر بيندازد و دلا‌يل حذفش هم برايم قابل فهم ‏بود و چند مورد ديگر كه اصلا‌ حذفش مهم نبود و لطمه‌اي وارد نمي‌‌كرد. به هر حال فيلم در حالت فعلي كاملا‌ مورد تاييد ‏من است و اگر غير از اين بود، شايد ترجيح مي‌داديم براي اكران فيلم فعلا‌ صبركنيم. مثلا‌ اتفاقي كه در جشنواره افتاد و ‏بعد از يك اكران، فيلم را از جشنواره خارج كرديم، چون در آنجا با كساني طرف بوديم كه نظراتشان را مي‌گفتند و ديگر ‏كسي نبود كه صحبت‌هاي شما را بشنود و اعمال خواسته آنان منجر به لطمه‌خوردن به فيلم مي‌شد كه اين را نه من ‏مي‌خواستم و نه آقاي ساداتيان.‏

‏<‏strong‏>چقدر تغيير در فيلم به‌وجود آورديد كه خواسته‌ خودتان بود؟<‏‎/strong‏>‏
نسبت به نسخه جشنواره، غير از موارد اصلا‌حي، فيلم مقداري كوتاه شد كه به دليل ايجاد ريتم تندتر بود.‏

‏<‏strong‏>تغييرات ناخواسته چه مواردي را شامل ميشد؟<‏‎/strong‏>‏
همان‌طور كه گفتم، چند پلا‌ن بسيار جذاب بود كه حتي در نسخه جشنواره هم نبود، چون براي اكران در جشنواره حذف ‏شده بود. يعني اين پلا‌ن‌ها در بازبيني اوليه توسط هيات انتخاب جشنواره و همين‌طور ارشاد مصرانه بر حذفشان تاكيد ‏داشتند و با اينكه شايد بودنشان از نظر محتوايي براي فيلم مهم بود، ولي حذفشان به كليت فيلم لطمه‌اي وارد نمي‌كرد. ‏يعني مثل مواردي نبود كه پس از اولين اكران در جشنواره به ما اعلا‌م شد و من گفتم حاضر به حذفشان نيستم و اين ‏موارد حتي در نسخه‌اي كه در ايام جشنواره در اكران خصوصي شما ديديد هم وجود نداشت. در همان مراحل آخر ‏مونتاژ، از فيلم حذف شد و البته چند مورد هم در نسخه جشنواره بود و بعدا از فيلم درآمد.‏

اين اصلا‌حات مقداري از جذابيت‌هاي قبلي فيلم را كم كرده، ولي به كليت فيلم لطمه‌اي نزده است. يكي از تغييرات ‏ناخواسته اضافه‌شدن آن ديالوگ پاياني باشد. به هر حال كساني كه فيلم را بعد از مونتاژ نهايي ديده بودند، مثل چند نفر از ‏منتقدان يا اهالي سينما وقتي صحبت از مميزي‌ها بود، خيلي از آنها به من گفتند كه اصلا‌حات را انجام بده، چون حيف ‏است كه فيلم اكران نشود و الا‌ن كه فيلم در حال اكران است، مي‌بينم كه آنها درست مي‌گفتند.‏

‏<‏strong‏>فيلم روي پرده چقدر با فيلمنامه نوشته شده تفاوت دارد؟<‏‎/strong‏>‏
فيلمنامه تا روزي كه فيلمبرداري ما شروع شد، چندين بار به خواست من بازنويسي شد. يكي از دلا‌يل بازنويسي هم ‏كوتاه‌شدن زمان فيلمنامه بود. روزي كه فيلمبرداري شروع شد، فيلمنامه همان چيزي بود كه مي‌خواستم. خصوصا كه ‏جنس طنز كار و طنز ديالوگ‌ها را بسيار دوست داشتم. ديالوگي كه بعد از خنديدن، شما را وادار به فكر مي‌كند و مثل ‏يك شوخي نيست كه فقط بخندي و بعد تمام شود. من به تغيير فيلمنامه سر صحنه در سريال‌هايم بسيار عادت داشتم، ولي ‏اين فيلمنامه تمام تغييرات را قبل از فيلمبرداريش روي آن انجام داده بوديم و سر صحنه تغيير زيادي نكرد. شايد در هر ‏چند جمله كه مثلا‌ بداهه بازيگرها بود، ولي فيلم روي پرده شباهت زيادي به فيلمنامه دارد.‏

‏<‏strong‏>خود شما چقدر در نوشتن فيلمنامه همكاري داشتيد؟<‏‎/strong‏>‏
بعضي از سكانس‌ها يا موقعيت‌هاي فيلم پيشنهاد من بود كه آقاي فرهادي موقع نوشتن فيلمنامه پيشنهادهايي را كه ‏مي‌پسنديد، در فيلمنامه مي‌آورد.‏

‏<‏strong‏>براي شما كه ساخت سريال با افراد زياد را در كارنامه‌تان داريد، كارگرداني اين كار چطور ‏بود؟<‏‎/strong‏>‏
تجربيات كار با بازيگران زياد در سريال‌هايم در اينجا به من خيلي كمك كرد. سختي كار با بازيگران زياد، سواي بحث ‏انتخاب بازيگر و هماهنگي و غيره شايد بيشتر به اين برمي‌گردد كه شما در يك كار كم بازيگر تا بازيگر نقشش را ‏دربياورد و با فضا اخت بگيرد و حرف هم را بفهميد، نهايتا چند روز بيشتر طول نمي‌كشد و بعد كار به روال عادي ‏مي‌افتد و تا آخر پيش مي‌رود، ولي مثلا‌در دايره زنگي ما هرچند روز يك بار با ورود يك بازيگر جديد، دوباره انگار ‏شماره‌هايمان صفر مي‌شد و از اول بايد استارت مي‌زديم.‏

صحبت با بازيگران، رسيدن به بازي و لحن موردنظر در مورد بعضي از بازيگران، آشنايي‌زدايي از بازي‌ها و اجراي ‏بازي متفاوت، يكدست‌كردن همه بازي‌ها، مديريت تعداد زيادي بازيگر جلوي دوربين، سخت‌ترشدن ميزانسن‌ها و بالطبع ‏دكوپاژ به علت تعدد افراد، همه اينها از سختي‌هاي دلپذير كار بود.‏

‏<‏strong‏>چطور توانستيداين مجموعه بازيگران را براي نقش هايي كه اغلب كوتاه هستند كنار هم جمع ‏كنيد؟<‏‎/strong‏>‏
مثل همه كارهاي ديگر روال انتخاب بازيگر انجام شد. فقط شانسي كه من داشتم، براي اكثر نقش‌ها معمولا‌ با گزينه اول ‏يا نهايتا دوم به نتيجه مي‌رسيديم كه حتي در مورد نقش‌هاي كوتاه هم اين اتفاق افتاد.‏

‏<‏strong‏>بازيگران با چه معيارهايي انتخاب شدند؟<‏‎/strong‏>‏
مهمترين معيارم براي انتخاب بازيگر توانايي او، نزديكي‌اش به نقش و اخلا‌ق حرفه‌اي بازيگر سر صحنه است كه اين ‏سومي براي من خيلي مهم است.‏

‏<‏strong‏>آيا حضور چهره‌هاي تلويزيوني مانند مهران مديري، محمدرضا شريفي‌نيا و حتي مسائلي كه سر آمدن يا ‏نيامدن هديه تهراني بود، براي پرفروش‌شدن فيلم نبود؟<‏‎/strong‏>‏
ببينيد، شايد حضور آقاي مديري، شريفي‌نيا و برخي ديگر از بازيگران باعث پرفروش‌شدن فيلم شده باشد، ولي انتخاب ‏آنها از طرف من قطعا به اين دليل نبوده است. براي من پرفروش‌شدن فيلم چه قبل و چه حالا‌ مهم بوده، ولي برايم حفظ ‏كيفيت فيلم خيلي خيلي مهمتر بوده است.‏

من تمام بازيگران را بدون توجه به پرفروش يا كم‌فروش‌بودن، براساس نزديكي و توانايي‌شان به نقش انتخاب كردم و ‏نزديكي هم منظورم نزديكي بازي‌هاي قبلي يا نقش‌هاي قبلي‌شان با نقش موردنظر در فيلم ما نبوده، بلكه با نزديكي‌اي كه ‏خودم از اين بازيگر در ذهنم با نقش موردنظر ساخته بودم كه شايد اتفاقا در وهله اول بعضي انتخاب‌‌ها به نظر انتخابي ‏عجيب مي‌آمد.‏

بهترين مثالش هم انتخاب آقاي اميد روحاني منتقد و مدرس سينما براي نقش عبدا...زاده است. انتخابي كه در ابتدا با ‏واكنش‌هاي مختلفي روبه‌رو شد و همه اين انتخاب را با توجه به شخصيت واقعي و ظاهر روشنفكرانه آقاي روحاني ‏ريسك بزرگي مي‌دانستند و معتقد بودند ايشان براي بقيه نقش‌ها مناسب‌ترند و حتي خود آقاي روحاني هم فكر مي‌كردند ‏شايد بقيه نقش‌ها را بهتر بتوانند بازي كنند و تنها پافشاري و اصرار من بود كه ايشان اين نقش را بازي كردند. در ‏تمرين‌هاي اوليه‌اي كه داشتيم، من مطمئن بودم با تمرين بيشتر، آنچه مي‌خواهم مي‌شود و فكرمي‌كنم الا‌ن حضور اميد ‏روحاني در جذب مخاطب كاملا‌ تاثير دارد، به همان اندازه كه بازيگرهاي ديگر.‏

و يا حضور صابرابر كه به نظرم بهترين و تنها گزينه من براي نقش محمد بود يا حتي نقش شيرين كه ابتدا من تصميم ‏داشتم يك چهره جديد را براي اين نقش بگذارم و مدت زيادي هم در زمان پيش‌توليد روي اين قضيه وقت گذاشتم، ولي ‏در نهايت نشد و حتي انتخاب باران كوثري كه بازيگري تجاري به حساب نمي‌آيد.‏


‏<‏strong‏>موضوع خانم تهراني چه بود؟ تا مدت ها اسمش به عنوان بازيگر مطرح بود و بعد ديديم نيست.<‏‎/strong‏>‏
قضيه خانم تهراني هم به نظرم خيلي از طرف مطبوعات پيگيري شد و من خيلي مخالف اين اخبار بودم. حضور يا عدم ‏حضور يك بازيگر در يك فيلم امري معمولي است كه در اين مورد خاص زياد مطبوعات به آن پرداختند. به هر حال ‏چون در اين مورد تاكنون صحبت نكرده‌ام، شايد لا‌زم باشد كه اينجا در اين مورد توضيح بدهم.‏

خانم تهراني در واقع اولين بازيگري بود كه براي حضور در اين فيلم اعلا‌م آمادگي كرد. ما چند جلسه با هم راجع به ‏نقش صحبت كرديم و ايشان تنها بازيگر قطعي فيلم شد. به هر حال تا قبل از گرفتن پروانه ساخت و شروع پيش‌توليد ‏جدي هر موقع هرخبري راجع به فيلم بود، اسم ايشان به‌عنوان بازيگر مي‌آمد، همان‌طور كه اسم آقاي حسين جعفريان كه ‏بعدا به دليل سفري كه برايشان پيش آمد، نتوانستند بيايند به‌عنوان مدير فيلمبرداري يا بقيه عواملي كه سمتشان قطعي شده ‏بود. بعد از گرفتن پروانه ساخت و پيش‌توليد رسمي كار تمرين من با بازيگران شروع شد. در تمرين‌ها و بعد ازتست ‏گريم بود كه خانم تهراني خودشان پيشنهاد دادند كه بهتر است نقشي كه بار طنز كمتري دارد، بازي ‌كنند و گفتند ‏نمي‌توانند خودشان را در اين نقش باور كنند، ولي چون بقيه نقش‌ها تا آن زمان تقريبا انتخاب شده بودند، ديگر نقشي كه ‏به ايشان بخورد وجود نداشت و خيلي دوستانه اين همكاري منتفي شد. بعد خانم تهراني گفتند كه حاضرند يك نقش كوتاه ‏در كار بازي كنند مثل مجري برنامه تلويزيوني، به همين دليل اسم‌ ايشان جزو بازيگران كار باقي ماند.‏

‏<‏strong‏>الا‌ن كه اين نقش در فيلم نيست، چرا اين نقش حذف شد؟<‏‎/strong‏>‏
ولي چون بخش مجري تلويزيوني كه قرار بود به شكل ويدئويي گرفته شود، حدودا سه هفته بعد از اتمام فيلمبرداري كل ‏كار گرفته شد، در آن زمان مونتاژ فيلم تقريبا تمام شده بود و آن موقع بود كه ديديم تايم فيلم بسيار بالا‌ رفته چيزي حدود ‏‏130 دقيقه كه ما فقط نگران حذف‌كردن سكانس‌ها بوديم و ديديم صحنه‌هاي بخش ويدئويي كه بازنويسي شده بود و خيلي ‏هم جذاب بود را اگر بخواهيم فيلمبرداري كنيم، خودش زماني حدود 15 دقيقه مي‌شود كه با توجه به تايم بالا‌ي فيلم اصلا‌ ‏امكان‌پذير نبود، يعني من مي‌بايست حدود 15 دقيقه از بخش‌هاي ديگر فيلم كم مي‌كردم تا اين بخش را مي‌شد به فيلم ‏اضافه كرد و بايد براي مشكل تايم فيلم از اين بخش چشم‌پوشي مي‌شد و با حضور خانم تهراني هم در همين حد فعلي ‏نقش (كه البته در نسخه جشنواره از اين بيشتر بود) به شدت مخالف بودم و اصلا‌ برايم قابلقبول نبود كه بخواهم از يك ‏هنرپيشه كه طرفداران خودش را براي جذب به سينما دارد، چنين استفاده‌اي را بكنم و احساس مي‌كردم اين كار فقط ‏سوءاستفاده از تماشاگر است. به خاطر همين دلا‌يل حضور ايشان در فيلم منتفي شد. بنابراين مي‌بينيد كه اتفاقا قضيه خانم ‏تهراني واخبار مربوط به عدم حضورش در اين فيلم نه‌تنها به خاطر پرفروش‌شدن نبوده، بلكه از حضور كوتاه او در فيلم ‏كه مي‌توانست عاملي در فروش هم باشد، به‌خاطر احترام به تماشاگر چشم‌پوشي شد.‏

اين فيلم از نظر شخصيت‌پردازي موفق است. به دو دليل، اول حضور شخصيت‌هاي منحصربه‌فردش كه در سينماي ‏ايران تازگي دارد، دوم نحوه معرفي آنها به تماشاگر كه با كمترين نشانه‌ها و در اولين فرصت اين شخصيت‌ها به ‏مخاطب معرفي مي‌شوند، اما در اين ميان چند تا تيپ بودند كه بازي‌هاي قبلي خودشان را تكرار مي‌كردند، مانند مهران ‏مديري يا شريفي‌نيا.‏

به نظرم بازي آقاي مديري شبيه بازي‌هاي قبلي‌شان نشده. من در اوايل كار به آقاي مديري گفتم كه چون لحن شما براي ‏تماشاگر بسيار آشنا است، تا جايي كه بتوانيد هر چيزي را كه در لحن شما يادآور بازي‌هاي قبلي‌تان است را از خودتان ‏دور كنيد كه ايشان هم خيلي استقبال كردند و هم خيلي همراهي. به‌طوري كه بعضي جاها من حس مي‌كردم حساسيت من ‏روي اين مساله باعث شده بود كه خود ايشان هم روي حرف‌زدن و لحن و تاكيدهايشان حساس شوند.‏

ولي به هر حال چون آقاي مديري چهره‌اي بسيار شناخته‌شده و آشنا براي تماشاگر است و تماشاگر ايشان را در نقش‌هاي ‏زيادي ديده هر بازي‌اي كه بكند، به نظر تماشاگر آشنا مي‌آيد، حداقل در نقشي مثل رزاقي كه مانند بقيه نقش‌ها اصرار ‏من براين بود كه در بازي‌ها، عادي و طبيعي‌بودن رفتار جاري باشد، مانند رفتار روزمره آدم‌هاي اطرافمان و همين ‏مساله در مورد آقاي شريفي‌نيا نيز صادق است و اتفاقا برخلا‌ف نظر شما من فكر مي‌كنم با تيپ‌سازي هميشه راحت‌تر ‏بازيگر مي‌تواند تفاوت فيزيكي و كلا‌مي ايجاد كند، ولي برعكس، من از آقاي مديري يا آقاي شريفي‌نيا مي‌خواستم كه به ‏سمت بازي‌نكردن بروند و اين برايم مهم بود.‏

‏<‏strong‏>برخي از اين شخصيت‌ها خيلي تازه اند، مانند شخصيتي كه باران كوثري نقش آن را بازي مي‌كرد. شما چقدر ‏در رسيدن به اين نقش همراه باران بوديد و چقدر خود او اين شخصيت را مي‌شناخت؟<‏‎/strong‏>‏
زماني كه باران براي اين نقش آمد، تقريبا اواخر پيش‌توليد بود و همان‌طور كه گفتم، به دلا‌يلي دوست داشتم كه اگر بشود ‏يك چهره جديد اين نقش را بازي كند و يكي از دلا‌يلم هم اين بود كه تماشاگر حدسي درباره نقش شيرين نزند و كلا‌ ‏استفاده از چهره‌هاي جديد را در كنار بازيگران حرفه‌اي دوست دارم، ولي به هر حال اين اتفاق نيفتاد و من به حضور ‏بازيگر حرفه‌اي براي نقش شيرين فكر كردم و باران كوثري جزو اولين انتخاب‌هايم بود كه خيلي سريع حضور او در ‏فيلم قطعي شد و در آن مدت كوتاه تا زمان فيلمبرداري جلسات تمرين فشرده و زيادي با باران، صابرابر و نيما ‏شاهرخ‌شاهي داشتم و اين تمرين‌ها خيلي به همه ما در زمان فيلمبرداري كمك كرد.‏

از طرفي گريم نقش شيرين برايم خيلي مهم بود كه با تست گريم‌هاي زيادي كه انجام شد، چهره باران هماني شد كه براي ‏نقش شيرين مي‌خواستم. ما تا روز فيلمبرداري هر روز تمرين داشتيم و هر بار به نكته‌اي جديد براي نقش‌ها مي‌رسيديم و ‏هر سه اين بازيگران حسابي براي تمرين‌ها وقت مي‌گذاشتند و هر روز بازي باران به آن چيزي كه مي‌خواستم، ‏نزديك‌تر مي‌شد و ديگر نگراني من به‌خاطر كمبود وقت تا زمان فيلمبرداري كاملا‌ برطرف شد، ولي در زمان ‏فيلمبرداري هم با باران مثل تمام بازيگران در تمام سكانس‌ها قبل از شروع فيلمبرداري سكانس، روخواني و تمرين ‏داشتيم و او هم هميشه مشتاقانه آماده شنيدن هر پيشنهاد جديدي بود و خودش هم هميشه با ايده‌اي مي‌آمد.‏

‏<‏strong‏>به نظرتان واقعي‌تر نبود كه آخر فيلم را مانند نسخه اول قرار مي‌داديد و مي‌گذاشتيد او برود و مثل واقعيت ‏در بين همه ما رها باشد.<‏‎/strong‏>‏
به هر حال آن پايان قبلي واقعي‌تر بود، ولي من خودم اين پايان را هم دوست دارم. الا‌ن كه فيلم را با تماشاگر مي‌بينم، ‏حس مي‌كنم تماشاگر اين پايان را بيشتر مي‌پذيرد.‏

‏<‏strong‏>شايد نمي‌خواستيد پايانش اين قدر تلخ باشد و واقع‌گرا؟<‏‎/strong‏>‏
بله چند نفر از منتقدان كه بعد از مونتاژ، فيلم را به‌صورت قبلي ديده بودند، مي‌گفتند كه بايد براي آخرش فكري بكني و ‏پايانش به شكل فعلي خيلي تلخ است. به هر صورت چون اكران فيلم تمام نشده، نمي‌توانم راجع به پايان فيلم زياد توضيح ‏بدهم. با توضيح بيشتر، موقعيت‌ها لو مي‌رود، ولي به هر حال بايد كسي اين وسط قرباني مي‌شد تا فيلم اكران شود! در ‏هر صورت كساني كه فيلم را ديدند، مي‌توانند آن ديالوگ پاياني را نشنيده بگيرند و يك بار اين‌طوري براي خودشان فيلم ‏و سرنوشت شيرين را تصور كنند.‏

منبع:‏‎ ‎روزنا - وب سايت اطلاع رساني اعتماد ملي

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.