ضرورت تغيير سياست صادرات گاز
رضا تقي زاده rtaghizade@aol.com - چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 [2008.04.23]

طي ديدار هفته آينده محمود احمدي نژاد از دهلي نو، صدور گاز ايران از مسير پاکستان به هند بعنوان عمده ترين موضوع گفتگوها مجددا مطرح خواهد شد. خطر عمده اينجا ست که رييس دولت ايران در شرايطي که فشارهاي خارجي عليه برنامه اتمي آن در حال افزايش است، بمنظور اثبات عدم انزواي ايران و توفيق در ثبت يک "پيروزي تاريخي" ديگر، توافق صدور گاز به هند را که بر مبناي موافقتهاي بسيار بحث انگيزي تنظيم شده، نهائي کرده و از اين راه بخش قابل ملاحظه اي از منافع ملي ايران را وجه المصالحه هدفهاي گذراي سياسي قرار دهد.
علاقه مندي هند به خريد گاز طبيعي فشرده از ايران، عليرغم تلاشهائي که از سال 1992 در اين زمينه صورت گرفته است، تحت تاثير دو عامل اصلي امنيت و قيمت، تاکنون از قوه به فعل در نيامده و در نتيجه نهائي شدن طرح ياد شده محقق نشده است. سال قبل پس از کنار گذاشتن هادي نژاد حسينيان از معاونت وزارت نفت که در عين حال در دوره وزارت، وزيري هامانه سرپرستي مذاکرات مربوط به خط لوله و تنظيم قرار داد فروش گاز به پاکستان و هند را نيز بر عهده داشت، مذاکرات سرعت زيادي گرفت. در نتيجه، مذاکره کننده بعدي- حجت الله غنيمي فرد که در مذاکرات گذشته دستيار نژاد حسينيان بود - با توصيه دولت جديد و با هدف رسيدن به توافق نهائي از اصرار بر قيمتهاي پيشنهادي گذشته دست کشيد و چند ماه بعد از اغاز دور جديد مذاکرات نيز اعلام داشت که ايران با هند بر سر فرمول تعيين قيمت گاز صادراتي موافقت کرده است. در همين بيانيه اعلام شد که قرار داد مزبور در طول دوماه نهائي شده و به امضاء روساي سه ايران، هند و پاکستان خواهد رسيد.
امتناع وزارت نفت و مذاکره کننده جديد از افشاي فرمول تعيين قيمت وعدم اعلام قيمت نهائي گاز که ميبايد حد اقل بمدت سه سال بر مبناي آن گاز صادراتي ايران بفروش برسد سئولاتي را پيرامون سياسي بودن قرار داد و نه اقتصادي بودن آن در محافل اشنا به نفت بر انگيخت. همزمان وزير خارجه هند در پارلمان آن کشور و در پاسخ نمايندگان اعلام داشت که آن کشور گاز صادراتي ايران را با 30 در صد تخفيف خريداري خواهد کرد.
متعاقبا مذاکره کننده سابق قرارداد، هادي نژاد حسينيان، طي مصاحبه اي با مطبوعات فرمول جديد مورد توافق براي صدور گاز را مورد حمله قرار داد و در تاييد اظهارات وزير خارجه هند در اين زمينه اعلام داشت که بر مبناي فرمول مورد توافق، گاز ايران در حدود 6 دلار براي هر ميليون واحد حرارتي (بي تي يو معادل 27.8 متر مکعب) بفروش خواهد رسيد. توافق براي فروش هر يک ميليون واحد حرارتي به قيمت حدود 6 دلار در حالي صورت گرفت که ايران در همان زمان بابت فروش گاز به ترکيه نزديک به 10 دلار براي هر يک ميليون واحد دريافت ميداشت. هم اکنون در ساير نقاط اروپا قيمتهاي فروش گاز از دوبرابر اين رقم نيز بيشتراست.
در بازارهاي جهاني گاز اگرچه قيمتها بصورت منطقه اي تنظيم ميشود، در هر حال قيمتهاي گاز فشده و گاز مايع، تابعي از قيمتهاي نفت خام است. در فاصله توافق ايران براي فروش گاز به هند بقيمتهاي حراجي توافق شده در سال 2007، بهاي نفت در بازارهاي جهاني اينک به 117 دلار در هربشکه رسيده است. نفت ايران نيز ( که بيشترين حجم فروش آن از نوع سنگين است) بشکه اي 100 دلار مورد معامله قرار گرفته. مقايسه قيمتهاي جديد نفت با نرخهاي زمان اعلام توافق گازي با هند، حاکي از افزايش نزديک به 40 دلار در هربشکه بر قيمتهاي صادراتي نفت ايران است.
با و جود کشف ذخاير تازه نفت توليد نفت ايران همواره نزديک به.000.400 بشکه در روز از سهميه تعيين شده از سوي اوپک و 700.000 بشکه از هدفهاي تعيين شده در برنامه چهارم توسعه عقب بوده است.بجز استفاده ارزان از چاهها و عدم سرمايه گذاري کافي در بهره برداري بهينه از آنها، يکي از دلايل عمده افت توليد نفت ايران سالمند بودن بيش از هفتاد در صد از چاههاي نفت و کاهش فشار آنها است. براي جبران کاهش فشار چاههاي سالمند، منطقي طرين گزينه تزريق گاز طبيعي به چاهها و افزايش فشار آنها است که مالا به افزايش بهره وري از چاه نيز مي انجامد. ضمن آنکه گاز تزريق شده نوعي ذخيره سازي نيز محسوي ميشود زيرا گاز تزريقي مجددا قابل بازيافت و استفاده است. در شرايط جاري براي افزايش فشار چاههاي نفت ايران و بالابردن سطح بازيافت آنها ميبايد روزانه 150 ميليون متر مکعب گاز به چاههاي قديمي تزريق شود. تا پيش از بحران ناشي از کمبود گاز در ايران طي ماههاي زمستان، ميزان تزريق گاز در حد کمتر از 50 تا 60 ميليون متر مکعب در روز قرار داشت. بعد از بروز بحران زمستاني، ايران صادرات گاز به ترکيه را با هدف مقابله با بحران داخلي قطع کرد و همزمان تزريق گاز به چاههاي نفت را نيز که همواره ميزان آن کمتر از حد اقل حجم مورد نياز بود، کاهش بيشتري داد. بجاي گاز و با انتخاب گزينه ارزان در آن زمان به تزريق بيشترآب به چاههاي نفت پرداخته شد.
بدليل کوتاهي هائي از اين دست وناگزير پايين نگاهداشته شدن فشار چاههاي سالمند بخصوص در اغاجاري، مسجد سليمان و اهواز، تا تاکنون ميليارد ها دلار ثروت ملي ايران از دست رفته است. نسبت باز يافت چاههاي نفت ايران در شرايط جاري 50 در صد کشورهاي پيشرفته است. در بيشتر اين کشورها حد اکثر بازيافت چاهها از 45 در صد ذخيره اسمي آنها نيز فرا ترميرود و انتظار اين است که با استفاده از تکنولوژي مدرنتر در آينده، اين رقم حتي به 60 تا 70 در صد افزايش يابد. ميزان بازيافت بسياري از چاههاي کهنه ايران ( بجز تعداد قابل ملاحظه اي از آنها که طي دفاع مقدس به امان خدا سپرده شد و در نتيجه براي هميشه از دست رفت) در حدود 22 در صد است. اگرچه مقامات نفتي ايران از ارائه امار قابل اطمينان در اين زمينه خود داري ميکنند.
اينک با افزايش قيمت نفت در بازارهاي جهاني و اعلام گذشتن روسيه ( يکي از دو صادر کننده بزرگ نفت خام جهان) از حدود حد اکثر توليد ( هابارد پيک) بازار جهاني نفت بسيار مستحکم و امکان کاهش فاهش قيمتها در بازارهاي صادراتي در آينده بسيار بعيد است.
در چنين شرايطي بجاي افزايش ظرفيت توليد نفت از طريق تزريق کافي گاز به چاههاي سالمند و صرفا بمنظور تامين هدفهاي سياسي، چوب حراج بر دارائيهاي ملي زدن و تعهد فروش گاز با قيمتهائي کمتر از نصف قيمتهاي روز جهاني به هند اقدامي غير مسئولانه و مغاير با منافع ملي است. ضمن آنکه حتي در صورت اصرار به صادرات گاز، در جهت دو نگراني عمده هند در قبال خريد گاز از ايران، حساسيتهاي ايران ميبايد بيش از هند باشد و نه کمتر آن. عدم امنيت مسير صدور گاز از را پاکستان که ميبايد با کشيدن 2600 کيلومتر لوله و صرف نزديک به 10 ميليارد دلار محقق شود، با توجه به نا آراميهاي پاکستان، يک نگراني جدي است. درمورد قيمت گاز مورد فروش نيز چنانکه هند بعنوان خريدار (و در صورت رسيدن به توافق برسرحق ترانزيت گاز با پاکستان که پيرامون آن گفتگوهاي تازه اي در روز 22 اوريل در اسلام آباد صورت گرفت) به هر ميزان توفيق بدست آورد، بهمان ميزان از درامد هاي بالقوه ايران که فروشنده است کاسته خواهد شد.
ولي با وجود اين ملاحظات جدي و نگراني ها، دولت ايران همچنان به نهائي کردن فروش گاز به هند مصٌر است و انجام آنرا پيروزي سياسي خود عليه امريکا تلقي ميکند. با درک علاقه مندي هاي ايران براي فروش گاز به هند، دهلي نو مسير صدور گاز ترکمنستان از راه افغانستان و پاکستان را نيزبصورت همزمان مطرح کرده، با اين هدف که ايران را در شرايط ظاهري رقابتي قرار داده و از اين راه به تحميل حد اکثر شرايط مورد نظر خود بخصوص در زمينه نحوه تعيين قيمت موفق شود.
اشتياق شديد دولت ايران براي فروش گاز به هند در شرايطي است که ضمن وجود نيازهاي داخلي به گاز توليدي، خريداران اروپائي نيز مايل اند مبادرت به واردات گاز از ايران نموده و در قبال آن قيمتهائي تا 40 در صد بالاتر از قيمتهاي مورد توافق با هند بپردازند. توافق اخير سوئس (شرکت يئي- جي- ال) براي خريد گاز از ايران و مقاوله نامه اي پيش از آن براي صدور گاز به اطريش (شرکت او- ام- وي) از راه لوله موسوم به نابوکو که قرار است طي 4 سال آينده عملياتي شود از جمله اين موارد اند. در صورت عملي شدن اين طرحها ايران ميتواند تا 20 در صد از ظرفيت 110 ميليون متر مکعبي اين لوله را تامين کند.
ترديد نيست که اروپا بعنوان بازار صادراتي گاز ايران دست کم به دو دليل، بازاري بمراتب بهتر از هند و پاکستان است. در درجه اول قيمتهاي بهتر پيشنهادي آنها و بعد امنيت مسير خط لوله. بعلاوه اروپا بدليل ثروتمند تر بودن و ثبات اقتصادي و قابل اتکا بودن، مشتري و شريک بهتري است. با نگرش سياسي به بازارهاي صادرات گاز ايران نيز مصالح امنيت مي ا يران از راه وابسته کردن بازار مصرف انرزي اروپا و ايفاي نقش موثر در آن بيشتر تامين خواهد شد تا انجام معامله مشابه با هند و پاکستان.
با توجه به عقب بودن طرحهاي توليد گاز ايران از هدفهاي اعلام شده، قبول تعهد صدور گاز به هند و اروپا بصورت همزمان ممکن نيست. به اين دليل خريداران مرجح پيش از تامين توليد گاز کافي ميبايد در نظر گرفته شوند. با توجه به روند بسيار کند توسعه ميادين گازي، ايران طي 4 تا 5 سال آينده حد اکثر قادر به تامين مصارف غير قابل اجتناب داخلي و تعهدات فروش به ترکيه خواهد بود. از اينرو ظرفيت اضافي براي صادرات عملا دراختيار نخواهد داشت. در صورت تحقق هدفهاي توليد و دست يافتن به توليد 8 در فاز جديد از منابع پارس جنوبي نيز، صدور گاز مايع، بجاي گاز فشرده و از طريق لوله، مقرون بصرفه بيشتري است. اگرچه در شرايط جاري برخورداري از تکنولوژي لازم براي توليد گاز مايع در حجمهاي صادراتي بدليل انحصاري بودن آن فعلا از دسترس دور است و لي در صورت عادي شدن روابط خارجي ايران گزينه اي بهتر از قبول تعهد دراز مدتدر قبال يک بازار صادراتي ثابت است.
اضافه بر نياز هاي گرمايشي خانگي، نياز هاي سوختي صنايع من جمله سيمان و فولاد، تزريق به چاههاي نفت، توليد برق و توسعه صنايع پتروشيمي که گاز طبيعي ماده خام اوليه آنها است از ديگر گزينه هاي بر تر نسبت به زدن جوب حراج بر منابع استخراج نشده گاز ايران است که آقاي احمدي نژاد در سفر آينده به دهلي آنرا احتمالا پيگيري خواهد کرد. اقدامات ساير کشورهاي حوزه خليج فارس در امر توسعه صنايع پتروشيمي الگوي خوبي در اين زمينه است. اين کشورها نه تنها توسعه صنايع پتروشيمي را هدف قرار داده اند، که بر خلاف ايران که تنها به حجم بالا و امار مي انديشد، بيشترعلاقه مند به توليد محصولات پبچيده ترند که ارزش افزوده بيشتري براي آنها فراهم کند. به همين دليل، ارزش افزوده محصولات پتروشيمي آنها در حجمهاي مساوي، چهار برابر ارزش توليدات پتروشيمي ايران است که همچنان به توليد پليمر هاي ساده و ارزان قيمت کفايت کرده ولي به افزايش وزني آن افتخار ميکند.
اشتياق رييس جمهور ايران براي امضاي يک پيمان بزرگ در هند بنوعي شبيه تلاشهاي چند ماه قبل اودر تهران است که گفته شد طي آن قصد داشت با مصالحه بر سر سهم ايران در خزر، دوستي بيشتر روسيه را جلب کند. اگرچه فروش گاز با قيمتهاي پائين به هند قابل مقايسه با کوتاه آمدن بر سر سهم ايران در خزر نيست، در عين حال حراج دارائيهاي ملي بمنظور رسيدن به اهداف سياسي، آنهم در اندازه هاي دهها ميليارد دلاري، اقدامي نيست که بتوان از آن دفاع عقلي بعمل آورد.
