Rooz

از سرناچاري

محمدرضا يزدان‌پناه - چهارشنبه 4 اردیبهشت 1387 [2008.04.23]

yazdanpanah.jpg

گفت‌وگوي "نورالدين پيرموذن" نماينده اردبيل و سخنگوي فراكسيون اقليت مجلس هفتم با تلويزيون فارسي صداي ‏آمريكا‎ (VOA) ‎موجي از واكنش‌ها و اظهار نظرات متفاوت را برانگيخت.‏

واكنش‌هايي كه به اين گفت‌وگو صورت گرفت، عمدتا دو جنبه را شامل مي‌شد: جنبه اول مربوط به اشخاص و ‏چهره‌هاي متعلق به جناح راست، اصولگرايان و مقامات ارشد امنيتي دولت نهم بود كه يكسره بر پيرموذن تاختند و ‏حتي اين اقدام او را تا سطح يك "خيانت ملي" اوج دادند و جنبه دوم بحث هم متعلق به اصلاح‌طلبان و چهره‌هاي ‏نزديك به او بود كه يا در برابر اين مسئله سكوت پيشه كردند و يا سعي كردند به گونه‌اي انتقادي، نفس مصاحبه ‏نماينده مجلس ايران با تلويزيون رسمي وزارت‌خارجه آمريكا را محكوم كنند‏‎. ‎

اما آنچه در ميان هياهوهاي مرتبط با اين مسئله جلب توجه مي‌نمود، اين بود كه در بيان واكنش‌ها، به سان يك ‏عادت ديرينه در نزد ايرانيان كه درباره دلايل و زمينه‌هاي وقوع يك پديده سخني گفته نمي‌شود، اين بار هم توجهي ‏به چرايي انجام اين گفت‌وگو نشد‎. ‎

به عبارت روشن تمام آنهايي كه چه با نام اصولگرا و چه به عنوان اصلاح‌طلب، شمشير نقد از نيام كشيدند و ‏گفت‌وگوي پيرموذن با صداي آمريكا را محكوم كردند، هيچ‌يك به اين پرسش پاسخي ندادند كه چه اتفاقي افتاده كه ‏نماينده مجلس ايران ناچار شده انتقادات و اشكالات خود به روند برگزاري انتخابات و ديگر مسائل داخلي را در ‏گفت‌وگو با يك تلويزيون خارجي آن هم متعلق به دولت آمريكا بيان كند؟‏

اگر مراد از بحث دراين خصوص، نقدي منصفانه بر عمل انجام شده است، آنگاه جاي طرح اين پرسش نيز وجود ‏دارد كه آيا در صورت وجود فضاي آزاد رسانه‌اي و رسانه‌هاي مستقل در داخل كشور كه وظيفه نقد رفتار حاكمان ‏را برعهده دارند و در مسير ايفاي اين وظيفه با هيچ محدوديتي مواجه نيستند، باز هم شخصي مانند پيرموذن ‏اين‌چنين سفره دل خود را نزد بيگانگان مي‌گشود؟

پاسخ به اين پرسش را به تحقيق مي‌توان "منفي" دانست. قطعا در شرايطي كه شهروندان يك كشور براي ابراز ‏نظرات و انتقادات خود به روند اداره كشورشان در رسانه‌هاي داخلي، محدوديتي نداشته باشند و بتوانند با آزادي، ‏نظرات خود را به حاكمان و دولتمردان منتقل ساخته و نگراني نيز از عواقب سخنان خود نداشته باشند، هيچ ‏توجيه و دليلي براي انتخاب رسانه‌هاي خارجي و بيان نظرات خود به آنها ندارند‏‎. ‎

اما آيا اين پيش‌زمينه‌ها براي پيرموذن و البته تمام آنهايي كه رسانه‌هاي خارجي را براي بيان مواضع خود ‏برگزيده‌اند، وجود داشته است؟

بي‌گمان اگر فضاي رسانه‌اي و خبري ايران به شكلي بود كه امكان بيان آزادانه نظرات انتقادي شهروندان فراهم ‏بود و رسانه فراگيري مانند صداوسيما، بدون گزينش عقيدتي و سياسي اشخاص، اقدام به انعكاس تمام ديدگا‌ه‌هاي ‏موجود مي‌كرد، اين قلم خود يكي از منتقدان جدي گفت‌وگو با رسانه‌هاي خارجي بود اما در شرايط كنوني كه ‏رسانه‌هاي منتقد اكثرا به محاق توقيف رفته‌اند و نهادهاي دولتي سختگيرانه‌ترين محدوديت‌ها را براي خبرنگاران ‏و نويسندگان به وجود آورده‌اند، آيا چاره‌اي جز آنچه پيرموذن كرد، باقي مانده است؟‏‎ ‎

آيا استفاده از رسانه‌هاي خارجي به عنوان يكي از حداقل ابزارهاي موجود براي بيان مواضع و نظرات ‏روشنفكران و فعالان سياسي اصلاح‌طلب و تحول‌خواه تا آن حد غيرقابل هضم و بخشش است كه بايد انجام ‏دهندگان آن را اينچنين طرد و نفي كرد؟‏

نگارنده، معتقد است كه نمي‌توان و نبايد به هيچ‌كدام از رسانه‌هاي خارجي به عنوان فرشته نجات نگاه كرد اما ‏درعين‌حال هيچكدام از ادله موجود در رد گفت‌وگو با رسانه‌هاي خارجي كه توسط اصلاح‌طلبان بيان مي‌شود آنهم ‏در شرايط كنوني سياسي – اجتماعي كشور را نيز داراي منطق و برهاني قابل پسند نمي‌داند. ‏

بنابراين، حداقل انتظار آن است كه در اظهارنظر پيرامون گفت‌وگوي پيرموذن با صداي آمريكا، جانب انصاف ‏نگاه داشته شود‎.‎

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.