همگرايي منافع ايران و آمريکا درعراق
نگاه نيويورک تايمزبه جنگ داخلي شيعيان - سه شنبه 3 اردیبهشت 1387 [2008.04.22]

جيمز گلنز – آليسا جي روبين
در جنگ دولت عراق با نظاميان شيعه وفادار به مقتدي الصدر در شهر جنوبي بصره، شايد هيچ عبارت ديگري نميتواند پيچيدگي منازعات در عراق را به اين اندازه روشن کند که: ايران و ايالات متحده، هردو خود را در يک سوي ماجرا مي بينند.
دلايل اين همگرايي را بايد در منطق منفعت خود جستجو نمود، هر چند اين منطق در جايي به کار مي رود که حتي بديهي ترين استدلال ها هم هميشه درست از آب درنمي آيند. اصولاً، ايالات متحده اينگونه محاسبه مي کند که بايد از دولتي که خود بوجود آورده، حمايت کندو قدم هاي لازم را براي مراقبت از نيروهاي نظامي و مقامات غير نظامي ايالات متحده بردارد.
به نظر مي رسد انگيزه هاي ايران هم احتمالاً در اين خلاصه مي شود که پيروان نظامي و سياسي آقاي صدر در انتخابات استاني فصل پاييز، زمام قدرت را در دست خواهند گرفت. به اين ترتيب در ايجاد منطقه هماهنگ در جنوب عراق مانع ايجاد خواهد شد و اين در راستاي منافع ايران است.
همسو بودن آمريکايي-ايراني در عين دشمني هاي دو طرفه، توجه بيشتري را به خود جلب مي کند. ايالات متحده مي گويد ايران از هزاران حمله عليه نيروهاي آمريکايي در بغداد پشتيباني کرده، به تندي در برابر برنامه هسته اي ايران موضع گرفته و در صورت عدم تغيير سياست هاي ايران، بمباران اين کشور را رد نکرده است. در آن سو هم، حداقل در سطح مقامات عاليرتبه، ايران ايالات متحده را به طوري جدي با عنوان شيطان بزرگ کره زمين توصيف مي کند.
اما هردوطرف از موضوع جنگ آقاي صدر، يکي از قدرتمندترين روحانيون شيعه عراق، بهره برداري مي کنند. به دنبال دراختيار گرفتن آخرين نواحي از شهر بصره که تحت کنترل نظاميان صدر است و به عنوان نتيجه تلاش هاي يک ماهه، سفير ايران در عراق- حسين کاظمي قمي- با اقدامي غير معمول، به حمايت مستحکم از موضع دولت عراق دست زد و جنگجويان صدر را به عنوان افراد قانون شکن معرفي نمود.
وقتي نوبت به اين سوال مي رسد که ايران و ايالات متحده مايلند کدام رهبر شيعه را در کانون قدرت ببينند، هر دوي آنها حداقل در شرايط فعلي، رشد صدر را در هيچ جاي ديگر به اندازه منطقه نفت خيز بصره و مرکز پرجمعيت ترين ناحيه عراق در منطقه شيعه نشين کشور، يک تهديد مشترک نمي بييند.
هرچند گروه هاي متنوعي در عراق حضور دارند، شيعه- سني- ترکمن- کرد، اما عراق کشوري با اکثريت شيعه است و از نظر محاسبات ژئوپلتيک، ايران و ايالات متحده بايد بدانند که مي خواهند چه نوع دولت شيعه اي را در اين کشور ببينند.
جناح مورد حمايت ايران و ايالات متحده، مجلس اعلاي اسلامي عراق نام دارد که يک رقيب جدي براي جنبش سياسي صدر محسوب مي شود و توانسته در راستاي منافع هر دوي اين کشورها رفتار کند. تحت قانون اساسي عراق، استان ها مي توانند با استقلال قابل توجهي نسبت به بغداد، مناطق خود را تشکيل دهند. مجلس اعلاء منطقه وسيع و نسبتاً همگني از جنوب، و نيز کردستان در شمال را نمايندگي مي کند که شامل نه استان است. از آنجا که بسياري از رهبران اين مجلس در زمان حکومت صدام حسين در ايران به حالت تبعيد به سر مي بردند، روابط سياسي مناسبي ميان ايران و اين گروه وجود دارد.
اين منطقه از عراق به خاطر اشتراک ميراث شيعي با ايران، نفوذ اين کشور را در منطقه نفت خيز عراق تسهيل نموده است.
پشتيباني ايالات متحده از مجلس اعلاء هم تا حدودي به شاخه نظامي اين مجلس- سازمان بدر- باز مي گردد که هرگز با نيروهاي ايالات متحده درگير نشده است. همانطور که يکي از ژنرال هاي آمريکايي گفته است: "آنها سعي نمي کنند ما را بکشنند." چنين سخناني را نمي توان در مورد ارتش مهدي متعلق به آقاي صدر بر زبان آورد. به اعتقاد ايالات متحده، اين ارتش در پشت برخي از پيچيده ترين و مرگبارترين حملات به نيروهاي آمريکا قرار داشته است.
دوم اينکه آمريکايي ها از همان ابتداي جنگ با صدام حسين، با مجلس اعلاء مانند يک متحد رفتار نمودند. اعضاي اين مجلس هنگام انتقال از ايران به داخل عراق، از امنيت برخوردار شدند و جزء اعضاي اصلي بدنه اولين دولت عراقي پس از تهاجم آمريکا وسقوط دولت صدام قرار گرفتند. از آن زمان، ايالات متحده به پشتيباني از دولت عراق پرداخته که به نوعي، مترادف با در قدرت ماندن مجلس اعلاء در سيستم پارلماني کشور است.
معذالک، چنين موقعيتي مي تواند تحت شرايط ناخواسته دچار آسيب شود. ممکن است ايالات متحده به سوي يک نزاع درون گروهي شيعه سوق پيدا کند. و ممکن است يک منطقه وسيع و تحت نفوذ ايران در جنوب عراق به وجود بيايد.
در جريان انتخابات سال 2005، بسياري از حاميان آقاي صدر در انتخابات استان هاي جنوبي شرکت نکردند. بنابراين هرچند خيل عظيمي از حمايت ها در اين نواحي وجود دارد، اما اين طرفداري در دولت هاي محلي جلوه گر نشد.
در نقطه مقابل، مجلس اعلاء به تشويق حاميان خود براي شرکت در راي گيري ها پرداخت و آنها حتي در نواحي که از طرفداران اندکي برخوردار بودند نيز به برتري دست پيدا کردند. اگر حاميان آقاي صدر در انتخابات بعدي که براي ماه اکتبر برنامه ريزي شده مشارکت داشته باشند، اين اطمينان را دارند که بسيار بهتر از موقعي که نامزدي را معرفي نکردند عمل خواهند کرد و احتمالا مجلس اعلاء بخشي از قدرتش را از دست خواهد داد.
در اين ميان، محاسبات سياسي که ايالات متحده و ايراني ها را در سوي شيعه ها در جنوب عراق قرار داده است، در پايتخت از هم مي شکند. بهترين مثال هم آن چيزي است که در شهرک صدر مي گذرد: منطقه غبارآلود، فقيرنشين و دربرگيرنده بيش از 2 ميليون نفر جمعيت شيعه در شمال شرقي بغداد و جايي که ارکان قدرت آقاي صدر را تشکيل مي دهد.
در آنجا، نيروهاي عراقي و آمريکايي در تلاش براي بيرون راندن جنگجويان اصلي مهدي هستند که در خيابان هاي بصره به دام افتاده بودند. آتش آمريکايي ها در اينجا تندتر است، زيرا ارتش مهدي از شهرک صدر و مناطق اطراف آن به عنوان جايگاه پرتاب راکت به دفاتر عراقي ها و آمريکايي ها در منطقه سبز استفاده کرده بود.
با همه اين ها، در مورد شهرک صدر يک تفاوت اساسي با بصره وجود دارد: نيروهاي آمريکايي سهم بسيار بيشتري را در جنگ برعهده دارند. براي ايراني ها که همواره مخالف حضور نيروهاي آمريکايي در عراق بوده اند، اين تفاوت با عواقبي همراه است.
منبع: نيويورک تايمز – 21 آوريل 2008
