مسوولان درمورد زنان سردرگم هستند
گفت وگو با نسرين افضلي فعال زنان - سه شنبه 3 اردیبهشت 1387 [2008.04.22]

اميد معماريان
omid@memarian.info
به دنبال صدور حکم شش ماه زندان و ده ضربه شلاق براي نسرين افضلي، يکي از فعالان جوان جنبش زنان، با وي به گفت وگو نشسته ايم. افضلي خوشبين، مصمم و بذله گو است. اگر چه وقتي شنيده حکم شش ماه زندان دريافت کرده خلقش تنگ شده است. مي گويد اول گمان مي کرده شوخي است. اين فعال اجتماعي نظرات خود را درخصوص جنبش زنان و آينده برخورد حکومت با فعالان جامعه مدني ايران با روز درميان گذاشته است.

با توجه به اينکه اکثرکساني که درجريان پرونده اسفندسال گذشته دستگيرشدند تبرئه شده بودند، نظرت درمورد حکم شش ماه زندان وده ضربه شلاق چيست؟
اول فکر کردم وکيلم شوخي مي کند. آقاي مصطفايي وکليم هم گفته بود که احتمال تبرئه زياد است. البته نه اينکه اصلا انتظارش را نداشته باشم. بالاخره وضعيت اينجا به هيچ وجه قابل پيش بيني نيست. چه مساله حقوق بشر، چه مساله هسته اي، چه مساله زنان. وقتي وزيريک روز قبلش نمي داند که فردا هست يا نيست، آن موقع هرچيزي امکان پذيراست.
اتهامي که به شما زدند اجتماع غيرقانوني و تباني به قصد برهم زدن امنيت کشور، اخلال در نظم عمومي و تمرد از دستور پليس بوده که بر همين مبنا، در نهايت معاونت امنيت دادسراي انقلاب قرار مجرميت و کيفرخواست صادر کرده است. دقيقا چه کردي که با چنين اتهامي مواجه شدي؟
کلا اين اتهام ومحاکمه برمي گردد به 13 اسفند سال 85 که محاکمه پنج تن ازفعالان حوزه زنان بود که درتجمع ميدان هفت تيرشرکت کرده بودند. چند روز پيش از هشتم مارس بود. يک تعداد ازفعالان حوزه زنان تصميم گرفتند که به صورت محدود بروند جلوي دادگاه. من هم به عنوان يکي ازفعالان زنان ودوست اين افراد به آنجا رفتم. دادگاه آنها خيلي دير وبا تاخير تشکيل شد. پليس با خشن با تجمع ما برخورد کرد وهمه مارا در يک ون کوچک گذاشتند و بازداشت کردند. اول رفتيم بازداشتگاه وزرا و نصف روز آنجابوديم. شب گفتند به خانواده ها که آزادمان مي کنند، اما نکردند و سه روز به بند 209 اوين رفتيم. يک روزهم عمومي رفتم. بعد برخي از ما با قرارکفالت آزاد شديم و دو نفرمان يعني خانم عباسقلي زاده وخانم صدرحدود پانزده روز آنجا ماندند. دادگاه افراد به تدريج تشکيل شد ودادگاه من به عنوان آخرين گروه بيست وهفتم اسفند ماه تشکيل شد.
اينکه گفته اند اقدتم شما "به قصد برهم زدن امنيت کشور" بوده، چگونه متوجه قصد شما شدند؟
تجمع غير قانوني نبود. طبق قانون اگر تجمع ضدقوانين اسلام نباشد وهمچنين کسي اسلحه حمل نکند غيرقانوني نيست و نياز کسب مجوز ندارد. ما جلوي پياده روي دادگاه ايستاده بوديم که نه تجاري است ونه مسکوني وما هم نه شعارمي داديم و نه حرکت تندي مي کرديم. فقط منتظر پايان دادگاه بوديم. به هر حال، من از اين اتهام تبرئه شدم. از اتهام تباني براي به هم زدن امنيت کشور هم تبرئه شدم. اتهامي که به خاطرش شش ماه حبس گرفتم وده ضربه شلاق، "اخلال درنظم عمومي" بوده است که اين براي خودم باعث تعجب بوده، که چطورممکن است هيچ يک از دو اتهام قبلي ثابت نشده باشد اما من به اخلال درنظم عمومي محکوم بشوم. اين هم تناقضي است که براي وکيلم هم عجيب است ودرتقاضاي تجديد نظرش حتما مدنظر قرارخواهد گرفت.
وقتي از حکم مطلع شدي، آيا اين تصوررا داشتي که ممکن است به زندان بروي يا فکر مي کني دردادگاه تجديد نظر حل وفصل شود؟
من فکر مي کنم اين موضوع بيشتر جنبه ارعاب دارد و درمرحله تجديد نظرتغيير خواهد کرد. فکرنمي کنم دادن چنين حکمي از روي حساب و کتاب بوده باشد که بخواهيم آن را تجزيه وتحليل کنيم.
چقدرمرعوب شديد شما؟
خيلي! (باخنده!) اصلا. نه تنها انگيزه ام را کمتر نکرده و باعث نشده دست به عصا راه بروم، بلکه انگيزه ام را بيشتر کرده است. چنين احکامي، سردرگمي وآشفتگي اينها را در مورد مسائل زنان نشان مي دهد. فکر مي کنم با روندي که جنبش زنان درکشور روز به روز گسترده تر مي شود هرروز افراد بيشتري به آن اضافه مي شوند و ده نفر، چندصد نفر، چندهزار نفر را اگر بتوانند زندان کنند، اما نمي توانند چند ميليون نفر را زنداني کنند. بالاخره اين خواسته آنقدر درحال گسترش وعمومي شدن است که با چنين اقداماتي نمي توان آن را ساکت کرد.
برخورد خانواده وهمسرت (نيما) چطور بود نسبت به صدور اين حکم؟
خانواده ام برايشان چيز عجيبي نبود. نيما هم همين طور. خيلي غيرمنتظره نبود. آنها تشويق مي کنند فعاليت هايم را گسترش بدهم. هم همسرم وهم مادرم پا به پاي من وحتي بيشتر ازمن درمورد مسائل زنان فعال هستند.
به نظرت مواجهه پرهزينه حکومت با مطالبات به حق زنان به کجا ختم مي شود؟
اين بحث مفصلي است که خوب است درمورد آن بحث شود. چون مسئولان نظام وکساني که خودي حساب مي شوند هم صدايشان درآمده است. چند وقت پيش يکي از خانم هايي که درشبکه چهار برنامه دارد روي موضوع چند همسري به صداوسيما اعتراض مي کرد ومي گفت مثلا اين چند همسري مساله چند درصد مردم است که اين همه به آن پرداخته مي شود.
درکنارش مي بينيم که نيروي انتظامي ويک ارگان ديگريک نمايشگاه گذاشته اند به عنوان آسيب هاي اجتماعي زنان. درقم بودجه هاي زيادي براي مطالعات زنان ومطالعات ضدفمينيستي هزينه مي کنند. اين نشان مي دهد که پديده فمينيسم وحقوق زنان وارد زبان عامه مردم شده وهمه درمورد آن صحبت مي کنند، از اقشار مختلف جامعه واز سطح روشنفکران ونخبگان خارج شده وبه سطح عمومي رسيده و هرچه اينها بخواهند درمورد آن سنگربندي کنند نتيجه اي نمي دهد. هرچه قدر بخواهند برنامه ضد فمينيستي پخش کنند وبودجه هاي ميليوني وميلياردي هم خرج کنند نتيجه اي نخواهد داد. به هرحال بايد روزي به مسائل زنان فکر کنند وراه حل آنها را پيدا کنند. اما چه بهتر که براي حل مشکلات، ازکساني استفاده کنند که دراين زمينه ها تخصص ودانش وتجربه دارند. حرف هايي که ما مي زنيم نه با اسلام ونه با علم جامعه شناسي وروانشناسي تضادي ندارد. به نظرم يک روزي به هرحال مجبورند اجازه بدهند که نهادهاي خودجوش مردم که براي حل مسائل مردم اقدام مي کنند به کارخود ادامه بدهند و درچنين صورتي مردم خودشان تلاش مي کنند مسائلشان را حل کنند. هرچه برعکس مقاومت نشان بدهند اين موضوع به بحران نزديک مي شود و آخرش هم تبعاتش گريبان گيرخودشان خواهد بود.
عکس: کسوف، آرش آشوري نيا
