Rooz

ما و اين اقتصاد مافيائي ما

احمد سيف I.Seyf@Staffs.ac.uk - یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 [2008.04.20]

iraj_seif.jpg

داشتم گزارشي از نطق آقاي احمدي نژاد در قم را مي خواندم. ديدم از دو حال خارج نيست. يا راست مي گويد ويا اين ‏که دارد براي ماست مالي کردن عدم توفيق برنامه هاي اقتصادي دولت خويش، عذر و بهانه مي تراشد و در نتيجه، ‏راست نمي گويد. ‏

و بعد ديدم هر کدام از اين دو احتمال که راست باشد، واي برجمهوري اسلامي که دارد يواش يواش سي ساله مي شود و ‏تازه رسيده است به اين جا! که اگر رئيس جمهورش به اين روشني دروغ بگويد که بد است و اگر راست گفته باشد، که ‏احتمالش بيشتر است، که صد مرتبه بدتر. با تصويري که رئيس جمهور ازاقتصاد به دست مي دهد، به نظر من، اين ‏اقتصاد نه اسلامي است و نه دولتي يا خصوصي. آقايان دستتان درد نکند، يک اقتصاد مافيائي تمام عيار براي ايران ‏درست کرده ايد!‏

مثل اغلب نطق هايش آقاي رئيس جمهور از خيلي چيزها سخن مي گويد که از اغلب شان مي گذرم و در وجه عمده فقط ‏مي پردازم به آن چه که در باره عدم توفيق خويش در رسيدن به عدالت مي گويد. قبل از آن ولي اشاره کنم به "ماموريت ‏دوگانه اي" که براي ايران مي شمارد – "ساختن ايران" و "ماموريت دوم" هم "اصلاح وضعيت جهان" است. به اشاره ‏مي گذرم که اين ضرب المثل قديمي مان هنوز درست است که "سنگ بزرگ علامت نزدن" است، يعني با توجه به آنچه ‏که خود از عدم توفيق دولت خود مي گويد، افزودن اين ماموريت دوم نمي تواند و نبايد جدي گرفته شود. و پاسخ من هم ‏اين است که آقاي رئيس جمهور، اگر شما بند زن خوبي هستيد، اول آن قوري شکسته خودتان را بند بزنيد.‏

‏ و اما گفته ها يا ناگفته هاي رئيس جمهور دراين سخن راني، شامل 5 يا 6 عامل است که "عدالت را مخدوش مي کند" و ‏‏"ريشه تبعيض ها و فاصله هاي طبقاتي هستند". فعلا به اين نمي پردازم که اين گونه علت يابي کردن رئيس جمهور ‏درست نيست يعني حتي اگر اين عوامل هم برطرف شود، جامعه هم چنان طبقاتي باقي مي ماند ولي جالب است که ‏رئيس جمهور از "مجوزها و انحصارات" سخن مي گويد که کساني مي رفتند و هنوز مي روند و "امتيازات ويژه‌اي ‏مي‌گرفتندو مي گيرند و با آن امتيازات، ثروت بادآورده مي‌اندوزند". به گمان من با سي ساله شدن جمهوري اسلامي، ‏حتي اعتراف به اين ناهنجاري اندکي خجالت آور است. خوب جناب، نگذاريد امتياز ويژه بگيريد و ثروت بادآورده ‏بيندوزند! از آن گذشته، مگر مقام رهبري ازدولت شما حمايت نمي کند! مگر شوراي نگهبان با شما نيست! مگر مجلس ‏هم به صورت يک مجمع "حرافان حرفه اي" در دفاع از دولت شما در نيامده است، پس چگونه است که هنوز اين ‏جريانات وجود دارند و به قول شما "ثروت بادآورده" مي اندوزند؟‏

عامل دوم در سخن راني رئيس جمهور گمرکات است که به قول احمدي نژاد اعضاي باندها "آن چيزي را كه خودشان ‏مي‌خواهند به تصويب مي‌رسانند". اين "باندها" افراد عادي مثل من و شما نمي توانند باشند. خوب، آقاي رئيس جمهور ‏اين باندها کيان اند؟ چرا شفاف تر و بدون ابهام سخن نمي گوئيد؟ و بعد مثال جالبي مي زند از واردات و قاچاق ‏سيگاربه ايران و مي گويد که دست و بال ايشان براي مقابله با اين باند بسته است چون اگر تعرفه بر سيگار ببندد، قاچاق ‏مي کنند و اگرتعرفه نبندد که واردات سيگار زياد مي شود. و بعد اشاره مي کند به رهاسازي واردات سيگاربه ايران و ‏اين داستان دلکش را مي گويد که "هر كس مي‌خواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتي و عوارض گمركي سيگار وارد ‏كند". برسر اين حرف خنده دار ايشان در باره "ضوابط بهداشتي" هم معطل نمي شوم- واردات سيگار که ضوابط ‏بهداشتي ندارد- ولي جالب است که "آدم به ظاهر سالمي" آمده و مي خواهد با اين ضوابط سيگار وارد کند. ‏

و بعد به گونه اي ادامه مي دهد که معلوم است خودش جزئيات را هم مي داند که "آقايي كه هنوز هم در يكي از مراكز ‏است" رسما از اين متقاضيان واردات سيگار باج مي خواهد، آنهم نه صد و دويست تومان، بلکه "پنج ميليارد دلار" که ‏به حساب ارزش دلار دربازار امروز تهران مي شود، 4550 ميلياردتومان و بعد روشن مي شود که همين "آقا" گفته ‏است که "نخير، نمي‌شود. تا تو اين پول را ندهي، امكان ندارد بتواني سيگار وارد كني.اين فرد هم نپرداخته است" و بعد ‏روشن مي شود که همين فرد حتي رئيس دخانيات را هم تهديد کرده است. همه اين ها به يک سو، پرسش من از آقاي ‏رئيس جمهور اين است که درجامعه اي که مي توان فعال دانشجوئي و فعال زنان و فعال کارگري را با هيچ دليل و ‏مدرکي به زندان انداخت و شکنجه کرد، آن وقت، جالب است که اين گونه قانون شکني و مافيا بازي علني که به اطلاع ‏رئيس قوه مجريه هم رسيده است، به اين راحتي زير سبيلي رد مي شود! آقاي رئيس جمهور، چرا از مقامان مسئول ‏نخواستيد تا دستور جلب اين "آقا" را صادر نمايند!‏

‏ و بعد آقاي رئيس جمهور، مخاطبان را خاطر جمع مي کند که "مشخصات اين فرد را گفتم متوجه مي‌شويد. ببينيد صدا ‏فردا از كجا در مي آيد، همان جاست". يعني مسئله اي به اين اهميت، براي مردم و براي کشور، تنها به صورت يک ‏معماي مسخره در مي آيد که صبر کنيد ببينيد کي فردا سروصدا مي کند، بعد خودتان مي توانيد، بيست سئوالي کنيد تا ‏متوجه بشويد که منظور ايشان کي بوده است! خوب مرد حسابي، بدون پرده پوشي مي گويم اگر ريگي به کفش نداريد يا ‏اين نکات را به اين صورت مطرح نکنيد يا حرفتان را درست و بدون ابهام بزنيد. دروضعيتي که براقتصاد ايران حاکم ‏است، باور کنيد، جائي براي طرح معما ديگر وجود ندارد. باور کنيد اگرقرار باشد که اوضاع به همين صورت کنوني ‏اش ادامه يابد، دير نيست وضعيتي پيش بيايد که نه از تاک نشاني بماند و نه از تاک نشان! يادتان باشد تا بعد نگوئيد نمي ‏دانستم!‏

اشاره مي کند به کامپيوتري کردن نظام مالياتي که با کارشکني اتفاق نيفتاد و سپس مي رسد به "ثبت اسناد" که آنجا هم ‏ظاهرا "باند بازي" است و بعد، از محاوره اش با وزير اقتصاد سخن مي گويد که دو کارخانه مشابه که "يك چيز توليد ‏مي‌كنند و به يك اندازه توليد خود را فروخته‌اند، اما يكي ‪ ۳۰۰‬‏‎ ‎ميليون تومان ماليات داده اما كارخانه ديگر ‪ ۳‬ميليون ‏تومان هم ماليات نداده است كه اين نشان مي دهد نظام مالياتي فعلي عامل سوء استفاده ا ست". خوب اگر اين گونه است ‏چرا دولت در اين باره کاري نمي کند!‏

‏ و سپس مي رسد به اين جا و يقه "بانکها" را مي گيرد که آنها هم عامل "بي عدالتي" هستند. و به خصوص با توجه به ‏برنامه هاي گسترده خصوصي سازي بانک ها حرفهاي "خطرناکي" مي زند. يعني اگر ديدگاه دولت اين است "بانك بعد ‏از اينكه منابع را جمع كرد مختار است كه به چه كسي پول بدهد و به چه كسي ندهد و اين يك تبعيض است"، پس بايد از ‏هم اکنون فاتحه خصوصي سازي بانکها را خواند. چون سرمايه دار بخش خصوصي بايد مغز خر خورده باشد که دراين ‏شرايط بخواهد اين بانکها را بخرد. دولت فخيمه که مدتي پيشتر بدون توجه به ميزان تورم، نرخ بهره را دستوري کرده ‏بود، الان هم که رئيس جمهور از مقررات ديگر، راجع به اين که به کي بايد اعتبار دادو به کي نبايد داد سخن مي گويد- ‏يا به سخن ديگر، اين هم که بايد از سوي دولت تعيين شود، در آن صورت، پس برسر اين داستان هاي جذابي که دوستان ‏مدافع خصوصي سازي درايران مي گويند چه خواهد آمد؟

‏ و در همين راستا، گراني مسکن را به گردن اين بانکها انداخت و از "افرادخاص" سخن گفت که وجوه کلاني گرفتند و ‏در معاملات زمين به کار انداختندتا به قول ايشان "خون مردم را بدوشند". و جالب اين که از مردم عذرخواهي هم مي ‏کند که "با عرض تاسف در سال گذشته برخي از دستگاهها وظيفه خود را به درستي انجام ندادند و آن باند فاسد توانست ‏كار خود را انجام دهد". و درهمين راستا مي رسد به "توطئه گران" داخلي و به "بورس بازي" اشاره مي کند که "100 ‏ميلياردتومان" وام گرفته بود براي خريد وفروش مسکن و بالاخره اشاره مي کند به مشکلات موجود اقتصادي، روشن ‏است که قصدش نه افشا گري بلکه به واقع و به گمان من، مسئوليت گريزي است.‏

يعني اگرقرار باشد که به قول آقاي احمدي نژاد "عده‌اي با همراهي دشمن و با فتنه سازي و كارشكني مي‌خواستند دولت ‏برخاسته از راي شما را به زمين بزنند" پس ديگر گناه دولت ايشان چيست که هم سازمان مديريت را منحل کرد و هم ‏اين که شوراي پول و اعتبار را که با کاهش دستوري نرخ بهره مخالفت کرده بود و هم هنوز انگار اعتقاد دارد که ‏‏"اقتصاد مال خر است". و بدون اين که صغري و کبري بحث اش درست باشد، "توطئه گران" داخلي را متهم مي کند ‏که مي خواستند "يك تورم ‪ ۷۰تا ‪ ۸۰درصدي را ايجاد مي‌كنند" و بعد از خود ودولتش متشکر مي شود که اجازه ندادند ‏چنين بشود. حالا اين ارقام از کجا مي آيد، خبر ندارم. به اين ترتيب، روشن مي شود که نه فقط نمي توان به برنامه هاي ‏اقتصادي دولت ايشان به عنوان معضل اصلي پرداخت بلکه ايشان به واقع، چيزکي هم طلبکار شده اند. اندکي "شهيد ‏نمائي" مي کند که هنوز گزارش تلويزيوني نداده، شروع کرده اند به "اتتقاد"، ولي نکته اين است که رئوس اساسي اين ‏‏"تحول بزرگ" را به دست داده بود. از "دشمنان" داخلي حرف مي زند که به قول رئيس جمهور "در جلسه‌اي نشستند و ‏گفتند كه "فلاني را زمين خواهيم زد. او هركاري كند دو جا دست ما است، يك نفت و ديگري بانكها." شما مي‌شناسيد كه ‏منظور من چه كساني است". من نمي دانم اگر "نفت" در دست باندهاي مافيائي باشد، از اقتصاد تنبل ايران ديگر چه ‏باقي مي ماند!‏

درپيوند با مشکل مسکن، پاي وزارت اطلاعات هم به ميان مي آيد و قرار است دنبال ماجرا را بگيرد و رئيس جمهور ‏ادامه مي دهد که "وزير اطلاعات گزارش داد برخي بانكها بيش از يك هزار و ‪۵۰۰‬ميليارد تومان پول را به افراد خاص ‏داده اند، وقتي خواستيم با اين موضوع برخورد كنيم، دست‌هاي فراواني وارد كار شد و به رغم اينكه دولت، بانك ‏مركزي را موظف كرد كه بر قانون اعطاي وامها نظارت كند، برخي عوامل مقاومت كردند". من که واقعا نمي دانم د ‏راين باره چه بگويم! ‏

ولي وقتي شيطان مي رود زير جلدم، به نظرم مي آيد که داستان نبايد به اين سادگي که آقاي رئيس جمهور مي فرمايند ‏باشد. يعني مي خواهم به اين نکته اشاره کنم و بگذرم که نمي دانم چرا ياد فيلم "پدرخوانده" افتادم که اگر دعوائي باشد، ‏به راستي دعوا بر سرغنائم است! يعني مي خواهم اين را گفته باشم که به گمان من، شيوه برخورد آقاي رئيس جمهور به ‏‏"مافياي اقتصادي" درايران، بيشتر حالت "سهم خواهي" دارد نه مبارزه جدي و اصولي با مافيا بازي. دليل من هم اين ‏است که در دو سال ونيم گذشته، بارها اتفاق افتاده است که رئيس جمهور در موارد متعدد، بدون اين که شفاف سخني ‏گفته باشد، همين مسايل را باز گو کرده است و بعيد نيست که علت دست به عصا سخن گفتن ايشان هم احتمالا اين باشد ‏که واهمه دارند اگر مبارزه به واقع جدي شود، در آن صورت باندهاي ديگر هم دست به "افشاگري" بزنند. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.