Rooz

گفت وگو♦ نمايش ايران

پيام رهنما - پنجشنبه 29 فروردین 1387 [2008.04.17]

‎‏ در بخش گفت وگوي نمايش ايران د و گفت و گو داريم با بهروز غريب پور وامير دژاکام به بهانه اجراي دو نمايش ‏در تهران.‏

behroozgharibpour.jpg

گفت و گوي اول: بهروز غريب پور
جهاني تر از رمان

‎آقاي غريب پور، آيا مايل بوديد تا شيوه کاري تان نزديک به نمايش ديگرتان يعني "بينوايان "شود؟‎ ‎‎
بله. درابتدا مي خواستم که اين طور شود البته به لحاظ تکنيکي و آماري اين اتفاق نمي افتاد. به دليل روشني که همه مي ‏دانيم و آن تاريخ توليد و اجراي هر اثري است. البته تمام تلاش و انرژي را که من در بينوايان خرج کردم در اين نمايش ‏هم به کار بردم و يقين دارم که در هيچ قسمت کار کوتاهي نکرده ام.علاقمند هستم تا در قياس با بينوايان نتايج به مراتب ‏بيشتري از "کلبه عمو تم" حاصل شود که به نظرم چنين اتفاقي دور ازانتظار نيست.‏

‎تغييرات بهروز غريب پور نسبت به رمان اصلي "کلبه عمو تم"چه بوده است؟‎
سعي کردم درمورد محتواي اثرچندان تغييري ندهم و ذهنيت نويسنده را هدر ندهم.درقياس تلاشم اين بود که موضوعي ‏را که خانم استو بر آن احاطه داشتند را به زبان معاصر و جهاني تر پرورش دهم.‏

کدام قسمت از نمايش است که مربوط به تزريقات شما به اثر مي شود؟
ببينيد کليت موضوع همان چيزي است که در رمان مي بينيد.من سعي مي کنم تا نمايشي در رابطه با تبعيضات بين سياه ‏و سفيد، غني و فقير و مستضعف وسرمايه دار به صحنه بياورم.بنابراين در چيدمان ديالوگ نويسي با توجه به فرهنگ ‏شناسي و مخاطب شناسي است که تفاوت هايي ديده مي شود.ضمن اينکه به هرحال براي به تصوير کشيدن يک رمان ‏مجبور به استفاده از تکنيک هايي هستيم تا تماشاگر صرفا شاهد يک اثر تخت وادبي نباشد.‏

pourkam3.jpg

‏<‏strong‏>چه شد که به سراغ اين رمان براي اجراي صحنه اي رفتيد؟<‏‎/strong‏>‏
موضوع اين رمان و زيبايي نگارش آن مدت ها مرا تحت تاثير خود قرار داده بود. چند وقتي بود که درگير ترجمه آن ‏بودم و مي خواستم به همان شکل آن را به بازار کتاب و علاقمندان به ادبيات عرضه کنم. قريب دوسال از آماده سازي ‏اين نمايشنامه براي اجرا مي گذشت تا اينکه فرصت براي اجراي آن مهيا شد. با توافقاتي که با مرکز هنرهاي نمايشي ‏انجام داديم "کلبه عموتوم"در جشنواره بين المللي تئاتر فجربه اجرا درآمد.‏

‏<‏strong‏>معمولا نمايش هايي با تعداد بازيگران زياد را براي اجرا انتخاب مي کنيد.آيا اين علاقه شخصي تان دليل ‏اجتماعي خاصي هم دارد؟<‏‎/strong‏>‏
درابتدا همان که خود شما گفتيد يعني علاقه شخصي است. به نظر در اين نوع شيوه کاري، بنا به گستردگي کار مي توان ‏بر هيجانات صحنه اي افزود و ده ها مورد ديگر. دليل مهم ديگر من اين است که تلاش مي کنم تا تماشاگران و مردم را ‏با تئاتر آشتي دهم و آنها را به سالن نمايش بياورم. تجارب من در نمايش هاي گذشته ثابت کرده است که از اين طريق ‏مي توان حرکاتي براي جذب تماشاگر ترتيب داد.‏

pourkam4.jpg

به نظرتان مهم ترين امکان براي آشتي مردم با تئاتر چيست؟<‏‎/strong‏>‏
تبليغات مناسب به همراه توليدات و اجراهاي متناسب با نيازهاي مردمي. راهکارهاي فراواني براي تبليغ فرهنگ وهنر ‏در جامعه وجود دارد و همه اينها بايد درکنار يکديگر پيش بروند.اين طور نيست که ما فقط با چسبانيدن پوسترهاي تئاتر ‏آن را تبليغ کنيم و به ديگر هنرها ونيازهاي اجتماع توجهي نداشته باشيم.خب چنين چيزي پس از گذشت زمان جواب ‏مناسبي را نمي دهد و باسازماندهي و برنامه ريزي هاي اصولي بايد به اين مسائل پرداخت.‏

درمورد انتخاب بازيگران نمايش بگوييد<‏‎/strong‏>‏
من قبلا هم بارها گفته ام که آثاري را که من بر صحنه مي برم به دليل تعداد بازيگران زياد و حجم وسيع نمايش و ‏پيچيدگي هاي آن به فرصت زماني زيادي براي تمرين نيازمند است و شروع و پايان اين تمرينات براي هر بازيگري ‏قابل تحمل نيست. بنابراين معمولا به سراغ بازيگران خوب و با استعداد تئاتر مي روم که همه وقت خود را صرف اين ‏نوع تمرينات مي کنند. آنها با شيوه کار آشنا هستند.هميشه خود را آماده و ورزيده نگاه مي دارند.‏

‏<‏strong‏>مدت تمرينات روزانه شما چند ساعت است؟<‏‎/strong‏>‏
ما به طور معمول روزانه به 4 ساعت تمرين سخت مي پردازيم که به نظرم اين از عهده بسياري از بازيگران تلويزيون ‏و سينما برنمي آيد.‏

dejakam1.jpg

گفت وگوي دوم: امير دژاکا م
‏<‏strong‏>فارغ از هر گونه وابستگي سياسي!‏‎‎

اميردژاکام، کارگردان دو نمايشنامه "امپراطور وآنجلو"و "سه گانه ميتراس "است که اين روزها درسالن چهارسوي ‏تهران برصحنه است. اين نمايش ها مضموني اجتماعي دارند و به معضلات و روابط بين انسان ها و مصائب ناشي از ‏جنگ مي پردازند. کارگردان اين نمايش ها در جلسه مطبوعاتي به پرسش هاي روز پاسخ گفته است...‏

‏<‏strong‏>آقاي داژاکام درحالي که اين روزها بحث امکانات سخت افزاري مانند تهيه سالن براي بسياري از گروه ها و ‏کارگردانان مشکل شده است، چه شد که تصميم گرفتيد يکباره دو نمايش را همزمان به روي صحنه ببريد؟<‏strong‏>‏
شايد بسياري به اين مسأله خرده بگيرند که چرا امير دژاکام دو نمايش را براي اجرا آماده کرده، در حالي که بايد بگويم ‏قرار نبود که من اين دو نمايش را به طور همزمان اجرا کنم. اما عمليات بازسازي تئاتر و شرايط سخت مالي و اجرايي ‏و جسمي که هم من وهم گروهم درگير آن بوديم موجب شد تا ما اين دو نمايش را همزمان روي صحنه ببريم که ‏خوشبختانه گروه من در جوانمردي و تمرينات طولاني و لطمه‌هاي زيادي که خوردند با من همراه بودند‏‎.‎

‏<‏strong‏>بسياري معتقدند که دليل اجراي همزمان دو نمايش از طرف شما اين است که ارتباطات شما و گروه تان با ‏مديران دولتي به مراتب قوي تر از ديگران است‎.
ما گروهي هستيم که هيچ‌گاه دنبال تکرار تکنيک نيستيم بلکه سعي کرديم در طول اين سال‌ها حکمت‌ها را بفهميم و با ‏استفاده از اين حکمت ها نمايش ايراني را بفهميم و نشان دهيم که البته اين به معناي رد فرهنگ جهاني نيست. جريان ‏تئاتر کشور در طول 25 سال گذشته دستخوش تغييرات زيادي شده اما من و اعضاي گروه تئاتر ماهان تمام تلاش خود ‏را انجام داديم تا در طول اين چند سال فارغ از هر گونه جريان و يا وابستگي سياسي فعالانه به هدف خود که همان ‏معرفي نمايش ايراني است، برسيم‎.‎

‏<‏strong‏>نمايشنامه امپراطور و آنجلو برنده بهترين نمايشنامه جشنواره تئاتر فجر شد. به نظر شما مهم ترين ويژگي ‏اين نمايشنامه براي برگزيده شدن چيست؟<‏‎/strong‏>‏
من هر وقت تصميم گرفتم اثري را روي صحنه ببرم آماده برخوردهاي متفاوتي شدم که به نظر من انتظار بيهوده‌اي ‏نيست. اين در حالي است که من به عنوان کارگردان نبايد اثر را تحليل کنم و زواياي ناديده‌اي را که تماشاگر متوجه آن ‏نشده را به او القا کنم، زيرا همواره فهم تماشاگر را نفي نمي‌کنم. پنج نفر از بهترين هنرمندان و کارشناسان تئاتري در ‏جشنواره بيست و ششم تئاتر فجر اين نمايشنامه را بهترين تشخيص دادند. بنابراين نمايشنامه "امپراتور و آنجلو" اين ‏ويژگي را دارد که بتواند عليرغم نظر تعدادي از منتقدان، تماشاگران را به سمت خود بکشاند زيرا اين متن انديشه نويي ‏را مطرح مي‌کند که مي‌تواند آن را از نمايشنامه‌هاي ديگر با اين داستان ساده متمايز کرد‎.‎

‏<‏strong‏>به نظر سادگي و روايت خطي نمايشنامه است که مخاطب را به سمت خود کشانيده و او را از تجملات ‏بيهوده اي که در برخي متون نمايشي وجود دارد مي رهاند. با شناختي که از شما داريم همين امر مي تواند مهم ترين ‏دليل براي به صحنه آوردن اين نمايشنامه باشد.‏‎ ‎
‎ ‎اين نمايش يک اثر ميني ماليستي است. هدف اصلي نمايشنامه اشتراک دو شخصيت در بعضي مفاهيم مانند آرزوهاي از ‏دست رفته، جنگ و امثال اين است که در نگاه اول شايد ساده به نظر بيايد اما درون آن دربرگيرنده مفاهيم عميقي است ‏که هر انساني را به تفکر وامي‌دارد‎.‎

‏<‏strong‏>اگر در يک نگاه کلي به"امپراطور و آنجلو" دقت کنيم با توجه به زبان انتخابي ونگرش نويسنده درمي يابيم ‏که مانور ادبي چندان پيچيده اي در درونمايه آن يافت نمي شود.‏‎ ‎
بله. نمايشنامه "امپراتور و آنجلو" يک متن اجرايي است که مانور ادبي ندارد اما اين به معني ضعيف بودن آن نيست، ‏بلکه من معتقدم اين نمايشنامه اثري ارزشمند است که مي‌تواند آفريننده لحظه‌هاي ناب براي خيال‌پردازي در واقعيت باشد ‏البته درک اين لحظات نيازمند يک نشانه‌شناسي اجرايي است که بايد در بين تماشاگران ايجاد شود‎.‎

‏<‏strong‏>غالب کلي زبان نمايشنامه به صورت انگليسي است.درمورد بازي بازيگران در اين ساختمان بازيگري و ‏هدايت آنها به عنوان کارگردان برايمان بگوئيد.‏‎ ‎
نمايش "امپراتور و آنجلو" به عاطفه متکي است. يعني عواطف انساني در آن حرف اول را مي‌زند و اگر بازيگران ‏نتوانند اين عواطف انساني را بازي کنند معناي نمايش تغيير مي‌کند، بنابراين کار ما بسيار مشکل و پيچيده بود اما ‏خوشبختانه بهرام ابراهيمي و شيرين بينا توانستند به خوبي از اين مرحله عبور کنند‎.‎

‏<‏strong‏>ويژگي هاي مشترک اين نمايش با نمايشنامه "سه گانه ميتراس "چه بود که هر دو را همراه با هم به اجرا ‏رسانيديد؟<‏‎/strong‏>‏
مهم ترين شان اين بود که خلاقيت در هر دو به شکلي گسترده وجود داشت. نمايشنامه سه ‌گانه ميتراس از آن دسته ‏نمايشنامه‌هايي است که سيمين اميريان تا بعد از اتمام آن را به من نشان نداده بود و من در اواخر نوشتن متوجه نگارش ‏اين متن شدم که البته بعد از اين که آن را مطالعه کردم تصميم گرفتم آن را اجرا کنم زيرا اين متن از دسته آثاري بود که ‏مي‌توانست به من کارگردان اجازه خلاقيت بدهد. خلاقيتي که در مقايسه با آثار قبلي‌ام بتواند حرف تازه‌اي داشته باشد‏‎.‎

‏<‏strong‏>"سه گانه ميتراس "نسبت به ديگر آثارتان چه ويژگي مهمي را دربرداشت؟<‏‎/strong‏>‏
هر سه اپيزود نمايش "سه‌گانه ميتراس" انسان را دعوت به انديشيدن مي‌کند و اين مسأله‌اي است که در طول 25 سال ‏گذشته که در تئاتر بودم براي من به وجود نيامد اما با اجراي اين اثر به آن پي بردم و آن درگيري فکري تماشاگر با اثر ‏بود‎.‎

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.