گفت وگو♦ سينماي جهان
امير عزتي - پنجشنبه 29 فروردین 1387 [2008.04.17]

گاس ون سنت فيلم هاي متفاوتي در کارنامه اش دارد و هر از چند گاه با طبع آزمايي در زمينه هاي تجربي تازه حتي سبب حيرت علاقمندانش مي شود. او که از واپسين سال هاي دهه 1980 با فيلم هاي Drugstore Cowboy و سپس آيداهوي خصوصي من جايگاهي با اهميت در ميان سينماگران مستقل آمريکايي براي خود دست و پا کرد، هنوز از تجربه در حيطه هاي تازه روي گردان نيست. پس از آخرين روزها درباره کرت کوبين که آخرين قسمت از يک سه گانه بود، اين بار براي اقتباس از رمان بليک نلسون درباره اسکيت سواري جوان پشت دوربين قرار گرفته است. با ون سنت درباره پارانوئيد پارک گپ زده ايم...

گفت و گو با گاس ون سنت کارگردان پارانوئيد پارک
جواني، خشونت و ملال
<strong>چه چيز شما را به طرف اقتباس از رمان بليک نلسون سوق داد؟ اين رمان چه همگوني با افکار شما دارد؟</strong>
داستان يک اسکيت سوار جوان پورتلندي بود و بي نهايت جذاب. مخصوصاً چيزي که در داستان نظر مرا جلب کرد تاکيد داستان روي وضعيتي خفقان آور است. تا جايي که توانستم با ساختار قصه را تغيير دادم. فيلم نسبت به کتاب قسمت هاي اضافي ندارد، ولي از نظر ساختاري بسيار متفاوت است.
<strong>آيا از رفتار روان بيمارانه تاثير گرفتيد؟</strong>
بله. اما نه از رفتار قاتلين، بلکه از تيپ هاي روان بيماري مثل آن چيزي که نيکول کيدمن در به خاطرش مردن نقش اش را بازي مي کرد. وقايع خشونت باري که در مدارس رخ داد و در فيل سعي کردم نشان شان بدهم، خيلي توجه مرا جلب کرد، اما همزمان انواع ديگري از خشونت نيز در اين محيط وجود داشت.

<strong>فيلم روي موضوع جالبي انگشت مي گذارد.</strong>
انسان وقتي درباره خودش احساس نگراني مي کند و يا زماني که دچار حواس پرتي و غفلت مي شود مي تواند به ديگران لطمه بزند. قسمت اعظم اين تم از طرف لورن به فيلم اضافه شد. درباره جنگ [عراق] حرف زد و به شکلي طبيعي بچه هاي ديگر هم توجه شان به اين موضوع جلب شد.
<strong>آمار اقتباس از روي کتاب بسيار افزايش پيدا کرده....</strong>
به نظر من فيلمسازها به خاطر راحتي اين کار، خيلي از کتاب ها استفاده مي کنند! چون راحت تر از الهام گرفتن از يک کتاب و نوشتن قصه اي متفاوت است. مي شود به اين موضوع اين طور نگاه کرد، خود کتاب ها هم از قصه زندگي کس ديگري اقتباس شده است.

<strong>چرا بازيگران تان را از ميان دانش آموزها انتخاب کرديد؟ ايا دليل اين کار دارا بودن نوعي معصوميت-که در بازيگران حرفه اي يافت نمي شود- مي تواند باشد؟</strong>
بازيگرها را فقط از ميان کساني که به سايت من در Myspace مراجعه کردند، انتخاب نکردم. البته يک آگهي در آن سايت منتشر شد. به نظر من آنها صاحب سويه منفي اين شغل[بازيگري] نيستند، چون حرفه اي بودن يعني وابستگي به مجموعه اي برگزيده از مرزبندي ها و صاحب سبک و روش بودن...يعني گفتن "راه انجام اين کار اين است يا اين نيست" . کسي که بازيگر نيست به خاطر نا آشنايي با اين نوع مرزبندي ها، فقط به راحتي کاري را مي کند که بايد انجام بدهد.
<strong>چرا همزمان با فيلم 35 ميلي متري و سوپر 8 فيلمبرداري کرديد؟</strong>
چون اسباب کار اسکيت سواري، سوپر 8 و نوار ويديو است. در فيلم بيشتر صحنه هاي اسکيت سواري را با سوپر 8 فيلمبرداري کرديم. يکي از دلايل اصلي اين بود که فيلمبردار نمي تواند موقع اسکيت سواري دوربين بزرگي دست بگيرد، کار بسيار سختي است. از طرف ديگر اسکيت سوارهاي واقعي هم از دوربين 35 ميلي متري استفاده نمي کنند، چون وسيله بسيار گران قيمتي است. ولي بقيه صحنه هاي فيلم همه با 35 ميلي متري فيلمبرداري شد.

<strong>بعد از سه گانه آخرتان که صاحب نماهاي ساکن و پي در پي بود، انتخاب کريستوفر دويل کمي تعجب انگيز به نظر مي آيد. چرا او را انتخاب کرديد؟</strong>
بله، کريس يک سينماگر مستقل است و فردي عاشق سرعت شناخته مي شود. نمي دانم نظرش درباره قاب هاي ساکن چه مي تواند باشد. ولي به نظر من اين فرجام سبک دهه نودي وونگ کار واي است. وقتي براي اولين بار با کار واي شروع به کار کرد، تا جايي که ممکن بود از قاب هاي تابت استفاده کرد. من سعي کردم و کريس را به سوي فيلمبرداري پر تحرک با نقطه ديد گسترده هل بدهم. اما کريس کمي دورانديش تر بود و گفت: "خوب، ما که قصد نداريم خودمان را تکرار کنيم". يعني هدف ما تنها اين نباشد که بدون وابستگي به سه پايه و با استفاده از دوربين روي دست سعي کنيم نماهاي متحرک خلق کينم. به همين خاطر در فيلم شيوه هاي مختلفي ديده مي شود. در فيلم شيوه هاي متفاوتي هست که به شکل آگاهانه از فيلم هاي دوره اخير وونگ کار واي وام گرفته ام و با جسارتي که ديدن اين صحنه ها به من داد سکانس هاي پيچيده اي در فيلم خلق کردم. البته کريس قبلاً فيلمي با قاب هاي ايستا فيلمبرداري کرده بود، منظورم بانويي در آب شيامالان است. ولي دنياي اسکيت سواري را نمي شود با قاب هاي ثابت تصوير کرد، چون که دنيا را از روي چرخ ها مي بينيد.
<strong>شنيدم که بعضي قسمت ها که از فيلم سوپر 8 استفاده کرده ايد، طولاني تر از وضع فعلي بود. در مورد کار روي صدا هم حساسيت خاصي داشتيد و اين که تاکيد شما در مرحله بعد از فيلمبرداري روي چه چيزي بود؟</strong>
خير، قسمت هايي که با سوپر 8 فيلمبرداري شده به غير از چند صحنه اسکيت سواري، همين هايي است که در فيلم ديده مي شود. در زمينه صدا با متخصصين زيادي روي جزئيات کار کردم. روش ساده اي براي صدابرداري انتخاب کرده بوديم، اما ميکروفون هايي که از از طرف ايتون رز انتخاب شد کار را کمي سخت و پيچيده کرد. صداهايي که سر صحنه ضبط شده بود موقع تدوين با موسيقي پوشانده شد. البته موسيقي به اندازه کافي بومي نبود. مرحله بعد از فيلمبرداري خيلي طولاني نبود و حدود دو هفته بيشتر طول نکشيد.

