رييس جمهور اعداد را نمي شناسد
خبرهاي خوش هسته اي در گفت و گو با احمد شيرزاد - سه شنبه 27 فروردین 1387 [2008.04.15]

اميد معماريان
omid@memarian.info
احمد شيرزاد نماينده مجلس ششم وکارشناس امورهسته اي ايران درگفت وگو با روز به ويژگي هاي فني وسياسي اعلام آغاز نصب 6000 دستگاه سانتريفوژ پرداخته است. به اعتقاد وي افزايش تعداد سانتريفوژها به لحاظ فني واقتصادي توان زيادي براي کشورايجاد نمي کند ولي کشورهاي غربي و به خصوص آمريکا ازاين اقدام براي افزايش فشارهاي خود برايران استفاده خواهند کرد. اين گفت وگو را مي خوانيد.

اعلام نصب دستگاه هاي سانتريفوژ جديد توسط دولت ايران را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
شواهد امر نشان مي دهد که "برنامه اي" براي نصب 6000 دستگاه سانتريفوژ وجود دارد، نه اين که اين تعداد نصب شده است. سه آبشار 164 تايي نصب شده است. اما ما بايد صبرکنيم تا گزارش بازرس هاي آژانس توسط آقاي البرادعي منتشر شود وتاييد کند که چه تعدادي سانتريفوژ نصب شده وچه تعدادي ازآن درحال کارکردن است. درموارد گذشته هربارکه خبري از طرف ايران اعلام شد به خصوص در سال گذشته خورشيدي، معمولا آنچه بعدا تاييد مي شد کمتر بود. در گزارش هاي آقاي البرادعي، هم تعداد سانتريفوژهاي درحال کار ايران کمتر از حدي بود که ايران اعلام کرده بود وهم درصدغني سازي هم کمتر از مقداراعلام شده بود.
قطعنامه هاي سازمان ملل تاکيد مي کند که ايران بايد غني سازي را متوقف کند وازسوي ديگرسانتريفوژهاي جديد به منظورغني سازي بيشتر نصب مي شود. اين دوموضوع چگونه بر يکديگر تاثير مي گذارند؟
نصب سانتريفوژ هاي جديد دراين مرحله ديگر چيزي را عوض نمي کند. فقط مقداري به لحاظ کمي به ظرفيت غني سازي ايران اضافه مي کند. اگر برآوردي داشته باشيم از زماني که تنها يک آبشار نصب شده بود، گزار به مرحله اي که اين تعداد به حدود دوهزار رسيد تحول مهمي بود ونشان مي داد که ايران قادر شده با آهنگ سريع تري اورانيوم را غني کند. اين به لحاظ توان استراتژيک و قدرت به دست آوردن اورانيوم غني شده مهم بود. اما اين فرايند، زماني به لحاظ فني مهم خواهد بود که ايران به حدود 40 تا 50 هزار عدد دستگاه سانتريفوژ دست پيدا کند. درآن صورت مي تواند ادعا کند که قادراست سوخت حداقل يک نيروگاه را تامين کند. ولي اين فاصله بين سه هزار تا هفت يا هشت هزار تحول چنان مهمي محسوب نمي شود. اگرچه به لحاظ سياسي اين تحول مهم است. اين به معناي آن است که مسئولان ايران با اصرار وتاکيد بيشتري مي خواهند به روند نقض درخواست شوراي امنيت ادامه بدهند وطبيعي است که آثار سياسي چنين موضوعي بيشتر ازآثار فني آن خواهد بود.
چه نوع تاثيرات و چه پيامدهايي؟
درسطح تبليغاتي مي توان به صحبت هاي بوش اشاره کرد که خطر ايران را ازخطرالقاعده هم مهم ترمي داند. موضوعي که نشان مي دهد اقدام ايران يک مستمسک تبليغاتي گسترده تري به غربي ها وبه خصوص آمريکايي ها مي دهد و آنها را مصمم تر مي کند که در شوراي امنيت به سمت قطعنامه هاي جديد بروند و چين و روسيه را درقطعنامه هاي بعدي زودتر متقاعد کنند. به طور کلي، براي اجراي قطعنامه هاي قبلي و حتي اجراي گسترده تراز موارد تصويب شده در قطعنامه هاي قبلي بتواند کشورهاي بيشتري را همراه خود کنند. هرکدام از اين قطعنامه ها تحريم هايي را عليه ايران وضع کرده، اما اينکه اين تحريم ها جدي گرفته شود وکشورهاي بيشتري به آن بپيوندند نکته مهمي است. آمريکايي براي اين کار نياز به اقناع رهبران سياسي کشورهاي مختلف و افکارعمومي جهاني دارند. بديهي است که افزودن برشتاب نصب سانتريفوژها مي تواند آنها را دراين راه کمک کند.
به نظر شما آيا ايران عزم خود را جزم کرده که به سمت 50 هزاردستگاه سانتريفوژبرود؟ آيا به لحاظ فني چنين امکاني وجود دارد وچنين امکاني درچه بازه زماني مي تواند اتفاق بيافتد؟
اين موضوع روشن نيست. بايد صبرکرد وديد اين شش هزار سانتريفوژي که از آن صحبت مي شود به کجا مي رسد. به دو شکل مي شود به اين مرحله نگاه کرد. يکي اينکه ايران به عنوان يک قدرت استراتژيک هسته اي آيا مي تواند اورانيوم کافي براي دستيابي به يک توان استراتژيک هسته اي غني کند يا نه؛ که تقريبا مي شود گفت که ايران از اين سطح گذشته و توانايي اين را دارد تا درصدي به غني سازي اورانيوم بپردازد. اگرچه براي دستيابي به توان استراتژيک بايستي اورانيوم در درصدهاي بالاتري غني شود که درآنجا هم البته مشکلات فني متفاوتي وجود دارد که چون تست نشده وايران نخواسته که درآن زمينه قدم بردارد، مشخص نيست که چه تواني وجود دارد.
کاري که الان ايران انجام مي دهد دپوکردن اورانيوم غني شده تا حد پنج درصد است ونگهداري آن براي وقتي که بتواند در نيروگاه و يا به هرشکل ديگراز آن استفاده کند. اما از لحاظ توان فني براي راه اندازي نيروگاه، من معتقدم که اگر ايران بتواند 50 هزاردستگاه سانتريفوژ را راه بياندازد، الزاما اين توان جدي را به کشورما نمي دهد. چون عمده مشکل ما درزمينه تهيه سوخت هسته اي مواد اوليه است. مواد اوليه چيزي نيست که مابتوانيم آن را بسازيم وخلق کنيم و آن را بايد ازکشورهاي دارنده مواد تهيه کنيم. ايران ذخاير اورانيومش خيلي محدود است و ساخت کارخانه غني سازي براي اينکه اين مقدار محدود مواد را بخواهد غني کند به لحاظ اقتصادي هيچ توجيه عقلاني ندارد. اين که فکر کنيم ازخارج به ايران مواد اوليه هسته اي داده شود نيز تصور دور ازذهني است. چون اگر رابطه غربي ها با ايران طوري باشد که بخواهند به ايران مواد اوليه حاوي اورانيوم بدهند به اين معني است که ديگر مشکلات ايران هم حل شده است. اينکه تعداد سانتريفوژ ها به چهل تا پنچاه هزارتا افزايش پيدا کند فکر نمي کنم اصولا يک توان جدي به ايران بدهد وبراي کشورهاي غربي چندان اهميت داشته باشد، اصولا درسطح اقتصاد ملي هم نمي تواند اهميت داشته باشد. مهم سد چند هزاردستگاه بوده که پشت سرگذاشته شده است.
با توجه به اين تحليل رفتن به سمت افزايش تعداد سانتريفوژها چه دستاوردهايي براي ايران به همراه خواهد داشت؟
خيلي وقتها نمي شود توجيه خيلي دقيق ومنطقي پيدا کرد براي برنامه هايي که مسئولين سياسي ايران درپيش مي گيرند. حتي با معيارهاي فکري آنها هم بعضي وقتها نمي توان توجيه منطقي براي برخي تصميمات پيدا کرد. اما تا آنجايي که ما ازگفتارها ورفتارها متوجه مي شويم، براي برخي مسئولين جمهوري اسلامي و به خصوص دوستان آقاي احمدي نژاد آن چيزي که خيلي اهميت دارد تبليغات درداخل کشور است. درشرايط فعلي موضوعي که کمتر به آن توجه مي شود مشکلات بسيار جدي اقتصادي و اداري است، وآن چيزي که توانسته يک مقداري اين مشکلات را بپوشاند تبليغات بسيارگسترده بر سر مساله هسته اي است که تا حدي هم درداخل کشور جواب داده است. دولت آقاي احمدي نژاد احتياج فوق العاده زيادي دارد که هر از گاه بتواند يک موفقيت هسته اي را اعلام کند ويک جشن هسته اي برپا کند ويک خبرنوظهوري بدهد وبه نظرم اعلام شتاب زده نصب شش هزاردستگاه درحالي که بخش عمده اي از آنها نصب نشده وهمچنين اعلام دستيابي به سانتريفوژهاي نوع جديد که بعدا سازمان انرژي اتمي اعلام کرد که دوماه وقت مي خواهد تا ببيند اينها چه جوابي خواهند داد، همه اينها نشان مي دهد که علاقه وافري در ايران براي جشن گرفتن واعلام پيروزي کردن بر سر مسائل هسته اي وجود دارد. اين، توجيهي است که در ارتباط با تصميمات اعلام شده به ذهن من مي رسد، وگرنه توجيهي را درعرصه شطرنج ديپلماتيک با خارجي ها نمي بينم.
آقای احمدی نژاد اخیرا ادعا کرده اند که سانتیریفیوژهای جدید، نسبت به سانتریفیوژهای قدیمی بیش از 5 برابر بازدهی دارند. در این مورد نظرتان چیست؟
نکته ای که در این میان و کلا صحبت های آقای احمدی نژاد به نظر من وجود دارد این است که ایشان گویا به بزرگی اعدادی که مطرح می کنند واقف نیستند، وگرنه با دقت بیشتری در این زمینه ها صحبت می کردند. در عالم مهندسی همه می دانند که هرگونه تحول در دستگاهی حداکثر بین 10 تا 20 درصد قادر است تا بازدهی و راندمان آن ر ا بالا ببرد، شاید هم در بعضی تحول های خیلی عظیم این مقدار به 30 درصد برسد. مگر این که به کلا دستگاهی جدید طراحی شود که سیستم متفاوتی داشته باشد. مثلا یک مهندس نمی تواند ادعا کند با طراحی یک سیستم، موفق شده میزان مصرف بنزین در موتورها را به یک پنجم کاهش داده است. حداکثر ميزان کاهش برای این مورد، مثلا ده درصد است. همان طور که گفتم یا آقای احمدی نژاد به بزرگی اعدادی که مطرح مي کنند واقف نیستند و یا آن که این صحبت ها فقط یک سری صحبت های مردم شاد کن هستند. یک احتمال دیگر هم وجود دارد و آن هم این است که سانتریفیوژهای قبلی – که در مورد آن ها تبلیغات بسیاری شد و ادعا می شد که حاصل تلاش و زحمات شبانه روزی است – از نظر فنی آن قدر ضعیف بوده اند که چنین تحول و تغییری در آن ها اتفاق افتاده است.
به هر حال، آقای احمدی نژاد به عنوان یک مهندس و کسی که در بحث مهندسی راه با کمیت ها بسیار سر و کار داشته و معمولا در این زمینه ها باید دقت کند، در مورد این مساله لازم است توضیح دهند. البته ايشان از این نوع ادعاها زیاد دارند. از جمله این که اخیرا گفته اند که تورم باید به بالای 70 درصد می رسید و ما با تلاش آن را به 20 درصد رساندیم. ایشان گویا به بزرگی تورم 70 درصدی واقف نیستند و نمی دانند که این ميزان تورم تنها در سیستم های از هم گسیخته اتفاق می افتد و یا در سیستم هایی که به طور ناگهانی به آزادسازی همه قیمت ها دست مي زنند که مدت کوتاهی ممکن است در آنها چنين نرخ هايي مشاهده شود. به طور کلي، آقای احمدی نژاد به عنوان یک مهندس باید در به کار بردن اعداد دقت بیشتری انجام دهند تا در مجامع علمی و مهندسی حرف هایشان باعث خنده نشود.
