Rooz

نفوذ خطرناک ايران از نظر ژنرال

نگاه واشنگتن پست به مشکل آمريکا - پنجشنبه 22 فروردین 1387 [2008.04.10]

ديويد ايگناتوس

ژنرال ديويد پترايوس و رايان کروکر ديروز زبان محکم و رسايي را در بيان نقش ايران در عراق به کار ‏بردند. آنها از "فعاليت هاي فتنه انگيز" و "نفوذ خطرناک" تهران و اينکه چگونه ايران "بزرگترين خطر ‏درازمدت" براي موجوديت دولت بغداد است سخن گفتند.‏

ايران در کانون مطالبي بود که درباره جنگ در جلسه سناي آمريکا مطرح شد. در حالي که القاعده صحنه را ‏در عراق خالي مي کند، تهديدات ايراني ها به عنصر اصلي عمليات و نيز توجيه کوتاهي هاي آمريکا تبديل ‏شده است. علت اينکه ما در عراق زمين گير شده ايم و نيز علت اينکه نمي توانيم نيروهايمان را از آنجا خارج ‏کنيم، ايراني ها هستند. ملاهاي تهران مانند يک غبار بر صحنه جنگ در عراق چمبره زده اند. ‏

به نظر نمي رسد تا پايان سال، دستورات جنگي در عراق تغيير چشمگيري کند. در واقع اين پيام صريح ‏پترايوس در پاسخ به سوالي بود که از کاهش نيروهاي ايالات متحده بعد از جولاي به منظور رسيدن به سطح ‏قبل از اعزام نيروهاي جديد، سراغ مي گرفت. او درباره دوره 45 روزه "تثبيت و ارزيابي" که با دوره اي ‏از "ارزيابي ها" دنبال مي شود، به طور سربسته حرف زد. تفسير سخنانش اين بود که او تا جايي که بشود ‏مي خواهد نيروهاي بيشتري را نگه دارد تا مانع از بروز بي ثباتي شود. هر چند اين موضوع براي يک ‏فرمانده نظامي قابل درک است، اما معني ديگر آن درخواست نيروهاي بيشتر است که بر شانه هاي رييس ‏جمهور بعدي سنگيني خواهد کرد. ‏

و البته پرداختن به موضوع حضور ايران هم، به طور يقين بر عهده رييس جمهور بعدي خواهد بود. آيا يک ‏دولت جديد مي تواند نقش خطرناک رقيب را که پترايوس و کروکر در بناي امنيتي جديد منطقه ترسيم کردند، ‏برطرف سازد؟ آيا آمريکا مي تواند نيروهاي خود را از عراق خارج کند بدون اينکه اين خلاء بلافاصله با ‏اعضاء سپاه پاسداران انقلاب و نظاميان شيعه پر شود؟

چه کسي به سراغ ايراني ها خواهد رفت؟ اين سوالي بود که بر جلسه ديروز سايه انداخته بود. گاهي مقامات ‏آمريکايي، حتي زبده ترين آنها مانند پترايوس و کروکر، طوري صحبت مي کنند که گويي دست اندازي هاي ‏ايران در عراق اتفاق جديدي است. پترايوس جايي گفت: "نقش ايران در هفته هاي اخير خيلي روشن شده ‏است". اما اين قضيه داستان طولاني دارد. ‏

مجموعه اقدامات مخفيانه ايران براي تغيير در عراق از همان زمان آغاز اشغال عراق توسط ايالات متحده در ‏مارس 2003 چهره آشکاري به خود گرفت. افسران اطلاعاتي ايران ظرف چند هفته تا چند ماه از شروع ‏جنگ، ليستي از عراقي ها را آماده کرده بودند که بايد ترور مي شدند. آنها ملاهاي تحت تعليم خود را براي ‏در اختيار گرفتن مساجد شيعه در مرکز و جنوب عراق اعزام کردند که در گذشته توسط صدام حسين ويرانه ‏شده بودند. تخمين زده مي شود آنها از ژانويه 2005 تا کنون، هر ماه 12 ميليون دلار کمک مالي مخفيانه را ‏براي هم پيمانانشان در عراق فرستاده اند. آنها در احزاب اصلي شيعيان و نيز در ميان بسياري از گروه هاي ‏سني نفوذ کرده اند. ‏

ايراني ها يک بازي سياسي را شکل داده اند. آنها به طور همزمان، با همه جناح ها هستند. آنها با نخست وزير ‏عراق- نوري المالکي- و حزب الدعوه او ارتباط دارند؛ در عين حال براي سازمان بدر متعلق به روحاني ‏شيعه- عبدالعزيز حکيم- پول مي فرستند. آنها به تامين سلاح، آموزش هاي نظامي و کنترل تندروترين شاخه ‏هاي ارتش المهدي مشغول هستند. رهبر نامي اين ارتش- مقتدي الصدر- اکنون در شهر قم زندگي مي کند و ‏به گفته منابع اطلاعاتي از بيماري افسردگي رنج مي برد. دعوت از او براي بازگشت به خانه و اميد به ‏کشاندن او به پاي ميز مذاکره، مي تواند يک بازي پرفايده باشد. ‏

ايراني ها توانستند با يکسري اقدامات، ماجراي اخير بصره و بغداد را به راه بياندازند. آنها سپس با اقدامات ‏ديگر خود، مذاکرات مربوط به آتش بس را دنبال کردند. به طور خلاصه، آنها همه تارهاي ساز عراق را مي ‏نوازند.‏

جنگ با ايران ايده بدي است، اما جنگ با واسطه با آنها در عراق، جايي که شبکه هاي ايراني بر بسياري از ‏هم پيمانان کليدي ما تاثيرگذار بوده اند، مي تواند مشکلتر باشد. بهترين توجيه براي باقي نگاهداشتن نيروهاي ‏آمريکا در عراق اين است که بر ابزارهاي لازم عليه ايران مي افزايد. اما از سويي، بحث ديگر اين است که ‏کاهش نيروهاي ايالات متحده به سطحي که ثبات نظامي و سياسي را بدنبال داشته باشد هم مناسب به نظر مي ‏رسد. اين مي تواند به آمريکا براي مانور در رقابت با ايراني هايي که همين حالا هم پيش افتاده اند، آزادي ‏عمل بيشتري بدهد. ‏

به هر حال رييس جمهور بعدي مي بايست به نحوي ابزارهاي نظامي و ديپلماتيک را به کار بگيرد تا هم ايران ‏را به بازي بگيرد و هم فعاليت هاي آن را محدود کند. بعلاوه، گفتگوهاي ايران و ايالات متحده براي ثبات در ‏آينده خاورميانه لازم است. در عين حال، مذاکراتي که بين يک آمريکاي ضعيف و ايراني سرمست از قدرت ‏صورت بگيرد، يک فاجعه تلقي مي شود. ‏

کروکر درست مي گويد که "تقريباً همه چيز راجع به عراق مشکل است." مخصوصاً وقتي نوبت به مساله ‏ايران مي رسد. پترايوس و کرکر ديروز با سوالات مشکلي روبرو شده بودند، اما به زودي نوبت به يکي از ‏نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده خواهد رسيد که ديروز خود سوال کننده بود: مک کين، ‏کلينتون و اوباما.‏

منبع: واشنگتن پست – 9 آوريل‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.