Rooz

براي مطبوعات توقيف شده بناي يادبود بسازيم

پيام عمادالدين باقي، برنده جايزه روزنامه نگار بين المللي - پنجشنبه 22 فروردین 1387 [2008.04.10]

emaddeinbaghi682.jpg

محمود سرابي

نام عمادالدين باقي، روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر و از بانيان انجمن دفاع از حقوق زندانيان، بار ديگر با ‏دريافت جايزه روزنامه نگار بين المللي، بر سر زبان ها افتاد.باقي که به علت ممنوع الخروجي نتوانست در ‏مراسم اهداي اين جايزه در انگلستان شرکت کند، طي پيامي به اين اجلاس، که ديروز برگزار شد، پيشنهاد داد:‏‎ ‎‏"همانطور كه بسياري از كشورها براي شهداي جنگ هاي ملي و آزاديبخش، بناهاي يادبود مي سازند ونام ‏قربانيان را بر آن حك مي كنند روزنامه نگاران جهان بايد براي مطبوعات توقيف شده و قربانيان مطبوعات ‏در جهان، بناي يادبودي برپا كنند تا تاريخ فراموش نكند، تا تاريخ فراموش نشود".‏
‏ ‏
‎متن پيام باقي به اين شرح است:‏‎
من از راهي دور و با دلي نزديك به همه روزنامه نگاران مدافع آزادي بيان در جهان درود مي فرستم.از شما ‏ديده بانان هوشيار آزادي مطبوعات (انجمن روزنامه نگاران خارجي كه مرا نامزد كرده و هيات داوري ‏British Press Awards‏ )كه مرا انتخاب كرديد واين افتخار بزرگ را نصيبم ساختيد سپاسگزاري مي ‏كنم.از همراهانم در عفو بين الملل-اين شكل مجسم وجدان جهاني بشر- به ويژه آقاي دروري دايك كه پذيرفتند ‏به جاي من در مراسم حضور يابند نيز سپاسگزارم.‏

رسانه ها همواره نردبان رشد آگاهي و شخصيت و اخلاق و پيشرفت هاي علمي در جهان بوده وتفكيك قواي ‏منتسكيو را تعالي بخشيده و در مقام ركن چهارم، آن را تكميل ساخته اند.‏

من از سرزميني با شما سخن مي گويم كه با وجود تاريخ يكصد وپنجاه سال تلاش براي آزادي و دموكراسي ‏هنوز طعم تلخ توقيف مطبوعات را در كام خويش مي چشد و در ده سال اخير حدود يكصد وپنجاه نشريه ‏توقيف شده اند در حالي كه اغلب آنها هيچ خصومتي با نظام جمهوري اسلامي ايران نداشته و در نهايت ‏منتقداني مستقل واصلاح طلب بوده اند.‏

‏ از سرزميني با تمدن كهنسال با شما سخن مي گويم كه متاسفانه امروز برخي، تئوري بقاي اصلح داروين را ‏به تئوري فناي اصلح تبديل كرده اند و بسياري از نشريات به محض اينكه به بلوغ حرفه اي خود نزديك شده و ‏اثر گذار شده اند به محاق رفته اند گويا به ميزاني كه نشريه اي تيراژ و مخاطبش افزايش مي يابد و قوي تر ‏مي شود شانس بقايش كمتر مي شود.‏

من از سرزميني با شما سخن مي گويم كه مطبوعات از جايگاه نهاد مدني فروكاسته مي شوند وبه مثابه نهادي ‏صرفا سياسي قلمداد مي شوند وقدرتمندان بجاي فرهيختگان ونهاد صنفي مطبوعات و حاكمان بجاي شهروندان ‏درباره سرنوشت مطبوعات تصميم گيري مي كنند.‏

من از سرزميني با شما سخن مي گويم كه بارها با چشمان خويش، چشمان اشكبار روزنامه نگاراني را ديده ام ‏كه با توقيف نشريه شان عواطف ومعيشت شان با بحران روبرو شده است واين پرسش را با خود زمزمه مي ‏كنند كه آيا اگر در يك كارخانه يا سازمان، فرضا فردي مرتكب جرم يا خطايي شد، كارخانه را تعطيل و ‏جمعيت و نهادي را ويران مي كنند؟ در حالي كه بسياري از مطبوعات ويا نويسندگان آنها پيش از احراز جرم ‏يا دادرسي عادلانه توقيف شده اند.‏

من از سرزميني با شما سخن مي گويم كه اگرچه صد سال از تاسيس اولين نهاد دموكراتيك-پارلمان- در آن ‏مي گذرد اما صدسال هم از قتل اولين شهيد مطبوعاتش مي گذرد.اگر امروز همانگونه كه ياد صدسالگي ‏انقلاب مشروطيت را گرامي مي دارند ياد صدسالگي اولين شهيد مطبوعات را نيز گرامي مي داشتند حافظه ‏تاريخي ايرانيان چنين دچار فراموشي نمي شد.در سال1378 نوشتم [اين مقاله تحت عنوان "قتل هاي زنجيره" ‏اي مطبوعات در روزنامه اخبار اقتصاد31شهريور1378 چاپ شد سپس در كتاب مجموعه مقالاتم درباره ‏مطبوعات با عنوان "بهار ركن چهارم"(مروري بر جنبش مطبوعات اصلاح طلب)در سال1381 به چاپ ‏رسيد.] تعطيل هر روزنامه همچون يك قتل است وبايد كنگره "بزرگداشت جمعي" روزنامه هاي تعطيل شده و ‏مراسم سالمرگ آنها را برگزار كرد وبا ساخت كالاها و بناهاي يادبود براي آنها، زشتي جنگ با مطبوعات را ‏نمايان تر ساخت وامروز مي گويم همانطور كه بسياري از كشورها براي شهداي جنگ هاي ملي و آزاديبخش، ‏بناهاي يادبود مي سازند ونام قربانيان را بر آن حك مي كنند روزنامه نگاران جهان بايد براي مطبوعات ‏توقيف شده و قربانيان مطبوعات در جهان، بناي يادبودي برپا كنند تا تاريخ فراموش نكند، تا تاريخ فراموش ‏نشود.‏

اكنون به عنوان منتخب شما اينگونه خود را التيام مي بخشم كه نه تنها روزنامه نگاران و نويسندگان ايراني ‏كه روزنامه نگاران و طلايه داران آزادي بيان در جهان نيز در فكر آنند كه مطبوعات قرباني شده درراه ‏معرفت وگردش آزاد اطلاعات از ياد نروند.سخن خويش را با مصرع اول و آخرشعرروشنفكر و روزنامه ‏نگار بزرگ ايراني علي اكبر دهخدا به پايان مي برم كه صدسال پيش در سوگ صور اسرافيل اولين شهيد ‏مطبوعات ايران كه به تيغ استبداد به دار آويخته شد سروده است:‏

اي مرغ سحر چو اين شب تار
‏ بگذشت زسر سياه كاري‏
ياد آر زشمع مرده ياد آر

عماد الدين باقي يكبار در سال 1379تا 1381 به مدت نزديك به سه سال بخاطر مقالاتي كه در مطبوعات در ‏انتقاد به اعدام و نيز روشنگري پيرامون قتل هاي دگر انديشان، زنداني شده بود. اوپس از آزادي از زندان در ‏كنار پژوهش و نويسندگي كه اين بار بيشتر بر توليد ادبيات حقوق بشر متمركز شده بود، اقدام به تاسيس نهادي ‏براي دفاع از حقوق زندانيان كردوانجمني براي نقد مجازات اعدام راه انداخت وعملا پس از آزادي از زندان ‏نيز وسيعا درگير مصائب زندانيان شد.او در 22مهر1386 براي دومين باربخاطر مجموعه اي از مقالاتش در ‏مطبوعات قانوني كشور زنداني شد.او در دوران زندان دچار مشکلات قلبي شد و به همين علت اينک در ‏مرخصي به سر مي برد، اما هفته آينده با پايان مرخصي درماني بايد به زندان باز گردد. ‏

درآخرين روزهاي مرخصي اش بود كه خبر انتخاب او توسط انجمن روزنامه نگاران خارجي بريتانيا و‏‎ ‎British Press Awards‏ به عنوان روزنامه نگار بين المللي سال2008 اعلام شد.به همين مناسبت ديروز ‏مراسمي در لندن برگزار شد اما بدون حضور او، زيرا غير از زنداني بودن، باقي چند سالي است که ممنوع ‏الخروج مي باشد.در اين مراسم آقاي دروري دايك از مقامات عفو بين الملل به نمايندگي از باقي و از سوي ‏عفوبين الملل جايزه او را دريافت كرد.‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.