آغاز برخوردهاي جديد
شيرين مومني - پنجشنبه 22 فروردین 1387 [2008.04.10]

اگر به موج دستگيري هاي فعالان مدني و حقوق بشري توسط مقامات امنيتي کشور، بخصوص در طي يک سال اخير نگاهي بياندازيم، مي بينيم که چگونه ابهام در اين نوع دستگيري ها، اين موضوع را که در قانون ايران با جرايم تعريف شده اي روبرو هستيم، زير سوال مي برد.
طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، حرکتهاي ضد مردمي به عنوان جرايم ضد امنيتي محسوب مي شود. و هرآنچه که امنيت کشور و جامعه را به خطراندازد، مورد برخورد امنيتي قرار مي گيرد. جرايم سياسي نيز تعريف خود را دارند و درمقولۀ خودش قابل بحث است و بطور کلي از دايرۀ خواستهاي مدني خارج است؛ هر چند در ايران جرايم سياسي تعريف مشخصي ندارد.
اما متاسفانه، نحوۀ برخورد دولت با فعالان حقوق بشري که در چهارچوب خواست هاي مدني و مردمي حرکت مي کنند، با جامعۀ زنان که خواستار حقوق و قوانين برابر هستند، و همچنين با دانشجويان؛ معلمان؛ کارگران؛ و اصناف ديگرکه درخواستهاي صنفي و حقوقي خود را مطرح مي کنند، نه به صورت برخورد معقول با خواست هاي مدني بلکه به شکل امنيتي بوده و در برخوردهاي انتظامي و قضايي، همانند تشکل هاي سياسي غير مجاز، با آن رفتار مي شود.
طبق اصل سي و دوم قانون اساسي "هيچ کس را نمي توان دستگير کرد مگر به حکم و ترتيبي که قانون معين مي کند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايد با ذکر دلايل بلافاصله کتبا به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداکثر ظرف مدت بيست و چهار ساعت پرونده مقدماتي به مراجع صالحه قضايي ارسال و مقدمات محاکمه، در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از اين اصل طبق قانون محاکمه مي شود". اين در حالي است که در سال هاي گذشته با دستگيري هاي ناگهاني و حتي بدون حکم فراواني در سطح جامعه مدني روبرو بوده ايم که نقض آشکار اين اصل قانون اساسي است.
همچنين طبق اصل پانزدهم قانون اساسي "زبان و خط رسمي و مشترک مردم ايران فارسي است. اسناد و مکاتبات و متون رسمي و کتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسي آزاد است." در حالي که بخصوص در سال گذشته همواره شاهد دستگيري ها و برخوردهاي سخت و شکننده با افراد هويت جو از اقوام مختلف ايران و زدن اتهام جدائي طلب بودن بر آنها تنها به دليل تاکيد آنها بر استفاده از زبان خود و تعليم آن در مدارس محلي، و با وجود دفاعيات اين افراد از خود بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسي، بوده ايم.
زدن اتهامات امنيتي واهي به فعالان مدني به صرف داشتن عقايد آنها نيز نقضي ديگر بر اصل 23 قانون اساسي کشوراست، اصلي که تفتيش عقايد را ممنوع دانسته و تاکيد دارد هيچ کس را نمي توان به صرف داشتن عقيده اي مورد تعرض و مواخذه قرار داد. و بدتر از همه نحوۀ بازجوئي ها که انسان را به ياد زندانهاي مخوف ساواک مي اندازد؛ و درخواست نام افراد و فعالين ديگر!! قرار وثيقه هاي سنگين، آن هم در جامعۀ فقيرايران؛ گاهي اوقات اين وثيقه ها به قدري سنگين است که اگر هم فرض را براين بگذاريم که اين فعالان "جرمي" هم مرتکب شده باشند، باز هم تعيين چنين وثيقه هايي دور از حق است.
طبق اخباري که گاهي اوقات از زندان ها مي رسد، متاسفانه برخي از فعالان صنفي مورد آزار قرار مي گيرند؛ در حالي که اصل سي و هشتم قانون اساسي به صراحت اعلام مي کند "هرگونه شکنجه براي گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است، اجبار شخص به شهادت، اقرار يا سوگند مجاز نيست و چنين شهادت و اقرار و سوگندي فاقد ارزش و اعتبار است".
اگرمقامات امنيتي و قضائي کشور با ديد انصاف به عملکردها و درخواست هاي فعالان حقوق بشري و مدني بنگرند مسلما حرکت و درخواستي خارج از چهارچوب قانون اساسي کشور نخواهند ديد و برعکس طبق اخبار رسمي که وجود دارد، بر خوردهاي مقامات و مسئولاني که در جايگاه حراست از قانون قرار دارند، خلاف قانون اساسي که مادر قوانين ايران است، جلوه مي کند.
ما اميدوار بوديم که سال 87، سال گفتگو بين فعالان حقوق بشر جامعۀ مدني ايران با مقامات و افراد ذي صلاح جهت حرکتي همسو به طرف يک جامعۀ دموکرات و مدني باشد. ولي درهمين ابتداي سال، دستگيري يکي از فعالان زنان و حقوق بشري، آن هم با روشي غير قانوني، ما را از آرزوي مان دلسرد مي کند. بانو خديجه مقدم، يکي از اعضاي متعهد کمپين يک ميليون امضا، و از مادران دلسوز جامعه مدني ايران را درتاريخ 20 فروردين از داخل منزل شان بزور خارج و مانند يک "مجرم" به بازداشتگاه بردند. بانو مقدم از زنان متفکر و دلسوز جامعه ايران است و به خاطر رفتارهاي مادرانه شان همواره مورد احترام همۀ کساني هستند که ايشان را چه از دور و چه از نزديک مي شناسند.
آرزوي قلبي من بازگشت هرچه زودتر اين مادر گرامي و مهربان به منزل و آغوش گرم خانوادۀ محترم شان است.
با درود بر تمام زنان و مردان تلاشگر در راه زندگي همۀ انسانها در سايۀ عدالت و برابري.
منبع: مدرسه فمينيستي
