صدا ♦ چهارفصل
شادي وطن پرست - پنجشنبه 22 فروردین 1387 [2008.04.10]
"فرار مغزها" در ايران مدتي است بر سر زبانها افتاده. نخبگاني که از ايران مهاجرت ميکنند و اگر بودند، بهتر بود، تا هوش و دانششان را براي سازندگي مملکت خودشان خرج کنند تا...! روز به روز تعداد آن هايي که از ايران ميروند بيشتر شده و پيشرفت شان را خارج از ايران ميبينند و دولت هم بودجههاي مسائل فرهنگي و هنري را کم کرده و به چيزهاي ديگر اختصاص ميدهد. اما غافل از اينکه هنرمندان، بخصوص موزيسينها در فشاري سهمگين - به دور از خواسته درونيشان- مجبور به ترک وطن ميشوند. نه فقط براي پيشرفت و آموزش، بلکه براي کار کردن و زنده ماندن...

پرنده هاي مهاجر
"فرار مغزها" در ايران مدتي است بر سر زبانها افتاده. نخبگاني که از ايران مهاجرت ميکنند و اگر بودند، بهتر بود، تا هوش و دانششان را براي سازندگي مملکت خودشان خرج کنند تا...! نخبه يا مغز يا هر کلمه ديگري که نسبت ميدهند، انگار فقط نوابغ رشتههاي رياضي، فيزيک، طب و شيمي را شامل ميشود. گويي تنها آن ها ميتوانند شکوفايي بهبار آورند و ديگران هيچ. آن مغزها اگر در ايران هم بمانند ميتوانند فعال باشند و نانشان چه کم و چه زياد، سر سفرهشان هست. ميتوانند کار کنند و آيندهاي چه روشن، چه تار اما پيش رويشان ببينند. و اگر ميروند، پيشرفتشان بهتر و سريعتر خواهد بود. اما واقعاً علم و اقتصاد مهمتر است؟ به هرحال با وجود توجههايي که دولت، چه قديم و چه جديد، به اين مسئله داشتند، روز به روز تعداد آن هايي که از ايران ميروند بيشتر شده و پيشرفت شان را خارج از ايران ميبينند و دولت هم بودجههاي مسائل فرهنگي و هنري را کم کرده و به ورزش و آموزش اختصاص ميدهد. اما غافل از اينکه هنرمندان، بخصوص موزيسينها در فشاري سهمگين - به دور از خواسته درونيشان- مجبور به ترک وطن ميشوند. نه فقط براي پيشرفت و آموزش، بلکه براي کار کردن و زنده ماندن. موزيسينها در چارچوبي تنگ قرار گرفته اند که فقط خودشان در آن جاي ميشوند، بدون سازشان و بدون آواي صدايشان.
آنچه پيش رو ميخوانيد، مختصر بررسي است درباره مغزهايي که به جاي عدد و کلمه، نت و نوا و عشق به موسيقي دارند.
آن ها که رفتند
- "آرش سبحاني" مهندس معمار است و از دانشگاه صنعتي اصفهان فارغالتحصيل شده. موسيقي را با سازهاي سنتي آغاز کرد و کمي بعد گيتار به دست گرفت و بي هيچ آموزشي آن را در سطح حرفهاي ادامه داد. صداي سازش را در آلبوم «دار قالي» کاري از گروه «راز شب» شنيدهايد. او که از سنين نوجواني با رامين بهنا و شهروز خواجهمولايي دوست بوده، موسيقي راک را با آن ها آغاز کرد و در آلبوم دار قالي نيز علاوه بر نوازندگي، همراه با شهروز خواجهمولايي، اشعار را نيز سروده است. او 8 سال منتظر جرقهاي در موسيقي بود تا به جلو حرکت کند. اما دريغا که پس از طي اين دوران، با توجه به تلاش همه موزيسينها، همه چيز به جاي اول بازگشت و او نااميد، ترک وطن کرد.
آرش هم اکنون در سانفرانسيسکوي آمريکا به سر ميبرد. شغل اصلياش را ادامه ميدهد و موسيقي را در کنارش تجربه ميکند. سبحاني ميگويد: «هم در ايران و هم در اينجا شهروند درجه دو هستيم. با اين تفاوت که در خانه خودمان حق بازکردن پنجره را نداشتيم. سابقه کاريام و دوستان را گذاشتم و آمدم براي اينکه ديگر فرصتي براي صبر کردن نداشتم. پيشرفت و حرکت رو به جلويي نميديدم. با وجود اينکه سالهاست خانوادهام اينجا زندگي ميکنند، اما هيچ وقت دلم نميخواست که مهاجرت کنم. اما در دو سالي که آمدم، حداقل از لحاظ مالي تامين هستم و آزادانه کار موسيقي را ادامه ميدهم.»
آرش سبحاني آلبوم اول خود را با نام «مرد معمولي» در سال 2001 در ايران کار کرد اما نتوانست آن را ادامه دهد. پس از مهاجرت، آلبوماش را در آنجا توسط شرکت «بمآهنگ» منتشر و دومين آلبوماش را نيز با نام «عشق سرعت» در سال 2007 به بازار عرضه کرد. آرش به کار معمارياش ميپردازد و علاوه بر آن کنسرت ميگذارد و فعال است.
- "شهروز خواجه مولايي" نيز مهندس معمار است. او درامز مينوازد و حضورش را در گروه راز شب، چه در آلبوم و چه در کنسرتها شاهد بوديم. او نيز ايران را ترک کرده و همراه با آرش سبحاني در گروه «کيوسک» فعال است.
- "کاوه يغمايي" با اينکه يغمايي بودنش در ابتداي فعاليتهاي او موثر بود، اما هميشه مستقل از پدر (کوروش يغمايي) فعاليت ميکرد. او در سن 8 سالگي وارد هنرستان عالي موسيقي شد و پيانوي کلاسيک را نزد نوين افروز به صورت تخصصي فرا گرفت. در همان زمان شروع به نواختن گيتار در سبک مورد علاقه اش يعني راک و سبکهاي مختلف ديگر نمود. آهنگسازي را نيز نزد پدر و عموهاي خود کامران و کامبيز فرا گرفت. بعد از انقلاب اسلامي، هنرستان موسيقي تعطيل شد و با بازگشايي مجددش کاوه يغمايي با ساز تخصصي فلوت از آن هنرستان فارغ التحصيل شد. در سال 1373 وارد دانشگاه آزاد شد و شروع به نواختن گيتار کلاسيک کرد. کاوه از سال 1363 به صورت حرفه اي در زمينه هاي مختلف از قبيل آهنگ سازي، ضبط و تنظيم موسيقي فعاليت داشته و در آلبوم هاي مختلف به عنوان نوازنده، آهنگساز و تنظيم کننده همکاري داشته است. اولين کنسرتاش را با «بابک اميني» سال 1373 در فرهنگسراي نياوران برگزار کرد. در آن زمان در برخي از کنسرتهاي پدرش در خارج از کشور حضور داشت. اما پس از مدتي تصميم گرفت به صورت مستقل گروه خود را تشکيل دهد و آلبوم «مسافر کوير» ثمره تلاش اوست که در سال 1380 پس از دو سال تاخير منتشر شد. پس از آن آلبوم «مترسک» را ارئه داد که پاپ- راک بود و متضاد با آلبوم اولش. او چهار سال است که مقيم کاناداست. همراه با همسرش - نيلوفر فرزند شاد- که او نيز نوازنده پيانو بود، از ايران مهاجرت کردند و هم اکنون صاحب دو دختر دوقلو هستند. کاوه يغمايي به دليل زندگي شخصي و خانوادگياش فعاليتهاي موسيقي کمتري ميکند اما در پي انتشار آخرين آلبوماش است تا بتواند آن را هم در ايران و هم در خارج از ايران عرضه کند.
- "بابک اميني" نوازنده گيتار و آهنگساز، به دليل همراهياش با گروه موسيقياي که همراه با «فائقه آتشين» (گوگوش) به خارج رفتند، ايران را ترک کرد. اما مدتي بعد، از موزيسينهاي لسآنجلسي فاصله گرفت و به فعاليتهاي موسيقي خود مشغول شد. او تدريس ميکند و به گرايش اصلياش، يعني موسيقي جز کلاسيک، ميپردازد. همان سبکي که در ايران با آلبومهايي چون: باران خاکستري، مجيک و... به ثمر رسيده بود. اميني همچنين در کنار اين ها کنسرتهاي کوچک اما موفق برگزار ميکند.
- "سپنتا هدايت نوري" نوازنده درامز، سالهاست که ايران را ترک کرده. او فارغالتحصيل رشته گرافيک دانشگاه سوره بود، اما فعاليتهايش در زمينه موسيقي بيشتر و موفقتر بود. از جمله فعاليتهايش ميتوان به حضورش در کنسرت هاي داريوش خواجه نوري، عليرضا عصار و ديگران اشاره کرد. سپنتا پس از ترک ايران، موسيقي جاز را در دانشگاه سياتل آموخت و هماکنون در آمريکا به تدريس موسيقي مشغول است.
- "انوش سبکتکين" نوازنده موفق گيتار بود. او نيز سالهاست که ايران را ترک کرده و به عنوان کارشناس گيتار در يک فروشگاه بزرگ ساز، مشغول به کار است. مهم ترين موفقيت انوش - که او را از تمام موزيسين هاي مشابه متمايز مي کند- اين است که در تست انتخاب گيتاريست براي گروه معروف «ليمپ بيتزکيت» برنده شد و مدتي با اين گروه همکاري مي کرد. عکس انوش (به همراه 2 عضو اصلي ليمپ بيتزکيت) چند وقتي در صفحه اول وب سايت رسمي گروه ديده مي شد. برادر انوش (کسري) نيز يکي از بهترين نوازندگان گيتار باس در ايران محسوب ميشود.
- "بابک خياوچي" نيز سالهاست از ايران رفته. او نوازندهي گيتار بود و پس از ترک ايران، به سراغ راهاندازي راديويي در سوئد رفت. پس از آن به کانادا مهاجرت کرد و در راديو «آلترناتيو» به کارش ادامه داد و هماکنون در راديو «زمانه» برنامه ميسازد. او همراه با رضا مقدس، شرکت بمآهنگ را فعال و آلبومهاي بسياري چون: کيوسک، خاک و... را منتشر کرده است. همچنين در گروه کيوسک در کنار ديگر اعضا گيتار مي نوازد.
- "رضا مقدس" نوازنده پيانو و سينتيسايز، بيشتر فعاليتاش در زمينه صدابرداري استوديويي و کنسرت بود. استوديو بمآهنگ را همراه با رامين بهنا راه اندازي کرد و يکي از فعالترين استوديوهاي ايران به شمار ميرفت. از جمله فعاليتهاي نوازندگياش ميتوان به آلبوم گروه راز شب و کنسرت گروه هاي راز شب و رومي اشاره کرد. او پس از مهاجرتاش به کانادا همراه با بابک خياوچي به صدابرداري، ضبط و انتشار آلبوم و همچنين برگزاري کنسرتها مشغول است.
- "فرزام رحيمي" خواندن را دير آغاز کرد. بيهيچ آموزشي خودش تمرين کرد و در زمينه خواندن موسيقي راک به زبان فارسي موفق بود. او سالهاي جواني را در جبهه گذراند و همراه با همسنگرهايش که دو نوازنده گيتار بودند، به موسيقي و خواندن علاقمند شد. اما آن دو شهيد شدند و فرزام مدتي طول کشيد تا دوباره بخواهد به موسيقي فکر کند. او در سال 1378 همراه با پويا نيکپور و شهروز خواجهمولايي گروهي با نام «آور» تشکيل دادند. از ساخت آهنگها تا ضبط و ميکس و مسترينگ را در استوديويي خانگي انجام دادند. آلبوم «آب و آتش» آن ها مجوز گرفت، اما تهيهکننده به تعهداتش عمل نکرد و اين آلبوم دو سال بعد در بازار پخش شد. پس از آن فرزام در آلبوم گروه راز شب به نام دار قالي در کنار «هومن جاويد» خواند. در حالي که آب و آتش مدتي پس از دار قالي منتشر شد و در واقع اولين کار منتشر شده فرزام آلبوم گروه رازشب بود. پس از آن به فکر تشکيل گروهي افتاد که نامش را «ميرا» گذاشت. گروه ميرا يک آلبوم با نام ميرا منتشر کرد و دو بار نيز در تالار حرکت و تالار فرهنگ، به روي سن رفت. پس از انتشار آلبوم، فرزام به همراه همسرش براي فعاليتهاي بيشتر به آمريکا سفر کردند و هماکنون نيز مشغول جمعآوري آلبوم و برگزاري کنسرت است.
- "شادمهر عقيلي" توي چشمترين و پرسروصداترين موزيسين مهاجرت کرده ايران در سالهاي اخير بوده است. کسي که اوايل رفتناش همه بر اين باور بودند که: او هم فيد شد! اما شادمهر توانست با حمايت «کيا» و شرکا خود را در فضاي تازه جا کند. اگر کليپهايش را کنار بگذاري، آهنگهايي که در اين 5 ساله ساخته، جوري نبوده که نتواند در ايران مجوز بگيرد. اما حاشيهها گاه آنقدر فشار ميآورند که مجبور شوي رضايت بدهي به کاري که خواسته قلبيات نيست.
در مورد شادمهر اين 3 آلبومي که منتشر کرده و کنسرتهاي زيادي که گذاشته و کليپهايي که ساخته به کنار. از نظر ما مهم ترين نکته درباره او پيشرفت موسيقايي اوست. شادمهري که پيش از اين در ايران وقتي براي نواختن گيتار و ويلن به استوديو ميرفت، بايد ملودي را با دهان برايش ميزدند (چون نت نميدانست!) حالا آنقدر توانايي پيدا کرده که وقتي با يکي از خوانندگان ديگر کنسرت مشترک داشت و طرف در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدش روي صحنه نرفت، شادمهر ظرف نيمساعت نت 8-7 تا از آهنگهاي آلبومهاي ايرانياش (مثل ياس، پر پرواز و...) را براي پيانو نوشت و آن ها را به تنهايي اجرا کرد تا مردم حاضر در سالن غيبت خواننده ديگر را احساس نکنند! او در نواختن سازهاي جديد، صدابرداري، کارگرداني کليپ و... هم تجربههايي اندوخته و مهم تر از همه اينکه سعي کرده خود را از هياهوهاي محيط موسيقي لسآنجلس دور نگه دارد. تا حدي که نزديکترين نزديکانش ميگويند او منتظر لحظهايست که گرين کارتاش را بگيرد تا سريعاً به ايران بازگردد. حتي به اين قيمت که موسيقي را براي هميشه کنار بگذارد.

- "سعيد شنبهزاده" بوشهري است و بسيار تلاش کرده تا موسيقي بومي جنوب ايران را به ايرانيان و موسيقيدوستان سراسر دنيا معرفي کند. شنبهزاده از شش سالگي موسيقي را آغاز کرده و سازهايي چون نيانبان، نيجفتي و دمام مينوازد. شنبهزاده هيچ آموزش آکادميکي نديده و نخستين بار در جشنواره موسيقي فجر اجرا داشت و سپس به جشنواره «اوليون» ايتاليا دعوت شده و در همانجا نيز به گروهي فرانسوي فرا خوانده شد که به جمعآوري موسيقي محلي نقاط مختلف ايران ميپرداختند. او شش سال است که در فرانسه به سر ميبرد. در اين مدت دو بار در ايران به روي سن رفته؛ يکي روز جهاني موسيقي همراه با گروه جاز «دوناريه» در کاخ نياوران و ديگري در سالن آمفيتئاتر بيمارستان قلب. در فرانسه نيز مشغول تحصيل در آکادمي کتي است و نواختن ساز ساکسيفون را ميآموزد.
- "حامد نيکپي" خواننده و نوازنده سازهاي سنتي چون سهتار و عود بود. او فارغالتحصيل رشته موسيقي دانشگاه سوره بود و بيش از نواختن، به خواندن آواز ميپرداخت. اولين حضورش با گروه رومي بود و در کنسرتهاي اين گروه حضور داشت. همچنين با گروه «مسعود حبيبي» به هند سفر کرد و در جشنواره «جهان خسرو» خواند. او هماکنون در آمريکا به سر ميبرد و در زمينه تدريس موسيقي سنتي مشغول به کار است. هراز گاهي در کنسرتهايي ميخواند و مينوازد. صداي او را مي توانيد در آهنگ «عشق سرعت» گروه کيوسک بشنويد.
- گروه راک ايراني "فانوس"، از «رامين آزادمهر» و «بهزاد راشدي» تشکيل شده. هر دو فارغالتحصيل موسيقي پاپ وکلاسيک از دانشگاه گوتنبرگ سوئد بوده و در همين کشور زندگي مي کنند. بهزاد راشدي و رامين آزادمهر در سال 1993 با هم آشنا شدند و مدت ها در گروه موسيقي دانشگاه گوتنبرگ با يکديگر همکاري کردند. آن ها پس از مدتي به اين نتيجه رسيدند که بر روي اشعار فارسي، موسيقي بسازند و بخوانند. به همين دليل هم با پيشنهاد رامين به سراغ شعر بلند «صداي پاي آب» سهراب سپهري رفتند و مدت ها بر روي آن کار کردند. تمام ترانههاي آلبوم «آب روان» بر اساس اين شعر بلند است و هر قطعه، بخشي از اين شعر است. نام آلبوم آب روان به اين دليل انتخاب شد که وزارت ارشاد با نام صداي پاي آب مخالفت کرد. چون پيش از اين آلبومي به همين نام (دکلمه با صداي «خسرو شکيبايي») منتشر شده بود و اعضاي گروه فانوس بايد نام جديدي انتخاب مي کردند. آن ها هم تصميم گرفتند نامي نزديک به صداي پاي آب انتخاب کنند؛ با همان آرامش، آب روان. به هرحال با وجود اينکه اين گروه اساساً در خارج از ايران فعالاند و زندگي ميکنند اما توانسته اند آلبوم خود را در ايران منتشر کنند.
- "آبجيز" نام يک گروه موسيقي ايراني از سوئد است. سبک موسيقي اين گروه پاپ و رگه و تلفيقي بوده و متن تمامي آهنگهاي ايشان به فارسي است. خوانندگان اين گروه دو خواهر به نامهاي «صفورا» و «ملودي صفوي» هستند. فارسي را به سختي بيان ميکنند اما اشعارشان را به خوبي به فارسي ميخوانند. از آنجا که بزرگشده سوئد هستند، موسيقيشان را از آنجا وام گرفته و کاملاً غربي است. اما به لحاظ ايراني بودنشان، کاملاً فارسي ميخوانند با اصطلاحات روزمره در ايران.
- "پيروز ارجمند" نوازنده پيانو و يکي از آهنگسازان موفق در ايران که شهرتش در زمينه ساخت موسيقي فيلم بود، هم اکنون براي ادامه تحصيل در خارج از ايران به سر ميبرد.
- "مامک خادم" سالهاي زيادي است که مقيم آمريکاست و کار موسيقي را در آنجا آغاز کرد. او دانشجوي رياضيات بود که با «رامين ترکيان» آشنا شد و اين آشنايي سبب گشت تا گروهي با نام Axiom of Choice را راه اندازي کنند. گروهي که آلبومها و کنسرتهاي موفقي را ارائه داد و به نوعي از موسيقي تلفيقي دست يافت که به نوبه خود ويژه است. مامک خادم به تازگي از گروهاش جدا شده و به فعاليتهاي جديدي روي آورده. او در طي سفرش به ايران و کشورهايي چون يونان، ترکيه و... به جمع آوري آواهاي محلي و بومي پرداخت و قصد دارد آن ها را با گروهي از نوازندگان به اجرا گذارد. خادم مدتهاست در پي ايجاد شرايطي است تا بتواند در ايران فعاليت کند، کنسرت بگذارد و آلبوم منتشر کند. ضمن اينکه او پيش از اين در آلبوم «ارگ» عماد بنکدار نيز همخواني کرده است.
- "بابک آخوندي" يکي از نوازندههاي گيتار الکتريک بود. او در گروههايي چون: اوهام، ميرا، جم و... مينواخت. بابک به بهانه اينکه همسرش آلماني است ترک وطن کرده و گاهي اگر گروهي از ايران به اروپا سفر کند، در ترکيب گروه به عنوان نوازنده قرار ميگيرد و در غير اين صورت نوازندگياش را با گروههاي کوچک در آلمان ادامه ميدهد.
- "اميرحسين مستعد" به عنوان نوازنده گيتار بيس در گروههايي چون «آريان» و «پيکولو» فعال بود و پس از سفر با گروه آريان به آلمان، در آنجا ماند و زندگي جديدي را آغاز کرد. او هم اکنون در گروهي کوچک فعال است و به نوازندگي ميپردازد.
- "همايون خسروي" زماني نوازنده ويولن سل ارکستر سمفونيک بود و پس از ترک ايران به فعاليتهايش با موزيسينهاي خارجي ادامه ميدهد.
- "ايمان وزيري" نوازنده تار، چند سالي است براي تحصيل به دوسلدورف آلمان رفته و هماکنون در مقطع دکترا مشغول به تحصيل است.
- از ديگر موزيسين هاي جواني که براي ادامه تحصيل از ايران رفتهاند ميتوان به: «نسيم صدر» نوازنده ويولن سل که در ايتاليا به سر ميبرد؛ «سينا صادقپور» نوازنده کلارينت در آلمان مشغول به تحصيل است؛ «آيدا سيغاريان» نوازنده پيانو که در هلند است؛ «نسترن کيمياوي» در اتريش آهنگسازي ميخواند؛ «پريسا طاهري» نوازنده ويولا که در اتريش مشغول تحصيل است؛ «ساينا مستعد» نوازنده ويولن در آلمان به تحصيل ميپردازد؛ و «پژمان رستميان» که در ارمنستان رشته آواز کلاسيک ميخواند، اشاره کرد.
