سانتريفيوژ هاي نه چندان جديد
رضا تقي زاده rtaghizade@aol.com - چهارشنبه 21 فروردین 1387 [2008.04.09]

رييس جمهور ايران طي دومين بازديد خود از تاسيسات غني سازي اورانيوم در نطنز از آغاز نصب 6000 دستگاه سانترفيوژ تازه خبر داد. بکار گيري سانتريفيوژهاي جديد، فارغ ازتمامي ابهام هاي فني و تدارکاتي پيرامون آن، ظرفيت غني سازي اورانيوم و در نتيجه ميزان ذخاير اورانيوم غني شده ايران را افزايش خواهد داد. با توجه به مفاد سه قطعنامه تنبيهي شوراي امنيت عليه ايران که طي هريک قطع غني سازي اورانيوم مورد تاکيد قرار گرفته، اقدام ياد شده مقابله ايران با جامعه جهاني را در سطح تازه اي قرار خواهد داد.
بي اعتنائي دولت ايران نسبت به قطعنامه هاي قبلي شوراي امنيت، علي رغم تجديد نظر بعدي جمهوري اسلامي در نحوه بر خورد با جامعه جهاني ومتعاقبا تصميم به همکاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي در جهت رفع ابهام ازگذشته فعاليتهاي اتمي اش، اقتصاد داخلي و خارجي ايران را با تنگناهاي جدي روبرو ساخته است. با ادامه اصرارايران برادامه غني سازي اورانيوم در داخل و عدم پذيرش پيشنهادات مربوط به توليدمشارکتي سوخت هسته اي در خارج، نه تنهادامنه فشارهاي مالي و اقتصادي، بخصوص عليه صنايع نفت و گاز، گسترش يافته که در زمينه سياست خارجي نيز، روايط کشور ابتدا با جامعه اروپا، و بعد با "دوستان سنتي" نظير روسيه و چين نيز تغيير کرده است. آنجه تا اين مرحله از اجراي سياست هسته اي چالشي دولت آقاي احمدي نژاد نصيب دولت شده، انزواي سياسي بيشتردر جامعه جهاني و از دست دادن حمايت کشورهاي مختلف بوده است. همزمان، مردم نيز علاوه بر تحمل محروميتهاي فزاينده اقتصادي در داخل و با افزايش خصومتهاي خارجي نيز روبرو بوده اند(امار بي بي سي در معرفي ايران و اسرائيل بعنوان غير محبوب ترين کشورهاي جهان).
اعلام بکارگيري سانتريفيوژ هاي تازه در نطنز و تعيين هدف افزايش تعداد آنها به 6000 واحد بي ترديد روسيه و چين را بيش از پيش از ايران جدا ساخته و اين دو عضو موثر شوراي امنيت راعليه ايران و در کنار امريکا واروپا قرار خواهد داد. با توجه به در پيش بودن اجلاس بعدي شوراي حکام آژانس طي 50 روز آينده و ضرورت تهيه گزارش تازه اي از سوي دبير کل آژانس پيرامون تحولات برنامه اتمي ايران، انتظار ميرود که مواضع البرادعي نيز در قبال همکاريهاي ايران تغيير کرده ودر نتيجه گزارش بعدي او در اين زمينه حاوي نکات انتقادي بيشترو در نتيجه متفاوت با دو گزارش قبلي او باشد. در چنين صورتي، انتظار بزرگتر شدن چماق وحتي تجديد نظر در تعريف ماهيت چماق که تاکنون محدود به فشارهاي سياسي- اقتصادي بوده، دور از انتظارنخواهد بود.
تحولات منطقه اي بخصوص طي دو هفته گذشته حاکي از اغاز جدي تحرکاتي است که ميتواند در ارتباط با بر نامه اتمي ايران طي هفته هاي آينده بيش از پيش خبر ساز شوند. ديدار 9 روزه ديک چيني معاون رييس جمهور امريمااز منطقه خاورميانه و بدنبال او ديدار يک هفته اي رابرت گيتس وزير دفاع امريکا از منطقه در پايان اجلاس با اهميت ناتو، نشان دهنده فعاليت هائي است که در اين راستا در داخل دولت امريکا سازمانداده شده است. از سوي ديگرکشورهاي موسوم به 1+5 ( اعضاء دائمي شوراي امنيت بعلاوه المان) نيز براي رسيدگي به پرونده هسته اي ايران قرار است در انتهاي هفته آينده تشکيل جلسه بدهند. در محافل غير دولتي نيزبرگزاري اجلاس يک روزه وزراي خارجه سابق امريکا از هر دو حزب دمکرات و جمهوريخواه منجمله هنري کيسينجر، جورج شولتز، ويليام راجرز، مدلن البرايت، وارن کريستفر و کالين پاوول و انجام گفتگوهاي غير رسمي انها پيرامون مسائل روابط خارجي امريکا منجمله نحوه برخورد با ايران نشان دهنده حساسيتهاي افزايش يافته در اين زمينه ها است.
در کنار تحرکات سياسي دولتها محافل دانشگاهي هم به تکاپو در آمده اند. منجمله روز سه شنبه شوراي همکاري ايران و امريکا بمنظور بر رسي تجديد نظر هائي که احتمالا در جهت نحوه برخورد هاي آينده امريکا با ايران در درون دولت امريکا در حال شکل گرفتن است کنفراس يک روزه اي را تدارک ديده. هدف اين کنفرانس پيشنهاد راه کارهاي موثر تر دربرخورد با ايران و تاکيد بر استفاده بيشتر از ظرفيتهاي ديپلماتيک قرار داده شده. اين کنفرانس بنوبه خود وبا توجه به سوابق رسمي و دانشگاهي شرکت کننده گاندر آن از اهميت بر خوردار است.
در شرايطي اين چنين که التهاب روبه افزايش آن در هر نقطه از جهان محسوس است، اعلام اغاز نصب 6000 سانتريفيوژ تازه تنها ميتواند بعنوان لجاجت ايران نسبت به جامعه جهاني تلقي شده و به افزايش فشارها ي گذشته عليه آن کشور بيانجامد. نصب سانترفيوژ هاي تازه در نطنز از چند ماه قبل آغاز شده و به اين موضوع در آخرين گزارش البرادعي نيز اشاره شده بود. تعداد سانتريفيوژ هاي تازه بکار گرفته شده ظاهرا 324 واحد است که که در دو کاسکيت نصب شده اند. اين سانتريفيوژها که ايران از آنها بعنوان اير-2 ياد ميکند از نوع گازي، مشابه سانتريفيوژهاي پي-2 ساخت پاکستان است با اين تفاوت که در توليد بدنه استوانه اي دوار وهمچنين سرپوش و کفپوشهاي آنها، بجاي استفاده از فولاد ضد زنگ موسوم به ماراجين استيل، لايه هاي فيبري فشرده شده مورداستفاده قرار گرفته است. پوشش فيبري که تهيه مواد آن از بازارهاي خارجي بمراتب اسانتر از تهيه ماراجين استيل است، بدليل سبکي نسبي و ايجاد استکاک کمتر، قدرت دوران بيشتري را ايجاد کرده و به اين دليل ميتواند ظرفيت جداسازي ايزوتوپهاي اورانيوم 238 از235 را که سبکتراند(غني سازي) افزايش دهد. قطعات اين سانتريفيوژها منجمله موتور، سوزن حمال، لوله هاي انتقال و شيرهاي اتصال آنها از خارج خريداري و اين قطعات وسيله دانشمندان ايراني در داخل مونتاژ شده اند. انتظار ميرود که طي شش ماه آينده ايران موفق به نصب تا 1000 واحد از نوع تازه سانتريفيوژها در نطنز بشود. با توجه به اين نکته که نصب و بکار گيري نوعهاي مختلف سانترفيوژها اخلالي در کار غني سازي ايجاد نميکند، واحد هاي تازه براحتي ميتوانند در کنار سانتريفيوژهاي پي- 1 (پاکستان 1 ) فعلي بکار گرفته شوند.
با استفاده از حدود 3000 سانتريفيوژ نوع قديمي، ايران تاکنون بالغ بر 300 تن اورانيوم با غناي متوسط 5/1% تا5/3 % توليد کرده است. با استفاده از تعداد موجود سانتريفيوژهاي تازه و احتمال افزايش آنها به 1000 واحد، طي 9 ماه تا يک سال آينده ايران قادر به ذخيره سازي حدود 500 تن اورانيوم با غناي پايين خواهد شد. در صورت تصميم به افزايش غناي اين حجم اورانيوم و افزايش آن به ميزان بالاتنر از 90%، مواد انفجاري لازم براي توليد حد اقل 5 بمب اتمي براحتي فراهم خوا هد بود. حال انکه براي توليد سوخت اتمي واستفاده از سوخت توليد شده در راکتوري مشابه واحد توليد برق اتمي در دست ساختمان بوشهر، اورانيوم غني شده مورد نياز ميبايد بميزان 5000 تا 7000 تن افزايش يابد. براي دست يافتن به اين حجم از اورانيوم غني شده 60.000 واحد سانتريفيوژ مورد نياز است ( همان ظرفيتي که نطنز براي در بر گرفتن آن طراحي شده)
آنچه آقاي احمدي نژاد امروز اعلام کرده آغاز نصب 6000 واحد سانتريفيوژ است ( ده در صد حد اقل مورد نياز براي توليد واقعي سوخت اتمي) بدون آنکه حتي به زمان و تاريخ پايان نصب اين تعداد سانتريفيوژ هم اشاره اي شده باشد.
محاسبات ساده فوق نشان مي دهد که ايران در صورت قرار داشتن در شرايط موجود و ادامه تحريمها، تا ده سال ديگر نيز قادر به توليد سوخت هسته اي قابل مصرف در يک کارخانه برق اتمي نيست (کارخانه اي که بنوبه خودو در شرايط موجود هنوز از حد يک فکر و يا نيت فراتر نرفته و در نتيجه در جهت احداث آن بجز داشتن نيت خير اقدام جدي ديگري صورت نگرفته). در عين حال همانطور که گفته شد ميزان موجود اورانيوم غني شده ميتواند تا پايان سال جوابگوي تامين مواد لازم براي توليد 5 بمب هسته اي باشد. اين جاست که مخالفان برنامه هاي اتمي ايران با مقايسه امار و ارقام داده شده نسبت به هدفهاي برنامه اتمي و بخصوص ادامه غني سازي اورانيوم در اندازه هاي موجود، ترديد نشان داده واحتمال انحراف آن بسوي نظامي شدن را بهانه فشارهاي سياسي اقتصادي قرار داده اند!
به اين ترتيب بنظر نمي رسد که عليرغم برپائي جشن و پايکوپي براي دست يافتن به توفيق هاي هسته اي، علي رغم هزينه سنگيني که تا بحال بر شانه مردم تحميل شده، درآينده نزديک چراغي از برق حاصل از مصرف سوخت هسته اي ايراني شريک چراغاني هاي دولتي بشود.
