کسي از وايلدرز دفاع نکرد
وبگرد - سه شنبه 20 فروردین 1387 [2008.04.08]
سها سيفي
"امشاسپندان" شاهد يک برنامه تلويزيوني بوده که مباحثات مربوط به فيلم فتنه را در پارلمان هلند به نمايش گذاشته است:
تلويزيون بخش هايي از جلسه پارلمان در انتقاد از خيرت ويلدرز را نشان مي داد. عملآ نشست پارلمان به جلسه انتقاد بسيار شديداللحن و کوبنده از خيرت ويلدرز تبديل شد. من حيران ميميک هاي صورت ويلدرز در اين جلسه و ادا و اطوارهايش شده بودم. اين فرد از ميميک هاي صورت واقعآ زننده اي براي بي توجهي، نشان دادن مخالفت، مسخره کردن و جدي نگرفتن و غيره استفاده مي کند. واقعآ تماشاي چنين حرکاتي در جلسه مهم پارلمان يک کشور که وزير دادگستري و وزيرکشور نيز حضور داشتند عجيب بود!
الان خواندم که نخست وزير هلند از واکنش بسيار تند پارلمان به ويلدرز ابراز حيرت کرده است. جز نماينده هاي حزب خود ويلدرز هيچ حزب ديگري (حتا دست راستي ترين احزاب) از ويلدرز و فيم فتنه دفاع نکردند. يکي از استادهايم مي گفت يادش نمي آيد آخرين باري که همه احزاب و نماينده ها تا اين اندازه همگون مخالف يا موافق موضوعي بوده اند چه زماني بوده است!
چه نشسته ايد اي مسلمانان، اي شيعيان؟!
حميدرضا علاقبند در "گردباد" از يک تحول جمعيتي- مذهبي در چهان خبر مي دهد و سپس در حاشيه اسلام هراسي در اروپا و توهين هاي صورت گرفته توسط خيرت وايلدرز، مسلمانان و شيعيان جهان را به ابراز واکنش هايي متقابل فرا مي خواند:
براي اولين بار در تاريخ شمار مسلمانان از شمار کاتوليکهاي جهان پيشي گرفته است و اين شاخه از دين مسيحيت ديگر بزرگترين جمعيت پيروان يک دين واحد در جهان به شمار نميآيد. بدين ترتيب اسلام دارد از قلبها وارد ميشود و اين همان چيزي است که پاپ بنديکت شانزدهم، لابي يهود و صهيونيسم را به شدت نگران کرده است.
مسلمانان! شيعيان! وقتي اين شيطانکهاي ملعون پيامبر اسلام را تروريست معرفي ميکنند، ديگر چه نشستهايد؟ قرن بيست و يکم فقط يک مصطفا مازح باشرف کم دارد و روح اللهاي که جرات را به فرزندانش بياموزد. کجاست روح خدايي که احياي ما کند؟
تشعشع شهوت آميز موي زنان
رضا عزيزي در "اينتر نشنال" پاسخي به مطلبي از رضا دلخواسته داده و در آن بر درستي موضوعي تاکيد کرده که هواداران بني صدر، نخستين رئيس جمهور ايران آن را کتمان مي کنند:
آقاي بني صدر لابد خاطرشان هست که حدود دو ماه پيش از وقوع آشوب انقلاب، ايشان در حضور جمعي از ايرانيان در شهر کلن آلمان تحت عنوان "ايران در لبه پرتگاه"، همين مسئله اشعه موي زن را عنوان کردند. در تاييد اين مورد دست کم 50 شاهد زنده وجود دارد. بني صدر در اين سخنراني با خونسردي تمام مسئله اشعه موي زن و تاثيري را که آن بر حالات مردان مي گذارد بيان مي کند.
ايشان در اين سخنراني نکته سنجي و ژرف نگري خود را با اين گفته که پپسي کولا فسفر مغز را ميشويد و مغز را از کار مياندازد به اوج خود ميرساند! وي در پاسخ به اين پرسش که اين کشف جانانه را چه کسي کرده که ايشان به ترويج آن ميپردازد مي گويد: "دوستي، مقاله اي از پروفسوري را در يک مجله علمي خوانده و به آگاهي ايشان هم رسانده"!
ديوار به همان بلندي سابق است
محمد در "نگفتني ها" در پاسخ به اين انتقاد برخي فميسنيست ها از زنان مذهبي که چرا از زنان تجددگراي مخالف حجاب حمايت نمي کنند، نوشته است:
نمي توان انتظار داشت طبقه اي از زنان جامعه که هميشه مورد تبعيض بوده اند از طبقه ديگري دفاع کند که هميشه چه قبل و چه بعد از انقلاب به آنها به صورت طبقه "اُمل" نگريسته است. اگر فرض کنيم که ديدگاه جماعت آلامد و شمال تهران نشين تغيير کرده و حالا به زنان محجبه به صورت "مساوي" نگاه مي کنند، بايستي نتيجه گرفت که يا معجزه اي رخ داده و يا اينکه اين انقلاب زياد هم بي فايده نبوده و ديدگاه زن ها را به يکديگر نزديک کرده. من که شخصاً شک دارم به چنين نقطه نظري رسيده باشند. ديوار به همان بلندي سابق است، فقط ماهيتش تغيير کرده است.
چند همسري، موضوع روز و داغ سينماي ايران
آمنه شيرافکن در "پنجره اي از آن خود" از پديده رواج فيلم هايي با موضوع چند همسري نوشته است:
هتل ـ اتوبوس در كنار مزاياي مختلفي از جمله زانو درد و هزار مصيبت ديگر ويژگي منحصر به فردي دارد كه همانا ديدن فيلم هايي است كه هيچ وقت نمي خواهي ببينيشان. اسم فيلم ها در ذهنم نيست اما در اين سفر اخير خيلي شبها از اين مدل فيلم هاي ويژه ديديم و لذت برديم.
سفر با ديدن فيلم زن دوم در سينما آفريقاي مشهد شروع شد و در اتوبوس هاي شب رو ادامه يافت. اين پديده چند زني تقريبا خوراك فيلم سازان شده. روايتش هم مي شود عجب پديده خوبي است و توجيه اينكه بشتابيد تا عقب نمانيد.بازيگر پايه اين نقش هم محمدرضا شريفي نيا.
چاهي که صدا و سيما براي خودش کند!
ثمانه اکوان در "سياه مشق" از جمله آن بلاگرهايي است که معتقدند طنز مرد هزار چهره، در قسمتي نظر به طرح امنيت اجتماعي داشته است:
روزي که مهران مديري درست تواوج اعتراضات نمايندگان مجلس ششم به رد صلاحيت ها و تحصن ها برنامه اي ساخت که اين تحصن رو مسخره مي کرد و صداي اصلاح طلبان رو درآورد، گفتم يه روزي ميرسه که همين آدم، جناح مقابل و نهادهاي مختلف رو همچين ببره زير سوال که همين اصلاح طلبان بگن دست مريزاد! اين چاهي بود که صدا و سيما براي ما کند و حالا خودش افتاد توش !
مهران مديري و نويسندگانش آدمهاي زيرکي هستند. همونطور که همه نظامهاي اجتماعي و روابط خانوادگي رو براي سالهاي سال به چالش کشيدند، امروز دست گذاشته اند روي نظامهاي اداري و سياسي و از قشر دکتر بگير تا شاعر و هنرمند و پليس رو زير سوال مي برند و مشکلاتي رو از اونها به چالش مي کشند که بي ربط به نظام اداري و سياسي کشور نيست.
ما ايراني ها!
سميه توحيدلو در "بر ساحل سلامت" معترض رفتارآن دسته از ايراني هاست که تمايل دارند کشورشان تقريبا در هر موضوع بي اهميتي رتبه اول را داشته باشد و از اين مسئله استقبال مي کنند:
خبر برتر شدن نژاد گربه هاي ايراني در مسابقه گربه ها برايم جلب توجه کرد. واقعا ما ايرانيها اگر در علم و توسعه هم از کشورهاي ديگر کم بياوريم در بعضي مقولات کم نخواهيم آورد. کلا يکي از مشکلات ما ايراني ها تلاش براي آمار سازي و بالا بردن رتبه هاي خود در ليست ها و فهرست هاي جهاني است.
اين دربي هم مساوي شد. شرم آور است
مليکادس در "مغي افسرده" در حاشيه دربي شصت و چهارم پايتخت مي نويسد:
اين دربي هم مساوي شد، از فكر كردن به سرانجامش عقم مي گيرد. اين همه انتظار براي چنين مسخ شدگي و رخوتي... واقعا شرم آور است. فكرم از حالا رفته سمت 19 فروردين كه به روايتي جشن ماهانه فروردين گان است، اما مناسبت عمده اش، سالمرگ صادق هدايت است. بايد تمركزم را باز يابم و چيزي بنويسم. هرچند آشكارا مي دانم كه روح صادق هدايت هرسال به اين سوگ نامه ها و پاچه خواري هاي ادبي فراوان مي خندد.
برکناري دانش جعفري، ضربه اي به مظاهري
بهمن احمدي عمويي در "ما روزنامه نگاريم" برکناري داوود دانش جعفري را ضربه اي به مظاهري رئيس کل بانک مرکزي مي داند:
آيا بانك مركزي سياست "تا ببينيم چه پيش مي آيد" را در پيش گرفته است؟ به نظر مي رسد اين سياست براي اعلام نرخ سود تسهيلات بانكي كه نقطه مقابل نظر شخص رييس جمهوري است، كارا باشد اما اين مماشات تا كي ادامه خواهد داشت. داوود دانش جعفري يكي از حاميان اصلي مظاهري بوده است و به نظر مي رسد كه جابه جايي ها در كابينه تا يكي دو ماه ديگر به ساير وزرا برسد.
از همين رو اگر چه نرخ سود تسهيلات بانكي بنا به گفته مظاهري مشخص شده است، اما اعلام آن ظاهرا منوط به پايان مناقشه هاي سياسي موجود در سطوح دولت و بالاتر از آن است. كنار گذاشتن دانش جعفري در واقع ضربه به مظاهري است اما كارآيي لازم را نخواهد داشت چرا كه او فقط شش ماه رييس كل بانك مركزي بوده است و هرگونه تغيير در اين سمت مي تواند پيامدهاي منفي متعددي در داخل و خارج كشور به دنبال داشته باشد؛ چيزي كه هرگز براي احمدي نژاد خوشايند نخواهد بود.
نظرسنجي هاي نگران کننده
دو نظر سنجي جديد در مورد ايران در ايالات متحده، مصطفي قوانلو قاجار را در "روزنامه نگار نو" نگران کرده است:
آيا برايتان پيش آمده در مسافرت هاي خارجي مليت خود انکار کنيد؟ واقعا برخي جاها نمي شود مليت ايراني گفت که شايد در برخي کشورها مثل تايلند به عملکرد ايرانيان برگردد. اما دونظر سنجي خواندم که کمي نگرانم کرد از وضعيت پيش آمده. يکي نظرسنجي بي بي سي که دو سال است آنرا انجام مي دهند و در آن بيش از 17 هزار نفر از 34 کشورجهان از جمله ايران مشارکت دارند، تا در مورد چهره مثبت و منفي کشورها اظهار نظر کنند.
در اين نظر سنجي ايران به همراه اسرائيل در ته جدول است و آلمان در مکان اول است. امسال تاحدودي چهره آمريکا هم بهبود پيدا کرده است. اما درصدهاي ايران از اين قرار است. 20 درصد ايران را چهره مثبتي مي دانند و 54 درصد معتقدند که ايران چهره بدي در جهان دارد. يک نظر سنجي ديگر را موسسه گالوپ انجام داده، که جزو موسسات نظرسنجي معتبر است. بر اين اساس از هر 5 نفر جوان آمريکايي 1 نفر ايران را مهمترين دشمن آمريکا مي داند.
آي ام امريکن!
سولماز شريف در "فراري" راوي صحنه اي از جشن نوروزي ايرانيان در نيويورک است:
کارناوال نوروزي نيويورک کم کم داره خيلي معروف مي شه. من سال دومم بود که مي ديدم. امسال زياد حال نکردم باهاش. اول از همه يه کار خيلي خيلي مزخرف مي کنه که حالم به هم مي خوره. خودشون رو ريز ريز کردن، گفتن مراسم ساعت يازده شروع ميشه تا دوازده و نيم خبري نبود! يعني چي آخه اينکارا! احترام هم خوب چيزيه والا. امسال هوا سرد هم بود من از اون پليساي بيچاره که تو اين سرما الکي يه لنگه پا وايستاده بودن خجالت کشيدم والا.
حالا، بيخيال اين غرغر ها. اومدم يه چيزي رو تعريف کنم. يه پسر بچه سه چهار ساله بود. خانواده اش هم بودند. از اين پرچم هاي کوچيک داشتند. هم ايران بود هم آمريکا. آقا اين خانواده خودشون رو کشتن اين بچه پرچم ايران را نگرفت! من و دوستم مات و مبهوت داشتيم اين رو نگاه مي کرديم. هر چي باباش بهش گفت پرچم ايران رو بگير، بچه با اون زبون شيرينش مي گفت: آي ام امريکن!
اشتباه گرفتن سينما با اتاق خواب
محبوبه حسين زاده در "پرنده خارزار" از دلايل خود در مورد نرفتن به سينما مي نويسد:
به ندرت سينما ميرم. يکي از دلايلش هم اينه که اعصابم خورد ميشه. مردم، سينما رو گويا با پارک و يا اتاق خوابشون اشتباه گرفتند! با يک نايلون پر از خوراکي، اون هم از نوع چيپس و پفک، وارد سينما ميشن. تمام اون مدتي که در سالن انتظار نشستند، هيچي نمي خورند. تبليغات اول فيلم رو هم مي بينند و درست وقتي که فيلم شروع ميشه صداي بازشدن بسته هاي چيپس و پفک اعصاب خورد کن ميشه.
حالا واي به اون روزي که زن و مردي کنارت نشسته باشند که ميخوان با عشوه چيپس بخورند. انصافآ دلم ميخواد بلند شم و چيپس هاشون رو بندازم توي سطل آشغال. اين در موردي هست که فکر مي کنند اومدند پارک. بدتر اون وقتي هست که طرف تاريکي سالن سينما رو با اتاق خوابش اشتباه مي گيره. يک بار که رديف هاي آخر نشسته بودم، اينقدر عشوه ها و آخ و اوخ دختر جووني که کنارم نشسته بود اعصابم رو خورد کرد که اصلن نفهميدم چي ديدم!
چه مي کنه اين آقاي نگهبان!
همايون خيري در "آزادنويس" در حاشيه نامه اعتراضي ناشران کشور به وزارت فرهنگ و ارشاد نوشته است:
عجب نامهي واقعأ کمرشکني نوشتهاند اين جنابان اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران! تو را به خدا ياد آن جوک نميافتيد که حاکم يک شهري نگهبان گذاشته بود جلوي دروازه که به قول عادل فردوسي پور چه ميکنه اين آقاي نگهبان؟
ايراد گرفتن يک عده ناشر فرهنگي به وزير ارشاد اين است که چرا با اصلاحيههاي گشاده دستانهاي که انجام داديم حالا بالاخره مجوز نشر نميدهيد؟ آنوقت مشکلشان شده است کرامت انساني ناشر و پديد آورنده به خاطر عدم پاسخگويي! بابا از دست رفتن کرامت انساني يعني همين که اصلاحيه دادهاند دستتان و کارشان خلاف قانون اساسي خودشان است. آنوقت شما مشکلتان شده چرا آقايان زودتر کارشان را نميکنند که از دروازه رد بشويد؟
