Rooz

درس هايی از شش روز جنگ

نگاه ميدل ايست آنلاين به نقش ايران در آتش بس بصره - پنجشنبه 15 فروردین 1387 [2008.04.03]

basre.jpg

قرار بود آخرين دور از جنگ دولت شيعه عراق با گروه های شيعه، به تعبير جرج بوش، يک ‏لحظه سرنوشت ساز باشد. اما به گفته رابرت دريفوس، نتيجه اين رويارويی يک خواری ‏محض و آتش بسی بود که به وساطت ايرانی ها پذیرفته شد؛ همان ها که خود از سوی ايالات ‏متحده، به عنوان يک گروه تروريستی خوانده می شود. ‏

در شروع عمليات نظامی که هفته پيش توسط نيروهای عراقی تعليم ديده از سوی ارتش ‏آمريکا با دستور نوری المالکی در بصره آغاز شد، جرج بوش طی نطقی اقدام المالکی را ‏‏"يک تصميم متهورانه" خواند. او افزود: "به نظر من اين يک لحظه سرنوشت ساز در تاريخ ‏عراق آزاد است."‏

اين واقعيت دارد اما نه به شکلی که بوش می خواست. بعد از فرو نشستن غبار اين هياهو در ‏دومين شهر بزرگ عراق، که در قلب منطقه نفت خيز این کشور قرار گرفته، به نظر می رسد ‏بزرگترين برنده جنگ شش روزه در بصره، کسی جز نيروهای روحانی سرکش- مقتدی ‏الصدر نباشد. نيروهای ارتش مهدی او نه تنها در بصره، بلکه در بغداد و نيز مراکز چهار ‏استان جنوبی شامل کوت، اماره، نصيريه و ديوانيه با ارتش عراق به مقابله پرداختند.‏

‏ نتيجه اينکه صدر به عنوان يک رهبر پيشرو درنظر توده مردم ضد آمريکايی و يک وطن ‏پرست که خواهان پايان بخشيدن به اشغال عراق توسط ايالات متحده است، به سرعت رشد ‏کرده و اکنون در چنان موقعيت قدرتمندتری قراردارد که حتی با يک هفته پيش هم تفاوت ‏آشکار دارد. او در بصره فرمانده است. يک گزارشگر عراقی که برای نيويورک تايمز کار ‏می کند و توانست خود را در حين جنگ به بصره برساند، نتيجه گرفته است که هزاران نفر ‏از ارتش مهدی هنوز کنترل تعداد زيادی ازمحلات را بر عهده دارند. او نوشت: "هيچ جايی ‏نبود که سپاه مهدی آنرا در کنترل نداشته باشد، يا حداقل اينکه نتواند به آنجا حمله کند."‏

برنده بزرگ ديگر این جنگ ايران است. ايران ظرف پنج سال گذشته، در زمينه سياسی، ‏اقتصادی و نظامی، ميخ خود را در عراق محکم کوبيده است و اين کار را درست زیرچشم ‏‏170هزار نظامی ايالات متحده که اشغال کننده عراق هستند انجام داده است. ايران ارتباطات ‏مستحکمی با دولت شيعه حاکم برعراق دارد که اکثر اعضای آن ً از مجلس اعلای اسلامی ‏عراق هستند. سپاه بدر، شاخه نظامی اين مجلس، توسط ايرانی ها تجهيز نظامی و مالی شده و ‏نيز تحت آموزش قرار گرفته است و در طول دو دهه زندگی در ايران، تحت فرمانبری ايرانی ‏ها بوده است.‏

از آن زمان تا کنون، ايران روابط نزديکی با سپاه مهدی صدر برقرار کرده و خود صدر هم ‏از زمان افزايش نيروهای آمريکا در ماه ژانويه، بيشتر اوقات خود را در ايران گذرانده است. ‏بعلاوه، ايران منتخبی از جنگجويان را که به تعبير آمريکايی ها "گروه های ويژه" نام دارند ‏تحت تجهيز و آموزش قرار داده است؛ این گروه ها با آهنگ ثابتی به نيروهای آمريکايی حمله ‏کرده اند. به همين دليل، اصلاً جای تعجب نيست که هادی العامری، فرمانده سپاه بدر و عضو ‏برجسته مجلس اعلای اسلامی عراق، هفته پيش با سفر به پايتخت مذهبی ايران- قم- و ‏مشورت با صدر، آتش بس شکننده ای را اعلام کند.‏

اينکه صدر پيروز ميدان شد و ايران در برقراری آتش بس برنده نام گرفت، يک شکست ‏دوطرفه برای ايالات متحده محسوب می شود. ضمناً اين وضعيت برای المالکی هم يک فاجعه ‏است، چرا که دولت او همين حالا هم در آستانه فرو ريختن است. يک تهاجم در زمان ‏نامناسب، با تدارک و اجرای نامناسب، به يک شکست مفتضحانه برای المالکی انجاميد. ‏

اصلاً چرا اين تهاجم آغاز شد؟ با احتساب همه شرايط، المالکی به عنوان شاخه ای از حزب ‏اسلامی الدعوه حاکم به همراه مجلس اعلای اسلامی عراق، از نظر سياسی و استراتژيک، ‏قصد حذف صدر از صحنه سیاسی بصره را داشت. از نظر سياسی، جنبش صدر خواهد ‏توانست پيروزی چشمگيری در انتخابات برنامه ريزی شده برای اکتبر در استان های جنوبی ‏به دست آورد و اين به معنای پايان دولتی متشکل از اتحاد الدعوه ومجلس اعلاست. از نظر ‏استراتژيک نیز شهر بصره، در واقع ماشين اقتصادی عراق محسوب می شود. مرکز شرکت ‏های نفتی جنوب عراق که به استخراج و صدور بخش اعظم نفت عراق مشغول اند در بصره ‏است. سال هاست که بصره تحت کنترل نظاميان وفادار به صدر و حزب منشعب شده از او به ‏نام حزب فضيلت هستند. فرماندار بصره هم از حزب فضيلت است. سال گذشته المالکی سعی ‏کرد او را برکنار کند، اما محمد الوالی با بی اعتنايی از خواست او سرپيچی کرد. ‏

المالکی با پرواز هفته گذشته به بصره برای نظارت شخصی بر حملات به نيروهای صدر، ‏دچار اشتباه محاسباتی شد. در واقع او حيثيت خود را بر سر اين اقدام نظامی گذاشته بود. اين ‏که آتش بس در قم و ايران به نتيجه رسيده و توسط تهران تهيه و تعديل شده است، خود برای ‏المالکی مايه شرمساری است. ‏

با همه اينها، اوضاع برای ايالات متحده حتی بدتر است. بوش از زمان شروع جنگ بصره، ‏قوياً به پشتيبانی از المالکی پرداخت. به گفته استيو هدلی، مشاور امنيت ملی رييس جمهور، ‏تصميم برای وارد عمل شدن در بصره به طور مشترک توسط بغداد و واشنگتن گرفته شده ‏بود. نيروی هوايی ايالات متحده و حتی تعدادی از واحدهای زمينی هم به کمک نيروهای ‏عراقی آمدند که ضعف و ناکارآمدی آنها را جبران کنند. بعد از پنج سال آموزش های سنگين و ‏تجهيزات و تدارکات آمريکايی، نيروهای نظامی عراق از عهده به دست گرفتن کنترل بصره ‏برنيامدند. ‏
بايد به اين حقارت محض بوش، مذاکرات ترک مخاصمه ايرانی را نيز اضافه کنيم که با ‏پادرميانی فرمانده سپاه قدس- شاخه ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار قاسم ‏سليمانی- ميان نماينده مقتدی صدر و فرمانده سپاه بدر در قم صورت گرفت. هادی العامری ‏فرمانده سپاه بدر و دست راست عبدالعزيز حکيم، رهبر مجلس اعلای اسلامی عراق است. ‏سال پيش سپاه قدس، از سوی دولت ايالات متحده آمريکا، به عنوان يک سازمان تروريستی ‏نامیده شد. ‏
بنابراين، آن "لحظه سرنوشت ساز" رييس جمهور در واقع عبارت است از اينکه: فرمانده يک ‏نيروی تروريستی ايران، توافقی را ميان دو حزب پيشروی شيعه در عراق- جنبش صدر و ‏مجلس اعلای اسلامی- برقرار کند. ‏

منبع: ميدل ايست آنلاين – اول آوريل ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.