ماهي سياه کوچولو
نگاه هفته - پنجشنبه 15 فروردین 1387 [2008.04.03]
مهرداد شيباني
mehrsheibani22@yahoo.com
سال ايراني که با نفس بهار مي آيد، در صداي بلبلان جاري مي شود و در باغ هاي گل مي شکوفد، نو شد. همه چيز اما کهنه ماند. زخم هاي ديرين استبداد سر باز کرد.
رئيس جمهور طالباني، در همان لحظات اول سال نو خواست تا در شادماني را به روي بهار ببندد. به فرماني که حتي در زمان آيت اله خميني هم سابقه نداشت، نغمه باستاني نوروز که از کهن ترين لايه هاي موسيقي ايراني مي آيد، حذف شد.
نوبت مهر ورزي به نوروز رسيده بود: طالبان وطني جنگ با ايران را آشکار کردند. در همان لحظات که در سراسر جهان، فرهنگ کهن ايران بر سفره هاي هفت سين مي شکفت و حتي جرج دبليوبوش را به تعظيم ناچار مي کرد ، در سخن رئيس جمهور طالباني محتواي نوروز رنگ شريعت خورد.
نوروز باستاني که از دو قرن پيش از اسلام با جان مردمان فلات پهناور آميخته است، رنگ شريعتي گرفت که از دين در آن خرافه مانده است و ايران را نه ميهن که سرزميني فتح شده براي انديشه قرون وسطائي خود وجهان گشائي کنونيش مي بيند، جائي که بازار شعبده باندهاي ثروت و قدرت است. مي خواهند درهاي نوروز را ببندند و صاحبان خانه هاي 30 متري خاوران ـ به تعبير روزنامه اعتماد- بيشتر بفريبند تا ويلاهاي 3000 متري نياوران غرق ناز و نعمت بماند.
آش نوروزي طالبان چنان شور بود که حتي سايت فارسي بي بي سي را واداشت تا بنويسد: "درهفته وحدت ، سخنان او آکنده از تعابير شيعي بود."
و اين آغازي بر سال " نوآوري و شکوفائي" بود که نام خود را از زبان رهبر جمهوري اسلامي مي گيرد و بلافاصله ارکستر هماهنگ طالبان بر منبر وکرسي آن را با تملق آميزترين سخنان تکرار مي کند.
گويا همه مي دانند که "نقشه راه"- تيتريک ، اولين شماره کيهان در سال نو- شکوفائي تمام استبداد سلطاني است و نوآوريش پايان مصالحه با آمريکاي سابقا جهانخوار. آمريکائي که آخرين نظر سنجي موسسه معتير گالوپ نشان مي دهد 25 درصد مردمانش ايران را دشمن اصلي خود مي دانند و اين درست همان نظري است که پيش از حمله به عراق بر جامعه آمريکا حاکم بود.
بيهوده نبود که جرج بوش براي اولين بار با يک رسانه فارسي زبان مصاحبه کرد، نوروز باستاني ومردم ايران راستود و به دولت جمهوري اسلامي هشدار داد. نيکولا سرکوزي که دست در دست انگلستان و آلمان اروپا به راه آمريکا مي رود ، ايران را تهديدي براي اروپا دانست و روزنامه معتبر لوموند اسنادي را منتشر کردکه نشان مي دادجمهوري اسلامي همچنان در پي دست يابي به سلاح اتمي است.
در اين فضا، از زائران ايراني که به عراق مي رفتند انگشت نگاري شد و سربازان آمريکائي محل اقامت تيم ملي فوتبال ايران را درکويت به محاصره در آوردند.
و رئيس جمهور طالباني با بوق وکرناي تبليغاتي به عراق رفت تا معجزه ديگري خلق کند و در متن مديريت امام زمان ، شکست ديگري نصيب استکبار سازد. جز اين خبري به مردم ندادند . به اطلاع و رضايت" آقا" بسنده کردند. اما هنوز احمدي نژاد پايش را از عراق بيرون نگذاشته بود که رئيس جمهور اين کشورادعانامه کشورهاي عربي براي مالکيت سه جزيره هميشه ايراني خليج فارس را تائيد کرد.
کمي بعد هم روزنامه "عرب آن لاين" که در لندن منتشر مي شود فاش کرد که احمدي نژاد در بغداد بامقامات آمريکائي مذاکره کرده است. اين مذاکرات که به گفته او با موافقت رهبر جمهوري اسلامي انجام شده است، بر سر گرفتن تضمين امنيتي و در عوض همکاري با آمريکا بوده است. يعني همان هدف اصلي که دولت نهم از آغاز زير جنجالهاي تبليغاتي عليه آمريکا دنبال مي کند.
در تعطيلات طولاني نوروز ايراني ، نويسنده "انديشه آزادي" و "اميرکبير و ايران" در گذشت. مرگ بهاري فريدون آدميت گويا نشان از پايان حيات" ايدئولوژي مشروطيت" داشت که د رمجلس تبلور مي يافت و همزمان با چشم بستن او بر اين جهان، در مجلس فرمايشي تازه اي مجسم مي شد.
شوراي نگهبان بي اعتناء به نامه محمدخاتمي ومهدي کروبي و شک شيرين عبادي در مشروعيت انتخابات، نتيجه آن را تائيد کرد. آخر اتفاق مهمي نيافته بود. در تهران که کمتر از 20 درصدمردم در انتخابات شرکت کرده بودند، 15 نفر آخر اول شدند. تمام. حالا دوردوم هر اتفاقي بيافتد ، در ترکيب مجلس بله قربان گو تغييري حاصل نمي شود.
مي ماند دو جناح سنتي- روحاني و امنيتي- نظامي که در يک حزب متحد شوند و بجاي رستاخيز هم نامي اسلامي برايشان دست وپا شود. همه چيزبر مي گردد به دهه پنجاه و اين بار در لباس مندرس جمهوري: قدرت در اختيار يک نفر. نفس ها بسته. قلم ها شکسته. آزادگان در بند. رجاله ها در قدرت.
ودرست همين جا "ماهي سياه کوچولو" در ابتکاري بي نظير پيدايش شد. دانشجويان به پارک ها رفتند و بجاي ماهي قرمز سنتي به مردم ماهي سياه هديه دادند.
اين همان ماهي کوچولوي صمد بهرنگي است که در اوضاعي مشابه در زمان "ستمشاهي" آمد، خيلي زود به نهنگ بزرگي تبديل شد و به عمر "شاه" پايان داد؛ تا با "سلطان" چه کند.
سال ديگري آغاز شده است. روز از نو ، روز از نو. مردمان در يک سو، استبدادي در برابر. بقول قديمي ها:
- صد سال به از اين سال ها.
