Rooz

سريال روز♦ تلويزيون

مهدي شکيبايي - پنجشنبه 15 فروردین 1387 [2008.04.03]

‏‏ساخت مجموعه هاي ويژه نوروز، چيز تازه اي نيست. اما آن چه امسال بيش از هر نوروز ديگر جلب توجه ‏مي کند، عنايت مضاعف مديران شبکه ها به توليد سريال هاي طنز است. و از همه مهم تر انتخاب کارگردان ‏هايي که ساخت اين مجموعه ها را بر عهده مي گيرند. در تعطيلات نوروزي امسال 4 سريال طنز به نمايش ‏در آمد که کارگرداني اين سريال ها را نام هاي آشنايي چون سيروس مقدم، رامبد جوان، مهران مديري و جواد ‏رضويان بر عهده داشتند.نگاهي انداخته ايم به اين 4 سريال طنز...‏

نگاهي به سريال هاي نوروزي ‏

‎خنده درماني يا فشار زدايي‎

ساخت مجموعه هاي ويژه نوروز، چيز تازه اي نيست. اما آن چه امسال بيش از هر نوروز ديگر جلب توجه ‏مي کند، عنايت مضاعف مديران شبکه ها به توليد سريال هاي طنز است. و از همه مهم تر انتخاب کارگردان ‏هايي که ساخت اين مجموعه ها را بر عهده مي گيرند. در تعطيلات نوروزي امسال 4 سريال طنز به نمايش ‏در آمد که کارگرداني سريال شبکه يک به نام " پيامک از ديار باقي" را سيروس مقدم بر عهده داشت. ‏
شبکه دوم نيز رامبد جوان را به عنوان کارگردان مجموعه نوروزي خود-" نشاني"- برگزيد که در تهران- ‏شمال و دبي فيلمبرداري شد. شبکه سوم، طبق يک برنامه ريزي حساب شده ، ساخت مجموعه خود را به ‏مهران مديري سپرد تا وي با " مرد هزار چهره" بعد از مدتي دوري دوباره به تلويزيون بازگردد. شبکه ‏تهران نيز سريال توقيف شده " قرارگاه مسکوني " ساخته جواد رضويان را پس از يک سال روانه واحد پخش ‏کرد. سريال هايي که قرار بود خنده بر لب هاي مردم ايران بياورند... ‏

serial_norozi677_1.jpg

‎مرد هزار چهره‎

نويسنده : خشايار الوند. محراب قاسم خاني. مجري طرح و کارگردان: مهران مديري. تهيه کننده: مجيد آقا ‏گليان، حميد آقا گليان. طراح صحنه و لباس : فروزان جليلي فر. طراح گريم: مهرداد شکرابي. تدوين: احسان ‏مظفري. مدير فيلمبرداري: کامران جمشيديان. موسيقي: بهرام دهقانيار. بازيگران: مهران مديري[آقاي شصت ‏چي]، سيامک انصاري، پرستو گلستاني، اکرم محمدي، فلامک جنيدي[سحر]، عليرضا خمسه، پرويز فلاحي ‏پور، پژمان بازغي، رضا فيض نوروزي، سروش صحت، نادر سليماني، اسماعيل سلطانيان، غلامرضا ‏نيکخواه آزاد،.پروين قائم مقامي، نصرا... رادش[سرباز مرداني]، بهاره رهنما، اليکا عبدالرزاقي، روشنک ‏عجميان، جواد عزتي[ پدر بزرگ]، شقايق دهقان. محصول : شبکه سوم.‏

خلاصه داستان : آقاي شصت چي کارمند بايگاني اداره اي دولتي که به مدت 13 سال به مرخصي نرفته ، به ‏خاطر ازدواج با دختري به نام سحر درخواست مرخصي مي دهد. اما طي اتفاقاتي ، آقاي شصت چي به دليل ‏شباهت چهره با دکتر حاذقي که به تازگي از نروژ آمده، اشتباه گرفته مي شود. هنگامي که او قصد فرار از ‏بيمارستان را دارد مامورين انتظامي او را با سرهنگ غفاري معروف اشتباه مي گيرند و اين اتفاق سرآغاز ‏حوادث جديدي است. ‏

serial_norozi677_2.jpg

توانايي مديري در ساخت آيتم ها و مجموعه هاي طنز بر همگان آشکار است. مديري کار خود را در ‏تلويزيون از اوائل دهه 70 با مجموعه پر طرفدار" ساعت خوش" شروع کرد. او طي اين 15 سال فعاليتي که ‏در تلويزيون داشته است، مجموعه ها و برنامه هاي روتين بيشماري را به تصوير کشيده است که با استقبال ‏کم نظير مخاطبان مواجه شده که مجموعه هاي " پلاک 14" ، " باغ مظفر" ، " شبهاي برره" و... از آن جمله ‏اند. مديري همان قدر که در کمدي کلام مهارت و خلاقيت دارد، طنز موقعيت راهم به خوبي مي شناسد. " ‏

مرد هزار چهره" علاوه بر کمدي کلامي، بر طنز موقعيت استوار است. در واقع ساختمان اصلي قصه، بر ‏عنصر تضاد استوار است. تضاد يکي از المان هاي ژانر طنز است که مديري به خوبي از آن استفاده مي کند. ‏آقاي شصت چي کارمند بايگاني طي اتفاقاتي به ترتيب با چند نفر ديگر اشتباه گرفته مي شود. از جمله پزشکي ‏حاذق و معروف که از نروژ بازگشته ، سرهنگ غفاري معروف که به تازگي از زاهدان به تهران بازگشته ‏است و ... عنصري که در نگاه اول پيش برنده قصه و يکي از عوامل اصلي ايجاد طنز اثر است، عنصر ‏جابجايي ست. در واقع مخاطب هنگامي که شصت چي کم هواس را در موقعيتي متضاد با آنچه که درگذشته ‏درآن قرار داشته مي بيند، مجاب مي شود که با شخصيت همراه شود. مديري با طراحي چنين موقعيت هاي ‏متضادي ، بسياري از مفاهيم و مشکلات ارگان هاي دولتي جامعه را به بوته نقد مي کشاند. معضل فرار ‏پزشکان جوان از کشور، کمبود امکانات در بيمارستان هاي دولتي ، گرايش اکثر پزشکان به پول، ‏برخوردهاي تند و پرخاشگرانه مامورين انتظامي، قانون شکني مامورين دولتي و... ازجمله مواردي هستند که ‏مديري در لفافه و در تن پوشي از طنز به آنها مي پردازد. البته از شخصيت پردازي مناسب و جذاب ‏کاراکترها هم نمي توان به سادگي گذشت. حافظ خواندن پدر آقاي شصتچي – گريه هاي مداوم مادر آقاي ‏شصتچي – اضافه خدمت هاي طولاني سرباز مرداني و... از آن جمله اند. بازيگران مجموعه هم به خوبي ‏انتخاب شده اند و اکثر آنها به درستي از عهده ايفاي نقش شان برمي آيند. البته در اين ميان بازي مديري و ‏رادش از سايرين شاخص تراست، " مرد هزار چهره" به دليل تجربه بالاي کارگردانش و تيم حرفه اي ‏نويسندگان آن به پربيننده ترين سريال نوروزي بدل گشته است. ‏

serial_norozi677_3.jpg

‎قرارگاه مسکوني‎

نويسنده: عليرضا مسعودي. کارگردان: جواد رضويان. تهيه کننده : محمد رضا تخت کشيان. طراح صحنه و ‏لباس: منصوره قاضي دوست. طراح گريم. : دانش کريمي. تدوين : سيامک مهماندوست. مدير تصويربرداري ‏حسين ملکي. موسيقي : حميد رضا صدري. صدابردار: مازيار شيخ محجوبي. بازيگران: جواد ‏رضويان[مرتضي]، يوسف صيادي[احسان]، جواد عزتي[سيامک]، مهران غفوريان[جلال]، مهدي ‏صبايي[عزت]، علي صادقي[حميد]، محسن قاضي مرادي[راسخ]، شهره لرستاني[ملوک]، مهران ‏رجبي[سرکار استوار]، شهرام قائدي[علي]، عماد الدين رضويان[محسن]، آرش نوذري[ابراهيم]،علي ‏صالحي[بهروز]،مهسا کرامتي[الهام]، قاسم زارع[حشمت]، ارژنگ اميرفضلي[گزارشگر]، عليرضا ‏اوسيوند[ رييس قرارگاه]. محصول : شبکه تهران ‏

خلاصه داستان : ماجرا در قرارگاه نظامي مرزي اتفاق مي افتد که 8 سرباز قصد رفتن به مرخصي شب عيد ‏را دارند. اما در اين ميان ، رييس قرارگاه تنها حاضر به صادر کردن مرخصي براي 4 نفراست. اين عامل ‏باعث به وجود آمدن درگيري هاي بي شماري ميان سربازان مي شود. ‏

serial_norozi677_4.jpg

‏" قرارگاه مسکوني" از آن دسته سريال هايي است که در چند سال گذشته نتوانسته اند از تيغ سانسور عبور ‏کنند. اين سريال سال گذشته جلوي دوربين رفت و قرار بود درنوروز86 از تلويزيون پخش شود. اما به دليل ‏مخالفت مسئولان رده بالاي نيروهاي مسلح نسبت به محتواي آن از رسيدن به پخش بازماند. "قرارگاه ‏مسکوني" با مضموني بسيار جذاب شروع مي شود، اما هرچه داستان به جلو پيش مي رود مخاطب با تکرار ‏و عدم تنوع مواجه مي شود. اينکه محوريت يک سريال 13 قسمتي ، مرخصي رفتن 4 سرباز باشد چندان ‏جذاب و گيرا نيست و بايد داستان هاي فرعي جذاب ديگري در کنار داستان اصلي طراحي شود. رضويان با ‏جمع کردن اکثر بازيگران طنز تلويزيون خواسته تا حدودي اين نقايص را برطرف کند اما مزه پراني هاي بي ‏جاي بازيگران و دستاويز کردن حرکاتي که براي مخاطب آشناست مجموعه را به سمت يک کمدي سطح ‏پايين سوق مي دهد. به نظر مي رسد اگر رضويان تنها در مقام کارگردان انجام وظيفه مي کرد و خود به ايفاي ‏نقش نمي پرداخت ، مي توانست تسلط بيشتري بر بازي ها ، قاب بندي و ريتم اثر داشته باشد. البته نبايد از ‏بخش هايي که توسط مميزي کنار گذاشته شده، به سادگي گذشت. شايد با حذف نشدن آن قسمت ها ، ما شاهد ‏مجموعه اي جذاب تر و منسجم تر بوديم. اثري که زير تيغ سانسورچيان حکومت سلاخي مي شود را نمي ‏توان به درستي به بوته نقد کشيد و قضاوت درباره چنين اثري چندان روا نيست.‏

serial_norozi677_5.jpg

‎پيامک از ديار باقي‎

نويسنده: محسن تنابنده. کارگردان: سيروس مقدم. تهيه کننده : سيد امير سيدزاده. طراح صحنه و لباس : مجيد ‏اسکندري. طراح گريم: مهدي بلاقي. تدوين: خشايار موحديان. مدير فيلمبرداري: هادي شلالوند. موسيقي: ‏حميد رضا صدري. بازيگران: محمد رضا شريفي نيا[سيم چي]، افسانه بايگان[زن سيم چي]، حامد ‏کميلي[رضا[، سروش گودرزي[سروش]، رضا شفيعي جم[غلام]، رامين راستاد[کارگر]، کوروش تهامي، ‏شيلا خداداد، حميد لولايي، فخرالدين صديق شريف ، شهره لرستاني. محصول : شبکه اول. ‏
خلاصه داستان : آقاي سيم چي که به علت ساخت برج و تعويق وعده هايش به مشتري ها ، بدهي زيادي آورده ‏است. تنها راه فرار از دست طلبکاران را باطل کردن شناسنامه اش و اعلام فوت خود مي داند. اين تصميم سر ‏آغاز اتفاقات بيشماري مي شود. ‏

serial_norozi677_6.jpg

سيروس مقدم در سالي که گذشت، مجموعه ها و تله فيلم هاي بي شماري را در مقام کارگردان جلوي دوربين ‏برد که اکثر آنها با استقبال مناسب مخاطبان مواجه شد. مقدم از معدود کارگرداناني است که تسلط کاملي بر ‏مديوم تلويزيون و ذائقه مخاطب آن دارد. " پيامک از ديار باقي" مضموني اجتماعي را در قالب طنز و کمدي ‏به مخاطب عرضه مي کند. البته طنز اثر در لايه هاي زيرين آن مستتر است و اين نشان از هوشمندي نويسنده ‏آن دارد، چيدمان اتفاقات و شخصيت ها به درستي انجام گرفته است.‏

کارگرداني مقدم هم متناسب با فضاي داستاني قصه است. پلان بندي ها و سکانس هاي گرفته شده توسط مقدم ‏از ريتم بسيار خوب و هماهنگي با متن برخوردار است. تقطيع فصل ها و پلان سکانس هاي او از ويژگي ‏شاخص کارگرداني مقدم به شمار مي آيد. نمونه درخشان آن در اين مجموعه سکانس قبرستان است که غلام " ‏رضا شفيعي جم" قصد دارد به جاي آقاي سيم چي در قبر بخوابد. ‏

نکته تاثير گذار ديگري که کارگردان به سادگي از کنار آن نگذشته ، انتخاب درست بازيگران مجموعه ‏متناسب با شخصيت ها است. محمد رضا شريفي نيا در نقش " سيم چي" بازي روان و يکدستي را از خود به ‏نمايش مي گذارد. ديگر بازيگران هم به خوبي از عهده ايفاي نقش هاي خود بر مي آيند. تنها اشکال عمده اثر، ‏پرداختن بيش از حد در برخي از لحظات به اتفاقات فرعي قصه است که باعث سردرگمي مخاطب در بعضي ‏لحظات مي شود. با وجود اينکه اين داستان هاي فرعي براي مخاطب جذاب هستند، اما يکي دوتا از اين ‏داستان ها مانند وصله ناجوري در کنار قصه اصلي قرارگرفته اند. به عنوان مثال : داستان عروس و دامادي ‏که غلام راننده ماشين عروس آنهاست. مخاطب نيازي به پيگيري قصه آنها ندارد، زيرا پيش برنده قصه درآن ‏بخش، غلام است و ديگر نيازي به قصه فرعي نيست. " پيامک از ديار باقي" مجموعه روان و منسجمي ‏است که يک بار ديگر مهر تاييدي بر توانايي هاي کارگردان آن زده است. ‏

serial_norozi677_7.jpg

‎نشاني‎‎‏ ‏

نويسنده: فلورا سام. کارگردان: رامبد جوان. تهيه کننده: مجيد اوجي. طراح صحنه و لباس: پيام حسين سوري. ‏طراح گريم: احسان رناسي. تدوين: سيامک مهماندوست. مدير تصويربرداري: سهيل نوروزي. موسيقي: اميد ‏کرامتي. صدابردار: محمد عليزاده . بازيگران: آتنه فقيه نصيري[ليلا]، اميرحسين صديق[محسن داماد]، ‏کوروش تهامي[محسن پسر]، داوود رشيدي[اميرهوشنگ خان]، فقيه سلطاني[نيلوفر]، سعيد پورصميمي[آقا ‏بزرگ]، پروانه معصومي[اختر]، پرويز پورحسيني[منصور]، برزو ارجمند[بهروز]، مرضيه برومند[مه ‏لقا]، فلورا سام[مريم] و رامبد جوان. محصول : شبکه دو. ‏

خلاصه داستان : ليلا دختري که در خارج زندگي مي کند از طريق عمه خود ، مه لقا از محل اختفاي گنجي ‏در ايران باخبر مي شود. ليلا به همراه دوست خود مريم به ايران سفر مي کند تا با داشتن نشاني خانه اي که ‏از عمه مه لقا گرفته است به سراغ گنج برود. ‏

serial_norozi677_8.jpg

پرداختن به مضموني تکراري و کليشه اي هنگامي موجه و منطقي است که کارگردان اثر، نگاهي متفاوت و ‏خلاقانه به داستان تکراري پيش رويش داشته باشد. رامبد جوان بيش از آنکه در زمينه کارگرداني سابقه داشته ‏باشد در دنياي بازيگري تجربه کسب کرده است. البته او به خوبي از تجربيات بازيگري خود در هدايت ‏بازيگرانش سود جسته است. نقطه ضعف عمده " نشاني " داستان کليشه اي سريال است که بارها با اشکال ‏متفاوت در قالب فيلم و مجموعه به تصوير کشيده شده است. کشمکش تعقيب و گريزي که در روند داستاني اثر ‏وجود دارد ديگر براي مخاطب تکنيک نو و جديدي به حساب نمي آيد و اگر هم مخاطب پيگير داستان و ‏اتفاقات مي شود ترکيب بازيگراني است که جوان آنها را در کنار هم جمع کرده است. ليلا " آتنه فقيه نصيري" ‏که به ايران آمده به کمک دوستش مريم " فلورا سام" ، منصور و بهروز،پدر و برادر مريم به خانه امير ‏هوشنگ خان که گنج درآن قراردارد، وارد مي شود. پس از اين اتفاق ، حوادث زيادي حول قصه پيدا کردن ‏گنج به وجود مي آيد. عنصري که جوان بيش از حد برروي آن تاکيد مي کند ، عنصر تعقيب و گريز است . ‏در هر قسمت مجموعه ما با چنين تمهيدي مواجه هستيم. اين عامل باعث کسالت بار شدن مجموعه و از ريتم ‏افتادن قصه مي شود. در ترکيب بازيگران هم ، اميرحسين صديق ، آتنه فقيه نصيري و پرويز پورحسيني به ‏خوبي از عهده ايفاي نقش هايشان برمي آيند. ديگر بازيگران تلاش در خور و قابل تاملي از خود نشان نمي ‏دهند و تنها خود را تکرار مي کنند. البته ناگفته نماند داوود رشيدي چهره جديدي در ژانر طنز از خود نشان ‏مي دهد که کمي هم به ورطه اغراق مي افتد اما با تمام اين تفاسير، بازي متفاوتي در کارنامه کاري او به ‏شمار مي رود. در بخش کارگرداني هم جوان دکوپاژ کم نقصي انجام داده است، اما تاکيد داشتن بر عنصري ‏که به آن اشاره شد، در برخي لحظات باعث کند شدن ريتم نماها و ضربه خوردن ساختار اثر مي شود. ‏

‏"نشاني" با تمام کاستي هايي که دارد نويد آمدن کارگرداني جوان و جسور را به تلويزيون مي دهد که ‏درگذشته شاهد هنرنمايي او در زمينه بازيگري بوده ايم. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.