Rooz

دموکراسي ايران وغذاي چيني

اميد معماريان o.memarian@roozonline.com - شنبه 3 فروردین 1387 [2008.03.22]

po_memarian_01.jpg

چندسال پيش، با جمعي ازدوستان به مجموعه جام جم خيابان ولي عصر تهران رفته بوديم. ازمعدود جاهايي که ‏درغرفه هاي مختلف غداهاي متنوع ايراني وغيرايراني طبخ مي شود. يکي ازميان ما غذاي چيني سفارش داد. او ‏که ايراني-آمريکايي بود دراثنايي که غذايش آماده شود اندرخوشمزگي وفوائد غذاي چيني آنقدرصحبت کرد که دل ‏همه ما رفت.‏

غذا‎ ‎که آمد همه ما چشم به دهانش دوخته بوديم که ببينيم خوردن غذاي چيني چه لذتي دارد. هنوز لقمه اول ‏ازدهانش پايين نرفته بود که با عصبانيت رو به يکي از کارکنان آنجا کردو گفت: "آقا اين که به جاي غذاي چيني، ‏خورشت ايراني است؟!" برخلاف خيلي از ما ايراني ها که وقتي جاي خيلي شيکي مي رويم وبا اتفاق غيرمنظره ‏ايي روبرو مي شويم سخني به لب نمي آوريم واعتراض نمي کنيم دوست ما شروع کرد به اعتراض. خلاصه آشپز ‏آمد با کلي عذرخواهي و گفت: "خانم معذرت مي خواهم، اين آشپز جديد ما تازه وارد است نمي داند واقعا چطور ‏غذاي چيني درست کند، البته درست مي شود. اما مردم که نمي دانند اين غذا چيني نيست، بنابراين زيادفرقي نمي ‏کند.... احتمالا شما قبلا خورده ايد." لهجه دوست ما نشان مي داد. اما اين سخن همه ما را برآشفت. شگفتي و ‏تعجب ما اين بود: حالا مردم متوجه نشوند -‏‎ ‎چون درچين وجاهاي ديگر غداي چيني نخورده اند- ولي انصاف ‏نيست به اسم غذاي چيني، چيز ديگري به خورد آنها بدهي؟

داستان انتخابات و سازمان هاي شبه دموکراتيک در ايران به مثابه همان ارائه غذاي چپني با طبخ ايراني است. ‏شوراي نگهبان وديگرنهادهاي ناظر چنان بلايي بر سر روند برگزاري انتخابات آورده اند که عملا دسترسي بخش ‏عمده ايي از مردم که نگاه متفاوتي به گرداندن امور جامعه دارند به قدرت بي معني شده است. تقسيم بندي ‏‏"خودي" و "غيرخودي" طي سالهاي گذشته مبناي ورود افراد به نهادهاي کاملا کنترل شده شبه دموکراتيک بوده ‏است نه قانون انتخابات وديگر قوانيني که برحضور مردم درچرخه قدرت صحه مي گذارد. ‏

همين دايره خودي ها نيز طي اين چند سال دستخوش تغييرات فراواني شده است. به نحوي که بسياري از افرادي ‏که سه چهار سال پيش خودي محسوب مي شدند تنها با انتقادات ملايم واظهار نظرهاي مستقل خود را ازدايره ‏حمايت هدايت کنندگان دموکراسي ايراني خارج ديده اند وبه ناچار از اين نهادها به بيرون انداخته شده اند.‏

بنابراين از انتخابات ونهادهايي مانند "مجلس شوراي اسلامي" ومفاهيمي مانند "راي مردم" تنها صورت آن باقي ‏مانده و عملا از آنچه که قانون گذار درابتداي انقلاب مرادش بود ديگر خبري نيست.‏

اصلاح طلبان ونيروهاي منتقد نيز که دائما بر مشارکت تاکيد مي کنند ومي دانند رفتن به سوي هرگونه تحريم ويا ‏شرکت نکردن درانتخابات به معني از دست دادن همان سهمي است که به صورت سنتي دريافت مي کنند، در ‏نهايت به صورتي هدايت مي شوند تا سهم اندک از پيش تعيين شده را دريافت کنند. آنها به قلب معناي انتخابات به ‏ناچار تن مي دهند وچون همه پروژه سياسي شان محدود مي شود به رفتن به مجلس ويا رياست جمهوري، به ‏انتظار مي نشينند تا يک بار ديگر بتوانند سهمي که به آنان داده مي شود را دراختيار بگيرند. ‏

گردانندگان اين صحنه نامي که براين نمايش مي گذارند را دموکراسي مي خوانند و احترام به راي مردم. درحالي ‏که به برکت گردش اطلاعات ازطريق مکانيسم هاي مختلف، مردم آگاهند که ماجرا ازچه قرار است. واقعيت اين ‏است که اين دموکراسي مدل ايراني که اختراع شوراي نگهبان وديگرنهادهاي همسوست، نهايت تحمل نظامي است ‏که با دستکاري دربديهي ترين اصول تلاش مي کند چيزهايي را به خورد مردم بدهد که اين روزها عملا به خورد ‏کسي نمي رود. درواقع امروز حتي اگر افراد نتوانند به روندي که انتخابات را عملا از ماهيت مردمي خود خارج ‏کرده اعتراض کنند، اما متوجه مي شوند که چه کساني و درطي چه فرآيندي وبا چه اهدافي مواد اوليه غذاي طبخ ‏شده را عوض کرده اند ومزه آن چنان تغييرکرده که کسي نمي داند آنچه برسرسفره است دقيقا چه نامي دارد. ‏درواقع کمتر کسي است که نداند آنچه به خوردش داده مي شود نه غذاي چيني بلکه خورشت ايراني است. ‏

کاهش درصد شرکت کنندگان درانتخابات روز جمعه علي رغم علاقه مندي مسئولان به بالا بردن درصد راي ‏دهندگان -که البته امري بي سابقه نيست- پيامي جدي درخود دارد. اين راه هماني است که صدام حسين را به جايي ‏رساند که در انتخابات بالاي 90 درصدي پيروزي خود را جشن بگيرد. باور کنيد هيچ آدم عاقل وسالمي چنين ‏پيروزي را خوش نمي دارد. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.