Rooz

پوپوليست غير مردمی

تفسير گاردين از پيامدهای انتخابات مجلس در ايران - یکشنبه 26 اسفند 1386 [2008.03.16]

رابرت تيت

نبودن در ايران قلبم را جريحه دار می کند، و شنيدن گزارش ها درباره انتخابات ديروز ‏مجلس تلخی اين احساس را چندين برابر می کند. به هرحال، من بايد آنجا می بودم تا اخبار را ‏پوشش بدهم.

من به عنوان گزارشگر گاردين در تهران از مارس 2005، می بايست بين پشت پرده و ‏سيستم سياسی ايران ارتباطی ميافتم تا درباره آنچه بر دموکراسی در جمهوری اسلامی می ‏گذرد، مطلب بنويسم. مقامات نظر ديگری داشتند. دسامبر گذشته، پس از امنتاع از تمديد ويزا ‏و اجازه اقامت توسط مقامات، مجبور به ترک ایران شدم؛ سه ماه قبل از انتخابات مجلس. ‏ظاهراً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که ناظر بر فعالیت خبرنگاران خارجی است، احساس ‏کرد که من شايسته پوشش دادن گزارشات مربوط به انتخابات- به عنوان مهمترين خبر سال ‏جاری- نيستم.

غيبت من ممکن است سرخوشی برخی مقامات را بدنبال داشته است چرا که آنها در پس ساده ‏ترين انتقادات، سايه تاريکترين تهديدها را تصوير می کنند. با اينحال به نظر می رسد من قصه ‏قرن را از دست نداده ام.

انتخابات به طرز بيرحمانه ای نتظيم شد و صدها نامزد اصلاح طلب و آزاديخواه به خاطر ‏آنچه ويژگی های "غير اسلامی" خوانده شد، از گردونه رقابت ها کنار گذاشته شدند. خيلی ها ‏هم که نگران مشکلات اقتصادی بودند، برگزاری يک رویداد سياسی را در آستانه نوروز و ‏دلمشغولی های آن برای مردم، کاری غيرمنطقی تلقی کردند. نتيجه هم به طور قطع مجلسی با ‏اکثريت قاطع بنيادگراهای محافظه کار خواهد بود که در رقابت های انتخاباتی به پيروزی ‏خواهند رسید.

با همه اينها، يک عبارت کليشه ای در ايران وجود دارد که می گويد، چيزها آن طور که می ‏نمایند نیستند. لازم نيست کسی يک ليبرال همصدا با غرب باشد تا از سياست های محمود ‏احمدی نژاد سراپا متعجب شود. خيلی از مخالفان جدی احمدی نژاد را تندروها تشکيل می ‏دهند که در گذشته هم قطار او در سپاه پاسداران بوده اند: محمد باقر قاليباف – شهردار تهران- ‏و علی لاريجانی – مذاکره کننده ارشد هسته ای ايران.

احمدی نژاد در حاليکه در صحنه بين المللی با چشمان بسته به سخنرانی های هسته ای ‏مشغول بود، اقتصاد را در خانه خودش به فراموشی سپرد. مانند همه پوپوليست های دنيا، او ‏با وعده دادن آنچه بيش از توان کشورش بود ، اقتصاد عمومی را در باتلاقی گرفتار کرد. ‏چهره های کمتر نمايشی محافظه کار نظير قاليباف و لاريجانی، منتظرند تا غرش های انتقادی ‏خود را درباره قيمت های خانه و ارزاق، در انتخابات آینده رياست جمهوری در سال آينده، بر ‏سر او بکشند.

اگر اين انتخابات به تشکيل يک جريان محافظه کارضد احمدی نژاد منجر شود، احتمالاً آيت ‏الله خامنه ای رامتقاعد خواهد ساخت که از نامزدهای کمتر جنجنالی برای رياست جمهوری ‏بعدی حمايت کند. احتمال دارد بدون پشتيبانی های خامنه ای، شغل احمدی نژاد به محافظه ‏کارهايی که کمتراز اوآشکارا راديکال هستند، سپرده شود.‏

هر نامزدی که مورد پشتيبانی خامنه ای قرار گيرد، شانس کمتری برای لقب قهرمان آزادی ‏خواهی خواهد داشت. اين در حالی است که به زمانی نزديک می شويم که وقوع تغييرات ‏دیگر نه يک گزينه ايدئولوژيک بلکه امری الزامی به نظر می رسد. رژيم اسلامی از انقلاب ‏‏1979 تا کنون دچار تحولات شگرفی شده است و اين حتی شامل اموری است که قبلاً غير ‏قابل تصوربودند در حالی که اکنون معمولی محسوب می شوند. فشار شديد دو سوم جمعيت ‏که همگی زير 30 سال دارند- و شور و شوق انقلابی قدیم را تجربه نکرده اند- تحولات ‏بیشتر را اجتناب ناپذیر کرده است. ‏

واقعيت بر خلاف تعبير احمدی نژاد، آن است که شکست اصلاح طلبان ایجاب می کند که ‏هرگونه تغييراتی اجبارا از سوی محافظه کارانی انجام شود که به وضع فعلی وفادارند. معنی ‏ديگرش اين است که انتخابات مجلس عليرغم همه اشکالاتش، بيش از يک اقدام صرفا ‏سمبوليک بوده است. ‏

منبع: گاردين - 15 مارس ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.