احمدي نژاد را بايد جدي گرفت
تحليلي از لوموند - دوشنبه 20 اسفند 1386 [2008.03.10]
بحران ايران هنوز تمام نشده و خيلي مانده تا تمام شود! به رغم انتظارها، شوراي امنيت سازمان ملل، به جز رأي ممتنع اندونزي، به اتفاق آرا قطعنامه تحريم هاي جديد عليه ايران را تصويب کرد اين اتفاق بيانگر نگراني فزاينده جامعه جهاني است.
گزارشي که روز 22 فوريه آژانس بين المللي انرژي اتمي به سازمان ملل ارائه داد در واقع ناقض گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا مبني بر احتمال توقف برنامه هسته اي نظامي ايران از سال 2003 بود و محمد البرادعي، مدير آژانس هرچند از تلاش هاي ايران براي ارائه اطلاعات شفاف در پاره اي زمينه ها ابراز خشنودي کرده بود، براين مسئله نيز تأکيد داشت که جمهوري اسلامي نتوانسته است همۀ سوءظن ها را درمورد "ماهيت واقعي برنامه هسته اي" خود ازبين ببرد.
از طرف ديگر، اولي هنونن، معاون مديرآژانس، درجلسه اي در وين اسناد و مدارکي را با ذکر جزئيات دقيق به نمايش گذاشت که از وجود برنامه اي با اهداف نظامي حکايت مي کرد. براساس اين اطلاعات، جمهوري اسلامي علاوه برساخت يک کلاهک هسته اي يک مرکز پرتاب موشک حامل کلاهک هسته اي را راه اندازي کرده است.
در کنار همه اين ها سازمان مجاهدين خلق، تشکيلات مخالف جمهوري اسلامي ايران که معمولاً از نظر اطلاعاتي خوب تغذيه مي شود( مثل افشاي اطلاعات مربوط به برنامه هسته اي که ايران بدون اطلاع جامعه جهاني دنبال مي کرد، درسال 2002)، بروجود يک کارخانه توليد کلاهک هسته اي درخجير واقع در جنوب شرقي تهران تأکيد مي کند. ايران بنا به گفته کارشناسان هسته اي با در اختيارداشتن 3000 سانتريفوژ فعّال مي تواند به سرعت سطح غني سازي اورانيوم را به نود تا نود و پنج درصد برساند که اين مقدار براي توليد سلاح اتمي کافي است.
در مورد اينکه حکومت اسلامي مصمم است ايران را به سلاح اتمي مجهز کند شکي وجود ندارد. تنها چيزي که در موردش ترديد وجود دارد اينست که اين طرح تا چه حد پيش رفته است. بدبين ترين افراد معتقدند که فعّال کردن سانتريفوژهاي نسل دوّم (p2) به ايران امکان خواهد داد تا پيش از پايان
2008 سلاح اتمی تولید کند و خوش بين ترها مي گويند که حکومت ایران براي اينکه آمريکا را مجبور کند ايران را به عنوان قدرت مسلّط منطقه به رسميت بشناسد، لاف مي زند.
چنين دورنمائي با آنکه اطمينان بخش به نظر مي آيد بدون توجه به ماهيت حکومت ايران ترسيم شده است و احمدي نژاد را دست کم گرفته است. امتناع از پذيرش يک دولت يهود در منطقه اي که سرزمين اسلام تلقي مي شود يکي از اصول بنيادي حکومت اسلامي مستقر در تهران است. تمام رؤساي جمهور پيش ازاحمدي نژاد، از جمله خاتمي اصلاح طلب که از 1997 تا 2005 در قدرت بود، همين مضمون را بارها تکرار کرده اند. هرساله در روز قدس ( نامي که اعراب بر اورشليم گذاشته اند) در راهپيمائي هائي که درشهرهاي بزرگ ايران برگزار مي شود فرياد "مرگ بر اسرائيل" در خيابان ها طنين مي اندازد. امّا اين فقط يک شعار
خياباني نيست. در روز انتصاب احمدي نژاد به رياست جمهوري در محلّ دفتر رهبر جمهوري اسلامي نيز بزرگان نظام همين شعار را سردادند. درچند کشور جهان مراسم رسمي با شعار نابودي کشور ديگري برپا می شود؟
احمدي نژاد يک رئيس دولت معمولي نيست، همانطور که جمهوري اسلامي يک حکومت معمولي نيست که مثل غرب خرد گرائي بر آن حاکم باشد. احمدي نژاد که در جواني به خدمت سازمان هاي مخفي جمهوري اسلامي درآمد در مکتب سرکوب مخالفان داخلي و شکار مخالفان خارج از کشور تعليم ديد وسپس در مقام فرمانده شبه نظاميان بسيج به برخورد خشونت آميز با تظاهرات دانشجويان و جنبش هاي اصلاح طلب دوران "بهار آزادي" تهران پرداخت. اين رئيس جمهور وفادار به خطّ امام خميني، برخلاف رفسنجاني محافظه کار و خاتمي اصلاح طلب حاضر به هيچگونه مصالحه اي نيست.
بعضي ها با گفتن اينکه احمدي نژاد "بازيچه اي" بيش نيست سعي مي کنند بر نگراني هاي خود فائق آيند. البته درست است که احمدي نژاد با حمايت رهبر جمهوري اسلامي به قدرت رسيده است و نظام ديني ايران اين اجازه را به خامنه اي مي دهد که در هر لحظه اورا از رياست جمهوري عزل کند امّا احمدي نژاد از زمان به قدرت رسيدن در ژوئن 2005 در سطح جهان جايگاهي يافته است که تمام رؤساي جمهور پيش از او فاقد آن بودند. او امروز پس از آيت الله خميني، مشهورترين ايراني در جهان است. حملات شديد به اسرائيل و غرب و نفي وجود اسرائيل و به خصوص حمايت از حزب الله در جنگ تابستان 2006 [ لبنان] از اوچهره اي محبوب در جهان عرب ساخته است. سفر احمدي نژاد به عربستان سعودي براي شرکت درمراسم حج در زمستان و ديدارش از عراق در روزهاي پاياني هفته گذشته از منويات او براي تثبيت نقش ايران در منطقه به عنوان قدرت برتر پرده برمي دارد.
با همه اين تفاصيل آيا هنوز هم مي توان احمدي نژاد را " آلت دست" خامنه اي خواند؟ در هر حالت مهم اينست که او بازتاب صدا و چهره اي است که جمهوري اسلامي با درافتادن با جامعه جهاني از خود به نمايش گذاشته است. احمدي نژاد همچنان به پيش مي تازد در حاليکه دريکدستش قرآن است، البته تفسيري از قرآن که پايان جهان را بشارت مي دهد و هيچ ارتباطي با سنت شيعه ندارد، وبادست ديگرش بمب را تکان مي دهد يعني به عبارت ديگر جهان را با سلاح هسته اي تهديد مي کند. چند روز پيش او اسرائيل را "ميکرب کثيف" و" حيوان درنده" خطاب کرد. پيش از او نيز محمد علي جعفري، فرمانده سپاه پاسداران و يکي از نزديکان رئيس جمهور از اسرائيل به عنوان "غدّه سرطاني" منطقه نام برد. اين سخنان يهوديان را به ياد زماني مي اندازد که نازي ها آن ها را با شپش و موش مقايسه مي کردند. زبان همه مستبدان در همه اعصار زبان واحدي بوده است. حسن روحاني يکي از مقامات بلند پايه جمهوري اسلامي و مسئول سابق پرونده هسته اي ايران در يکي از سخنراني هايش سخنان احمدي نژاد در زمينه سياست خارجي را" تحريک آميز" خواند. و تنها او نيست که نگران است.
محکوم کردن سخنان احمدي نژاد در مورد اسرائيل از سوي اتحاديه اروپا در 25 فوريه و رأي شوراي امنيت سازمان ملل نشان مي دهد که جامعه جهاني کم کم دارد احمدي نژاد را جدّي مي گيرد.
منبع: لوموند، 7 مارس
