معمم ها و پاسداران در رقابت
تحليل فيگارو از تضادهاي داخلي - دوشنبه 20 اسفند 1386 [2008.03.10]
مبارزات براي انتخابات مجلس ايران14 مارس که خوبي ظهور يک نيروي جديد سياسي و در عين حال اصولگرا را نشان مي دهد: رزمندگان سابقي که امروز بر صحنه سياست ايران تسلط يافته اند.
با نزديک شدن انتخابات 14 مارس هيچ چيز در تهران تغيير نکرده. علي اشراقي، نوه آيت الله خميني، اخيراً اعلام کرد که از شرکت در انتخابات منصرف شده است. صلاحيت او ابتدا رد شد و در نهايت توسط شوراي نگهبان مورد تأييد قرار گرفت. پسر دايي او، حسن خميني، ديگر وارث بنيانگذار جمهوري اسلامي، مدتهاست با شيوه رد يا تأييد صلاحيت و شرکت نظاميان در سياست به مخالفت برخاسته است.
حسن خميني و علي اشراقي انگشت خود را به سوي گروه جديدي از سردمداران نشانه مي روند که به مانند رييس جمهور احمدي نژاد از ميان شخصيت هاي سپاه پاسداران، ارتش ايدئولوژيک حکومت، برخاسته اند. در اين رابطه، حتي برخي از اصلاح طلبان از محکوم کردن آنان در ايجاد کودتا عليه حکومت فروگذار نمي کنند.
اين مبارزات که يک هفته قبل از انتخابات به اوج خود رسيده، در حقيقت نشان از خطوط جديدي از فراکسيون در نزد نظام سياسي ايران دارد. کشمکش ميان محافظه کاران و اصلاح طلبان که در زمان رياست جمهوري خاتمي قدرت را در دست داشتند ديگر به مانند سابق مشاهده نمي شود.
نزديک به 30 سال پس از به قدرت رسيدن مذهبي ها در ايران، از اين پس شاهد رقابت ميان عمامه داران و سپاهياني که خشونت اساس کارشان است هستيم. به بيان ديگر، مبارزه اي که بين جناح پير مذهبي و رزمندگان سابق جنگ ايران و عراق شکل گرفته است.
برنارد هورکاد، محقق فرانسوي مرکز ملي تحقيقات فرانسه و متخصص در امور ايران، در اين زمينه مي گويد: "اين يک نوسازي منطقي براي نسل هاي جديد سياسي است." او در ادامه مي افزايد: "سپاهيان زماني که بسيار جوان بودند براي دفاع از وطن خود به جبهه ها رفتند. در آن زمان، مذهبي ها قدرت اقتصادي و سياسي را در دست داشتند. آنها امروز حدود 50 سال سن دارند و مهندس يا جغرافيدان هستند. اکنون مي خواهند جزو تصميم گيرندگان باشند و هدفشان پست هاي کليدي است."
برنادر هورکاد همچنين مي افزايد: "پس نمي توان گفت که با يک نظامي سازي روبرو هستيم، بلکه اين خواستي است که در نظر دارد قدرت قبضه شده توسط مذهبي ها را پس گيرد." ظهور آنها روي صحنه سياسي به تدريج صورت گرفته: ابتدا در انتخابات شوراي شهر سال 2003، سپس در انتخابات مجلس سال 2004 و پس از آن، در انتخابات رياست جمهوري سال 2005.
رأي استان ها
عدم تأييد صلاحيت اصلاح طلبان در انتخابات 2008 مجلس که توسط کميسيون هاي وابسته به وزارت کشور مورد نظارت قرار مي گيرد فاکتوري است که بي شک بايد آن را به حساب آورد و اين در حالي است که مواضع وزارت کشور نيز به مواضع احمدي نژاد بسيار نزديک است. در سال جاري، با توجه به اعداد و ارقام رسمي که از سوي شوراي نگهبان صادر شده [نهادي که اکثريت آن را محافظه کاران تشکيل مي دهند و وظيفه رد يا تأييد صلاحيت ها را برعهده دارد]، صلاحيت 4500 نامزد براي انتخابات 14 مارس مورد تأييد قرار گرفته و 2200 نفر رد صلاحيت شده اند. در ميان رد صلاحيت شدگان، تعداد زيادي اصلاح طلب به چشم مي خورند که طبيعتاً نخواهند توانست براي به دست آوردن کرسي هاي مجلس به رقابت بپردازند. براساس نتيجه گيري هاي انجام شده توسط اصلاح طلبان، که از سوي فرانس پرس نيز انتشار يافته، آنها تنها براي 111 کرسي از 290 کرسي مجلس به رقابت خواهند پرداخت.
عدم شرکت طرفداران خاتمي در انتخابات قبلي، به ويژه زنان و جواناني که از روند کند اصلاحات مأيوس شده بودند، راه را براي سپاهيان سابق هموار نمود. به گفته فريبا عادل خواه، محقق مؤسسه مطالعات سياسي پاريس، رأي مردمي در استان ها بيشتر به "پروژه هاي قابل بهره برداري در چارچوب گسترش هاي اقتصادي" اختصاص دارد و چنين پروژه هايي بيشتر از سوي عوامل جديد سياسي اعلام شده تا از سوي اصلاح طلبان. او مي گويد: "امروز بازده و تخصص گرايي فاکتورهاي مهمي محسوب مي شوند. رأي استان ها بر تئوري هاي سياسي-مذهبي استوار نيست، بلکه به پروژه هاي ملموس و قابل رؤيت اختصاص دارد."
و اين دقيقاً همان چيزي است که به نظر مي رسد سپاهيان سابق به خوبي درک کرده اند؛ سپاهياني که به گفته برنارد هورکاد، ايده هاي يک شکل و يکنواختي ندارند. او در اين خصوص مي گويد: "دو جناح کاملاً مشخص را بايد از هم تميز کرد. اين دو جناح از سوي دو شخصيت سياسي رقيب هدايت مي شوند. از يک طرف، شخصيتي مانند احمدي نژاد را مي بينيم که طرفدار ايدئولوژي اسلامي و تحريک در صحنه بين المللي است و از سوي ديگر اشخاصي مانند محمد باقر قاليباف، شهردار تهران، يا علي لاريجاني، رييس سابق شوراي عالي امنيت ملي را مي توان يافت که اسلام و ملي گرايي در نظرشان داراي اهميت ويژه اي هستند. گروه دوم معتقدند که اين ارزش ها را بايد براساس شيوه خاصي از جهاني سازي به تحقق رساند، به گونه اي که بتوان از انزواي ايران نيز جلوگيري کرد. در اينجاست که مي توان رقابت جديد براي به دست گرفتن قدرت را به خوبي مشاهده کرد."
منبع: فيگارو، 6 مارس
مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es
