ورشکستگي کارخانه ها، بيکاري کارگران
هشدار هشتاد شرکت بزرگ به دولت - یکشنبه 19 اسفند 1386 [2008.03.09]
حميد احدي
اولين نشانه هاي بيماري خطرناکي که نتيجه هزينه کردن بي برنامه پول براي خريد راي و محبوبيت توسط محمود احمدي نژادست ظاهر شده و با گسترش بيکاري ها و ورشستگي شرکت هاي پيمانکاري بخش خصوصي، زنگ خطر براي اقتصاد ايران به صدا درآمده است.
بيش از هشتاد شرکت خصوصي بزرگ که در صدها طرح عمراني با ده ها هزار کارگر مشغول به کار بوده اند با ارسال نامه هائي به دولت هشدار داده اند که ورشکستگي و بروز مشکلات کارگري نزديک است. همزمان با نامه بخش خصوصي شهرداري تهران هم در گزارش مستندي به دفتر رهبر جمهوري اسلامي نشان داده که سال پايان گرفته ولي دولت به تعهدات خود به شهرداري تهران و موسسات تابع به آن – مصوب مجلس – عمل نکرده است.
دو ماه قبل و در جريان قطع گسترده گاز و برق در کشور که تلفاتي هم به بار آورد، دولت با تبليغاتي گسترده که با حمايت صدا و سيما صورت گرفت کوشيد "بداخلاقي" ترکمنستان را که تامين حدود سه در صد گاز مصرفي کشور را به عهده دارد، و حتي درخواست برخي دشمنان داخلي دولت از ترکمنستان براي قطع گاز (ادعايي که توسط شخص رييس جمهور مطرح شد) را عامل اصلي کمبود گاز نشان دهد. در حالي که شش ماه قبل از آن معاون رييس جمهور در نامه اي به وي هشدار داده بود که با وضعيتي که در توقف طرح هاي عمراني استخراج گاز وجود دارد قطعي گاز حتمي خواهد بود.
کارشناسان اقتصادي با يادآوري سه نامه اي که اقتصاددانان مستقل در سال اول و دوم رياست جمهوري محمود احمدي نژاد به وي نوشتند نشان مي دهند که آن چه رخ مي دهد دقيقا همان است که قابل پيش بيني بود و اينک بايد مردم و مجلس از دولت بپرسند که چرا بي اطلاعي خود از اقتصاد را با ناسزاگوئي به کارشناسان پنهان داشت و چرا آنان را متهم به همدستي با دشمن کرد.
گفتني است که سرانجام هم وقتي تحت تاثير توصيه هاي ديگران به برگزاري جلسه اي با اقتصاددانان رضايت داد، جلسه با شوخي و متلک همراه کرد و به عنوان "شيرينکاري" از اقتصاددانان خواست برنامه اي به وي بدهند که نشان دهد به نظر آنان چطور بايد درآمد نفت را بين مردم تقسيم کرد. يعني درست همان که اقتصاددانان برحذرش مي داشتند و در نامه هاي خود نوشته بودند درآمد حاصل از فروش نفت و گاز بايد به در زيرساخت ها به کار گرفته شود و از مصرف عمومي آن خودداري گردد که موجب بيماري هلندي و تورم نشود.
پنج ونيم ميليارد دلار
روز شنبه سايت فارسي بي بي سي بدهي دولت به شرکت هاي خصوصي ايراني را پنج هزار ميليارد تومان (معادل پنج و نيم ميليارد دلار) اعلام داشت و نوشت اين شرکت ها با ارسال نامه هايي به دولت، با اشاره به کمبود نقدينگي و ناتواني در پرداخت حقوق و مزاياي کارگران در پايان سال، از مقامات دولتي خواسته اند راهي براي حل اين مشکل بيابد.
يک کارشناس اقتصادي شب گذشته به "روز" گفت نامه شرکت هاي خصوصي، از مدت ها پيش صورت گرفته و هربار از سوي دفتر رييس جمهور دستورهاي موکدي براي پرداخت آن صادر شده که بي نتيجه مانده و علت هم مخارج سنگيني است، به مراتب بيش از بودجه هاي مصوب، که در آستانه انتخابات مجلس بر اساس خواست نامزدهاي دولت در حوزه هاي انتخاباتي هزينه شده که در حقيقت هزينه هاي دولت براي به دست آوردن اکثريت در مجلس آينده است.
مديران بخش صنايع و خدمات اتاق بازرگاني و صنايع کشور نيز در ماه هاي اخير در چند جلسه با اعضاي کابينه نسبت به عوارض اجتماعي آن چه در حال وقوع است هشدار دادند که بعد از انعکاس آن در روزنامه ها و گزارش افشاگوئي هاي مديران بخش خصوصي، به دستور بخش رسانه اي دفتر رييس جمهور، حضور وزيران اقتصادي در اين گونه جلسات و اصولا در جلسات گفت و شنود محدود به مراکز دولتي و در کنترل هواداران دولت شده است.
کارشناس اقتصادي بي بي سي نوشته دولت ايران در حالي پنج هزار ميليارد تومان به شرکت هاي بخش خصوصي بدهکار است که در سال جاري کل بودجه اي که براي بخش عمراني اختصاص يافته حدود ۱۴هزار ميليارد تومان بوده است. به اين ترتيب دولت تقريبا به اندازه يک سوم بودجه عمراني يک ساله را فقط به اين شرکت ها بدهکار است.
بر اساس گزارش ها، اين بدهي هنگفت و باورنکردني باعث شده تا بخشي از شرکت هاي بزرگ خصوصي عملا به مرز ورشکستگي برسند، به طوري که حتي توان پرداخت عيدي و پاداش آخر سال کارگران و کارمندان خود را نداشته باشند.
درز خبر
هفته گذشته با همه محدوديت هائي که دولت ايجاد کرده گزارش هايي از اعتراض برخي شرکت ها و کارکنان به دليل پرداخت نشدن حقوق آنها در چند روزنامه منتشر شد تا جائي که خبرگزاري دولتي ايران، ايرنا نيز از اعتراض گروهي از پيمانکاران و کارگران پروژه پارس جنوبي خبر داد که در هفته گذشته در مقابل فرمانداري کنگان حضور يافته بودند. به نوشته خبرگزاري معترضان مي گويند که از مهرماه گذشته پولي بابت کارهاي خود نگرفته اند و حقوق کارگران نزديک به شش ماه پرداخت نشده است.
جالب آن که منطقه اي عسلويه به عنوان يکي از اصلي ترين مراکز تامين و استخراج گاز که در شروع کار دولت احمدي نژاد منطقه اي پرکار نشان مي داد که افزايش نرخ مسکن در آن از موارد انتقادي شده بود، اولين مقصد طرح سفرهاي استاني دولت جديد شد و با سروصدا اعلام گشت که چون عده اي از کارگران يک شرکت خدماتي با مشاهده احمدي نژاد دست به اعتراض برداشت که حقوق آن ها از زمان روي کار آمدن وي پرداخت نشده است رييس جمهور تازه کار دستور داد وزيران در عسلويه بمانند و تا حقوق اين کارگران پرداخت نشده به تهران نيايند. عملي که سرانجام با پرداخت از بودجه دولت عملي شد. همان منطقه اينک تبديل به شهري مرده و سوت و کور شده که خروج پيمانکاران خارجي – که در اثر تحريم اقتصادي و برنامه هاي تبليغاتي دولت رخ داده – و تعطيل کارگاه هاي آنان وورشکستگي موسسات خدماتي ايراني که به طور وسيعي در مناطق کارگرخيز جنوبي کشور فعال بودند، علت اصلي آن است.
انتقال زنجيره اي مشکل
ابعاد مشکلي که براي سياست هاي اقتصادي و پولي کشور هويدا شده زماني آشکارتر مي شود که مطابق گزارش بانک مرکزي، بانک هاي کشور هم با مشکل کمبود نقدينگي مواجه شده اند چرا که برخي شرکت هاي بزرگ طلبکار دولت که وام هاي کلان از بانک ها گرفته اند به دليل ناتواني در وصول طلب هايشان قادر به بازپرداخت آن نيستند. تعدادي از اين شرکت ها در مذاکرات خود با بانک هاي طلبکار به آن ها نشان داده اند که چند برابر وام هاي دريافتي از دولت طلب دارند اما چون دولت بدهي آنها را نپرداخته، هر چند صفر تازه اي بر بدهي هاي بانکي آن ها – که بدهي عقب افتاده محاسبه مي شود و بايد با بهره بالاتر پرداخت شود – افزوده خواهد شد، چندي ديگر حتي با اعلام ورشکستگي شرکت ها نيز اين مصيبت به بانک ها منتقل خواهد گشت.
در اين حال هشدارهاي بانک ها به شرکت هاي بدهکار نيز نتيجه اي به بار نياورده چرا که مديران شرکت ها آماده اند که دارائي هايي که به عنوان تضمين بازپرداخت وام ها در گرو بانک است ضبط و بار از دوش آن ها برداشته شود.
در همين حال گزارش ها نشان مي دهد دو کشور از ميان کشورهائي که قراردادهاي فروش گاز به آن ها امضا شده، در پيش هشدارهاي خود نشان داده اند که اگر در گاز صادراتي آنان توقفي صورت گيرد دولت مجبور به پرداخت غرامت سنگيني خواهد بود، چنان که در ميان غوغائي که سرماي زمستان ايجاد کرد، ترکيه موفق به دريافت غرامتي هم شد که دولت ترجيح داده که آن را مخفي دارد.
در ادامه انتقال زنجيره اي مشکلاتي که دولت براي بخش خصوصي ايران به وجود آورده، در نامه هاي مديران اين شرکت ها اشاره شده که چون براي تامين بخشي از ماشين الات و مواد اوليه خود وابسته به خارج هستند، و قراردادهائي براي تامين اين ماشين ها و مواد اوليه بسته اند اينک از يک سو با توجه به مشکلات مالي و سياسي ناشي از پرونده هسته اي ايران، نمي توانند اين مواد را به آساني تامين کنند و از سوي ديگر با توجه به توقف پروژه ها و کمبود نقدينگي قادر به تامين تعهدات خود به شرکت هاي تامين کننده نيستند و به زودي با فشارهاي بين المللي روبرو خواهند بود.
سهام به جاي پول
بنا به اطلاعاتي که در يکي از روزنامه هاي اقتصادي هفته گذشته تهران هم منعکس شده بود نمايندگان دولت در جلساتي به نمايندگان مديران شرکت هاي خصوصي طلبکار پيشنهاد کرده اند که در مقابل بدهي هاي خود سهام کارخانجات دولتي را دريافت دارند. اين سياست رندانه از آن جهت برگزيده شده که در عين حال آمارها و ادعاهاي دولت براي اجراي فرمان ها و قوانين مربوط به کاستن از خصوصي سازي اصل 44 هم افزايش دهد.
دولت در حالي که نتوانسته است نيمي از تعهدات قانوني خود را براي خصوصي سازي به اجرا بگذارد در آخرين اصلاحيه بودجه خود دو برابر تعهد سالانه را به عهده گرفت که در سه ماه آخر سال به اجرا بگذارد که در همان زمان کارشناسان اقتصادي ابراز داشتند که فروش چنين ميزاني از سهام کارخانه ها و شرکت هاي دولتي محال است اما به نظر مي رسيد که دولت قصد دارد آن ها را در فورمول سهام عدالت به کارکنان خود واگذار کند، عملي که مطابق فورمول هاي اقتصادي خصوصي سازي به حساب نمي آيد.
از سوي ديگر مديران شرکت هاي خصوصي طلبکار دولت به نمايندگان دولت گفته اند که مشکل امروز آن ها ورشکستگي و نداشتن نقدينگي و روبرو بودن با فشارهاي کارگري است، در حالي که امکان نقد شدن سهام شرکت هاي دولتي وجود ندارد، اين سهام باري از دوش آن ها برنمي دارد گرچه شايد امکان دهد که دولت در سخنراني هاي تبليغاتي خود ادعا کند که مشکلات را حل کرده است.
گفتني است که شرايط دشوار فعلي که در آستانه نوروز شدت خود را بروز داده در حالي اتفاق مي افتد که از نيمه سال، با تغييراتي که با بي ميلي رييس دولت همراه بود، مديريت بانک مرکزي تغيير کرد و هم جلو کاهش دستوري نرخ بهره گرفته شد و هم به گفته طهماسب مظاهري بند کيسه خزانه سفت شد و نه تنها نقدينگي فراوان مطابق خواست دولت در اختيارش گذاشته نمي شود بلکه بانک ها هم موظف شده اند که به سرعت سوددهي خود را به اثبات برسانند که چنين دستور العملي نتيجه اش خودداري بانک ها از اجراي دستورهاي خرج دولت خواهد بود.
به گفته کارشناسان اگر تغيير مديريت بانک مرکزي صورت نگرفته بود و روندي که اقتصاددانان هشدار داده بودند ادامه مي يافت آن چه اکنون به صورت غولي مهيب و ترساننده در مقابل اولين دولتي ظاهر شده که نفت بشکه اي صد دلار فروخته و 140 ميليارد دلار در کمتر از سه سال هزينه کرده، ابعادي نگران کننده مي يافت. گرچه معلوم نيست که در شرايط حاضر هم دولت چگونه مي تواند از انعکاس صداي فرياد هزاران کارگري که چند ماه است حقوقي نگرفته اند جلوگيري کند. گرچه مديران دولتي به خود مي بالند که تا روز پايان اين هفته که انتخابات مجلس برگزار مي شود جلو افشاي اخبار مربوط به اين مصيبت را گرفته اند.
