تظاهر به پيروزي در عراق
تحلیل لوموند از سفر احمدی نژاد به بغداد - پنجشنبه 16 اسفند 1386 [2008.03.06]
اگر ارتش آمريکا در سال 2003 عراق را اشغال نکرده بود و صدام حسين، ديکتاتور بعثي لائيک سني مذهب طرفدار ناسيوناليسم عرب و "ضدّ فارس" مادرزاد راسرنگون نکرده بود، محال بود امروز رئيس جمهور اسلامي ايران، محمود احمدي نژاد بتواند سفر تاريخي چهل و هشت ساعته خود را به عراق، که در تاريخ معاصر منطقه بي سابقه بود، انجام دهد.
تمام رسانه هاي عربي و مقامات بسياري از حکومت هاي سني مذهب متحد آمريکا همچون مصر و اردن و عربستان سعودي، در ماههاي اخير به اين "ريشخند بزرگ تاريخ" اشاره کرده اند زيرا اين حکومت ها همانطورکه ملک عبدالله دوم پادشاه اردن و حسني مبارک رئيس جمهور مصر بارها تکرار کرده اند، از تشکيل يک "هلال شيعه" در خاور ميانه به شدّت بيمناکند. روزنامه هاي عربي روزدوشنبه با لحني رشک آمیز و نه چندان دوستانه "ورود همراه با بوق و کرناي احمدي نژاد به فرودگاه بغداد" را با " سفرهاي پنهاني و تحت تدابير امنيتي شديد مقامات غربي درگير درجنگ عراق از جمله جورج بوش" مقايسه کردند.
بيشتر سياستمداران آمريکائي از زلماي خليل زاد نماينده آمريکا در سازمان ملل گرفته تا هنري کيسينجروزير امور خارجه حکومت نيکسون و حتي خود بوش، معتقدند که مداخله آمريکا در منطقه پس از واقعه 11 سپتامبر "به نفع ايران" در منطقه تمام شده است زيرا سرنگوني حکومت طالبان در افغانستان در سال 2001 و سقوط حکومت بعثي 17 ماه پس از آن، ايران را از شر دو دشمن قسم خورده خود خلاص کرد. جورج بوش بارها تکرار کرده است که خروج پيش از موقع نيروهاي آمريکا از عراق به معناي" تقديم دودستي عراق" به ايران خواهد بود.
روز يکشنبه حتي روزنامه هاي عربستان سعودي که گرايشي به ايران ندارند نتوانستند از ريشخند مراسم استقبال نوري المالکي نخست وزير عراق در مرکز "منطقه سبز" معروف که آمريکائي ها در سال 2003 در بغداد ايجاد کردند، خودداري کنند. به گفته سفارت آمريکا سربازان آمريکائي حاضر در اين منطقه به شدّت حفاظت شده "هيچ نقشي" درحفظ امنيت رئيس جمهور ايران نداشتند. يکي از حاضران در مراسم يکشنبه در بغداد به خبرنگار لوموند گفت: "وقتي احمدي نژاد به بوش حمله کرد باورمان نمي شد، مثل اين بود که دارد به ديوار سفارت [ آمريکا] سنگ پرت مي کند".
واشنگتن و تهران با وجود آنکه برسر مسائل هسته اي و توسعه طلبي هاي منطقه اي ايران، در تمام عرصه هاي بين المللي به شدّت به هم مي تازند، امّا يک هدف مشترک دارند و آن حفظ حکومت هاي آسيب پذير و بي ثباتي است که با زور اسلحه درافغانستان و عراق برسرکار آمده اند. با اين وجود واشنگتن هرچند گاه يکبار به حکومت تهران اتهام می زند که براي حفظ منافع خود سعي مي کند با ايجاد و حفظ بي ثباتي در اين دوکشور از طرفي ان هارا محتاج کمک هاي خود نگه دارد و از طرفي با درگير کردن نيروهاي آمريکائي درجنگ هاي نامنظم، از حمله احتمالي آمريکا به ايران جلوگيري کند.
البته همانطور که انتظار مي رود تهران همه اين ها را تکذيب مي کند. احمدي نژاد در بغداد با اظهاراينکه "ثبات عراق به نفع ايران است" با لحني تمسخرآميز اضافه کرد: "خنده دار است که کساني که 160هزار سرباز به عراق فرستاده اند ما را به دروغ متهم به مداخله در عراق مي کنند". امّا همه کشورهاي منطقه يقين دارند که ايران کوچکترين تمايلي به تحکيم دولت هاي متحد "شيطان بزرگ" در منطقه ندارد.
بازيگران اصلي منطقه خاورميانه و در درجه اوّل مقامات عراقي به وعده هاي انتخاباتي نامزدهاي رياست جمهوري آمريکا کاري ندارند. آن ها حتي يک لحظه هم نمي توانند تصور کنند که نيروهاي آمريکائي به طور کامل از عراق خارج شوند و بسياري شان آرزو مي کنند که اين اتفاق نيافتد. ديدار احمدي نژاد از عراق با انگيزه هاي سياسي داخلي وبنا براعلام رسمي مقامات ايران براي "تقويت روابط دوستانه" صورت گرفت. اما تاريخ اين ديدار سئوال برانگيز است. چرا احمدي نژاد براي سفر به عراق منتظر پايان دوران رياست جمهوري بوش در اوائل سال 2009 نشد؟ جواب اين سئوال شايد اين باشد که ايران مي خواهد تمام تلاش خود را به کار بندد تا مانع ادامه مذاکرات جاري ميان عراق و آمريکا براي استقراردرازمدت بخش اعظم سربازان آمريکائي در عراق شود.
رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا به نمايندگان دموکرات مجلس که نگران ايجاد پايگاه هاي نظامي دائمي ايالات متحده در عراق هستند اطمينان داد که آمريکا چنين قصدي ندارد. امّا به رغم اظهارات رسمي گيتس، در "اعلاميه اصول دوستي و همکاري" که در نوامبر2007 ميان بوش و نخست وزيرعراق به امضاء رسيد، يک بخش کامل به مسائل امنيتي اختصاص دارد. در حال حاضر نيز مذاکرات براي تعيين "جايگاه قانوني" نيروهاي آمريکائي در جريان است. اين نيروها پس از سپردن "اداره کامل" کشور به حکومت منتخب عراق از سوي سازمان ملل در اواخر 2008 ، در خاک عراق باقي خواهند ماند و تعداد شان آنطور که در عراق گفته مي شود، بين پنجاه تا شصت هزار نفرخواهد بود.
از هم اکنون عمليات گسترش و نوسازي حدود شش پايگاه نظامي موجود آمريکا درعراق اغاز شده است. يکي از کارمندان عاليرتبه عراقي که از روند مذاکرات خبر دارد به خبرنگارلوموند گفته است که با گسترش اين پايگاه ها آمريکا مي تواند حدود "100000" سرباز را اسکان دهد. بنابراين ايران هر مقصد جاه طلبانه اي که در عراق داشته باشد و مبادلات اقتصادي و فرهنگي و مذهبي آن با مردم عراق که اکثراً شيعه هستند، در هر سطحي که مي خواهد باشد ، تا سالهاي سال نخواهد توانست در عراق ترکتازي کند.
بر همين اساس پيروزي ايران را که به زعم عده اي نتيجه اشتباهات حکومت بوش در منطقه است، نبايد خيلي جدي گرفت.
به نظر کسي چون کاوه افراسيابي کارشناس ايراني مسائل سياسي که در خارج زندگي مي کند و مقالات بسياري درباره جمهوري اسلامي نوشته است "ادعاي گسترش منافع ايران در منطقه" سرابي بيش نيست. وي مي نويسد "ايران از هم اکنون درمحاصره پايگاه هاي نظامي آمريکا قرار گرفته است. واين مسئله به مشغله
فکري دائمي" رهبران ايران تبديل شده است. به گفته اين کارشناس ايراني "با وجود سقوط طالبان و بعثي هاي عراق، ايران بعد از 11 سپتامبر بازي را در منطقه نفوذش باخته است".
منبع: لوموند 5 مارس
