Rooz

هر روز بايد هشت مارس باشد

فعال کرد در مصاحبه با روز: - پنجشنبه 16 اسفند 1386 [2008.03.06]

samanrasoulpour.jpg

سامان رسول پور
s.rasoulpour@gmail.com

پيرامون آخرين وضعيت دو فعال دربند "روناک صفا زاده" و "هانا عبدي" و همچنين مطالبات و مشکلات زنان کرد، ‏با نگين شيخ الاسلامي، فعال زنان و روزنامه نگار سنندجي به گفتگو نشسته ايم. وي معتقد است: " صلح، آشتي، ‏دمکراسي، اتحاد و همبستگي، جوهره ي وجود زنان است؛ چيزي که طبيعت به آنها هديه داده و انها نيز بايد آن را به ‏جامعه خود هديه دهند". مصاحبه در پي مي آيد.‏

neginsheikholeslami.jpg

‎خانم شيخ الاسلامي؛ آخرين خبري که از روناک و هانا داريد چيست؟‎
آنها در زندان مرکزي شهر سنندج هستند؛ در بخش نسوان. اما هنوز بلا تکليف اندو تاکنون وضعيت شان مشخص نشده ‏است. يک بار در هفته هم ملاقات دارند.‏

‎زمان دادگاهشان مشخص نيست؟‎
نخير.هنوز اعلام نشده است.‏

‎فکر مي کنيد علت ادامه بازداشت آنها چيست؟‏‎
روناک و هانا عضو انجمن آذر مهر هستند.آنها به کار مدني مشغول بودندو به راستي تنها دغدغه ي اصلي شان، مردم، ‏به ويژه زنان بودند. آنها براي ارتقاي سطح علمي زنان در روستاها، کلاس هاي آموزشي برگزار مي کردند. در اين ‏مسير طبيعي است که ديدن وضعيت زنان و کودکان کرد، در شرايطي بدون کمترين امکانات، دل آن دو را به درد مي ‏آورد و در صدد کمک بيشتر بر مي آمدند؛ تا جايي که حتي در آمد خود را ـ با اينکه از خانواده هايي متوسط بودند ـ ‏صرف خريد کتاب و کمک به زنان خود سرپرست مي کردند. آنهاباور داشتند زبان مادري در رشد اعتماد به نفس زنان ‏و کودکان بسيار مهم است پس در روستاها، کلاس آموزش زبان کردي و تاريخ زن برگزار مي کردند.‏

‎اما دستگاههاي قضايي و امنيتي نظري ديگر دارند و اتهاماتي نظير"فعاليتهاي تروريستي" را متوجه اين دو ‏کرده اند.واقعيت کدام است؟‎
به راستي من هيچگاه نمي توانم اين اتهامات را بپذيرم. "تروريست" کلمه کوچکي نيست و به راحتي نمي شود از آن در ‏مورد انسانها استفاده کرد. طالبان، تروريست است؛ اماآيا روناک و هانا هم تروريست هستند؟ من از شما مي پرسم و از ‏خوانندگان شما. اين اتهام به قدري خنده دار است که حتي انکار آن هم، احمقانه به نظر مي رسد. چطور دختراني که در ‏عصر ارتباطات، دغدغه ي حقوق برابر دارند و براي انسان بودن تلاش مي کنند، به دور از همه ي جذابيت هايي که ‏يک دختر جوان مي تواند خواهانش باشد، مي توانند تروريست باشند؟ آنها خواهان برابري حقوق زن و مرد بودندو ‏ازجمله کساني بودند که فعالانه براي کمپين يک ميليون امضا کار مي کردند.‏

‎فکر مي کنيد انگيزه دستگاه امنيتي از طرح اين اتهام سنگين عليه اين دو چيست؟‎
اين را بايد از خودشان بپرسيم زيرا هر پاسخ ما مي تواند آنها را نگران کند. ما کرد هستيم و هميشه ستمي مضاعف را ‏حس کرده ايم. البته برابري حقوق زن و مرد با خاستگاههاي فکري اينها جور در نمي آيد؛ از طرف ديگر فعالان مدني ‏در کردستان هميشه مورد اتهام بوده اند و طرح هر مسئله اي از سوي آنان اين اتهام را در پي داشته است. در حاليکه بنا ‏بر اصل 15 قانون اساسي، خواندن به زبان مادري حق همه است ولي هر کس در کردستان در اين راستا تلاش نمايد، ‏فورا اتهام سياسي بر فرق او وارد مي شود. يا هر کاري ديگر. چه اشکالي دارد ما از 8 مارس بگويم.اين هم سياسي ‏مي شود.نيروهاي امنيتي ظاهرا فکر مي کنند ايران تنها به آنها تعلق داردو ما ايراني نيستيم و دلمان براي اين سرزمين ‏و براي مردمانش نمي طپد.‏

‎اساسا اصلي ترين مطالبات زنان کرد ايراني، کدامها هستند؟‎
اين يک داستان طولاني است. ما ضمن تاکيد بر کمپين يک ميليون امضا دغدغه هاي ديگري هم داريم. زن کردي که ‏هيچ گونه آ موزشي ندارد و ابتدايي ترين حقوق خود را نمي شناسد چگونه مي تواند خواسته هاي کمپين را امضا نمايد. ‏ما آموزش مي دهيم، اما او مي خندد و مي گويد: فرضا ما حضانت اولاد هم داشته باشيم؛ با کدام پول مي توانيم ‏فرزندانمان را بزر گ نماييم. ما خود، خدا خدا مي کنيم همسرمان ما را طلاق ندهد چرا که بعد از طلاق، جايي براي ‏رفتن نداريم! عدم استقلال اقتصادي و نبود اعتماد به نفس و ساختار شديدا سنتي، دارد زنان کرد را خفه مي کند. آنها ‏حتي حق ابراز عقيده ندارند چه برسد به طرح خواسته هاي خود. عدم آگاهي، حتي د ر زمينه هاي بهداشتي، به ويژه در ‏زمينه مسائل زنان در روستاها، دغدغه ي همه ما است. قتل هاي ناموسي، زنان ما را به شدت تحت فشار قرار مي دهد. ‏جالب اين است که ما خود بدون هيچ کمک دولتي، خواهان کمک براي رفع اين معضلات هستيم، اما هنگامي که دست ‏به عملي مي زنيم، سياسي مي شويم، امنيتي مي شويم! پس چه کنيم؟ به ما مي گويند کاري به اين کارها نداشته باشيم ‏وبرويم خانه و مشغول شوهر داري و بچه داري خود باشيم و بعد مي بينيم در پايتخت، "همايش صلح و زن و اديان ‏الهي" هم بر گزار مي کنند.‏

‎همايش صلح و زن و اديان الهي؟‎
به نظر مي آمد اين همايش بايد بسيار جالب باشد زيرا ما نيز خواهان صلح بوديم خواهان آشتي؛ چرا که من بر اين ‏باورم که صلح و آشتي جوهره ي وجودي زن است و اين زنان هستند که مي توانند صلح و دمکراسي و آشتي را به ‏جامعه اي که مردان تعيين کننده سرنوشت ان هستند، تقديم کنند؛ اما به راستي در اين همايش همه چيز ديديم غير از ‏صلح.‏

‎چطور؟‎
باز هم وجود آقايان و صحبت از جهاد و جنگ. باز هم براي صلح، حد و مرز تعيين شد و در آنجا فهميديم، صلح نيز ‏سوگلي دارد. جالب اينکه سخنرانان به راحتي فمينيسم را هم کوبيدند.‏

‎در آستانه فرار رسيدن 8 مارس چه سخني براي گفتن داريد؟‎
به باور من براي زناني که از ابتدايي ترين حقوق خود محروم هستند، هر روز بايد 8 مارس باشد و اين براي کردها دو ‏چندان است چون آنها با دو نوع ستم رو به رو هستند. ما اين روز را به جنبش زنان تبريک مي گوييم واميدواريم با ‏ديگر زنان در اين روز، همصدا براي حل معضلات جامعه تلاش کنيم تا زن خوب بودن را در گوشه نشيني ندانند. ‏صلح و آشتي و دمکراسي و اتحاد و هم بستگي جوهره ي زنان است؛ چيزي است که طبيعت به آنها هديه داده و انها نيز ‏بايد آن را به جامعه خود هديه دهند. ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.