يک نماينده مجلس، استخدام مي شود
تحليلي از ميدل ايست آنلاين - چهارشنبه 15 اسفند 1386 [2008.03.05]
ثريا سپه پور اولريش
جوزف جوبرت مي گويد: "خيال، چشمان روح است". با اين حال اين غافلگير کننده نبود که لرد کوربت، عضو مجلس اعيان انگلستان، روحش کور شده باشد. لرد کوربت، دلش مي خواهد که ما باور کنيم که ميليون ها ايراني بي صبرانه منتظرند که "مجلس در تبعيد، شوراي ملي مقاومت"، آزادي را به آنها هديه بدهد. شايد مشکلي که براي نويسنده اين مقاله وجود دارد، بي خبري از اعداد و ارقام باشد.
طبق آمارهاي معتبر، اعضاي اين فرقه تروريستي در حدود ده هزار نفر اند که تعداد هوادارانش روز به روز کم تر مي شود و اين بدون شک به دليل ايدئولوژي نظامي و شبه فرقه اي است که آنان را مي راند. ايرانيان با توجه به اينکه مجاهدين خلق، اسلحه برداشتند و در کنار صدام حسين، به کشورشان حمله کردند، آنان را خائن و قاتل مي داند. در زماني که توني بلر کاغذ بازي مي کرد تاجورج بوش را قادر بسازد که به عراق حمله کند و براي يافتن سلاح هاي کشتار جمعي صدام حسين که هرگز وجود نداشتنند و جنگ با تروريسم عراق را اشغال کند، تنها گروه تروريستي که در عراق بود، مجاهدين خلق بودند که موقعيت ويژه اي را کسب کردند و خود را اعضاي مجلس در تبعيد ناميدند که قرار است آزادي را به ايران تقديم کند، مگر اينکه دست سرنوشت اين آزادي را از سوي اتحاد بين بوش و بلر و با ويران کردن ايران، به آنها تقديم مي کرد.
ممکن است فکر کنيد که چطور ممکن است يک لرد انگليسي در دفاع از تروريست ها برخيزد و از همه مهم تر اينکه به مقام رئيس کميته آزادي ايران در مجلس انگلستان، برسد؟ باور کردن داستان سامري خوب، يک ماجراجويي است. تجربه ثابت کرده است که سياست خارجي انگلستان در مواجهه مستقيم با منافع ملي ايرانيان است. مي دانيم که سوابق مجاهدين خلق، کاملا فاش شده است و توسط سازمان ناظران حقوق بشر و وزارت کشور آمريکا، تائيد شده است و اين جيزي است که لرد کوربت هم بايد در موقع به خطر انداختن مقامش توسط اين گروه، به آن توجه کند.
رولاند ريگان، يک بار گفته بود:« سياست دومين شغل است. من به اين نتيجه رسيده ام که اين شغل، شباهت زيادي به اولين شغل دارد». اين گفته او به طرز شگفت انگيزي، هوشمندانه است. در سال 1995، لرد نولان به اين نتيجه تاسف انگيز رسيد که سي درصد نمايندگان، در ازاي دادن مشاوره در مورد مسائلي که به نقششان در پارلمان مربوط است، پول دريافت مي کنند. در آن زماني که اين موضوع را برملا کرد، نمايندگان محافظه کار توسط لابي هاي تجاري، مورد مشاوره قرار مي گرفتند.
آيا اين امکان وجود دارد که مجاهدين خلق هم براي تاثير گذاشتن روي لرد کوربت از لابي استفاده کرده باشند؟ اين گروه منفعل نيست. مسلما آنها در کنگره آمريکا دوستاني دارند. آنها حيله گر اند و در هنر اغفال کردن ديگران، ماهر. مجاهدين جان را وادار کرده اند که اقليت هاي مذهبي در ايران توسط اعدام مي شوند و اين چشم انداز شرقي از بربريت مسلمانان است. اين اظهارات به نو محافظه کاران که به ترکيب نيروهاي نظامي، عقايد و اخلاق اعتقاد دارند، انگيزه کافي براي حمله به ايران را مي دهد.با اين حال، اين موضوع حقيقت ندارد. اقليت هاي ديني در ايران خودشان در براه اين موضوع حرف زده اند. يوناتان بتکليا، رهبر آشوريان مسيحي و نماينده مجلس ايران که آمريکايي ها را در تقليل يافتن جامعه مسيحيان ايران، مقصر مي داند مي گويد: "مسيحيان و زرتشتيان به دليل بيکاري و وضعيت دشوار اقتصادي کشور را ترک مي کنند که اين مشکلات براي همه ايرانيان وجود دارد. آمريکايي ها دائما به هم کيشان ما گرين کارت مي دهند. تنها هدف شان تبليغات براي اين ايده است که اقليت هاي مذهبي در ايران، تحت فشار قرار دارند".
چه کسي از اين گروه، حمايت مي کند و تدارکات لازم را در اختيارشان قرار مي دهد؟ هيلبورن، نو محافظه کار سابق که در حال حاضر سردبير مجله مرکز نيکسون "منافع ملي" است، ادعا مي کند که نو محافظه گرايي به پديده يهوديت احترام مي گذارد، اگرچه همه هوادارانش يهودي نيستند. بعلاوه، نومحافظه کاران، چه يهودي و چه غير يهودي، در يک نکته اشتراک نظر دارند و آن يکي از بزرگترين مقولات يهوديان است: نجات اسرائيل. بياييد اميدوار باشيم که به بخاطر انگليسي ها و بقيه هم که شده است، لرد کوربت، در آينده، توسط اين گروه منفور، دچار اشتباه نشود.
منبع: ميدل ايست آنلاين 4 مارس
