سفري در مسير تاريخ
فربد طلايي farbodtalaee@gmail.com - چهارشنبه 15 اسفند 1386 [2008.03.05]

سفر رييس جمهور ايران به کشور عراق، گر چه به عنوان يک واقعه مهم تاريخي و بياد ماندني مورد بررسي است، اما بدون شک يادآور موضوعات مهم ديگري نيز مي باشد که نمي بايست از آنها به سادگي گذر کرد.به ويژه آنکه تاريخچه روابط سياسي و اجتماعي دو ملت در طي ساليان دراز به دليل نوع بافت حاکميتهاي سياسي شان، بشدت تحت تاثير سياستهاي رهبران دو کشورقرار داشته است.
در سال هاي پس از انقلاب مناسبتهاي کم تاثير اجتماعي و اقتصادي في مابين، هيچگاه بيش از مبادلات مرزي رونق نگرفت و نقش سياسي جنگ هم در شکل گيري عقده هاي ناسيوناليستي هر دو ملت بسيار پر رنگتر رخ نمود. ايران و عراق هر دو در مقطعي دشمن يکديگر بودند و ايران در آن مقطع، البته دشمن دوست عراق يعني آمريکا نيز. امروز همان دوست قديمي عراق موجبات سرنگوني دشمن دشمن خود را فراهم کرده و به لطف اختلاف دو دوست، سايه دشمني قسم خورده از سر ايران برداشته شده است.
اما مسئله اينجاست که احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور کشور ايران در اين سفر بيشتر از آنکه موجبات افتخارات ملت ايران را فراهم آورد، به دنبال تاکيد بر "مشترکاتي" است که اساساً در نظر مردم و سياستمداران عرب و مسلمان عراقي جايگاه برجسته اي ندارند. در واقع تاکيد وي بر ريشه هاي مشترک مذهبي و فرقه اي شيعه بين دو ملت با ساختار بيمار و مضطرب سياسي امروز عراق همخواني ندارد.
از نگاه تمام همسايگان عرب مسلمان ايران، ما هيچگاه يک کشور مسلمان "خودي" پنداشته نشده ايم. ايران به عنوان يک کشور بزرگ و توانمند غير عرب در منطقه حتي دوست استراتژيک همسايگان عرب خود نيز برشمرده نمي شود. تشديد رنگ اسلاميت مورد تاکيد آقاي ريئس جمهور و مشاوران سياسي وي، در شرايطي رهبري مي شود که وزن استراتژيک نام ايراني و هويت مستقل و مستند آن در حاشيه قرار مي گيرد.
اشاعه فرهنگ اسلامي در سياست خارجي ايران امروز در حوزه کشورهاي عربي مسلمان آنقدر کم اثر جلوه مي کند که حتي کشورکوچک امارات هم در فضاي خلاء هويت ايراني، خود را مدعي بخشي از سرزمين ما مي پندارد. حمايت تمام و کمال حکومت هاي عرب از اصلي ترين دشمن پايوران سياسي نظام اسلامي ايران در کنار حمايت مستقيم و بدون حرف و حديث از ادعاي بي اساس امارات در خصوص جزاير و نهايتاً نپذيرفتن در خواست عضويت ايران اسلامي در کنفرانس کشورهاي عرب خليج فارس، فقط سه نمونه از آخرين موضع گيري هاي کشورهاي عربي منطقه در مقابل تهران مي باشد. برشمردن دشمني هاي روزهاي جنگ با ايران و ندادن حتي يک راي سياسي در سازمان هاي بين المللي به نفع ايران از ساير نمونه هاي موضع گيري هاي اين کشورها هستند که بررسي آنها خارج از حوصله اين مقاله است.
دنياي مترقي و قدرتمند امروز، ايران را به عنوان يکي از فرهنگ هاي زنده و مستقل دنيا مي شناسد وارج مي گذارد و اين شناخت صحيح، بدون شک زمينه اصلي رشد قدرت ملت ايران در راه پيش روي اوست. نبايد فراموش کرد که اگر زمينه هاي الفت و دوستي اين دو ملت در مذهب و فرقه گري جدي بود هرگز شيعيان عراق برادران شيعه ايراني خود را در جنگ با گلوله پذيرايي نمي کردند. البته نبايد و نمي توان منکر علايق مذهبي و فرقه اي بين دو ملت بود، اما اين موضوع به عنوان يک فاکتور مهم و تعيين کننده در سرنوشت سياسي اين دو ملت قابل لحاظ نيست.
مشروعيت حضور استراتژيک ايران در ساختار فرهنگي و اقتصادي همسايگانش امري است قابل فهم و دفاع و صد البته مهم. اما اين امر ممکن نمي شود مگر با شناخت وتقويت واقعيتهاي مورد احترام دنيا نسبت به فرهنگ و پايه هاي تفکري مردم سرزمين خودمان.فرهنگ ايراني مورد غضب در کنار اقتصاد رها در طوفان، پايه هاي خوبي براي تاثير گذاري بر سياست و امنيت و اقتصاد عراق نمي باشد و اين واقعيت از انديشه سياست ورزان عراقي مخفي نيست.
عراق بحران زده امروز، تشنه امنيت است و تحکيم ساختار قومي از هم پاشيده شده اش را مي طلبد. چنين است که ايران را هرگز به عنوان مشوق شيعه بر نخواهد تابيد. برقراري توازن بين فرقه هاي مذهبي و قومي تهاي مجروح از جنگ، اولين سازو کار استراتژيک سياستمداران ملي عراق است. سفر احمدي نژاد اگر چه در بستر متلاطم تاريخ سياسي منطقه شکل گرفت و صاحب اهميتي تاريخي شد، اما به سختي مي توان باور کرد که به مصالح ايران بهره قابل توجهي برساند.
