Rooz

ایران در پي جشن، امریکا دنبال قطعنامه

گفت وگو با ماشاء الله شمس الواعظين - دوشنبه 13 اسفند 1386 [2008.03.03]

shamsolvaezin664.jpg

ماشاء الله شمس الواعظين، روزنامه نگار وتحليلگرسياسي درتهران درگفت وگوبا روز با مثبت خواندن گزارش ‏اخيرمحمدالبرادعي، وجود تفسيرهاي مختلف در باره آن در‎ ‎طرف ايراني وآمريکايي را نگران کننده مي داند. ‏تفسيرهايي که درايران با جشن وسرورهمراه مي شود ودرغرب کشورهاي عضوشوراي امنيت سازمان ملل را ‏پشت ميزطراحي قعطنامه سوم تحريم ايران مي نشاند. اين گفت وگو در زير مي آيد.‏

‎طي هفته گذشته برداشت هاي مختلفي نسبت به گزارش اخير آقاي البرادعي مطرح شده است که از ‏شادماني درداخل تا صدور قعطنامه تحريم درخارج را دربرمي گيرد. اين تفاوت برداشت ها ناشي ‏ازچيست؟‎
دو نکته دراين خصوص وجود دارد. يکي اينکه ايران در ارتباط با گزارش هايي که سازمان هاي اطلاعاتي ‏آمريکا ويا آژانس ارائه مي کنند نکاتي پيدا مي کند که براي حکومت ايران مثبت قلمداد مي شود. نبايد دور از ‏انصاف هم برويم که نکات مثبتي دراين گزارش ها وجود دارد. به ويژه در گزارش اخير البرادعي از برخي ‏پيشرفت هاي قابل توجه در مذاکرات با ايران برسر پرونده هسته اي سخن به ميان آمده است. ايران معتقد است که ‏ادامه گفت وگو ها با آژانس بين المللي انرژي اتمي منجر به تحقق يک سري پيشرفت ها شده که اين پيشرفت ها ‏مورد تاييد آژانس نيز قرارگرفته است. پس ايران ادامه گفت وگو ها را ثمر بخش مي داند. چون درهرگزارشي از ‏تحقق يک سري پيشرفت ها سخن به ميان مي آيد. وقتي ايالات متحده نگاه مي کند به گزارش هاي صادره شده از ‏سوي آژانس، نکاتي مي يابد که در آن از ثمربخش بودن تحريم هاي سازمان ملل حکايت مي کند. يعني فشارهايي ‏که سازمان ملل آورده منجر به نتايج مثبتي شده اما پرونده هسته اي همچنان از ديد غرب پرونده مخاطره آميزي ‏است وايران بايد به صورت کلي دربرابر اراده جامعه جهاني سرتسليم فرود بياورد. ‏

‎يعني هر دوطرف گزارش هارا درجهت برنامه ريزي هاي خود مي دانند؟‏‎
بله، هم ايران و هم ايالات متحده آمريکا ادامه روند فعلي را براي دستيابي به هدف هاي هر يک از طرفين مفيد مي ‏دانند. اين وضعيت پارادوکسيکالي را به وجود آورده است. يعني ايران مذاکرات را ثمربخش مي داند، ايالات ‏متحده هم تحريم ها راثمر بخش مي داند که منجر به نتايجي شده که البرادعي درگزارشش ازآنها ياد کرده است. ‏درواقع در يک دور باطل وتسلسل ابلهانه اي به سر مي بريم. چون دو طرف به سمت هايي مي روندکه اين پرونده ‏حساس تر مي شود. اما حداقل مثبت پيش مي رود ومطابق نظر دو طرف است. ايالات متحده گمان مي کند که ‏مطابق نقشه اي که مي کشد پرونده به پيش مي رود وايران هم فکر مي کند اين نتيجه مذاکرات است. براي خروج ‏ازاين بن بست دو طرف ماجرا يعني واشينگتن وتهران بايد برداشت هاي خودشان را نسبت به آنچه که از پرونده ‏هسته اي دنبال مي کنند تغيير بدهند تا يک نتيجه ثمربخشي براي جامعه جهاني وکاهش چالش مربوط به پرونده ‏هسته اي به وجود بيايد.‏

‎ادامه روند فعلي چه نتايجي را دربرخواهد داشت؟‏‎
‏ ادامه روند فعلي به رويارويي مي انجامد. براي خارج شدن از احتمال رويارويي به نظر مي رسد هم ايران بايد ‏برداشت خود را از گام هايي که برمي دارد و آنها را مثبت ارزيابي مي کند عوض کند وهم ايالات متحده از آنچه ‏فکر مي کند دارد به نتيجه مي رساند برداشتش را عوض کند. وقتي مي گوييم برداشتشان را عوض کنند ‏منظورمان اين نيست که به سمت مذاکره حرکت کنند ويا حل وفصل ماجراي اتمي ايران. شايد وقتي برداشتشان را ‏تغيير دادند پرونده هسته ايي ايران سريع تر حل وفصل بشود. به اين معنا که اگر بناست ايران درنهايت اين پروژه ‏اي که درآن گام برمي دارد مي خواهد تعليق غني سازي را بپذيرد از همين الان گام هايي را که برمي دارد به آن ‏سو تنظيم کند. ايالات متحده هم اگر فکر مي کند با تغيير برداشت خودش ايران را از غني سازي اورانيوم محروم ‏خواهد کرد، آن را هم عوض کند، درغيراين صورت ما حتي بدون رويارويي هم نتيجه ها وهزينه هاي يک ‏رويارويي را خواهيم پرداخت وبه نظر مي رسد دو طرف اين هزينه را خواهند پرداخت. ‏

‎در‎ ‎اين گزارش بخشي اضافه شده درخصوص اطلاعات جديدي که دراختيار آژانس قرارگرفته است که ‏ادعاهايي را درخصوص ادامه برخي تلاش ها غيرصلح آميزکردن برنامه هسته ايي ايران مطرح کرده وبه نوعي ‏به نظر مي رسد چرخشي براي بازگشتن به سوي پيش ازانتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا در حال ‏شکل گيري است. اين موضوع چقدرجدي است؟‏‎
من شبي که اين گزارش منتشر شد گفتم که از فردا جنگ تفسيرها راه مي افتد. مقامات ايران درکمترازسه ماه ‏دوبار به برپايي جشن اقدام کردند. يک بار پس از انتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا، يک بار هم بعد ‏از انتشار گزارش آقاي البرادعي. بنابراين ايراني ها مشغول برگزاري جشن هستند و آمريکايي ها مشغول برنامه ‏ريزي براي گام هاي بعدي و صدور قطعنامه ها. اين تضاد در برداشت درمورد گزارش هايي که درمورد برنامه ‏هسته ايي ايران منتشر مي شود نگران کننده است. يک جايي بايد اين تفاوت برداشت ها متوقف شود. ‏

‎برخي مي گويند که بخشي ازاين نکات مثبتي که ايران به آن اشاره مي کند سوالاتي است که ايران ‏براي پاسخگويي به آنها مشکلي ندارد. اما روح مخالفت کشورهاي غربي که برمي گردد به غني سازي اورانيوم و ‏تهيه سوخت درمقياس صنعتي آن همچنان به قوت خود باقي است.‏‎
اصلا مساله پرونده هسته اي ايران جنبه هاي سياسي و جنبه هاي استراتژيکش برجنبه هاي فني اش مي چربد ‏وغلبه دارد. هم رهبران ايران به آن آگاه هستند وهم آمريکايي ها. ايالات متحده سه روند را به صورت پيوسته نگاه ‏مي کند. يک روند پرونده هسته اي ايران است. ديگر موضع ايران درمورد عراق وصلح درخاورميانه وموضعش ‏درمورد اسراييل است وسوم حمايت ايران از جنبش هاي مقاومت عليه صهيونيسم درمنطقه است که درغرب ‏حمايت از تروريسم خوانده مي شود. اخير مورد چهارمي هم اضافه شده که آن توانايي هاي موشکي ايران است. ‏ايالات متحده آمريکا اين چهار روند را با هم به صورت پيوسته برخورد مي کند. شما نگاه کنيد که قطعنامه هاي ‏‏1737 و1747 صادر شد به تدريج پاي توان موشکي ايران را هم وسط آورده است. مگر نمي گفتند توان هسته اي ‏خطرناک بوده است؟ پس چرا توان موشکي به آن اضافه شده است؟ چرا؟ براي اينکه مساله موشک ها ‏درخاورميانه مساله موازنه قوا را درمنطقه به هم مي ريزد واسراييل از تک محوري برتري موازنه قوا خارج شده ‏ومعادله جديدي در منطقه شکل گرفته که آن توان موشکي ايران است که از نظر ايالات متحده آمريکا بايد مورد ‏درمان قراربگيرد. تفسيرهايي که گزارش ها مي شود متناسب با اين موضوع است. اگر اين مسائل وجود نداشت ‏قرائت هايي که از گزارش هاي آژانس مي شد کاملا متفاوت مي شد واعتماد متقابل پيدا مي شد ومساله حل مي شد. ‏چرا که همزمان مي بينيد همکاري هاي ايالات متحده وهندوستان برسرمساله هسته ايي وجود دارد. آنچه مسلم است ‏اين که نه البرادعي ونه آمريکا که ايران به دنبال برنامه هسته ايي معطوف به تهيه سلاح اتمي است. نگراني جاي ‏ديگري است. اگر ايران بتواند برسراين سه روند به نتيجه برسد به نظر مي رسد بتواند قادر باشد مساله هسته اي ‏خودش را با غرب حل کند اگرچه دراين پروسه ممکن است که تعليق غني سازي اورانيوم را درمدت انجام مذاکره ‏با طرف غربي بپذيرد. اين به نظر مي رسد که راهي براي حل مساله هسته اي است.‏

‎وضعيت کنوني را با وضعيت پس ازانتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا درحال نزديک شده ‏است؟‎
نه. به نظرم ازنظر فني زبان گزارش ها به منطق ايران نزديک مي شود. يادمان نرود درگزارش سازمان هاي ‏اطلاعاتي آمريکا وگزارش البرادعي ايران از بسياري ازاتهام ها تبرئه شده و ازهمکاري ايران با آژانس صحبت ‏شده است. ولي بلافاصله چون مسائل سياسي هنوز حل نشده موضوع را به نيت ها وانگيزه هاي ايران ارجاع مي ‏دهند که مساله را نگران کننده مي کند وهرچه آقاي احمدي نژاد هم بربوق ضد اسراييلي درايران ميدمد فشار غرب ‏برروي ايران افزايش پيدا ميکند. شما فقط سياست ايالات متحده را درمورد ايران نگاه نکنيد. سياست آنها را در ‏رابطه با سوريه هم ببينيد. سوريه را مشروط مي کند به کاهش فشارها درلبنان و فراهم کردن شرايط براي ‏انتخابات رياست جمهوري لبنان وهيچ کدامشان در مورد بلندي هاي جولان بحث نمي کنند و برسر مسائلي بحث ‏مي کنند مثل رياست جمهوري لبنان که موضوعي سياسي است. مشروط سازي بسياري از روابط خاورميانه در ‏سياست هاي منطقه اي آمريکا درراس دستور کار آمريکا قرارگرفته است که آن را دنبال مي کند وبا همه کشورها ‏هم همين رفتار را دارد. البته کشورهاي هوادار آمريکا از همه اين فشارها درامان هستند و بلکه مورد حمايت ‏ايالات متحده آمريکا قراردارند. ‏


بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.