Rooz

اسب تروياي‎ ‎‏"گازپروم"

رضا تقي زاده‏ Rtaghizade@aol.com - شنبه 11 اسفند 1386 [2008.03.01]

rezataghizadeh.jpg

افزايش علاقه شرکت گاز پروم براي مشارکت در طرحهاي توليد گاز ايران، همزمان با کاهش ميزان فعاليت ‏شرکتهاي نفتي اروپاي غربي در طرحهاي مشابه، بيش از آنکه نتيجه فرصت طلبي متعارفي تجاري روسها براي ‏پرکردن خلاٌ موجود، و يا تمايل عادي آنها براي گسترش همکاري و توسعه تجارت در يک کشور همسايه باشد، ‏ناشي ازتعيين هدفهاي درازمدت موسسه ياد شده براي ادامه کنترل انحصاري بازار مصرف گاز در اروپا ودور ‏نگاه داشتن دست رقباي احتمالي بخصوص ايران از اين بازار است. ‏

ايران، در کنار ترکمنستان و تا حدودي آذربايجان، داراي امکانات بالقوه براي حضور موثر در بازارخرده فروشي ‏و عمده فروشي گاز اروپا است. حضورعرضه کننده گان قدرتمند در اين بازارميتواند تدريجاً به تحديد منافع ‏تجاري گازپروم بيانجامد. دولت روسيه تا حد مقدور مصمم به پيشگيري ازبروز چنين تحولي است. براي کرملين، ‏افزايش ظرفيتهاي صادرات گاز به اروپا ( در کنار صدور نفت)معادل افزايش کاربرد يک اهرم سياسي و حفظ ‏انحصاري آن يک هدف کاربردي است. گاز پروم، عليرغم ثبت تجاري آن بعنوان يک شرکت خصوصي ( مشابه ‏شرکت ملي نفت ايران پيش از انقلاب) داراي مديريت دولتي و برنامه هاي برونمرزي آن – منجمله سرمايه ‏گذاريهاي خارجي- در راستا منافع اقتصادي درازمدت آن شرکت و هماهنگ با هدفهاي سياست خارجي دولت ‏روسيه است. ‏

‎الگوي بي پي‎

شرکت نفت بي پي با وجود تعلق داشتن به بخش خصوصي، طي سالهاي 1940 تا نيمه دهه هفتاد مشابه چنين ‏نقشي را در ارتباط با مصالح سياسي دولت بريتانيا ايفا ميکرد. پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ودر نتيجه، ‏نزديکتر شدن تدريجي جامعه اروپا به يک مجموعه سياسي اقتصادي با منافع مشترک، قدرت عمل مستقل ‏کشورهاي بزرگ جامعه، منجمله بريتانيا، در صحنه هاي خارجي کاهش يافت و در نتيجه اين تغيير پاره اي از ‏شرکتهاي بزرگ نفتي به تدوين سياستهاي راهبري خاص خود در نقاط حساس جهان پرداختن. بعنوان مثال شرکت ‏بي پي هماهنگ با شرکتهاي امريکائي فعال در منطقه خزر، و در غياب اهرمهاي سنتي که پيش از آن توسط ‏وزارت خارجه بريتانيا مورد استفاده قرار ميگرفت، به تدوين سياستهائي مبادرت ورزيد که در خطوط اصلي آنها، ‏مصالح دراز مدت سياسي بريتانيا و متحدانش، در کنارمنافع دراز مدت تجاري شرکت بي پي با هم لحاظ شده بود. ‏

در نتيجه اجراي اين سياستها بود که ايران با هدايت شرکت بي پي طي 18 سال گذشته از حيات اقتصاد انرژي ‏حوزه خزر کاملا کنار گذاشته شد، منجمله سهم همسايگي آن در کنسرسيوم اکتشاف نفت جمهوري آذربايجان در ‏آخرين لحظه به ترکيه واگذارگرديد. همين شرکت، با چشم پوشي از تمامي محاسبات اقتصادي که اجراي طرح ‏انتقال نفت آذربايجان به اروپا از مسير ايران را ارزانتر و سريعتر معرفي ميکرد، مسير لوله را با ميليارد ها ‏دلار هزينه بيشتر به گرجستان برد و از مسير تفليس به ترکيه هدايت کرد، حال آنکه شرکتهاي تجاري همواره ‏بدنبال حد اقل کردن هزينه ها و حد اکثر کردن منافع اند و از هر دو لحاظ مسير ايران ظاهرا ميبايد يراي بي پي و ‏شرکايش مناسبتر مي‎ ‎نمود.‏

اينک شرکت روسي گازپروم که طي سالهاي اخير به بزرگترين شرکت گازي دنيا تبديل شده، با گرفتن يک برگ ‏از دفتر راهنماي سياسي بي پي، دست کم در ارتباط با ايران، در انديشه تکرار همان تجارب است. با اين تفاوت ‏که اين بار خنثي کردن منشاء خطر نه از راه مقابله مستقيم که از راه نفوذ در مواضع رقيب مورد توجه قرار ‏گرفته است. ‏

حقيقت اين است که ايران علي رغم بروز مشکلات اخير در تامين گاز مورد نياز داخلي و اجبار در قطع صادرات ‏گازصادراتي به ترکيه، با در اختيار داشتن منابع عظيم گاز- شانزده و نيم درصد ازکل منابع دني (دومين ذخيره ‏گاز بعد از منابع روسيه) قادر است ضمن تامين تمامي نيازهاي داخلي به صادر کننده بزرگ گاز طبيعي تبدبل ‏شود. اروپا نيز ثروتمند ترين و طبيعي ترين بازار براي صادرات گاز ايران محسوب ميشود. بيش از 35 سال ‏پيش با در نظر گرفتن اين شرايط خط لوله موسوم به ايگات 2 قرار بود گاز طبيعي ايران را به بازارهاي اروپا ‏برساند.‏

در آن زمان اتحاد جماهير شوروي که صادر کننده گاز به اروپاي غربي نبود، بر خلاف روسيه امروز، در راه ‏اجراي اين طرح "موانع نامرعي" نميتراشيد، سهل است که خود خريدار گاز ايران نيز بود. لوله گاز سراسري ‏ايران از جنوب به مرزجمهوري آذربايجان کنوني، که به لطف تصميمهاي انقلابي در همان ايام مسدود شد و ‏صدور گاز ايران به شوروي معلق ماند، يادگار محاسبات راهبردي آن ايام است.‏

‏ دولت روسيه وشرکت گاز پروم که از قدرت انحصاري فروش گاز در اروپا بجز منبع بزرک درامد ارزي بعنوان ‏اهرم سياسي نيز بهره ميگيرند، هردو از اين سابقه و از امکانات بالقوه ايران براي نفوذ در بازار اروپا مطلع اند.‏

حساسيت روسيه و گاز پروم درقبال توجه احتمالي ايران به بازار گاز اروپا و رقابت در اين بازار در نتيجه دو ‏تحول جداگانه اخيرا بيش از پيش افزايش يافته است:‏

‏1- ادامه بي تکليفي و نها ئي نشد ن قرارداد اجراي طرح صدور گاز ايران به هند از طريق پاکستان.‏
‏2-‏‎ ‎جديترشدن تلاشهاي اروپا براي عملي ساختن خط لوله نابوکو با هدف انتقال گاز از حوزه خزر و بخشي از ‏خاورميانه به اروپا.‏

پيش از اين دولت روسيه و شرکت گازپروم تواماً با استفاده از روشهاي اشکار و پنهان، منجمله انجام رايزني هاي ‏سياسي ظاهراً دوستانه، ارائه کمکهاي فني در اجراي طرح، سرمايه گذاري مشارکتي و غيره، در تلاش براي ‏توفيق طرح صدور گاز ايران به مقصد نهائي هند بوده اند. در صورت عملي شدن اين طرح، بخش بزرگي از ‏توليدات ايران به بازار شرق اسيا اختصاص يافته و در نتيجه امکان حضور فعال ايران در بازار گاز اروپا دست ‏کم تا 15 بعد عملا ازميان ميرفت.‏

‎کاهش سقف صادرات احتمالي به هند‏‎

مطابق تفاهمهاي اوليه مابين ايران، پاکستان و هند ابتدا قرار بود از طريق خط لوله اي که ايران آنرا‎ ‎‏"خط لوله ‏صلح" نامکذاري کرده، روزانه 150 ميليون متر مکعب گاز به دوکشور مزبور صادر شود. اين حجم گاز برابر ‏‏30% کل ظرفيت کنوني گاز ايران است. طي 18 ماه گذشته اين هدف اوليه تغيير کرده و اينک مسئولان ايران از ‏سقف صادرات 30 تا 60 ميليون متر مکعب گاز در روز ( در صورت مشارکت هند) ياد ميکنند. تغيير سقف ‏صدور گاز به هند نشانه انجام محاسبات تازه در مراکز تصميم گيري ايران و رسيدن به نتايج متفاوت با گذشته در ‏تعيين هدفهاي استراتزيکي صادرات گاز و شايد توجه بيشتر به بازارهاي متنوع و ثروتمند تر از پاکستان است. ‏

تقليل سقف صدور احتمالي گاز ايران به شرق امکان فعال شدن در اروپا را بيش از پيش افزايش داده است و اين ‏نکته ايست که گازپروم از نزديک تعقيب کرده و بشدت نگران آنست. همزمان، افزايش تلاشهاي اروپا براي عملي ‏ساختن انتقال گاز حوزه خزر و شمال افريقا به قاره قديم از طريق لوله موسوم به نابوکو اين فرصت را بخصوص ‏براي ايران و ترکمنستان فراهم ساخته که به رقابت با روسيه در بازار گاز اروپا بپردازند. اين بازار در حال ‏حاضر گرانترين بازار صادراتي گاز شيرين شده است. مقايسه قيمت 300 دلار براي هر هزار متر مکعب قيمت ‏گاز صادراتي روسيه با 70 تا 100 دلار بهاي گازصادراتي ترکمنستان نشان دهنده ميزان سوداوري اين بازار ‏وتوجيه کننده تلاشهاي گازپروم براي حفظ انحصاري ان است.‏

در مورد ترکمنستان هدف گازپروم تا حدودي موازي با برنامه هائي است که در قبال ايران در دست اجرا دارد. ‏مطابق بخشي از اين اينده نگري ها، گازپروم ترجيح مي دهد که گاز مازاد ترکمنستان يا براي صدور مجدد به ‏روسيه رفته و يا از طريق خط لوله ديگري به چين صادر شود. به اين دليل، چين نيز اخيرا بيش از پيش متوجه ‏بازار انرژي اسياس مرکزي و حوزه خزر شده و همکاري با روسيه را براي يافتن زمينه هاي مشترک و روشهاي ‏دست يابي به هدفهاي مشترک در اين منطقه افزايش داده است. پاره اي گمانه ها در ايران بر اين است قطع ‏صدور گاز ترکمنستان به ايران در اول ماه ژانويه از جمله نتايج همکاري هاي سياسي چين و روسيه بوده است.‏

فارغ از مستند شدن و يا نشدن اين دعاوي، تيره شدن روابط دوستانه ايران و ترکمنستان ميتواند زمين سازي شده و ‏مستقيما نتيجه اقدامات پنهاني همسايه شمالي باشد. اين تحول، که قطع صدور گاز ترکمنستان به ايران تا حدودي ‏هم علت و هم معلول آن بوده، در حالي صورت گرفت که افزايش صدور گاز ترکمنستان به ايران در دستور کار ‏دو کشور قرار داشت. در صورت تحقق افزايش صدور گاز ترکمن به ايران، دو کشور ميتوانستند در قالب ‏همکاريهاي دو جانبه و صدور گاز بيشتر وارزانتر به تامين منافع بيشتري دست يابند. ‏

در کنار برنامه ريزي براي خنثي ساختن ظرفيتهاي صدور گاز ايران به اروپا، منجمله ادامه تلاش براي نهائي ‏ساختن صدور گاز ايران به شرق با حد اکثر ظرفيت و در نتيجه عدم توجه جدي به بازار اروپا، تلاشهاي گاز ‏پروم در ساير زمينه ها نيز در جهت افزايش نفوذ در برنامه هاي توسعه و صدور گاز همچنان در حال در حال ‏پيگيري است. ‏

ديدار چند روز گذشته مدير عامل گاز پروم با وزير و مسئولان نفت و گاز ايران و ارائه پيشنهاد مشارکت در ‏بهره برداري و توسعه ميدان گازي پارس جنوبي و تشکيل شرکت مشترک گازي، بعنوان ديپلماسي روي پرده و ‏تنها بخشي از تلاشهائي است که روسيه و گاز پروم در بخش انرژي در ايران پيگيري ميکنند.‏

سر فصل هدفهائي که روسيه و گازپروم درارتباط با گاز ايران دنبال ميکنند عبارتند از:‏

‏1- سوق دادن ايران به بازارهاي صادرات گازشرق و خنثي ساختن هر کوششي براي حضور فعال ايران در ‏بازار گاز اروپا. در اين راستا، صادرات گاز از راه پاکستان به چين علي رغم هزينه هاي نجومي آن اخيرا ‏بعنوان گزينه تازه به افکار عمومي معرفي شده است.‏

‏2- معرفي ايران بعنوان تامين کننده غير قابل اطمينان. قطع اظطراري صدور گاز به ترکيه در نتيجه قطع واردات ‏گاز از ترکمنستان به تامين اين هدف کمک کرد.‏

‏3- تيره ساختن روابط ايران با همسايگان صادرکننده انرژي با هدف کاهش سطح همکاري مابين آنها

‏4- حضور فعال در مراکز تصميم گيري گاز از راه اجراي طرحهاي مشارکتي و منحرف کردن مسير طرخها در ‏صورت تقابل آنها با منافع استراتژيکي روسيه و گازپروم ‏

تامين هدف اخير که از راه اجراي طرحهاي مشترک با گاز پروم امکان پذير خواهد شد حضوراين موسسه ‏رابعنوان شريک خير خواه در تمامي مراکز تصميم گيري مربوط به گاز تضمين کرده و امکان تغير مسير طرحها ‏را در زمان لازم براي آنها فراهم ميسازد. تصميم توتال به پيروي از سياسنهاي دولت فرانسه براي کاهش ميزان ‏تعهدات در ايران در اندازه اي بسيار کوچکتر نقش احتمالي آينده گازپروم را در ايران ترسيم ميکند.‏

‎کاهش توليد افزايش مصرف‎

پايين نگاه داشتن سطح توليد گاز در ايران، يقينا به تامين هدفهاي دراز مدت گازپروم ياري ميدهد. اعلام داوطلبي ‏براي مشارکت در بهره برداري از پارس جنوبي و توليد گاز مايع ( که تکنولوژي آن همچنان از دسترس روسها ‏خارج است) در شرايطي که ايران در شرايط کنوني و بدليل اعمال تحريمها چسبيدن به طناب ترکيه را هم فرصت ‏غنيمت تلقي ميکند، به گاز پروم فرصت خواهد داد که ابتدا با توسل به تاکتيک تاخبر در اجراي طرح ( شبيه انچه ‏روسها در ساختن راکتور بوشهر بموقع اجرا گذاشته اند) تا حد امکان اجراي طرحهاي تازه وافزايش توليد را عملا ‏با مشکل روبرو سازند، و در مرحله بعد و پس از به نتيجه رسيدن غير قابل اجتناب طرح، محصول آن را در ‏مسير هائي قرار دهند که در تضاد با منافع بزرگتر آنها قرار نگيرد. ‏

ايران و روسيه در بهترين شرايط رقيبهاي استراتژيکي يکديگردر منطقه اند، اگر چه طبيعت اين روابط منافاتي با ‏همکاريهاي موضعي مابين دوکشور بخصوص در شرايط حضور عامل سوم ندارد. در مورد گازودر رابطه با ‏بازارهاي صادراتي آن، عليرغم سوء مديريت جاري که بر امور توليد و مصرف گاز حاکم است، ايران داراي ‏موقعيتهاي بالقوه فراوان براي تبديل شدن به يک توليد کننده بزرگ با ظرفيت صادراتي چشم گير منجمله دراروپا ‏است. موقعيت جغرافيائي ايران امکان همکاري با ساير توليد کننده گان گاز منطقه را نيز کاملا فراهم ساخته است: ‏نقشي که ترکيه بدون داشتن گاز مجدانه در تلاش ايفاي ان است و ايران از اجراي آن در حد اقل ظرفيت نيز ‏بازمانده است.‏

‏ تلاش روسيه و شرکت گاز پروم در ارتباط با ايران، نه در جهت همکاري خالصانه و تامين منافع محدود تجاري، ‏که متوجه تامين هدفهاي فرامنطقه اي اقتصادي- سياسي در اندازه هائي بسياربزرگتراست. دراين ارايش است که ‏دولت روسيه، يعني مالک عمده و کارفرماي اصلي گازپروم نيز علي رغم تاکيد بر دوستي و تفاهم فيمابين، در ‏جبهه هاي ديگر سياست هائي را پيگيري مي کند که در بهترين شرايط به سردي روابط با همسايگانش بيانجامد ‏‏(ايفاي نقش دوگانه در خزر).از اين لحاظ جاي تعجب نيست که کرملين يکروز طي روياروئي هسته اي با ايران ‏همراهي نشان دهد و روزديگر با خطرناک خواندن ايران و برنامه هاي توسعه اتمي و موشکي آن، در شوراي ‏امنيت عليه آن راي به تنبيه بدهد! ‏
‏ ‏

‏ ‏

‏ ‏

بازگشت به صفحه اول

ad_vertical.jpg
استفاده‌ غیر تجاری از مطالب «روز»‌ تنها بر اساس پروانه‌ کریتیو لایسنس و به‌ طور مشروط آزاد است.