تخيل زنانه و 8 مارس
طلعت تقي نيا - پنجشنبه 16 اسفند 1386 [2008.03.06]

آنچه امروز پس از گذشت يکصد سال زنان سراسر جهان را وامي دارد که 8مارس (روز جهاني زن) را پاس دارند نه فقط خود اين مناسبت فرخنده بلکه آرزويي تاريخي است که هر لحظه در وجود ما زنان زبانه مي کشد براي خواستن و داشتن "روزي" و "فضايي" از آن خود، تا هوشيارانه بتوانيم به موقعيت و زندگي خود نگاه کنيم، نگاه و قضاوتي منصفانه و به دور از همه ي تعريف ها و تمجيدها و ستايش هاي بيهوده از زنانگي مان، به دور از قهرمان سازي و جنجال، به دور از نقش و وظايفي که جامعه و سنت براي مان رقم زده اند.
با تخيل زنانه روزي را، فضايي را، اتاقي را، حقوقي را از آن خود دانستن؛ آنگاه که در کنار زنان ديگر، فراتر از مرزها و ايدئولوژيها، خواسته هايت را بدون ترس و واهمه بگويي، مطالباتت را طلب کني، و راه دست يابي به آرزوهايت را بيابي.
سخن بر سر اين روز و آن روز نيست. بر سر نابرابري و تبعيض است، حرف در باره زناني است که "پدر خوانده" و "آقابالاسر" نمي خواهند. حرف بر سر اين است که زناني که شصت وسه درصد شان به دانشگاه مي روند ديگر در ديروز نمانده اند. آنها حقوق برابر مي خواهند، کار مي خواهند، زندگي انساني مي خواهند، مي خواهند به عنوان يک "انسان کامل" شناخته شوند و از حقوق شهروندي و مدني در جهان معاصر، بهره ببرند.
سخن بر سر مشارکت زنان برابري خواه است که در اين روز براي ايجاد خواهري جهاني با زنان سراسر دنيا و به منظور رسيدن به برابري و رفع ظلم و خشونت و بي عدالتي تلاش مي کنند.
يکي از مشکلات در ميان ما زنان نبود ارتباط است، يعني نداشتن ارتباط محکم و پويا بين جنبشها و ديگر فعالان مدني و همچنين عدم فعاليتهاي هماهنگ و مشترک. در حال حاضر اين کاستي تاحدودي با "کمپين يک ميليون امضاء" در حال جبران است اگر چه کمپين، نو پا و جوان است و ابتداي راه، اما با محوريت خواسته هاي حداقلي و مشخص (تغيير قوانين تبعيض آميز) به شدت در حال تلاش است و بر اين اساس، هر حرکت و فعاليت خرد و کلاني که بر مبناي اين هدف انساني باشد و به آزادي زنان بيانجامد با روي باز استقبال مي کند و به مشارکت وامي دارد.
زنان در سرتاسر جهان به خصوص در ايران تلاش مي کنند تا هم آوايي خود را با پاسداشت از "روز جهاني زن"، به خواهري جهاني پيوند دهند براي کاستن دردها و تبعيض ها. تمام زنان در همه جاي دنيا درد مشترکي دارند که همه مي دانيم ناشي از حاکميت پدرسالاري و قوانين تبعيض آميز است.
رفع قوانين تبعيضآميز به منظور ساختن جامعهاي به دور از خشونت و تبعيض و جنگ. کمپين يک ميليون امضاء در ايران، روش مناسبي براي رسيدن به اين اهداف است البته با گسترش و ارتقاء آگاهي از حقوق فردي و شهروندي همه ايرانيان.
کلان نگرها بر اين باورند که: هر جنبش و فعاليتي که قصد براندازي حکومت ها را نداشته باشد "ريشه اي" نيست و معتقدند حرکت هاي صلح جويانه اي مثل کمپين دردي را از زنان، دوا نمي کند! اما تخيل زنانه چيز ديگري مي گويد: به آدمي که از گرسنگي در حال مرگ است نمي توانيم بگوئيم تو منتظر بمان تا روز موعود فرا برسد و ما مسئله فقر را ريشه اي و براي هميشه حل کنيم!! زنان دردهاي مشترکي دارند که ناشي از حاکميت مرد سالارانه و قوانين تبعيض آميز است. همين درد مشترک، نقطه پيوندشان است. زنان بدنبال هويت زنانه و حقوق انساني خود به منظور دستيابي به جامعهاي که در آينده، زور و خشونت در آن نباشد و مرد و زن هر دو با هم جامعه را عاري از جنگ و خون ريزي و نابرابري، شرايطي را مهيا نمايند که بتوان در آن آزادانه و برابر زيست.
مادران ما در سال 1301 شمسي کمر همت بستند و اولين مراسم 8 مارس را در شهر رشت توسط انجمن "پيک سعادت نسوان" برگزار کردند. آنها با تاسيس مدرسه اي به نام پيک سعادت و نشريه اي به همين نام در جهت بالا بردن سطح آگاهي زنان کوشيدند. جمع همدل و همبسته ديگري از زنان ايراني به نام "بيداري زنان" در سال 1305 اقدام به برگزاري مراسم روز جهاني زن کردند و با اجراي نمايش "دختر قرباني" تاريخچه 8 مارس و اهميت جهاني آن را براي زنان بازگو کردند و اعلام کردند که: چه گونه زنان گارگر بافنده آمريکا در شهر نيويورک در سال 1857 خواستار افزايش دستمزد و کاهش ساعت کار شدند و چه گونه شجاعانه براي کسب مطالبات شان، در مقابل پليس، ايستادگي کردند و بسياري از آنان دستگير و حتا کشته شدند. از کلارا زتکين که تمام انرژي و استعداد خود را براي مردم زحمتکش به ويژه زنان به کار گرفت و به ابتکار و تخيل زنانه او بود که "هشت مارس روز بين المللي زنان" پشنهاد شد. زنان سراسر دنيا به مناسبت اين روز تاريخي با تظاهرات و ميتينگ ها در کشورهاي مختلف (چه به صورت علني و چه غير علني)، مطالبات بر حق خودشان را پي گرفتند تا سرانجام سازمان ملل در سال 1975، هشتم مارس "روز جهاني زن" را به رسميت شناخت.
در ايران پس از سقوط رضا شاه "تشکيلات دموکراتيک زنان ايران" تاسيس و به برگزاري مراسم روز جهاني زن اقدام کرد. اين جا هم از تخيل زنانه استفاده کردند و خانواده ها به گردش دسته جمعي دعوت مي کردند. شعر و خاطره و مقاله و... مي خواندند. موسيقي اجرا مي کردند و به بازگويي تاريخچه مبارزات زنان مي پرداختند. در 8 مارس 1331 هزاران زن و دختر، هم آوا و هم قسم شدند که براي استقلال و آزادي همراه برادران خود مبارزه کنند.
پس از کودتاي 28 مرداد تمام سازمان ها و احزاب سياسي منحل و جمعيت هاي زنان نيز بلطبع منحل شدند. در تمام دوران حکومت محمدرضا شاه روز 8 مارس به طور رسمي برگزار نشد. اگرچه احزاب زير زميني شدند و مبارزه از پا نيافتاد اما زنان ديگر رغبتي براي بزرگداشت اين روزِ از خود نشان نمي دادند و در نتيجه، همراه مردان براي "آرزوهاي کلان و آرمان شهري" و خواسته هاي کلان حرکت مي کردند.
پس از انقلاب درسال 1357، گرچه بار ديگر مراسم 8 مارس برگزار شد، اما در سال هاي بعد متاسفانه هيچ مراسم رسمي و عمومي به اين مناسبت برگزار نشد هرچند گروه هاي مختلف زنان دست از پاس داري اين روز برنداشتند و در تمام سالها در محافل و خانه هايشان اين روز را جشن مي گرفتند و از آرزوهايشان مي گفتند و هر سال شور و هيجان بيشتري پيدا مي کرد.
با آغاز زمزمه هاي اصلاحات و جامعه مدني، زنان حق خواه ايراني در سال 1378، بار ديگر برگزاري مراسم 8 مارس را از خانه ها بيرون کشيدند و پس از بيست سال به عرصه عمومي ارتقاء دادند. (1)
مراسم روز زن سال 1378 در سالن "شهر کتاب" به همت نشر توسعه و نشر روشنگران و جمعي از زنان مستقل برپا شد و از دل آن "مرکز فرهنگي زنان" روييد که در سال 1379، مراسمي بزرگ را تدارک ديد.
از آن سال تاکنون در دانشگاهها و مراکز دانشگاهي و فرهنگي، زنان توانستند توجه فعالان دانشجويي و ديگر فعالان اجتماعي را به خود جلب و بر تعداد و کيفيت برگزاري مراسم اين روز تاريخي بيفزايند.
در سال 1379 مراسم روز 8 مارس با برپايي در انجمن ها، فرهنگ سراها و مراکز مختلف تهران، شهرهاي اصفهان، تبريز، ورامين، سمنان، زنجان، سنندج و در ميان زنان زنداني تبريز بر گزار شد و توانست اهميت خود را به عنوان "روزي از آن زنان" به صورت عمومي نشان دهد. از آن زمان تاکنون خوشبختانه هرسال اين مراسم با استقبال گسترده تر زنان و دانشجويان روبرو شده است.(2)
در سال 1381 "مرکز فرهنگي زنان" به مناسبت روز جهاني زن براي نخستين بار پس از سال 1358 تجمعي اعتراضي در پارک لاله برگزار کرد. اين تجمع براي اعتراض به نابرابري و جنگ، و آرزوي برقراري برابري، صلح و عدالت در سطح جهان بر پا شد و اولين تجمعي بود که بيرون از سالن ها و به شکلي اعتراضي برگزار مي شد.(3)
در سال 1382 مرکز فرهنگي زنان، کمپين 6 ماهه اي با موضوع خشونت عليه زنان را از شهريور آغاز کرد و با گروه هاي مختلف براي عمومي کردن مسئله خشونت عليه زنان شروع به کار کرد که نقطه پايان آن تجمع 8 مارس در پارک لاله با مضمون خشونت عليه زنان بود
اين تجمع به رغم آن که لغو مجوز شد، اما با حضور فراخوان دهندگان و شرکت کنندگان برگزار شد. هرچند ساعتي پس از تجمع برخي از شرکت کنندگان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
از صدها و هزاران دستاورد کوچک و بزرگ اين روز جهاني (که معرفي يک به يک آن از ظرفيت اين مقاله کوتاه خارج است) مي توان به نهادسازي توسط زنان اشاره کرد. نمونه عالي اين امر، ايجاد و سپس استمرار جايزه فرهنگي و معتبر "تنديس کتاب صديقه دولت آبادي" و کتابخانه صديقه دولت آبادي است که در سال 1383 آغاز به کار کرد و پس از تداوم چندين ساله، اکنون به نهادي مستقل و خودبنياد، ايستاده بر پاهاي استوار خود، تبديل شده است.
درسال 1384 اوج برگزاري 8 مارس اين بار در پارک دانشجو در تهران بود. در اين روز "اتحاد و هم ياري" که در روز جهاني زن يک سنت محسوب مي شود بين "حرکت هواداران جهاني زنان" و "هم انديشي فعالان جنبش زنان" و ديگر نهادها و سازمان ها به رغم گرايش هاي فکري و عقيدتي به وجود آمد و صحنه باشکوه و زيبايي را در تاريخ رقم زد. اگر چه در پارک دانشجو (برخلاف سال هاي گذشته که در پارک لاله بر گزار مي شد) توهين و ضرب و شتم نيروي انتظامي بسيار شديد و خشونت آميز بود و همه زنان را غافگير کرد؛ اما جنبه مهم قضيه که يکي از هدف هاي روز جهاني زن است به بار نشست! يعني جامعه و مسئولين وادار شدند که زنان را ببينند و مطالباتشان را بشنوند و بدانند که اين فضاي شهري متعلق به زنان هم است. (4)
پس از آن برگزاري 8 مارس در سال 1385 با تجمعي در برابر مجلس شوراي اسلامي همراه بود که در اين تجمع نيز تظاهرکنندگان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و بازداشت شدند. اما اين تجمع به رغم ممانعت هاي شديد و دستگيري اکثر فراخوان دهندگان تجمع 8 مارس (در 13 اسفند)، به همت عمدتا دختران جوان و فعالان نوپاي جنبش زنان برگزار شد و همان ها نيز هزينه آن تجمع را پرداخت کردند به طوري که دو تن از زنان جوان بازداشت شده در اين تجمع، محاکمه و احکام تعليقي دريافت کردند.
چنين بود که برگزاري روز جهاني از فرهنگ سراها و سالن هاي سر پوشيده به پارک ها و خيابانها رسيد و به حوزه عمومي و افکار مردم تا حد قابل قبولي نفوذ کرد و به جامعه هشدار داد. اما مردسالاران حتي تحمل شنيدن مطالبات زنان در يک روز را نداشتند و آنگونه شد که با باتوم و تحقير و کتک و گاز اشگ آور پذيرا ي زنان شدند.
بخش زيادي از مردان و زنان ايراني همچنان با اين روز و فلسفه وجودي آن، آشنا نيستند. برخي مسئولان زن نيز، پاسداشت اين روز را بيهوده و موازي کاري با روز رسمي زن در ايران مي دانند. (5) تعداد تشکل هاي زنانه اي که به مسائل زنان مي پردازند و به طور خاص به اين مسائل علاقه نشان مي دهند زياد نيست. هنوز مسائل زنان زير سنگيني نگاه هاي کلان و آرمان شهري قرار دارد. در عرصه عمومي نيز هم چنان گمنام باقي مانده، در تقويم هاي رايج هم اسمي از اين روز جهاني ديده نمي شود و در رسانه هاي عمومي از نام بردن اين روز جهاني امتناع مي ورزند با اين همه محدوديت اما تخيل زنانه با گفتمان هاي زنانه و تحرکات خود، اين روز را از گمنامي و فراموشي بيرون کشانيد و به اقشار قابل توجهي از زنان شناساند.
طيفي از موانع و محدوديت هاي آشکار و پنهان نيز وجود دارد (از مجوزندادن به برنامه ها، نداشتن مکان و حتي خيابان، و جلوگيري از مراسم در دانشگاهها و درگيري هاي خياباني و دستگيري و غيره) و در نتيجه، برگزاري اين روز همچنان مغضوب مسئولين مردسالار با بن بست هاي شديد روبروست. با همه اين فشارها و ممانعت ها، فعالان زن توانسته اند روز جهاني خود را و جايگاه معتبرش را در ميان روزهاي سال حفظ کنند و نويد بخش بر آوردن آرزوهاي زنان و تغييراتي در وضعيت آنان باشد.
در حال حاضر موضوع زنان به عنوان يک مشکل اجتماعي و معضل عمومي به رسميت شناخته شده است. وقتي مسئولين مي گويند: ما با مطالبات شما مشکلي نداريم در واقع تائيدي بر قبول و به رسميت شناختن مشکلات زنان برابري خواه است. زن آگاه ايراني ديگر نمي تواند وضعيت نابرابر و سراپا تحقيرآميز را تحمل کند در نتيجه، از پا نمي نشند. روز از نو، دوباره به خانه ها، از خانه ها به کوچه ها و خيابان ها و دوباره صدا و تخيل، زيرا به "روزي از آن خود" و "اتاقي براي خود" اعتقاد و نيازمندند.
پانوشت ها :
1- مرکز فرهنگي زنان در يک نگاه (نامه زن، شماره صفر)
2- خبرنامه مرکز فرهنگي زنان (نامه زن، شماره 1)
3- ميتينگ اعتراضي زنان ايراني در پارک لاله (فصل زنان، شماره 3) نوشين احمدي خراساني
4- خبر نامه مرکز فرهنگي زنان _ نامه زن شماره 5 (آلبوم هم بستگي 22 خرداد)
5- منيره نوبخت، رئيس شوراي فرهنگي _ اجتماعي زنان (مجله زنان شماره 141)
منبع: مدرسه فمينيستي
