شرم آور است
اعتراض به حکم زندان يعقوب يادعلي - سه شنبه 7 اسفند 1386 [2008.02.26]

شهرام رفيع زاده
تشديد حکم يعقوب يادعلي، داستان نويسي که دادگاه تجديد نظراستان کهگيلويه و بوئراحمد حکم زندان تعليقي او را به اتهام داستان نويسي به يک سال زندان تعزيري تبديل کرد، با اعتراض نويسندگان و هنرمندان ايراني مواجه شده است.
همزمان يعقوب يادعلي در اولين اظهار نظر رسمي اعلام کرد: "گناه من عشق به ادبيات و داستان است".
يعقوب يادعلي نويسنده رمان "آداب بي قراري"، و مجموعه داستان هاي "حالت ها در حياط" و "احتمال پرسه و شوخي" و برنده چندين جايزه ادبي روز گذشته با انتشار يادداشت کوتاهي در روزنامه کارگزاران به محاکمه و تشديد حکم خود اعتراض کرد.
او گناه خود را "عشق به ادبيات و داستان" اعلام کره و نوشت: "نميدانم مصائبي که در يک سال اخير بر من رفته است را با چه ملاک و معياري بايد بسنجم؟ بارها در اين يک سال از خود پرسيدهام چه اتفاقي دارد ميافتد؟ من به چه سبب بارها و بارها بازجويي شدم، به زندان رفتم، از کارم اخراج شدم، تحت شديدترين فشارها قرار گرفتم و سراسر يک سال گذشتهام با بحران و در بحران گذشت و هنوز هم ميگذرد".
يعقوب يادعلي در ادامه ياداشت خود با طرح اين پرسش ها که "بهاي کدام خلاف ناکرده را پرداخت ميکنم؟ بالا رفتن از ديوار مردم؟ دزديدن مال غير؟ کشيدن چک بيمحل؟ يا..." تاکيد کرده که: "من فقط يک داستاننويسم".
او همچنين نوشته: "من کنجي نشستهام و داستانم را مينويسم، با هزار اما و اگر و بالا و پايين و جان کندنهاي براي معاش. گناه من فقط عشق به ادبيات و داستان است، عشق به نوشتن؛ و زندگي با داستان و کتاب و قلم".
اين داستان نويس 37 ساله که به اتهام نشر اکاذيب از طريق داستان نويسي به يک سال زندان محکوم شده تاکيد کرده که: "گناه من عشق به اکاذيب داستاني است.اگر با عشق به اينگونه اکاذيب محکومم به زندان بروم، اگر دوست داشتن دروغ داستان جرم است، حاضرم هزار بار و هزارباره مجرم باشم. آري، اينگونه، من مجرمم".
اعتراض محمود دولت آبادي
روزنامه هاي ديروز تهران واکنش برخي از نويسندگان و چهره هاي هنري به محاکمه اين داستان نويس و تشديد حکم او را منتشر کردند.
محمود دولت آبادي نويسنده سرشناس ايراني يکي از معترضان به محاکمه يعقوب يادعلي است.دولت آبادي طي يادداشتي در روزنامه اعتماد از "کشاندن داستان خيالي به زندگي عيني" انتقاد کرد و نوشت: "سالي مي گذرد که مي شنويم نويسنده (آقاي يعقوب يادعلي) موضوع پرونده يي شده است که به آثار او مربوط مي شود؛ اکنون مي شنوم که ناگهان دادگاه تجديدنظر - بدون حضور متهم پرونده و بدون حضور وکيل پرونده - حکم را تشديد کرده است و از مدت حبس تعليقي که حدود چهل روز آن را نويسنده متحمل شده، به يک سال حبس تعزيري افزون کرده است. در حالي که در پرس وجوهاي من دادگاه تجديدنظر در فقدان متهم يا وکيل او مي تواند حکم پيشين را تخفيف دهد يا آن را - اصطلاحاً - ابرام کند و نه تشديد".
نويسنده رمان کليدر در ادامه باشاره به اينکه "انتظار مي رفت در مدت زمان گذشته، موضوع اين پرونده با کدخدامنشي که ارائه دلايل وکيل مدافع اين امکان را دراختيار مي گذاشت و مي گذارد، فيصله يابد" مي نويسد: "در آن وجه کدخدامنشانه ممکن مي بود نماينده مدعي العموم با نماينده يي از اهل قلم و نماينده يي هم از وزارت ارشاد اسلامي که به کتاب هاي مورد بحث مجوز چاپ و پخش (آن هم در تيراژ معدود) داده است با يکديگر بنشينند و مشکلي نه چندان دشوار را حل کنند. اما متاسفانه سنت هاي نيکوي جامعه ما چنان لگدمال بهانه هاي سنتي نما شده است که گويي اين مردم هيچ پيشينه يي در امور و اداره امور زندگي شان نداشته اند، باري... اکنون که ماجرايي ساخته و قطعي شده و مصنوع بودن آن از بر ساختن يک شاکي خصوصي که بعد از تنظيم شکوائيه وارد پرونده شده است و حکمي که بي حضور وکيل مدافع و بي حضور فرد موضوع شکايت تشديد شده و قطعيت مي يابد، راه حلي باقي نمي ماند جز اينکه از مقام اول قضايي کشور و نماينده ايشان در محل درخواست شود که حکم را بازنگري و لغو کنند".
وي ضمن تاکيد بر درخواست لغو حکم صادر شده براي يعقوب يادعلي به مقام هاي قضايي يادآوري مي کند که با لغو حکم صادره مي توانند "يک موضوع بسيار کوچک از يک کتاب داستاني خيالي را به ميدان عينيت نکشانند و آن را به يک دمل تبديل نکنند".
محمود دولت آبادي با تاکيد بردر خواستش که لغو حکم يعقوب يادعلي است، مي نويسد: "اين درخواست من است از مقامات محترم قضايي، يعني خواهش از جانب نويسنده يي که همه عمر خود را سر در کار تشخص بخشيدن به همه اقوام ايراني در آثارش داشته و همواره آزادي در حمايت قانون را خواستار بوده است و اگر اين خط نوشته مي شود اعتراض به خلاف عهد قانون است که در مورد آقاي يعقوب يادعلي - متاسفانه- در دادگاه تجديدنظر اعمال شده و نيز خواسته کسي است که تاکيد دارد موضوعي ساده و حل شدني به يک دمل تبديل نشود".
نا امني براي نويسندگان
کيومرث پور احمد فيلمساز برجسته ايراني هم که پيشتر اعلام کرده حاضر است فيلمي از رمان آداب بي قراري يعقوب يادعلي بسازد، طي يادداشتي در روزنامه کارگزاران ديروز اعلام کرد که: "به نظر من نفس اين اتهام و محاكمه و محكوميت وجهه قانوني ندارد و خيلي بياساس به نظر ميرسد". به گفته پور احمد "كتابي در چارچوب موازين وزارت ارشاد به بازار آمده و نويسنده او را بازداشت كردهاند. داستان عجيبي است. اتهاماتي كه به او زده شد، به نظر من واهي است".
پور احمد در ادامه نفس محاکمه يک داستان نويس به دليل نوشتن داستان را "توهم" ناميده و نوشته: "حاصل آن هم چيزي جز ايجاد جو ناامني براي نويسندگان نيست". به گفته وي "حكمي كه براي يعقوب يادعلي دادهاند فقط باعث خودسانسوري بيشتر نويسندگان و هنرمندان ميشود. حكمي كه براي يعقوب يادعلي دادهاند باعث سردرگمي نويسندگان و تشديد و رواج بيشتر دورويي ميشود". پور احمد در ادامه تاکيد کرده که: "جفاي بزرگي به اهل قلم است اين حكم. و آخرش هم چيزي جز مظلوميت بيشتر اهل قلم نيست".
پور احمد با اشاره به اينکه "من خودم از اول در جريان پرونده او بودهام. نميدانم دوباره چه شده كه براي او يك سال حبس صادر كردهاند" تاکيد کرده که: "اين حكم به هيچ وجه براي او عادلانه نيست. اين حكم لطمههاي زيادي به اهل فرهنگ ميزند".
وي سپس به آثار زيانبار چنين احکامي براي قوه قضائيه اشاره کرده و نوشته: "موافقان نظام قضائي را مخالف ميكند و مخالفان آن را دشمن ميكند. اتهامي كه به يعقوب يادعلي زده شده بر اساس يك توهم شخصي است و هيچ مبناي خردمندانهاي ندارد".
حکم شرم آور
مديا کاشيگر و امير حسن چهلتن دو نويسنده ديگرهم که هر کدام صاحب چندين عنوان رمان و داستان هستند، ديروز در گفتگوهايي با روزنامه اعتماد ملي نسبت به محاکمه و صدور حکم زندان براي يعقوب يادعلي اعتراض کردند.
مديا کاشيگر نويسنده و مترجم به اين روزنامه گفته که از صدور چنين حکمي تعجب کرده و يادآور شده: "دادگاه تجديدنظر تا آنجايي كه از آن مطلع است، ميتواند در حكم تخفيف بدهد و به نظرش اين نوع تشديد يك حكم بيسابقه است". کاشيگر هم چنين گفته: "ما نميتوانيم به يك داستان كه براساس خيال نوشته ميشود و كاملا غيرواقعي است و با استناد به رفتار قهرمانهاي يك اثر تخيلي نويسنده يا آدمي را محكوم كنيم كه كاملا عجيب و غريب است. اگر به اين سبك و سياق بخواهيم جلو برويم، چون فلان قهرمان فلان نويسنده دچار خطايي شده است، بايد نويسندهاش به زندان برود. مثلا قهرمان چاقوكشي ميكند سپس نويسنده مرجع اين كار است و بايد محاكمه شود".
او با اشاره به اينکه پروندههاي خاص نياز به نظر كارشناسي دارد اما در اين مورد هرگز با نظر كارشناسي ادبي روبهرو نشده است، افزوده: "اگر در اين رمان نفرت، كينه و موارد منفي ديگر ترويج ميشد، حكم قابل قبول بود، در صورتي كه قهرمان آداب بيقراري از چنين وضعيتي برخوردار نيست".
روزنامه اعتماد ملي هم چنين از قول امير حسين چهلتن يکي ديگر از داستان نويسان سرشناس کشور تنها يک جمله در خصوص صدور محاکمه و صدور حکم زندان براي يعقوب يادعلي به اتهام داستان نويسي نوشته: "بسيار شرمآور است".
